معرفی مجموعه آثار سه جلدی شهید روحانی تاسوکی

معرفی مجموعه آثار سه جلدی شهید روحانی تاسوکی؛ حجت الاسلام والمسلمین نعمت الله پیغان

ادامه نوشته

حبیب دلها، پهلوانی از سیستان و بلوچستان

 سیستان هم قطعه‌ای از خاک مقدس ایران است که در دوران دفاع مقدس مردانی از این خطه ظهور کردند که نه همچون رستم در قالب افسانه بلکه در واقعیت، دلاوری‌های آن‌ها بر جریده تاریخ ثبت شده است. با هم زندگی و سرنوشت درخشان یکی از این پهلوانان را مرور می‌کنیم.
این روایت درباره سرداری است که به خوبی می‌دانست دنیا برای اهل دنیا فانی است و خوب می‌دانست که دل زلال خویش را بایستی با کوله‌باری ناخسته در جاده دنیای آخرت سوق دهد.
سردار شهيد حاج حبيب لك‏زايى مردی بود که جان را بس شیرین و نه تلخ در کام میدان مین و خط مقدم می‌برد. بزرگمردی که با آشتی خون خود با خاک، سجاده‌ای بنام ایثار را به وسعت هستی، برای خواندن نماز پهن نمود.
در اوج سادگی قله‌های غرور و تفاخر را یکی پس از دیگری فتح نمود و بر قله رفیع پایداری و استقامت با نگاهی عاشقانه با معشوق خود به سخن پرداخت. سرداری که از کانون گرم خانواده و نگاه شیرین فرزند خود دل کند و خود را واجبی عینی در عرصه دفاع از میهن دید.
بهایی که در هر بازار معرفتی ارزش خود را به معرض نمایش می‌گذارد و در خرید هر جانی قدرت دادن قیمت را ناخودآگاه در دل عموم قرار می‌دهد. 

ادامه نوشته

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره‌ی ملّی شهدای استان سیستان‌و‌بلوچستان

شما وقتی‌که می‌آیید میگویید که یک بچّه‌ی سنّیِ یازده دوازده‌ساله در شلمچه برای دفاع از جمهوری اسلامی به شهادت میرسد، این بزرگ‌ترین خبر از وحدت و همدلی شیعه و سنّی در سیستان و بلوچستان است؛ این ‌چیز کوچکی نیست، این مسئله‌ی خیلی مهمّی است! وقتی‌که فرض بفرمایید فلان مولویِ سنّی به‌خاطر دفاع از جمهوری اسلامی مورد تهاجم دشمن قرار میگیرد و به‌دست ضدّ انقلاب به شهادت میرسد، اینها را باید بزرگ کنید، اینها را باید برجسته کنید، نمایان کنید؛ چنین ‌چیزهایی ما داشته‌ایم در سیستان و بلوچستان. این خیلی مهم است که شما در این استان، این وحدت حقیقی و واقعی را به نمایش بکشید، نشان بدهید به مردم؛ راهش هم همینهایی است که این سردار محترم بیان کردند؛ یعنی همین کارهای فرهنگی گوناگون، از تهیّه‌ی کتاب و خاطره و متاعهای فرهنگی؛ چه آنچه مربوط به هنر تصویری است، چه آنچه هنر صوتی است، و امثال اینها. از همه‌ی اینها استفاده کنید، این حقیقت را مجسّم کنید، مشخّص کنید، که همه ببینند که در جمهوری اسلامی برادران شیعه و سنّی در کنار هم در دشوارترین میدانها حضور پیدا میکنند. 

ادامه نوشته

"محبت" از نظر ملاصدرا سرّی از اسرار خداوند در قلوب بندگان است

دکتر شریف لک زایی در ابتدای این نشست با بیان اینکه یکی از مباحث مهم فلسفه سیاسی که در دوره معاصر کم­تر بر آن تأکید شده موضوع محبت و دوستی است، گفت: این موضوع جایگاه مهمی در فلسفه سیاسی دارد، اما در دوره معاصر کم­تر به آن پرداخته شده است. تا آنجا که من مطلع هستم به زبان فارسی تنها پنج مقاله منتشر شده است که آن هم بیشتر در حوزه مباحث فلسفه و اندیشه سیاسی مغرب زمین است. از این رو این بحث نیازمند توجه بیشتری است.

ادامه نوشته

به یاد شهید حاج غلامعلی خدری؛ جانباز، پدر شهید و انقلابی قبل از انقلاب

حاج غلامعلی خدری، بیست و پنج ماه در جبهه‏ های نبرد حق علیه باطل حضور داشته و علاوه بر این‌که جانباز و پدر دو شهید است، دوستی دیرینه‏ ای با سردار شهید حاج حبیب لک‏زایی داشته است. ایشان هشتادوپنج سال دارد و علی‏رغم این‌که شیمیایی هم شده، اما مشغول کشاورزی است. آنچه در پى مى‏آید مصاحبه‏ با این انقلابی سرفراز و سرباز انقلاب درباره حبیب دل‌هاست.

 

....................

حالا اما حاج غلامعلی خدری که من به او حاجی میگفتم، بین ما نیست. حاجی متولد 1307 بود و این مصاحبه در سال 1392 با ایشان انجام شده که در آن به گوشه هایی از زندگی خودشان هم اشاره دارند. آخرین بار، ماه مبارک امسال توفیق داشتیم خدمتش برسیم. خدایش رحمت کند. اسفند 1395 از دنیا رفت و کاممان را تلخ کرد.


پیام تسلیت حجت الاسلام والمسلمین دکترنجف لک زایی هم بعد از مصاحبه آمده است.

ادامه نوشته

ارتقای دکتر شریف لک زایی به مرتبه دانشیاری

 


از سوی هیأت ممیزه مشترک مراکز و موسسه های آموزش عالی و پژوهش حوزوی ـ دانشگاهی «جناب آقای دکتر شریف لک زایی» از مرتبه استادیاری به مرتبه دانشیاری ارتقا یافت.


با تبریک و آرزوی توفیقات بیشتر برای ایشان

رمز قرآن از حسین آموختیم

تار ما از زخمه اش لرزان هنوز

تازه از تکبیر او ایمان هنوز

ای صبا ای پیک دور افتادگان

اشک ما بر خاک پاک او رسان

ادامه نوشته

گفتاری در گونه شناسی ادبیات اسارت؛ تاسوکی؛ سند ماندگار مظلومیت

در اواخر اسفند 1387 در مراسمی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که به منظور بزرگداشت سومین سالگشت شهدای فاجعه تاسوکی برگزار شد، از کتاب تازه منتشر شده «تاسوکی؛ خاطرات یک گروگان» ـ که الان به چاپ پنجم رسیده ـ هم رونمایی شد. این کتاب حاوی خاطرات رضا لک­زایی است که در 25 اسفند 1384 در فاجعه تروریستی خونین تاسوکی به گروگان گرفته شد. نویسنده در آن زمان دانشجوی کارشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان بود که پس از یکصد و پنجاه روز از اسارت تروریست­ها آزاد شد و به میهن اسلامی بازگشت. تروریست­ها در شامگاه 25 اسفند 1384 در حالی که لباس مبدل نیروی انتظامی را بر تن کرده بودند در منطقه تاسوکی (95 کیلومتری جاده مواصلاتی زابل به زاهدان) با برقراری ایست و بازرسی جعلی، جمعی از هموطنان را به گلوله بستند و با به شهادت رساندن 22 نفر هفت تن را نیز به گروگان می­برند. به رغم ادعای کذب تروریست­های شرور، در میان شهدا تعدادی دانش­آموز، طلبه، دانشجو، خبرنگار، معلم، کاسب، بازنشسته و ... حضور داشتند. متن پیش روی، سخنرانی سید علیرضا حسینی عارف، مدیر عامل خبرگزاری اهل بیت(ع) ابنا در این مراسم است که از نظرتان می­گذرد.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام علی سيدنا محمد و آله الطيبين الطاهرين و لعنة الله علی اعدائهم اجمعين.

 

با سلام خدمت تمامی حضار، سالروز ولادت پیامبر اعظم(ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع) و هفته وحدت را خدمت شما تبریک عرض می‌کنم و سومین سالگرد شهدای مظلوم تاسوكي را خدمت خانواده‌های معظم این شهدا تبریک و تسلیت می‌گویم.

 

به کتاب تاسوکی ؛ خاطرات یک گروگان از منظر‌های متفاوت مي‌توان نگاه کرد و در مورد اين کتاب از جنبه‌های مختلف می‌توان صحبت کرد. مثلاً درباره "گونه‌شناسی" این کتاب می‌توان بحث کرد که این در کدام گونه ادبی قرار می‌گیرد ؛ در مورد "نثر" این کتاب می‌توان صحبت کرد ؛ در مورد "کيفیّت نشر" این کتاب می‌توان صحبت کرد ؛ در مورد "ضمائم و پیوست‌ها"ی این کتاب مي‌شود حرف زد ؛ و همچنین در مورد "اهمیت" این کتاب و نقشی که در حال حاضر و آینده خواهد داشت. من در اين فرصت، كمي درباره ژانر كتاب تاسوكي و مقداري هم درباره ويژگي‌هاي مختلف آن صحبت مي‌كنم.

 

 

 

گونه‌هاي ادبي

 

در مورد گونه‌های ادبی، تقسیم‌بندی‌های متعددی صورت گرفته. شايد قدیمی‌ترین اين تقسيم‌بندی‌ها مربوط به «ارسطو» باشد. او گونه‌های ادبی را به پنج گونه‌ي "حماسی"، "غنایی"، "هجو"، "کمدی" و "تراژدی" تقسيم كرد. شما همه فرهیخته، اهل فن و اهل کتاب و نوشتن هستید و می‌دانید که این تقسیم‌بندی‌ها در طول زمان، هم گسترش طولی و هم گسترش عرضی پيدا كرد ؛ یعنی گونه‌ها و زيرگونه‌هاي دیگری به آنچه ارسطو نام برد اضافه شده است. مثلاً گونه‌هايي مانند "کودک و نوجوان"، "ادبیات عامه‌پسند"، "شرح‌حال‌نویسی"، "ادبیات ژورنالیستی" و "ادبیات فمنیستی" گونه‌هایی هستند که در عرض پنج گونه اول ایجاد شده‌اند. هر كدام از اينها هم زیرگونه‌هايي پیدا کرده‌اند. این گسترش طولی و عمقی ـ مانند تمام علوم و فنون ديگر ـ در دوران مدرن بيشتر شد و شما مشاهده می‌کنید که زیرگونه‌ها هم به مرور زمان خرد شدند و ریز شدند، و اكنون با گونه‌ها و ژانرهای ادبی زیاد و متنوعی مواجه هستیم.

