اربعین؛ مغناطيس پُرجاذبه‏ حسينى

همه ایام، مال خداست؛ اما بعضی از ایام خصوصیتی دارد که برای آن خصوصیت «یوم الله» می‏‏ شود (امام خمینی، صحیفه امام، ج9، ص465 ـ 469)، بنابراین اربعین هم از «ایام الله» است، چرا که مغناطيس پُرجاذبه ‏ى حسينى، اولين دل‏ها را در اربعين‏ به سوى خود جذب كرد و اولين جوشش‏هاى چشمه‏ ى جوشان محبت حسينى، كه شطّ هميشه جارى زيارت را در طول اين قرن‏ها به راه انداخته است، در اربعين‏ پديد آمد و با آمدن اولين زائران ابا عبد الله الحسين عليه‏ السّلام بر سر قبر امامِ معصومِ شهيد، اولين شكوفه‏ هاى عاشورايى، در اربعين‏ شكفته شد(فرمایشات امام خامنه‏ای در تاریخ 01/ 01/ 1385) و این اولین درسى است كه اربعين به ما مى ‏دهد، یعنی زنده نگهداشتن ياد حقيقت و خاطره‏ ى شهادت در مقابل طوفان تبليغات دشمن(فرمایشات امام خامنه ‏ای در تاریخ 22/ 06/ 1368) و زنده نگهداشتن این حقیقت که اربعین «یوم الله» است و «امام» پیشاهنگ قافله عشاق و مرگ «پل».
خاصيت محيط اختناق اين است كه مردم فرصت و جرئت پيدا نمى ‏كنند كه حقايقى را كه فهميده ‏اند، در عملِ خودشان نشان بدهند؛ چون دستگاه ظالم و مستبد نمى ‏گذارد مردم بفهمند و اگر مردم فهميدند، نمى ‏گذارد به آنچه فهميده‏ اند، عمل كنند(فرمایشات امام خامنه‏ ای در تاریخ 28/ 11/ 1387)، بنابراین باید این اختناقِ رعب آور درهم شکسته شود. زیارتنامه‏ اربعین و زیارت مرقد سرور و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی بن ابیطالب علیهما السلام که در این روز به عنوان یکی از نشانه ‏های مؤمن تعریف شده است، اربعین را با عطوفت و تحرک، گره زده است و آن را به رسانه ‏ای پرقدرت در مقابل اختناق و تهدیدِ نظام سیاسی ظالم تبدیل کرده است.
در زیارت اربعین خطاب به خداوند متعال عرض مى ‏شود: «و بذل مهجته فيك» يعنى حسين کسی است که عاشق تو بود و فقط به خاطر تو جان و خون خود را داد؛ چرا؟ «ليستنقذ عبادك من الجهالة» تا بندگان تو را از جهل نجات دهد؛ «و حيرة الضّلالة»؛ و آن‏ها را از سرگردانىِ ناشى از ضلالت و گمراهى برهاند.
سپاه مقابل در فراز بعدى اینگونه معرفى مى ‏شود: «و قد توازر عليه من غرّته الدنيا»؛ نقطه‏ ى مقابل، كسانى بودند كه فريب زندگى، آن‏ها را به خود مشغول كرده بود؛ «و باع حظّه بالأرذل الأدنى»؛ سهمى را كه خداى متعال براى هر انسانى در آفرينش عظيم خود قرار داده است و اين سهم عبارت است از سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت به بهاى ناچيزی فروخته بودند.
براین اساس نهضت حسينى با دو نگاه قابل ملاحظه است:
نگاه اول: حركت ظاهرى حسين بن على، كه حركت عليه يك حكومت فاسد و منحرف و ظالم و سركوبگر يعنى حكومت يزيد است؛
نگاه دوم: حركت باطنی حسين بن على، که حركت عليه جهل و زبونى انسان است. در حقيقت، امام حسين اگرچه با يزيد مبارزه مى‏ كند، اما مبارزه ‏ى گسترده ‏ى تاريخى حضرتش با يزيدِ كوته ‏عمرِ بى ‏ارزش نيست؛ بلكه با جهل و پستى و گمراهى و زبونى و ذلّت انسان(فرمایشات امام خامنه ‏ای در تاریخ 26/ 01/ 1379) در تمام اعصار و در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، خانوادگی، اجتماعی و ... است. این نگاه به اربعین است که اربعین را همیشه زنده نگه می‏دارد و باعث ترس و هراس دشمنان از حسین بن علی می‏شود.