 

 

 

ادبيات جنگ

 

بنابر تقسیم‌بندی‌هايي كه گذشت می‌توان کتاب تاسوکی ؛ خاطرات یک گروگان را در دو گونه ادبی جای داد: در گونه "ادبیات جنگ" (که ما در ایران به نام ادبیات مقاومت يا ادبیات پایداری از آن ياد مي‌كنيم) ، یا در گونه "شرح حال‌نویسی" که ژانري قدیمی است و زیرگونه‌هایی مانند "خاطره‌نویسی" و "سفرنامه نویسی" هم دارد.

 

البته اینجا بحث دیگری هم هست که آیا ادبیات جنگ، گونه‌ای مستقل است يا يك زيرگونه؟ اگر بخواهيم به تقسیم‌بندی ارسطو وفادار باشيم بايد ادبیات جنگ را زيرمجموعه‌ي ادبیات حماسی بدانیم چون در آن از جنگ و کشتار و قهرماني‌ها روايت مي شود. برخي هم ادبيات جنگ را يك گونه تلفيقي از دو ژانر "حماسي" و "تراژدي" مي‌دانند. بهرحال اين ادبیات هم زیر‌گونه‌هایی دارد؛ مانند "ادبیات جنگ‌کردگان" يعني کسانی که مستقيماً در میدان جنگ حضور داشتند، "ادبیات اردوگاهی"، "ادبیات اسارت"، "ادبیات جانبازان" و "ادبیاتي كه به آثار و پیامدهای بعد از جنگ مي‌پردازد". مثلاً فیلم‌نامه‌ آژانس شیشه‌ای را می‌توان در ادبیات جانبازان یا ادبیات دوران پس از جنگ جاي داد.

 

حال هر کدام از این گونه‌ها را می‌توان در شکل‌ها و قالب‌هاي مختلف ارائه داد؛ یا به شکل "مستند" يا به شكل "ژورنالیستی و  گزارشگری" و يا به قلم "داستانی". در قالب داستانی هم، شكل ارئه مي‌تواند مختلف باشد؛ مثلا حقايق به شکل پازل‌هایی در کنار هم قرار گیرند و جاهاي خالی با تخیّل پر ­شود که در اين صورت شکل "رمان" به خود خواهد گرفت، يا آنكه سعي شود حتی‌الامكان يك اثر رئاليستي و واقعي خلق شود و از تخيل و گمانه‌زني پرهيز شود.

 

هر كدام از اين قالب‌ها را هم باز می‌توان به دو شكل ارائه کرد: یا به صورت مستقیم و از قلم خود شخصی که در آن اتفاق ـ يعني در آن جنگ، اسارت، یا تبعات پس از جنگ ـ حضور داشته است؛ يا به شكل غير مستقيم از طريق روش‌هايي مانند مصاحبه.

 

 

 

چند نمونه

 

مثلاً کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ نوشته «اوريانا فالاچی» یک نمونه بارز از ادبیات جنگ است که به شکل مستقیم، رئالیستی، ژورنالیستی و گزارش‌گرانه ارائه شده است.

 

در ادبیات خودمان، کتاب مشهور حماسه یاسین نوشته «سيد محمد انجوی‌نژاد» یکی از کتاب‌های ادبيات دفاع مقدس است كه حتی سعی کرده که جزئیات، نام اماکن و حتی تعداد تجهیزاتی که استفاده شده را هم بیاورد و تلاش كرده كه مستند و واقع‌گرایانه باشد.

 

نمونه جالب ديگري كه شبيه كتاب مورد بحث ما هم هست كتاب پرونده یک گروگانگیری يكي از آثار «گابریل گارسيا مارکز» نويسنده شهير كلمبيايي است. اين کتاب که سال 1996 منتشر شده و من حدود 9 سال پیش آن را مطالعه كردم، دقیقاً مثل کتاب تاسوكي است که چند نفری در اختلافات داخلی کلمبیا و با هدف منافع سیاسی و اخاذی، گروگان گرفته شده‌اند و شرح حال دوران سخت اسارت آنهاست. فرق كتاب ما با كتاب ماركز اين است كه اینجا خود گروگان، این خاطرات را نوشته ولی آنجا، نويسنده با خبرنگارانی كه گروگان گرفته شده بودند مصاحبه کرده و این کتاب را تدوین نموده است.

 

ژانر كتاب تاسوكي

 

با توجه به بحثی که صورت گرفت، می‌توان کتاب تاسوکی ؛ خاطرات یک گروگان را هم در زيرگونه "ادبيات اردوگاهی و اسارت" از ژانر "ادبیات جنگ" قرار داد ؛ و هم در زيرگونه "خاطره‌نویسی و سفرنامه نویسی" از ژانر "شرح‌حال نويسي". در صورت دوم، خیلی سریع‌تر به مقصدمان که شناخت گونه ادبي کتاب است خواهیم رسید. این مطالبی بود در مورد گونه‌شناسی اين كتاب.

 

 

 

ويژگي‌هاي اين كتاب

 

اما در رابطه با اهمیت و ویژگی این کتاب هم حداقل می‌توان به شش تا هفت مورد اشاره كرد:

 

1.                 نويسنده كتاب: به نظر من، مهم‌ترین مسأله در مورد ویژگی‌های این کتاب، خود نويسنده کتاب است. شما در نظر داشته باشيد كه «آقای رضا لک‌زایی» با چه شرایط سختی روبرو بوده اما شروع به يادداشت‌برداري براي این کتاب كرده است. اولاً در غربت و اسارت و دور از خانواده بوده؛ ثانیاً نمي‌دانسته كه اصلاً كجاست! در افغانستان است، در پاکستان است یا جاي ديگر؟؛ ثالثاً هر لحظه در معرض کشته شدن بوده! در کتاب می‌خوانيد که بارها تروریست‌ها برای اهدافی که داشتند اینها را می‌نشاندند و پشت سر آنها گلنگدن اسلحه‌ها را مي‌كشيدند و مي‌گفتند مي‌خواهيم شما را بكشيم و سپس تیراندازی می‌کردند! فکر می‌کنم این بالاترین استرسی است که ممکن است کسی با آن مواجه بشود؛ رابعاً و بدتر از همه اینکه خبر داشته که برادرزاده و شوهرخواهرش به دست همين گروگان‌گيرها به شهادت رسيده‌اند. حالا چهره‌ي پدر، مادر، برادر و فرزندان شهدا جلوي چشم اوست و غم‌ها و غصه‌هايي که وجود داشته و به او فشار می‌آورده. من هنوز هم وقتی درباره شرایط سختی که برای قربانیان و گروگان‏ها اتفاق افتاده فکر می‏کنم متأثر می‏شوم. نمونه بارز نشان دادن این استرس و شرایط دشوار، شرایطی است که فالاچی در کتاب زندگی، مرگ و دیگر هیچ تصویر کرده است. او در جریان جنگ، روزی در کابین دوم هواپیمای جنگنده‏ای می‏نشیند که برای کشتن "ویتکنگ‏ها" در جنگل‏های ویتنام می‏رفت. در کابین جلو، خلبان آمریکایی که برای کشتار می‏رفت نشسته و فالاچی را در کابین دوم سوار کرده بود. این هواپیما با سرعت به صورت عمودی به سمت مبارزان ویتنامی شیرجه می‏زد و آنان را به رگبار می‏بست. این صحنه علاوه بر تکان‏دهنده بودن، نهایت استرس جنگ را نشان می‏دهد. البته ما مسلماً انتظار نداریم که آقای لک‏زایی در اولین اثر مکتوبش مانند فالاچی یا مارکز نوشته باشد ؛ ولی موفقیت خوبی در تصویر اوضاع بحرانی داشته است.

 

حال در نظر بگيريد كه آيا در چنين شرایطي کسی می‌تواند حوادث را حتی در خاطرش هم ثبت و ضبط  کند؟ چه رسد به نوشتن آنها روي كاغذ. اما مي‌بينيم كه نویسنده به خودش مسلط بوده و توانسته بسياري از حوادث 150 روز اسارت را روی کاغذ بیاورد. شما در اواخر کتاب ـ در صفحه 323 ـ  نمونه‌ای از  دست‌نوشته‌هاي نويسنده در روزهای اسارت را مي‌بينيد كه در لباسش جاسازی کرده بوده تا به دست تروريست‌ها نيفتد.

 

2.                 مطالعات جامعه‏شناختی: مسأله دوم که بسیار مهم است مسأله تحلیل محتوایی کتاب است. جریان‏های تروریستی در قرن بیستم زیاد بودند؛ از جریان «کارلوس» که بزرگ‏ترین عملیات تروریستی معاصر را انجام داد و وزرای نفت کشورهای عضو سازمان اوپک را گروگان گرفت، تا گروگان‏گیری‏های کوچک‏تر و تا  عملیات‏های تروریستی کوری که در اوایل تأسیس جمهوری اسلامی شکل می‏گرفت. بعد از 11 سپتامبر هم تروریسم و عملیات تروریستی شکل تازه‏ای به خود گرفت و بین‏المللی شد و چهره‏هایی مثل «بن لادن» و «زرقاوی» و امثال آنها وارد عرصه شدند. اما با وجود گذشت چند سال از آغاز این پدیده، هنوز ما اثر مکتوبی که این گروه‏های تروریستی را از داخل تصویر کند نداریم. هر چیزی که هست گزارش‏های جسته و  گریخته‏ای است که از مطالب ژورنالیستی یا فیلم‏های خبری جمع شده است.

 

اما کتاب تاسوکی هم‏اکنون تنها اثر مکتوب و مستندی است که در این زمینه در دسترس ما وجود دارد. این کتاب می‏تواند یک سند خوب در تحلیل حوادث تروریستی پس از 11 سپتامبر باشد؛ بویژه در مورد مطالعه این گروهک جندالشیطان و حوادثی که در شرق ایران روی داده است. این کتاب به تحلیل‏گران و جامعه‏شناسان و کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی برای تحلیل این گروهک تروریستی کمک شایانی خواهد کرد.

 

3.                 روشن کردن ماهیت واقعی جانیان: ویژگی دیگری که این کتاب دارد رو کردن دست تروریست‏ها و فاش کردن ماهیت واقعی آنهاست. یعنی تفاوت زیادی که بین "ژست آنها" و "عمل آنها" وجود دارد. آنها اول ادعا کردند که به کاروان مسؤولان حمله کردیم و گروهی اعم از فرماندار و  استاندار و فرماندهان سپاه را کشته‏ایم؛ اما اسناد این کتاب نشان می‏دهد که همه‏ی شهدا و گروگان‏های این حادثه افراد معمولی بودند و به غیر از یکی‏دوتا از آنها بقیه اصولاً با سلاح و اسلحه بیگانه بودند. چند نفر از آنها هم حتی دانش‏آموزان 14 یا 15 ساله بودند. اما می‏بینیم که به فاصله بسیار کوتاهی از این فاجعه، در جهان بُعد رسانه ای پیدا کرد و شبکه‏های غربی و طاغوتی شروع کردند به پر و بال دادن و قهرمانانه جلوه دادن آن. و حتی به سرکرده‏ی جنایتکار گروهک لقب "رهبر نهضت آزادیبخش" دادند! اما بعد که شهدا شناسایی شدند و عکس‏ها منتشر شد و معلوم شد افراد عادی بوده‏اند دیگر صدایی از این رسانه‏ها در نیامد. این نشان می‏دهد که پشت اینها چه قدرت‏ها و چه جریانی وجود داشت. در کتاب به این موارد اشاره شده و همچنین به وابستگی حداقل معنوی این گروه به گروهک‏های تروریستی طالبانی و وهابی.

 

4.                 احترام به وحدت: ویژگی بعدی این کتاب که می‏شود در موردش بحث کرد اهمیت آن به مسأله "وحدت پیروان مذاهب اسلامی" است. شما در تمام این کتاب مطلبی را پیدا نمی‏کنید که حتی به تروریست‏ها یا اعتقادات مذهبی که آنان به آن منسوب هستند اهانت کرده باشد. این "ادب قلم" بسیار تحسین‏برانگیز است.

 

5.                 مظلومیت رسانه‏ای: ویژگی دیگر این کتاب که قابل بررسی است مسأله مظلومیت رسانه‏ای تاسوکی است. شما در پیوست‏های این کتاب می‏بینید که پررنگ‏ترین پشتیبانی از این حادثه از طرف اقشار مردم ـ مثل دانشجویان، طلاب، دانش‏آموزان و وبلاگ‏نویسان ـ است نه از طرف رسانه‏های رسمی. البته شاید به دلیل مسائلی بود که در نهادهای امنیتی ما مورد لحاظ قرار می‏گرفت؛ اما این، چیزی از مظلومیت شهدای این حادثه کم نمی‏کند.

 

6.                 یادکرد شایسته از شهدا: ویژگی بعدی کتاب تاسوکی، یادکرد شایسته از شهدایی که در زمان گروگانگیری یا بعد از آن به شهادت رسیدند. شما می‏دانید که 22 نفر در همان شب واقعه به شهادت رسیدند و تعدادی هم زخمی شدند که نجات پیدا کردند و هفت نفر هم گروگان گرفته شدند. یک نفر از این هفت نفر در طول گروگان‏گیری به شهادت رسید (یا به قول تروریست‏ها اعدام شد). غیر از این یک نفر، دو نفر دیگر هم در حوادث دیگری گروگان گرفته شده بودند که آنها هم مدتی هم‏بند آقای لک‏زایی و بقیه گروگان‏ها بودند که در طول این مدت به شهادت رسیدند. در این کتاب الحمدلله یادکرد شایسته‏ای از این شهدا صورت گرفته که قابل تقدیر است. این مسأله بخصوص از آن جهت مهم است که خواننده کتاب یا پژوهشگرانی که بعداً آن را مطالعه میکنند بدانند که فجایع امثال این گروهک فقط واقعه خونین تاسوکی نبود.

 

7.                 غیر قابل توجیه بودن گروهک: ویژگی بعدی این کتاب این مسأله مهم است که در کتاب می‏بینیم تروریست‏ها حتی برای اعضای خودشان هم دلیل قانع کننده‏ای برای ارتکاب این عمل نداشتند. البته این برای ما روشن است که عده‏ای که ‏شبانه مثل دزدها بیایند و جلوی راه مردم بی گناه را بگیرند و آنها را به رگبار ببندند، در هیچ مرام و مسلک انسانی قابل توجیه نیست؛ اما شما مثلاً در صفحه 107 کتاب می‏بینید که حتی برای اعضای گروههک هم قابل توجیه و مورد قبول نیست. در این صفحه داستان پیرمردی نقل می‏شود که جزو نگهبان‏ها و زندانبانان گروگان‏ها  بوده. حتی او هم برای مظلومیت این افراد اشک می‏ریزد و گریه می‏کند. این نشان می‏دهد که این گروهک حتی نتوانسته افراد و کادر خودش را هم راضی بکند.

 

در اواخر کتاب هم می‏بینیم که برخی اعضای گروهک از آقای لک‏زایی می‏خواهند که برایشان قرآن بخواند و قرآن خواندن او را دل‏نشین توصیف می‏کنند!

 

8.                 دروغ‏گویی تروریست‏ها: آخرین مسأله‏ای که می‏توانم در اینجا بحث کنم مسأله دروغ‏گویی و ابزار کردن دین از سوی جنایتکاران این فاجعه است. این کتاب سندی است که نشان می‏دهد این گروهک و امثال آن به هیچ عنوان "مذهبی" نیستند. چرا که یک گروه با انگیزه‏های مذهبی برای پیشبرد اهدافش هرگونه دروغی را نمی‏گوید، تحریف حقایق نمی‏کند، دم خروس استعمارگران آمریکایی از لباسش بیرون نمی‏زند، ابزار دشمنان مسلّم دین و کافران حربی نمی‏شود، و ...

 

9.                 پیوست‏ها و نمایه‏ها: این کتاب از آنجا که در آینده، یک سند سیاسی و اجتماعی خواهد بود لازم بود که ضمائم و تصاویر و پیوست‏هایی داشته باشد. این ضمائم پنجاه سال دیگر به کارشناسان و محققانی که به این کتاب مراجعه می‏کنند کمک شایانی خواهد کرد.

 

 

 

درخواست از بقیه گروگان‏ها

 

در پایان سخن، از همه افراد دیگری که در رابطه با این حوادث چیزی می‏دانند ـ مخصوصا بقیه گروگان‏ها ـ خواهش می‏کنم که هر چه می‏توانند در این رابطه منتشر کنند؛ ولو به عنوان یک صفحه وب، یا عنوان یک مصاحبه و یا یک دفترچه. این، به ما و به این گونه ادبی کمک خواهد کرد تا ماهیت این گروهک‏ها، عملیات‏ها و زمینه‏ها و پیامدهایی که در جامعه ایجاد می­کنند را بشناسیم.

 

تشکر می‏کنم از برگزارکنندگان این برنامه و از شما که به عرایض بنده توجه فرمودید. والسلام علیکم.

متن سخنرانی مهندس مصطفی لک زائی در دومین یادواره بزرگداشت سردار شهید لک زایی

 

 تشيع و تسنن موضوع اعتقادی و اجتهادی با موارد خاص است.

اما

هنگامی كه از حركت امت و نهضت صحبت می‌كنيم،

همه مسلمان هستند و با نگاه تفكيكی به آنها نگاه نمی‌كنيم.

 این ایده یعنی "تفکر وحدت و تفکر بسیجی" مبنای تلاش های سرداران شهیدی چون شوشتری، محمّدزاده و لک زائی بود.

ادامه نوشته

سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی درباره تحریر الوسیله حضرت امام (ره)

اين کتاب ميوه شجره طوباي حوزه علميه قم است که اين درخت تناور را آن آيت عظماي الهي مرحوم شيخ عبدالكريم حائري بنا نهاد و آيت عظماي ديگري يعني آيت الله العظمي بروجردي آن را کاملاً آبياري کرد و آيات و مراجع بزرگوار ديگري در حفظ و حراست آن کوشيدند، ميوه اين مجموعه شده امام راحل و شجره­ طيبه‌اي که ايشان غرس كرد, برکات فراواني داشت که يکي از آنها تحريرالوسيله است.

ادامه نوشته

دیدار از جماران

چاپ ارسال به دوست
hasan_and_sharif_img_7752.jpg مراسم اختتامیه جشنواره وبلاگ نویسی آیینه مهر با موضوع «مردم، حکومت و امام»‌ که توسط پرتال امام خمینی(س) با همکاری پرشین بلاگ برگزار شده بود، پنج شنبه 19 بهمن در حسینیه جماران با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی و دیگر میهمانان برگزار و از برگزیدگان تجلیل گردید. از جمله برگزیدگان این جشنواره شریف لک زایی است که مطلب او با عنوان امام (س) قهرمان اسفار اربعه در بخش «تکریم بزرگداشت مردم» حائز مقام نخست گردید. وی در یادداشتی اختصاصی که برای پرتال امام خمینی (س) ارسال کرده است به ارائه گزارشی از این نشست صمیمانه پرداخته است. شما را به خوانش این یادداشت دعوت می کنیم:
ادامه نوشته

شهيدشاطري؛ مردي كه لبناني‌ها او را رييس جمهور خود مي‌دانستند

ناگفته‌هايي خواندني از مديريت انقلابي مهندس حسام در جنوب لبنان
کسی که در کنار سواحل مدیترانه سال‌ها در خارج با وضع خاص فرهنگی لبنان زندگی کند و خودش را هر هفته روزهای جمعه‌ای از هر جا که شده برساند بیروت و دعای ندبه هیات را با سوز برای همه بخواند واقعا لیاقت شهادت را دارد

ادامه نوشته

تحلیل دلایل هجمه دشمنان اسلام به چهره نورانی حضرت ختمی مرتبت صلوات الله علیه و آله

نجف لک‌زایی استاد دانشگاه و یکی از پژوهشگران برجسته تاریخ اسلام و علوم سیاسی است. از وی کتاب‌های مهمی درباره پیامبر اسلام وجود دارد. این استاد دانشگاه در این گفت‌وگو ضمن پاسخ به شبهاتی که درباره پیامبر مطرح می‌شود به واگویی مشکلاتی که چنین برخوردهایی همچون ساختن این فیلم موهن را به بار می‌آورد، می‌پردازد. در ادامه گفت‌وگوی فرهیختگان با دکتر نجف لک‌زایی را می‌خوانید:
   