امروز هم هرجايى كه بشر در دنيا ضربه خورده است چه ضربه‏ى سياسى، چه ضربه‏ى نظامى و چه ضربه ‏ى اقتصادى اگر ريشه‏ اش را كاوش كند، يا در جهل است، يا در زبونى. يا نمى‏داند و معرفت لازم را به آنچه كه بايد معرفت داشته باشد، ندارد؛ يا اينكه معرفت دارد، اما خود را ارزان فروخته‏ و زبونى را خريده و تن به ذلت داده است. بر این اساس در اربعین هم به سهم اعتقاد، عقلانیت و بینش و هم به سهم اخلاق، انسانیت و عطوفت و هم به سهم جهاد، حماسه و ایثار توجه شده است.
با توجه به این نگاه است که امروزه متفكّران و روشن‏فكران و کسانی كه بى ‏غرض هستند، وقتى ماجراى امام حسين علیه السلام را مى‏بينند، احساس خضوع مى‏كنند و در واقع امام حسين، امام آن‏ها در آزادى‏خواهى، عدالت‏طلبى، مبارزه با بدي‏ها و زشتي‏ها و جهل و زبونى انسان است(فرمایشات امام خامنه‏ای در تاریخ 26/ 01/ 1379).
علاوه بر ظرفیت انسانی و آزادی خواهی حتی به قیمت شهادت در راه حفظ اسلام که در اربعین حسینی وجود دارد، امام خمینی با یادآوری اربعین‏های زنجیره‏ ای گرامی‏داشت شهدای ایران، مسلمین را به ظرفیت وحدت‏بخشی اربعین هم توجه می‏دهد، امام خمینی «اربعین» را یکی از روزهای تحکیم وحدت مسلمین جهان می‏دانند و می‏فرمایند: «ما از دست امريكا نبايد خيلى گله كنيم ... لكن از كشورهاى اسلامى و از حكومت‏هاى اسلامى بايد شكوه كنيم و فرياد بزنيم. اسلام اين قدر براى اجتماع و براى وحدت كلمه، هم تبليغ كرده است و هم عمل كرده است؛ يعنى، روزهايى را پيش آورده است كه با خود اين روزها و انگيزه اين روزها تحكيم وحدت مى‏شود مثل عاشورا و اربعين‏. (صحيفه امام، ج‏15، ص 437 ـ 438).
وحدت و افزایش قدرت به معنای جنگ طلبی نیست، چون اسلام، معتقد به جنگ‏های پیشدستانه نیست، سخنگوی اسلام ناب محمدی امام خمینی می‏فرمایند «ما براى جنگ پيشقدم نيستيم(صحيفه امام، ج‏13، ص 331). اما وقتی جنگ از سوی یزیدیان زمان، تحمیل شد، بر خلاف نظر اکثریت که معمولاً جنگ را چیز بدی می‏دانند، امام خمینی مسلمین را به ابعاد مثبت مبارزه و جهاد و در نظر گرفتن رضای الهی توجه ‏دادند و ‏فرمودند: «ان شاء اللَّه، مسلمين هم توجه مى‏كنند به آن. يكى اينكه مردم از جنگ خسته نشوند(صحيفه امام، ج‏13، ص 331). در هر صورت، جنگ از يك جهت خيلى خوب است و آن اين است كه شجاعتى را كه در باطن انسان است بروز مى‏دهد و براى انسان تحرك حاصل مى‏شود. انسان از آن خمودى بيرون مى ‏آيد. ... فرق ما بين ما و آنها اين است كه ما انگيزه‏ مان اسلام است(صحيفه امام، ج‏13، ص 250).
به این ترتیب امام خمینی و مقام معظم رهبری به خوبی از برکات و ظرفیت اسلام، که ذاتاً دینی سیاسی است، و از جمله آیین سیاسی اربعین در راستای مبارزه با ظلم و ستم و اسلام آمریکایی در سه عرصه ملی، منطقه ‏ای و بین المللی بهره برده و می‏برند. ایشان به خوبی مردم را با ظرفیت‏های اسلام ناب محمدی و از جمله ظرفیت‏های نهضت حسینی و اربعین، آگاه کرده و تلاش دارند که مسلمین و مستضعفین به صورت منسجم و متحد در برابر یزیدیان و مستکبران زمان قرار بگیرند و نهراسند، تا کارکرد ظلم‏ ستیزانه اربعین را که یکی از اهداف قیام اباعبدالله الحسین بود و گوشه ‏ای از آن در ایران ظاهر شد، در دنیا و به ویژه در قدس شریف، جلوه ‏گر سازند. و الحمد لله رب العالمین.