اجازه دهید بحث را با این سوال آغاز کنم که چرا چنین شبهاتی در مورد پیامبر اسلام(ص) مطرح می‌شود و منشاء چنین اقداماتی کجاست؟
تصور می‌کنم به‌عنوان یک قاعده کلی کسانی که اقدام به توهین از طریق فیلمسازی می‌کنند این علامت عجزشان است، یعنی این افراد یا گروه‌ها در فضای منطقی دچار مشکل شده‌اند. کسی که بتواند در فضایی منطقی حرف‌های خود را بزند و عقاید خود را عملی کند هرگز چنین واکنشی نشان نمی‌دهد. زمانی که چنین فیلم توهین‌آمیزی ساخته می‌شود که در بردارنده توهین به پیامبر میلیون‌ها آدم در کره‌زمین است و پیامبر را با فحش و افترا معرفی می‌کند، تنها و تنها علامت عجز است. اما این عجز دلایل گوناگونی دارد؛ اولین دلیل هم رشد اسلام در آمریکا و اروپاست. همه آمارهای سازمان‌های رسمی و غیررسمی آمارگیری معتبر نشان‌دهنده رشد اسلام در اروپا و به‌ویژه در ایالات متحده است. چندی پیش نیز اعلام شد این رشد، مسیحیت را نیز پشت‌سر گذاشته است. شما اگر بررسی کنید می‌بینید که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در آمریکا قرآن است و اکنون توجه به قرآن در جهان غرب بسیار افزایش پیدا کرده است. دلیل دوم انجام چنین اعمالی، شکست‌های پی‌درپی جهان غرب در جریانات مختلفی چون جنگ ۳۳ روزه، جنگ ۲۲ روزه و بیداری اسلامی در منطقه است. مساله سوم برمی‌گردد به رژیم غاصب صهیونیستی تا فشار را بر خود کم کند و علاوه بر آن مسیحیت را نیز از اسلام دور نگه دارد. مساله چهارمی که وجود دارد رقابت جمهوریخواهان و دموکرات‌ها در ایالات متحده و انتخابات پیش‌روی ریاست‌جمهوری است؛ مشخص بود که این اتفاق با واکنش تند مسلمانان روبه‌رو می‌شود. مزیت این اتفاق برای جمهوریخواهان بود که بگویند اوباما توانایی تامین امنیت سفارتخانه‌ها را ندارد چه برسد به امنیت اسرائیل و... اینها دلایلی است که می‌توان برای راه‌انداختن چنین کاری بیان کرد و دلیل شبهاتی است که وارد می‌شود.

یکی از مسائلی که در مورد پیامبر(ص) مطرح می‌شود، بحث جنگ‌های ایشان است. جنگ‌های پیامبر(ص) چگونه بوده و در چه حالی اتفاق می‌افتد؟
راجع به مساله جنگ‌هایی که پیامبر داشتند می‌توان گفت ایشان ۱۳ سال در مکه بودند که دولت نداشتند و جنگ‌های ایشان به دوره ۱۰ساله تشکیل حکومت در مدینه باز می‌گردد. در این ۱۰ سال نیز آمار کشته‌شدگان از مسلمانان گرفته تا مشرکان، منافقان و یهودیان در مجموع به دو هزار نفر نمی‌رسد. من اسناد این مساله را در کتاب «سیره سیاسی پیامبراعظم» به‌طور کامل بررسی کرده‌ام. اما دستگاه تبلیغاتی غرب طی قرونی که از اسلام می‌گذرد همواره تبلیغ کرده‌اند که مسلمانان خشن و خون‌ریز بوده‌اند و مسیحیت صلح‌طلب. باید تاریخ قرون را بررسی کرد و دید چه کسانی بیشتر کشته‌ها را به بار آورده‌اند؟ شاید ساده‌ترین مساله‌ای که به ذهنم می‌رسد دو جنگ جهانی است که از دل دنیای غرب سر بر آورد و میلیون‌ها نفر را به کشتن داد. اما چون دستگاه‌های تبلیغاتی در دست غربیان بوده است همواره اینگونه نمایش داده و مطرح کرده‌اند.

مساله دیگر هم ازدواج‌های پیامبر(ص) است. این مساله را چگونه می‌بینید و علت هجمه از این زاویه به پیامبر(ص) چیست؟
طبق آنچه در تاریخ آمده ازدواج اول پیامبر با حضرت خدیجه بوده و وی همسر اول پیامبر بوده‌اند. تا زمان فوت حضرت خدیجه نیز پیامبر یک زن داشته و ۵۰ ساله بوده‌اند. تمامی ازدواج‌های بعدی پیامبر، به بعد از فوت حضرت خدیجه و بعد از ۵۰ سالگی باز می‌گردد. اولین نکته این است که ازدواج در این سنین نمی‌تواند به دلیل هوا و هوس باشد. بخشی از چنین ازدواج‌هایی به مسائل سیاسی و اجتماعی و مصلحت جامعه اسلامی باز می‌گردد. وقتی پیامبر به پیشنهاد یک قوم با آنها وصلت می‌کرد نسبت سببی به‌وجود می‌آمد و این باعث گسترش اسلام می‌شد. بعضی از این خانم‌ها هم زنانی بودند که شوهران‌شان به دلایل گوناگونی که اغلب جنگ بوده کشته شده بودند. در تبلیغات غربی‌ها فقط گفته می‌شود که پیامبر(ص) زنان متعدد داشته و بدون توجه به زمان و احوال روزگارانی که پیامبر(ص) در آن می‌زیسته، این مساله را از زمان خودش خارج می‌کنند و در ظرف زمانی خودش قرار نمی‌دهند و اینها تبلیغات غربی‌هاست و همه آنها نیز پاسخ تاریخی روشنی دارد.

چه کاری می‌توان انجام داد تا دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم؟
البته باید این انتقاد را نیز به خودمان داشته باشیم که ما مسلمانان سعی نکرده‌ایم چهره نورانی پیغمبر را مورد بررسی قرار دهیم و تحلیل کنیم. زمانی که پیامبر مکه را فتح می‌کنند، کل فتح دو یا سه تلفات بیشتر نداشته و ایشان عفو عمومی اعلام می‌کنند. یا زمانی که پیامبر با وحشی قاتل عمویشان حضرت حمزه روبه‌رو می‌شوند او را عفو می‌کنند. کسانی که این حرف‌ها را راجع به پیامبر(ص) می‌زنند قطعا چنین نگاهی به پیامبر ندارند و چنین حرف‌هایی را نیز حتی اگر بدانند نمی‌زنندبنابراین مراکز پژوهشی و دانشمندان ما باید چنین مسائلی را در مورد پیامبر تبیین کنند چون از دشمن انتظاری نیست.

چنین رفتارهای توهین‌آمیزی آیا می‌تواند به شأن پیامبر(ص) ضربه‌ای وارد کند؟
من معتقدم این هجمه‌ها به شفاف‌ترشدن چهره پیامبر(ص) کمک می‌کند. همان‌گونه که شهید مطهری در ابتدای کتاب «عدل الهی» می‌گویند از وارد کردن شک و شبهه نباید نگران شد زیرا هرگاه چنین اتفاقاتی به وقوع پیوسته است همواره علمای اسلام به‌طور جدی وارد شده و در مقابل آنها به‌طور صریح موضعگیری کرده‌اند. این هجمه‌ها باعث می‌شود مسلمانان دوباره به شرح پیامبر(ص) بپردازند و غیرمسلمانان نیز در احوال پیامبر جست‌وجو کنند و این مساله در هر صورت به شناخت عمیق‌تر پیامبر(ص) کمک خواهد کرد. در قرآن کریم آمده که دشمنان می‌خواهند نور اسلام را خاموش کنند اما نخواهند توانست و این جریان باعث می‌شود هر روز بیشتر جهانیان به شخصیت پیامبر(ص) واقف شوند. از سوی دیگر ما هم در اسلام به همه پیامبران احترام می‌گذاریم و این باعث می‌شود مسیحیان و دیگر ادیان نیز به پیامبر اسلام(ص) احترام بگذارند.

روزنامه فرهیختگان، 26 شهریور 1391.
الهه شیری‌لو
 

شعری درباره حضرت معصومه سلام الله علیها که در پیشگاه رهبر انقلاب خوانده شد

شعرخوانی عالیه مهرابی

به پیشگاه حضرت معصومه ـ سلام‌الله‌علیها
 
قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش
نافهٔ چادر گلدار تو با مشک ترش
جاده خوشبو شده انگار که بیرون زده است
عطر دلتنگی گل از چمدان سفرش!
قدمت پشت قدم‌های برادر جاری
کوه سرریز شده چشمه به چشمه هنرش!!
در سفرنامه نوشتن چه مهارت دارد
اشک چشمان تو با آن قلم شعله‌ورش
گرچه دلتنگی تو سبک خراسانی داشت
مانده در دفتر قم، بیت به بیت اثرش
عطر معصوم تو در صبح شبستان پیچید
کرد آیینه در آیینه پرآوازه‌ترش!
پر از آواز کبوتر شده این شهر انگار
که خراسان به قم افتاده مسیر و گذرش!
بی‌گمان دور ضریح تو نمی‌گردانند
هرکه چون دانهٔ اسپند نسوزد جگرش!

 

اخلاق و سیاست

رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی:نقشه جامع اخلاقی کشور تدوین شود 


  برای این که بتوانیم شاهد شکوفایی اخلاق در همه سطوح در عرصه‌های مختلف به ویژه در عرصه سیاست و رسانه، باشیم، باید با بازنگری زیرساخت‌های اخلاقی جامعه، نقشه جامع اخلاقی کشور تدوین شود. 

حجت‌الاسلام والمسلمین نجف لک‌زایی در گفت‌وگو با خبرگزاری حوزه، با اشاره به بروز برخی بد اخلاقی های سیاسی در جامعه، توجه به  اخلاق در عرصه سیاست را مهم و ضروری دانسته و گفت: برای این که بتوانیم شاهد شکوفایی اخلاق در همه سطوح  و در عرصه‌های مختلف به ویژه در عرصه سیاست و رسانه باشیم، باید نسبت به زیرساخت‌های اخلاقی جامعه بازنگری داشته باشیم وآنها را اصلاح  و تکمیل کنیم.

رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی با بیان این که در جامعه ما نسبت به معارف اخلاقی غربت وجوددارد، افزود: هنوز علم اخلاق در دانشگاه‌های ما از جایگاه رسمی برخوردار نیست و متون درجه یک اخلاقی ما در دستگاه‌های فرهنگی بررسی و تبیین نشده است؛ زمانی که رشته اخلاق در دانشگاه‌ها احیا شود، نیروهای لازم برای گفت‌وگو در متون اخلاقی تربیت می‌شود و می‌توان شاهد نتایخ ارزشمندی در این عرصه بود.

وی با اشاره به برخی متون‌ اخلاقی مهم که بسیاری نسبت به آن بی‌اطلاع هستند، گفت: حدیث جنود عقل و جهل که شاخص‌های اخلاق اسلامی را در فضائل و رذائل در حدود 150 شاخص معرفی کرده است و امام خمینی(ره) نیز برای بخشی از این حدیث شرح نوشته‌اند، جامعه ما نسبت به آن بیگانه است.

حجت‌الاسلام والمسلمین لک‌زایی با بیان این که دعای مکارم‌الاخلاق نیز از جمله متون مهم واصلی در عرصه اخلاق است، گفت: رسانه هاباید موجی از توجه به این ادعیه، به صورت عام را ایجاد کند؛ البته به صورت خاص نیز صحیفه سجادیه؛‌ خطبه متقین امام علی(ع)، رساله حقوق امام سجاد(ع) و.... جایگاه ارزشمندی دارند.

*پیشنهاد تدوین نقشه اخلاقی کشور

وی درباره نقش شورای انقلاب فرهنگی در اصلاح زیرساخت‌ها، خاطرنشان کرد: شورای عالی انقلاب فرهنگی می‌تواندبا کمک حوزه های علمیه در این عرصه پیشگام شده و در کنار ارائه نقشه علمی، به ارائه نقشه اخلاق و ایمان نیز اقدام کند.

معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) افزود: با توجه به این جایگاه، درباره انبیای الهی(علیهم‌السلام) می‌خوانیم که آنها آمدند تا «یزکیهم و یعلمهم‌الکتاب و الحکمه» باشند؛ یعنی هم انگیزه‌ها و هم اندیشه‌ها را اصلاح کنند. حال با توجه به این که ارائه نقشه علم بخشی از نقشه اندیشه است، باید به نقشه اخلاق وایمان هم حساس باشیم.

وی با اشاره به رسالت سنگین حوزه‌های علمیه در این عرصه گفت: باید به تمامی عرصه‌های دین شامل فقه، اخلاق، اعتقادات و... توجه داشته باشیم و در این میان، حوزه‌ها نیز نسبت به مسئله اعتقادات می‌توانند نقش زیادی داشته باشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین لک‌زایی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی لازم است که زیرساخت‌های مسائل اخلاقی را بازنگری کرده و از غربت در آوردیم و الگوهای اخلاقی در عرصه‌های مختلف سیاسی، رسانه‌ای، اقتصادی، فرهنگی و... را طراحی و ارائه کنیم و با فرهنگ‌سازی، انتظار شکوفایی اخلاقی جامعه را داشته باشیم.

*اخلاق را فراموش نکنیم

وی اضافه کرد: البته این کار، به معنای این نیست که در حال حاضر اخلاق را فراموش کنیم، بلکه باید در ضمن این که هر کدام از نخبگان ما سعی می‌کنند خودشان مظهر اخلاق باشند، نسبت به گسترش اخلاق و اصلاح زیرساخت‌ها نیز تلاش کامل را داشته باشند تا روزی برسد که در همه حوزه‌ها، دارای نقشه‌ها و طرح‌های اخلاقی مشخص و منسجمی باشیم.

رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در پایان با بیان این که در چنین جامعه‌ای، بسیاری از مشکلات اجتماعی برطرف می‌شود، افزود: زمانی که فرد، به لحاظ اخلاقی شکوفا شد، خود او ضمانت اجرای مسائل اخلاقی می‌شود. در غیر این صورت، بسیاری  از مسائل، از جمله حجاب،‌ برای او حالت دستوری فقهی و قانونی پیدا می‌کند.

ادامه نوشته

اگر عباسی امام خمینی را درک می‌کرد، چنین حرفهایی نمی‌زد

در پی انتشار سخنان جنجالی حسن عباسی و نقد غیرکارشناسانه او به فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه و هماورد طلبی آیت الله جوادی آملی، جهت مناظره،  مرکز خبر حوزه‌های علمیه در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین بهرام دلیر نقده ای، دکترای علوم سیاسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مدرس خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان به بررسی اظهارات سخیف عباسی پرداخته و بی اساس بودن آن را تبیین کرده است. به گزارش «تابناک» ، متن این مصاحبه به شرح زیر است :
 
ادامه نوشته

ريغي ... ينرفز ويستفز اعصاب البشرية

سعید سعيدي رئيس تحرير قسم العلم والدين في وكالة انباء الكتاب الايرانية (ايبنا) يقول:
 
عندما كنت اورّق كتاب "تاسوكي" (ذكريات رهينة) بقلم رضا لك زائي (1)، احسست بشعور غريب في قرارة نفسي؛ الكراهية من حيوان نفذ الى جسم انسان يرتكب مثل هذه الجرائم؟ لا، الشعور كان اسوأ واشد كراهية بكثير من مثل هذه الامور. عبد المالك ريغي على الظاهر انسان...
مرة اخرى قرأت اسطراً من ذكريات شخص اسر في مساء يوم شتائي بارد على بعد 90 كيلومتراً من مدينة زابل في منطقة طبيعة ارضها مغطاة بحبات الحصى الصغيرة تعرف باسم "تاسوکي" اثر فاجعة ارهابية شنيعة، وتم الافراج عنه بعد 200 يوم من اسره، واحتواني ذلك الشعور ثانية. 

قلت في نفسي "والله ان الحيوان لا يفعل مع فصيلته وغير فصيلته ما يفعله هذا الادمي على الظاهر".
ورّقت وقرأت الكثير من صفحات هذا الكتاب بهذا الشعور المليء بالكراهية في القلب والدموع المنهمرة من العين.

فجأة وكأن نوراً قد نفذ في قلبي، او اني وجدت الجواب لسؤالي، سؤال ربما يراود الكثيرين ايضاً حول هوية شخص مثل عبد المالك ريغي.

اغمضت عينيّ وبدأت اقرأ مهمهماً: "اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. ألم اعهد اليكم يا بني آدم ان لا تعبدوا الشيطان انه لكم عدو مبين وان اعبدوني هذا صراط مستقيم" (القرآن الكريم، سورة يس، الآية 60).
قلت في نفسي: نعم، انه آدمي ادار ظهره لله تعالى ووقع بوساوس شيطانية في فخ ابليس. لقد نسي عهده مع الله، انه في الاساس حصوة في حذاء البشرية!.

بعد اشهر من قراءتي لكتاب "تاسوكي" (ذكريات رهينة) ياتي الخبر بان هذا المجرم قد وقع في قبضة العدالة. اشعر بالسرور و اقول في نفسي: سيئ الحظ من يتصور بان كتاب حياة ريغي قد وصل الان الى نهايته! ألم يقرأ "فيها خالدون" في القرآن الكريم؟.

ليت تكون قصة حياة عبد ابليس و الناكث للعهد الالهي هذا نصب العين لذاكرتنا وان نجعل الآية 60 من سورة "يس" المباركة في قلوبنا كي لا نكون "حبة الحصاة" في حذاء البشرية، ونهوي الى اسفل السافلين. 
......................
(1) كتاب "تاسوكي" (ذكريات رهينة) بقلم رضا لك زائي، الناشر: بوستان كتاب.
 

عاشقان راهیان نور سفر به سیستان و بلوچستان را از دست ندهند

هفته قبل رفته بودم تاسوکی. به دعوت بسیج هنرمندان. این هم بخشی از گزارش آن سفر که آقای «علیرضا ملوندی » زحمتش را کشیده.

تجربه سفر به مناطق عملیاتی جنوب را داشتم، فضا برایم آَشنا بود، صدای آهنگران شعر قزوه را سوزناک کرده « مرا اسب سپیدی بود روزی، شهادت را امیدی بود روزی.....» غربت و مظلومیت تاسوکی بغضی شده بود در گلویم، بدجور عاشق این سرزمین شده بودم، کاش کاروان های راهیان نور به این خاک بیایند و باغ های بهشت را در بیابان های خشک سیستان و بلوچستان ببینند، یکی از شیرین ترین لحظات عمرم را در تاسوکی گذراندم، به دوستی که همراهم بود گفتم که این احساس را در یک جا داشتم و آن هم شلمچه بود، تنها می توانم بگویم هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله!

عاشقان راهیان نور سفر به سیستان و بلوچستان را از دست ندهند.

در محل یادمان یک حسینیه ساخته اند، یک لیوان چای به همراه شیرینی محلی زاهدان پذیرایی خوبی است در وسط بیابان! اهالی این استان بدون تملق و زیاده گویی بسیار دوست داشتنی و مهمان نوازند.

یک بسته فرهنگی به ما دادند، داخلش کتابی بود، «خاطرات یک گروگان» اسم نویسنده برایم آشنا بود: رضا لک زایی. لک زایی نام خانوادگی جانشین فرمانده سپاه استان سیستان و بلوچستان است که همراهمان آمده بود، از یکی از همراهان سردار پرسیدم: رضا لک زایی نسبتی با سردار لک زایی دارد؟! جواب داد: برادرش است، از خانواده سردار چند نفر در حادثه بودند، پسر و دامادشان شهید شدند و برادرش هم به گروگان گرفته شد.

خیلی برایم جالب بود ، چشم از سردار لک زایی بر نمی داشتم تا عکس العمل هایش را ببینم، برادرش پشت تریبون رفت تا از خاطراتش بگوید، از شهادت مسلم لک زایی که گفت، سردار سر به زیر انداخته بود آرام اشک می ریخت، چهره اش خیلی معصومانه و دوست داشتنی است، شاید تداعی کننده یک سخن آقا باشد نظام را مظلوم مقتدر توصیف کرده اند. سردار لک زایی تجسم سخن امامش بود، سیمایش اقتداری مثال زدنی داشت اما مظلومیت در عمق وجودش هویدا بود.

قبلاً دست پدر یکی از شهدای فتنه را بوسیده بودم دوست داشتم دست این پدر شهید را هم ببوسم، افسوس که نشد، هیبتش نگذاشت.