تبیین سبک زندگی مؤمنانه براساس خطبه 193 نهج‌البلاغه

در مقاله حاضر شاخص‌های زندگی مؤمنانه در عرصه زندگی عقلانی، اخلاقی و رفتاری براساس خطبه همام تبیین می‌شود.

چکیده:  

از دیدگاه نهج‌البلاغه، انسان دارای سه مرتبه و نشئه وجودی است؛ نشئه روحانی و عقلی، برزخی و قلبی و دنیایی و مادی. بر این اساس، انسان، در سه دنیای مادی و ظاهری که همین عالم دنیاست، و نشئه نفس انسانی که شامل قوای ظاهری و باطنی اوست و نشئه‌ای غیبی که روح او را پوشش می‌دهد، زندگی می‌کند. در مقاله حاضر شاخص‌های زندگی مؤمنانه در عرصه زندگی عقلانی، اخلاقی و رفتاری براساس خطبه همام تبیین می‌شود. زندگی و حیات عقلی انسان مؤمن مبتنی بر توحید است که نگاهی قدسی و معنوی به مؤمن می‌بخشد. سبک زندگی اخلاقی اتصاف به جنود عقل و پیراستگی از جنود جهل دارد و در سبک زندگی ظاهری و رفتاری، آنچه از مؤمن بروز و ظهور دارد، انجام دستورات فقهی و شرعی است.

واژه‌های کلیدی: زندگی مؤمنانه، خطبه همام، زندگی عقلانی، زندگی اخلاقی، زندگی رفتاری.

نویسندگان:

مسعود معینی پور ، رضا لک زایی، محمدحسین ظریفیان یگانه

پژوهش نامه اخلاق - سال هشتم، شماره 27، بهار 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.   

تأثیر حکمت متعالیه در علوم انسانی

فلسفه و به ویژه حکمت متعالیه، نقش اساسی و کلیدی در علوم انسانی دارد و بر اساس نحوه تأثیری که در علوم انسانی می ‏گذارد، علوم انسانی به متعالی و متدانی تقسیم می‏ شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از شماره نوزدهم فصلنامه صدرا، رضا لک‌زایی پژوهشگر پژوهشگاه بین‌المللی جامعه المصطفی(ص) در مقاله ای به تاثیر حکمت متعالیه در علوم انسانی اشاره کرده که در ادامه آمده است.

ادامه نوشته

تحلیل انقلاب اسلامی ایران در چارچوب حکمت متعالیه

 

 
حکمت متعالیه پشتوانه و پشتیبان‌ فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران و متأثر از آن است و می‌توان از آن به‌ عنوان چهارچوبی جهت تحلیل انقلاب اسلامی ایران استفاده کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، نجف لک‌زایی و رضا لک‌زایی مقاله ای را  با عنوان تحلیل انقلاب اسلامی ایران در چارچوب حکمت متعالیه را به نگارش درآورده اند که چکیده آن در ادامه آمده است.

چکیده مقاله:

امام خمینی(ره)، حکیمی صدرایی است که بیش از بیست سال به تدریس‌ حکمت متعالیه اشتغال داشته و توانسته بزرگ‌ترین انقلاب جهان را رقم بزند.