ادامه نوشته

سوالی مهمتر از "قذافی كجاست؟"

در مدت كوتاهی كه از ورود مخالفان سرهنگ به پایتخت لیبی می گذرد و دیگر دوران حكومت چهل و دو ساله سرهنگ خاتمه یافته است باید در پی امام موسی صدر بود. امامی كه در ایران متولد شد، پرورش یافت، به اجتهاد رسید و به منظور رهبری شیعیان لبنان به این كشور چندفرهنگی هجرت كرد و تحولی عمیق به ویژه در روابط میان مسلمانان و مسیحیان لبنان و ارتقای شیعیان لبنان به وجود آورد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه نوشته

شب‏ قدر؛ فرصتى براى مغفرت و عذرخواهى

قدم اول برای حرف زدن با خدا چیست؟

شب‏ قدر را كسى به دعا و مناجات و گريه و توجه به خدا و نماز و استغفار و امثال اين‏ها بگذراند، بعد فرداى آن روز، وقتى‏كه در بين جمع مى‏آيد و مردم را در خيابانها مشغول كار خودشان مى‏بيند، در دل خود بگويد: اى بيچاره‏ها! شما ديشب در چه حالى بوديد، ما چه حالى داشتيم؛ شما غافل بوديد! يعنى خود را از ديگران بالاتر حساب كند و اين چنين بپندارد. هركدام از اين‏ها باشد، براى پيشرفت تكاملى انسان، سم قاتل است.

 

امثال ما افراد معمولى، دچار تكبرهاى عاميانه هستيم. آن كسانى كه در درجات معنوى سير مى‏كنند و مقامات بالاترى را مى‏بينند، آن‏ها هم در هر رتبه و شأنى كه باشند، ممكن است دچار تكبر و اعجاب به نفس و خودبزرگ‏بينى بشوند، كه براى آن‏ها خطر عظيمى است. اين، براى هركسى در هر مرتبه‏يى، خطر است.

 

قدم اول در راه خدا، شكستن خويشتن و خود را فقير و تهى‏دستِ مطلق ديدن است. يعنى انسان در عين قدرت و ثروت و علم و برخوردارى از مزايا و محاسن و خصوصيات مثبت و در اوج دارايى و توانايى، واقعاً نه به صورت تعارف خود را در مقابل خدا، نيازمند و تهى‏دست و محتاج و كوچك و حقير ببيند. اين، آن روحيه‏ى كمال انسانى است كه البته بايد با تمرين به اين جاها رسيد..( بيانات سال‏1369، ص 48)

بهترین کار در شب قدر چیست؟

شب‏ قدر، فرصتى براى مغفرت و عذرخواهى است. از خداى متعال عذرخواهى كنيد. حال كه خداى متعال به من و شما ميدان داده است كه به سوى او برگرديم، طلب مغفرت كنيم و از او معذرت بخواهيم، اين كار را بكنيم، و الّا روزى خواهد آمد كه خداى متعال به مجرمين بفرمايد: «لا يؤذن لهم فيعتذرون». خداى نكرده در قيامت، به ما اجازه‏ى عذرخواهى نخواهند داد. به مجرمين اجازه نمى‏دهند كه زبان به عذرخواهى باز كنند؛ آنجا جاى عذرخواهى نيست. اينجا كه ميدان هست، اينجا كه اجازه هست، اينجا كه عذرخواهى براى شما درجه مى‏آفريند، گناهان را مى‏شويد و شما را پاك و نورانى مى‏كند، از خداى متعال عذرخواهى كنيد. اينجا كه فرصت هست، خدا را متوجّه به خودتان و لطف خدا و نگاه محبّت الهى را متوجّه و شامل حال خودتان كنيد. «فاذكرونى اذكركم»؛ مرا به ياد آوريد، تا من شما را به ياد آورم. 

 

اين فرصت، فرصت زندگى و حيات است كه براى بازگشت به خدا در اختيار من و شماست و بهترين فرصتها ايامى از سال است كه از جمله‏ى آن‏ها ماه مبارك رمضان است و در ميان ماه مبارك رمضان، شب قدر! (بيانات سال‏ 1376 ، ص 176)

ادامه نوشته

گزارشی از آخرین اثر دکتر نجف لک زایی (منتشر شده در سال 1390)

 

 

نویسنده معتقد است

 اگر مطالعه این اثر، این باور و احساس را در خواننده تقویت نماید که آزادی، استقلال، سربلندی، رشد، پیشرفت، تعالی و توسعه مادی و معنوی ایران در گرو تمسک و عمل به قرآن و اهل بیت(ع) است و همراهی و همدلی تمام نخبگان و فرهیختگان و احترام به حقوق آحاد مردم شریف و عزیز ایران است،

به هدف خود رسیده است.

ادامه نوشته

دکتر شریف لک زایی: باید ظرفیت های سیاسی و اجتماعی حکمت متعالیه را عملیاتی کنیم



sadra_va_sharif.jpgشریف لک زایی، با اشاره به اینکه همواره از حکمت متعالیه به عنوان یک فلسفه محض یاد شده است، اظهار داشت: امروزه در فضای جدیدی می خواهیم ظرفیت های سیاسی و اجتماعی این حکمت را مطرح کرده و از آن ها استفاده کنیم. وی توجه به رویکردهای بومی در جامعه و تلاش برای بازنگری در مبانی و بینش حاکم بر علوم انسانی را از اهداف این کتاب عنوان کرد و گفت: این اثر یک کار بنیادین و اولیه ای است که در کنار این اهداف، نگاهی نیز به بازسازی و احیای تمدن اسلامی داشته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شریف لک زایی، با اشاره به اینکه همواره از حکمت متعالیه به عنوان یک فلسفه محض یادشده است، اظهار داشت: امروزه در فضای جدیدی می خواهیم ظرفیت های سیاسی و اجتماعی این حکمت را مطرح کرده و از آن ها استفاده کنیم.

ب

ادامه نوشته

خاطرات یک گروگان

 

خرداد 89 بود و گرمای هوا هم اذیت می کرد. من و دوستم «ناصر ملکی» ناهار را خورده بودیم و داشتیم می رفتیم به سمت منزل کرایه ای مان در نزدیکی دانشگاه.

بین راه برای چندمین بار چشمم افتاد به پوستر تبلیغاتی که به برگزاری نمایشگاه کتاب در محل نگارخانه دانشگاه تبریز اشاره داشت. از ناصر خواهش کردم سری به آنجا بزنیم و زدیم. طبق معمول تعداد زیادی سی دی مداحی و ... بود به اضافه یک عالمه عطر و تسبیح و دعاهای جیبی مفاتیح و کلی عنوان کتاب تکراری از قبیل «روابط دختر و پسر» و «آشپزی در منزل» و «جن در قرآن» و « 20 راه برای موفقیت» و «قصه های کودکان» و از این قبیل عناوینی که نمی دانم چرا قفسه های تمام کتاب فروشی های مذهبی در سرتاسر کشور را اشغال کرده ...

"آقا دمتان گرم ... دستتان هم درست ... همه آنچه که توی نمایشگاه آورده اید هم خوب ... ولی فکر نمی کنید خود حکومت اعلی حضرت آریا مهر هم هیچ مشکلی با عرضه این قبیل محصولات فرهنگی نداشت؟ ملتفت هستید یا نه؟ واقعا جریان فرهنگی انقلاب هیچ خروجی دیگری به جز اینها ندارد؟ ما انقلاب کردیم که امروز توی نمایشگاه کتاب دانشگاه، به جوانانمان این خوراک فکری را تحویل بدهیم؟ حالا جوان دانشجوی ما حق دارد در جمله «ما انقلاب مان را به تمام دنیا صادر می کنیم» تردید کند یا نه؟ آخر چی را می خواهیم صادر کنیم؟"

پاراگراف بالا را توی دلم می گفتم و می گویم. هر زمانی که به یکی از این نمایشگاه ها در جایی برخورد می کنم همین مسائل ذهنم را مشغول می کند. در مقابل دلم را خوش می کردم به اینکه سالی یک اردوی راهیان نور هست و به بهانه آن می شود «پرواز بر فراز ویوودینا» را رساند دست بچه های دانشجو ...

الغرض ... لا به لای کتاب ها چشمم افتاد به یک کتاب با اسمی آشنا ... «تاسوکی» ... زیر نام کتاب هم نوشته بود «خاطرات یک گروگان» ... «رضا لک زایی» ... 4500 دادم و کتاب را خریدم.

بخشی از ابتدای فصل اول کتاب را با هم بخوانیم:

«شامگاه 25 اسفند 1384 - تاسوکی

ساعت از نه گذشته بود. معصومه کوچولوی سه ماهه خیلی گریه می کرد. نمی دانم چرا. زهرا، خواهر زاده کلاس اولی ام، روی پاهاین نشسته بود ... به مادرش که کنارم بود گفته بود: «چند ماه است دایی را ندیده ام. می خواهم پیش دایی باشم» دامادمان و راننده گرم صحبت بودند ... معصومه همچنان گریه می کرد.

از دو راهی زابل - نهبندان رد شده بودیم، اما هنوز نود کیلومتر دیگر مانده بود به زابل برسیم. جلوتر  کمی شلوغ به نظر می رسید. چند نفر با لباس نیروی انتظامی برای ماشین ها دست تکان می دادند ... ما را مجبور کردند بایستیم ...»

ادامه قصه اینطوری است که رضا لک زایی با 6 نفر دیگر اسیر می شود.

قصه را ول کنید ... به من و تو چه ربطی دارد که آن شب دار و دسته عبدالمالک ریگی 22 نفر را در تاسوکی با دستانی بسته به شهادت رساندند؟ بعد هم هفت نفر را اسیر کردند و جلوی دوربین رسانه های معظم جهان دموکراتیک فرمودند: «اگر دولت فلان و بهمان نکند سرهای این هفت نفر را برای رییس جمهور هدیه می فرستیم». به ما چه ربطی دارد که چند نفر از این هفت نفر به همین سرانجام رسیدند؟

چکار داریم که بعد ها خانواده های شهدای فاجعه تاسوکی، قبل از اعدام ریگی با او  -که جلوی دوربین آن حرف را زده بود- دیدار می کنند؟ (امیدوارم رضا این بخش را به چاپ های بعدی کتاب پیوست کند).

بگذریم ...

شقشقه انهدرت ...

می خواستم بگویم که برای سوگواری آن دخترک مقتول در حوادث 88 تمام رسانه های استکبار جهانی بسیج شد ولی رضا لک زایی باید برای من بنویسد: «متاسفانه حتی بعضی از خانواده های شهدای تاسوکی هم از این کتاب -که آخرین لحظات زندگی عزیزان شان را شرح داده- بی خبرند»

«تاسوکی» مسلما یک شاهکار ادبی نیست هرچند که یکی از شاهکارهای مزدوران آمریکا را شرح داده است. شاید خیلی ها به خریدنش رغبت نکنند. اما حکایت غریبی این کتاب حتی در بین خانواده شهدا، حکایت غربت جبهه فرهنگی انقلاب است. جبهه ای که نیرو ندارد. نیرویی که همینجور بیخبر است و منتظر  می ماند تا رهبر در دیداری نام کتاب دیگری را بیاورد تا آن کتاب هم مثل «خاک های نرم کوشک» برسد به چاپ صد و سی و هشتم.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390  توسط  محمد کوره پز

ادامه دارد ...

آخرين منزل ماه؛ هامون به خون نشست...

 اين چشمان؛ ضريح دل طوفاني من بود هر روز كه دستانم در شبكه‌هاي چشمانت گره مي‌خورد و در تو به اجابت مي‌رسيدم. آن شب را خوب يادم هست كه مردمك چشمانت "سوگواره‌"ي دل من شده بود، دلم آشوب بود و اضطراب امّا باز اين چشمان زيباي تو بود كه تسلّايم مي‌داد. آن شب خوب يادم هست كه نواراني شده بودي. "ماه پاره‌ائي" در حال خسوف. من چه مي‌دانستم اين آرامش تو، اين لبخندهاي بي نهايت، اين نگاه‌هاي پر از مهر تا لحظاتي ديگر در سياهي جاده آسفالته‌ي داغ به خون مي‌نشينند. عجب شبي بود آن شب. من "هاجر" بودم و تو "اسماعيل"  من با "زينب" بودم و تو با "حسين"؛ جاده پر بود از "حرمله"‌ها، "شمر"ها، "ابن زياد"ها. من تاريخ خوانده‌ام و "زينب سلام الله" عليها را ديده‌ام كه در ميانه‌ي نامردهاي تاريخ براي نجات" حسین ش" از "خيمه‌گاه تا قتلگاه" چگونه "سعی"می کرد..

 من براي نجات تو؛ نعمت جان! آن شب تمام "سعي" خودم را كردم. چندين‌بار ، چندين بار از اين سوي جاده آسفالته تا كيلومترها آن طرف‌تر به اميدي دويدم. نفس نفس زنان در حال تلاش براي كمك به تو بودم امّا همين كه صداي تير "حرمله‌‌"ها به گوش رسيد، همين كه آتش از ميانه‌ي "گودي قتلگاه"، گََُر گرفت. فهميدم كه كار تمام است، فهميدم كه خون آرام آرام و بي‌قرار از منفذهاي چشمانت بر خاك "تاسوكي" بوسه مي‌زنند، فهميدم كه دستها و پاهايت به هم زنجير شده‌اند و اين دست پا زدنت نه براي زجري بوده است كه مي كشيدي كه حتم تب داغ رسيدن به معشوق بوده، درست مثل كودكي كه پاهايش را با سماجت تمام بر زمين مي‌كوبد؛ تا چيزي را كه خواسته به او بدهند. تو "حسين" را خواسته بودي و حال خود حسين شده بودي. حسين من. عجب شگوهي داشت اين مراسم رسيدن تو به معشوق.

 من بالاي "تل زينبيه" بودم و همه چيز را مي‌ديدم. من" زينب" نبودم امّا براي لحظه‌ائي براي كسري از ثانيه شبيه "زينب" سلام الله عليها شدم. من از او آموختم كه همه چيز را بايد زيبا ديد. من زيبا مي‌ديدم دست پا زدنت را و "فريادي" كه در حلقومت  " آه" شد.

 

من در زير شعله‌هاي آتش "خيمه‌گاه"...

  "حسينم"  را در " گودی قتلگاه " ديدم؛

" نعمتم" را  "ِماهم" را كه در آخرين منزل به خسوف مي‌نشست...

منبع: ویرجینیا (پاتوق دانشجوئی بچه های حدیث)

هامون در خون

حامد صفوی شاملو

مي‌خواهم براي "هامون در خون" بنويسم اما چگونه بنویسم؟!

چگونه در این عمق منجلاب دنیا ازآسمان و افلاکیان بنویسم؟!

چگونه از آنانی بنویسم که عند ربهم یرزقونند؟!

                                                 ***

هرسال اسفند برای خیلیها بوی بهار رو به همراه میاره ، بوی حیات.

برای من هم!

اسفند که میاد یاد و خاطره اسطوره‌های بدر و خیبر ، فدائیان روح الله، افلاکیان خاک نشین ذهن منو پُر میکنه.

اما از 5 سال پیش، قصّه کمی عوض شد و "شهيد نعمت الله" که جزو اولین شهدای "جنگ تحلیلی"! بود به این لیست اضافه شد.

راستش نمی‌تونم چیزی بنویسم، چون اصلا اهلیت این کار رو ندارم و نمیدونم چی بنویسم!

از لبخندهای کوتاه اماعمیقش؟ ازاخلاص واقعی در عملش؟ از متانت و وقارش؟ از حیا و نجابتش؟ از زیبایی و خاکی بودنش؟ از هدفمندی و تکلیف محوریش؟ از علت آخرین سفرش؟ از آخرین دست نوشته‌اش؟ از آخرین لحظات قبل شهادتش؟ از نگاه معصومانه و البته پر از ...

چي بنويسم؟! از دختر پنج ساله یتیمش؟ از استواری همسر مظلومش؟ ازنفرین‌های مادرش ؟ از بی توجهی همه خصوصآ مسئولین دانشکده به "او  و راهش"؟ از چی؟!

"نعمت" رفت! و  ما هم می رویم ! و قطعا روزی همه باید در پیشگاه حضرت حق پاسخگوی این "نعمات" باشیم!!!

امّا !

چرا پس از 5 سال هنوز در دانشکده علوم حدیث نامی و نشانی از او نیست؟!

چرا نمی‌گویند که او برای مقابله "علمی" و "عملی" با وهابیت خبیث به آنجا می‌رفت و به شهادت رسید؟!

چرا نمی‌گویند اگر آن اقدام خاص " نعمت الله" درآن حادثه نبود، مطمئنآ جنایت تاسوکی به آنجا ختم نمی‌شد؟!

چرا هیچ خبری از خانواده اولین و " تنها شهید دانشکده" نمی‌گیرند؟!

و صدها چرای دیگر که البته جواب خیلی از آنها در این مدت معلوم شده است!

 و نکته آخر اینکه :

اگر چند سال قبل "نعمت الله پیغان" - این دانشجویی که نه تنها از همکلاسی‌ها بلکه از تمام اساتیدش در عمل پیشی گرفت و راه هزار شب را به یک شب طی کرد- در مقابل وهابیت ملعون در منطقه سیستان جانش را کف دستش نهاد و به میدان مقابله رفت، حتما و یقینا اگر امروز بود باز هم در راه دفاع از اسلام ناب محمدی، برسر فتنه گران و سران مزدور آنان که می‌خواستند انقلاب را به ثمن بخس به اجانب بفروشند فریاد می‌کشید و پرچم " اهل بیت" را نه در حرف که با عمل و نثار خون خود حفظ می‌کرد و نمی‌گذاشت به راه امام و شهدا و به ولایت فقیه آسیبی برسد!!!

راستی : کاش قدر این خونها را بدانیم! البته در عمل!!!

منبع: ویرجینیا (پاتوق دانشجوئی بچه های حدیث)

ابعاد تربيتي حج با تأکيد بر ديدگاه امام خميني

حج از عبادت ‌ هاي جامع است. منظور از عبادت جامع عبادتي است که هم ابعاد فردي دارد و هم ابعاد اجتماعي، لذا به لحاظ برکات هم جامع است؛ هم برکات فردي دارد و هم برکات اجتماعي. هم برکات دنيوي دارد و هم برکات اخروي. اما مسلمانان از برکات حج بهرة زيادي نمي برند و البته اين امر دلايل و عواملي دارد که لازم است مورد توجه قرار گيرد. در مقالة حاضر، ابعاد تربيتي حج، از نگاه امام خميني (قده) ، مورد تأمل قرار گرفته است. فرضية مقاله اين است که با توجه به اين که امام خميني براي انسان سه لاية وجودي قائل است، ابعاد تربيتي حج نيز از نگاه ايشان در سه بُعد قابل ارائه می ‌ باشد:

1. تربيت اعتقادي: لاية وجودي عقلي، ظرف تشکيل باورهاي انسان است. حج از طريق تقويت اعتقادات انسان نسبت به مبدأ، معاد و رهبري الهي، بر باورهاي انسان اثر مي گذارد.

2. تربيت اخلاقي: لاية وجودي قلبي، ظرف تحقّق فضايل و رذايل است. حج از طريق تصحيح گرايش ‌ هاي انسان و جايگزيني فضايل به ‌ جاي رذايل بر اخلاق انسان اثر مي گذارد. حج حبّ خدا، نبي مکرم اسلام و اولياي الهي را در قلوب حجاج افزايش مي ‌ دهد.

3. تربيت شرعي و رفتاري: لاية وجودي ظاهري، ظرف تجلّي رفتارهاي انسان است. حج از طريق مطالبة عمل مطابق با شريعت از سوي انسان مسلمان بر رفتارهايش اثر مي گذارد. حج الگوهايي را ارائه مي ‌ کند.