در این نوشته نشان داده شده که امام خمینی(ره) حرکت جوهری و ارادی را که فقط در حکمت متعالیه مطرح شده، می‌پذیرد و انسان‌شناسی خودش را بر آن استوار می‌کند. بازتاب این انسان‌شناسی متعالی در ذکر انواع سیاست‌ها به الهی و غیر الهی یعنی شیطانی و حیوانی و نیز تحلیل مسائل سیاسی ایران و جهان ظهور و بروز بیشتری یافته است، لذا می‌توان گفت حکمت متعالیه پشتوانه و پشتیبان‌ فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی ایران و متأثر از آن است و می‌توان از آن به‌ عنوان چارچوبی جهت تحلیل انقلاب اسلامی ایران استفاده کرد.

علاقمندان برای دریافت متن کامل مقاله می توانند به اینجا مراجعه کنند.

راهکار امام خمینی(ره) برای ایجاد صلح و جهان عاری از خشونت

این مقاله راجع به راهکاریی بر اساس چهارچوب نظری متخذ از حدیث نبوی که از جانب امام خمینی(ره) شرح شده است، با روش توصیفی  تحلیلی ارائه می‏شود. بر اساس تفسیر انسان‏شناسانه حضرت امام از این حدیث، انسان دارای سه بعد بینشی و عقلی، گرایشی و ارزشی، کنشی و رفتاری می باشد. به همین دلیل راهکار امام برای ایجاد صلح و جهان عاری از خشونت دارای سه بعد است که عبارتند از:
در بعد اول، معطوف به این نکته است که آتش خشونت و غضب، قادر است که اعتقاد و ایمان انسان را پوچ و به خاکستر تبدیل کند. در نتیجه هر چه ایمان و اعتقاد انسان فزونی گیرد، آتش خشم و غضب نیز فروکش کرده و جهان از صلح و امنیت بیشتری برخوردار می شود.
در بعد دوم، معطوف به تقویت جنود عقل در انسان، جامعه و دولت، از جمله رأفت، رحمت، اخوت، محبت، شجاعت و پرهیز از جنود جهل شامل قساوت، خشم، خشونت، ترس، ضعف نفس، حب نفس و حب دنیاست. بنابراین هر مقدار جنود عقل در انسان، جامعه و دولت تقویت و جنود جهل تضعیف شود، جهان امن‌تری خواهیم داشت.
در بعد سوم، امام دو راهکار ارائه می‏کند؛ راهکار علمی و راهکار عملی. راهکار علمی امام، تفکر در آفات و مفاسد اعتقادی، اخلاقی و عملی خشونت است؛ چون ایشان استعاره آتش را برای غضب و خشونت به کار می‏برد. به عنوان راهکار عملی می‏فرماید قبل از آنکه آتش غضب و خشونت شدت گیرد، مکانی که اسباب غضب و خشونت در آنجا تدارک شده را ترک کند، در غیر این صورت تغیر وضعیت بدهد.
از آنجا که نگاه اسلام به فرد انسان یک نگاه مکمل و منسجم است، این سه بعد، دارای انعکاس مستقیم در سطوح و ابعاد مختلف جامعه است. به این ترتیب امام با نکته سنجی دقیق و مبتنی بر معارف فلسفی، اخلاقی و فقهی، بحران خشونت، ریشه‌های بحران، وضع مطلوب، و روش گذار از وضع نامطلوب به وضع مطلوب را در ساحات گوناگون حیات بشری تبیین می‏کند. نمونه عینی این تفکر، در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، دفاع مقدس و پس از آن پیش چشم جهانیان است.

 

کلیدواژه ها: 
امام خمینی(ره)؛ انقلاب اسلامی؛ صلح؛ خشونت؛ انسان‏ شناسی

برای دسترسی به متن کامل مقاله «راهکار امام خمینی(ره) برای ایجاد صلح و جهان عاری از خشونت» ر.ک:

http://andishehsiyasi.ri-khomeini.ac.ir/article_44287_c15e5aa88809b3f509ba6692bfe0910f.pdf

 

تأثیر حکمت متعالیه در علوم انسانی

فلسفه و به ویژه حکمت متعالیه، نقش اساسی و کلیدی در علوم انسانی دارد و بر اساس نحوه تأثیری که در علوم انسانی می ‏گذارد، علوم انسانی به متعالی و متدانی تقسیم می‏ شود.

 

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از شماره نوزدهم فصلنامه صدرا، رضا لک‌زایی پژوهشگر پژوهشگاه بین‌المللی جامعه المصطفی(ص) در مقاله ای به تاثیر حکمت متعالیه در علوم انسانی اشاره کرده که در ادامه آمده است.