 

کليدواژه ‌ ها: تربيت اعتقادي، تربيت اخلاقي، تربيت رفتاري، تربيت متعاليه، حج، امام خميني (قده)

ادامه نوشته

چرا به او کریمه اهل‌بیت(ع)می‌گویند

اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در رؤيائی، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.
به بهانه سالروز ورود حضرت معصومه(س) به قم پایگاه اطلاع رسانی مرکز خبر حوزه نوشت:

 روایت فاطمیات

حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها از فاطمه دختر امام صادق عليه السلام از فاطمه دختر امام باقر  عليه السلام  از فاطمه دختر امام سجاد عليه السلام از فاطمه دختر امام حسين عليه السلام از زينب دختر  اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت فاطمه ‌زهرا سلام الله عليها نقل مي كند كه فرمود: "همانا هر كه با محبت آل محمد بميرد شهيد مرده است"

آثار الحجه: ج 1 ص 8ـ 9،

لقب معصومه

بنابر روایات، لقب معصومه اولین بار از سوی امام رضا(ع) بر خواهر نهاده شد و ایشان از روی محبت و اشتیاق به خواهر، او را بدین نام فراخواند. آن گونه که آن امام در جایی می فرماید:«هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.»( کریمه اهل بیت ، علی اکبر مهدی پور)

فضیلت زیارت

درباره فضیلت و پاداش عظیم زیارت آن بزرگوار روایات متعددی نقل گردیده است. از جمله اینکه امام رضا(ع) به یکی از برجسته ترین دانشمندان و محدثان اهل قم می فرماید: « ای سعد(بن سعد) از ما نزد شما قبری است» سعدبن سعد می گوید: آیا قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) را می گویید؟ امام رضا(ع) می فرمایند: آری، هر کس او را زیارت کند در حالی که آگاه به حق او باشد، بهشت از آن اوست»

از امام صادق(ع) نیز روایت شده است: «هر کس او را زیارت کند بهشت بر او واجب گردد» و در جایی دیگر روایت شده: «زیارت او همسنگ بهشت است» از امام جواد(ع) نیز این گونه نقل شده است:« هر کسی قبر عمه ام را در قم زیارت کند، به بهشت خواهد رفت.» عوالم، ج 21 ص 331

زيارت مأثور درباه حضرت معصومه (ع)

يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

کريمه اهل بيت حضرت معصومه (س)

 حضرت معصومه( س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب کريمه اهل بيت ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

کشوری که ما می خواهیم

دیشب بیست و سی بخشی از صحبت‏های ضد انقلاب‏های فراری را پخش کرد که یکی‏شان می‏گفت امام خمینی در پاریس گفته بود من در ایران دموکراسی را اجرا می‏کنم اما بعد که پیروز شد و رفت ایران به این وعده‏اش عمل نکرد. با خودم گفتم ببینم حضرت امام خمینی در پاریس چه حرفی زده، امام چندین مصاحبه در پاریس انجام داده و سخنرانی‏های متعددی انجام داده، یکی از این مصاحبه‏ها که کوتاه هم هست، در ادامه آمده است. در این مصاحبه آمده است: «كشورى كه ما مى‏خواهيم، كشورى اسلامى به همه معناست و اكنون در خارج نظيرش نيست، ولى در گذشته وجود داشته است.» این مصاحبه در صحيفه امام، ج‏4، از صفحه  172 تا صفحه 174 آمده است.

زمان: 5 آبان 1357/ 24 ذى القعدة 1398

مكان: پاريس، نوفل لوشاتو

موضوع: دلايل مخالفت با رژيم شاه‏

مصاحبه‏كننده: كانال يك تلويزيون فرانسه‏

آيا شما در حكومتى انتقالى با حضور شاه شركت خواهيد كرد؟ به چه شرط؟

امام خمینی: با حضور شاه، ما در هيچ حكومتى، چه انتقالى و چه غير انتقالى شركت نخواهيم كرد و هيچ شرطى را هم نمى‏پذيريم.

آيا از آن بيم نداريد كه با رفتن شاه، بحران سياسى و اقتصادى بدتر شود؟

امام خمینی: با بودن شاه بحرانهاى سياسى و اقتصادى وجود دارد، زيرا كه ملت با او همكارى ندارد. و اين موجب بحران است. اگر شاه برود بحران رفع مى‏شود.

آيا جنبش و نهضت اخير ايران، از طرف يك ايدئولوژى ماركسيستى، هدايت و حمايت نشده و يا نمى‏شود؟

امام خمینی:  ابداً، نه هدايت شده و نه مى‏شود و نه خواهد شد. و حمايت آنها مورد قبول كسى نيست.

آيا حمايت و كمك يك كشور كمونيستى را قبول خواهيد كرد؟

امام خمینی:  ما مى‏خواهيم مستقل باشيم و حمايت هيچ كشورى را قبول نخواهيم كرد و تحت الحمايه هيچ كشورى نيستيم.

آيا اسلام با قوانين بدون انعطافى كه دارد، مى‏تواند آزادى و پيشرفت اجتماعى را ضمانت نمايد؟ نمونه‏اى از آن را در كشور ديگرى بدهيد؟

امام خمینی: اولًا، اسلام قوانين اساسى‏اش انعطاف ندارد و بسيارى از قوانينش با نظرهاى خاصى انعطاف دارد و مى‏تواند همه انحاى دموكراسى را تضمين كند. كشورى كه ما مى‏خواهيم، كشورى اسلامى به همه معناست و اكنون در خارج نظيرش نيست، ولى در گذشته وجود داشته است.

نهضت اخير ايران را متهم مى‏كنند كه ارتجاعى است. نظر شما چيست؟

امام خمینی: نهضت اخير براى اين است كه امور ارتجاعى را رد كند، و آن دولت شاه و امثال اوست كه تمام جهات ارتجاع و عقب‏ماندگى را براى ما به بار آورده و ما مى‏خواهيم همانها را رفع كنيم. نهضت ما، نهضتى متمدن و پيشرفته است.

شما خواهان رفتن شاه هستيد، مى‏توانيد دلايل آن را شرح دهيد؟ آيا آرزوى كشته شدن و از بين رفتن شاه را داريد؟

امام خمینی:  ما بيش از پانزده سال است كه دلايل محكوميت شاه و لزوم رفتن او را در اعلاميه‏هاى خود ذكر كرده‏ايم و الآن براى شما برخى دلايل را ذكر مى‏كنم:

بيش از پنجاه سال است كه دولتهاى خارجى، پدر شاه و شاه را در ايران بر ما تحميل كرده‏اند. شاه سابق را به حسب اعتراف انگليسى‏ها، آنان آوردند و بر كشور ما حاكم كردند. در راديو دهلى اين مطلب را تصريح نمودند. شاه فعلى در يكى از كتابهايش نوشت: «متفقين كه زمان جنگ به ايران آمدند، مرا به سلطنت انتخاب كرده و صلاح اين ديدند كه من سلطان باشم» (ر.ک: مأموريت براى وطنم)

ما پنجاه سال است كه تحت فشار و با اختناق فوق العاده به سر مى‏بريم. ما نه فرهنگ مستقل داريم و نه لشكر و ارتش مستقل داريم و نه اقتصاد صحيح و سالم داريم و نه جهات سياسى ما صحيح و سالم است. اما فرهنگ ما، فرهنگى است كه با دستور ديگران، شاه تحميل كرده است.

مدارس ما غالباً به شكل نيمه تعطيل است يا تعطيل و در وقتى هم كه اشتغال داشته باشند، دستور اين است كه اينها را عقب نگه دارند و نگذارند كه رجال دانشمند در مملكت ما پيدا بشود.

تمام مطبوعات ما و كليه وسايلى كه بايد به وسيله آن تبليغ شود در اين پنجاه سال در اختيار شاه بوده است. تمام اشكال آزادى از ملت ما سلب شده است. ما در اين پنجاه سال حتى يك مجلس ملى هم نداشتيم.

در زمان رضا شاه با زور او، رژيم را تغيير دادند، يعنى سلطنت را منتقل كردند. (رضا خان بر اثر كودتاى انگليسى 29 حوت( اسفند) 1299 به قدرت رسيد. او سپس با تشكيل يك مجلس مؤسسان فرمايشى و اضمحلال سلسله قاجار، به عنوان« رضا شاه پهلوى» به سلطنت رسيد و در سال 1305 تاجگذارى كرد.)

مجلس مؤسسان كه تأسيس كردند با سرنيزه تأسيس شد و ملت بكلى با آن مخالف بود، لكن سرنيزه نگذاشت كه اين‏ مخالفت را اظهار كنند. بنا بر اين اصل مجلس مؤسسان كه در زمان رضا شاه با سرنيزه درست شد غير قانونى بود. با غير قانونى بودن آن، آمدن رضا شاه و رسيدن به سلطنت غير قانونى بود. با غير قانونى بودن او، سلطنت محمد رضا شاه غير قانونى است.

محمد رضا شاه، در تمام جوانب ترقى ملت ما، كارهايى كرده است و نگذاشته كه ملت ما رو به ترقى رود. نگذاشته است فرهنگ ما فرهنگ مترقى باشد.

ارتش ما را در تحت نظارت ارتشهاى ديگران قرار داده است. مستشاران امريكايى هستند كه ارتش ما را اداره مى‏كنند.

اقتصاد ما را بكلى از بين برده است. ايران كه زراعتش از بين رفته و نفتش را هم دارند زياد خرج مى‏كنند و به ديگران هم زياد مى‏دهند كه آن هم از بين برود.

اگر محمد رضا شاه در سلطنت باقى باشد، چند سال ديگر كشور ما رو به فقر و نيستى خواهد رفت. بنا بر اين تا ايشان نرفته است، مملكت ما نمى‏تواند روى آزادى و ترقى ببيند، و بايد برود.

 منبع: صحيفه امام، ج‏4، از صفحه  172 تا صفحه 174

نسبت انقلاب اسلامی و حکمت متعالیه در گفتگو با شریف لک زایی

حضرت امام و انقلاب اسلامی، عصارۀ اندیشۀ اسفار اربعه و مخصوصاً سفر چهارم است. امام خمینی، جهانی بنشسته در گوشه ای نبود که بنشیند و برای خود و ذهن خویش، رشته های فلسفی ببافد و آن گاه در مقابل آن بنشیند و دست ساختۀ ذهنی خویش را تماشا کند. بلکه او، خود به بازیگری می پردازد و یک بازیگر بسیار مؤثر در دورۀ معاصر و انقلاب اسلامی می شود.

ادامه نوشته

نامه‌اي منتشر نشده‌ از شهيد شهرياري

از خداوند سبحان عاجزانه درخواست مي‌كنيم كه در ظهور مظهر نور، حضرت بقيه‌الله الاعظم ارواح من سواه فداه، تعجيل فرمايد كه آن حضرت مظهر تام و كامل شخصي است كه امام سجاد سلام‌الله عليه آنرا معرفي فرموده است، تا انشاءالله شعاع پرفروغ آفتاب منورش از پس پرده‌هاي غيبت جهان را زنده كند. انشاءالله همه ما توفيق ياري و نصرت آن وجود مقدس را بيابيم و خداوند سبحان همه ما را جزء خاصان و سربازان فداكار آن حضرت قرار دهد. با دعا و به علو درجات شهيدان بزرگوار تاريخ خونرگ اسلام و خاصتا شهداي انقلاب و جنگ تحميلي و بالاخص قافله سالار شهداي انقلاب، امام امت رضوان‌الله تعالي عليه نوشته را به پايان مي‌برم و از جنابعالي تقاضاي وافر دارم كه در زدودن نقائص حقير اهتمام ورزيد و اين بنده ناچيز را از دعاي خير فراموش نفرمائيد.

ادامه نوشته