ادامه نوشته

چیستی علوم انسانی متعالی

در شماره هجده فصلنامه صدرا، رضا لک ‏زایی محقق پژوهشگاه بین المللی جامعه المصطفی(ص) در یادداشتی به تعریف و چیستی علوم انسانی متعالی پرداخته و می گوید: اندیشمندان اسلامی در تعریف علوم انسانی به وفاق نرسیده و تعاریف مختلفی مطرح کرده‏ اند. وجه اشتراک بیشتر این تعاریف، پیش‌فرض آنها یعنی وحدت انسان و کثرت علم است. پژوهش گرانی که به تعریف علوم انسانی دست یازیده‏ اند، معمولاً انسان را کلی متواطی ـ یعنی مفهومی کلی که مصادیق فراوان و متعدد دارد ـ و علم را هم متعدد و متکثر در نظر گرفته‏ اند.علوم انسانی را بر اساس ملاک‏ های متعددی می‏ توان تعریف کرد:

ادامه نوشته

همایش ملی انقلاب اسلامی و جهان عاری از خشونت برگزار شد

«همایش ملی انقلاب اسلامی و جهان عاری از خشونت» صبح امروز (چهارشنبه 17 آبان) در پژوهشکده امام خمینی (س) و  انقلاب اسلامی  با حضور جمعی از اساتید و دانشگاهیان آغاز به کار کرد.

در نوبت صبح این همایش پس از سخنان منصور انصاری (دبیر علمی این  همایش)، یحیی فوزی، رضا لک زایی، محمد مهدی اسماعیلی و حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی ساداتی نژاد به ارائه مقالاتی در زمینه صلح و همزیستی مسالمت  آمیز در اندیشه امام خمینی (س)، راهکارهای امام خمینی (س) برای ایجاد  جهان عاری از خشونت و نقش ایالات  متحده آمریکا در خشونت  های منطقه پرداختند.

در آغاز بخش عصر همایش نیز که با حضور حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی یادگار گرامی امام خمینی (س) برگزار شد، خانم دکتر فاطمه طباطبایی به ایراد سخن پرداخت.

به گفته دبیر علمی  «همایش ملی انقلاب اسلامی و جهان عاری از خشونت» فراخوان مقاله برای همایش مذکور در آبان ماه سال 94 اعلام شد و از 93 مقاله رسیده به این  همایش  36 مقاله  انتخاب شده  و  در همایش و کتاب مجموعه  مقالات  آن  ارائه  می شود.

 

منبع:

http://www.ri-khomeini.ac.ir/fa/content/article/single/id/1156

 

 انتشار مقاله نظام اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) در فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشنامه انقلاب اسلامی

انتشار مقاله نظام اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) در فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشنامه انقلاب اسلامی، شماره 6، تابستان 1392

 متن مقاله را می‏توانید از سایت فصلنامه دانلود کنید

http://rjir.basu.ac.ir/article_454_b3d99a33983dbe05a39b8c032d9f6bc5.pdf

 

 

در ضرورت و اهمیت حضور اخلاق در جامعه، جای تردید نیست. امام خمینی(ره) که خود تأسیس و اداره­ ی جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت، سیاستمداری مهذب و صاحب نظری صائب در حوزه‏ های گوناگون و از جمله اخلاق است. ایشان معتقد است تمامی احکام اخلاقی اسلام، سیاسی است؛ لذا در اثر حاضر تلاش شده تا مباحث اخلاقی امام خمینی(ره) به صورت یک سیستم و به شکلی جامع با روشی توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از چهارچوب نظری متخذ از آثار ایشان تبیین شود. به نظر می‏رسد اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) مبتنی بر راهبرد برادری است. برای تحقق، تثبیت و گسترش برادری در جامعه آراسته شدن به فضایل و پیراسته شدن از رذایل لازم است. امام خمینی(ره) بر این باور است که تمامی انسان‏ها دارای دو فطرت هستند فطرتی اصلی که عاشق کمال مطلق است و فطرتی تبعی که از نقص تنفر دارد. پیوند برادری که با آراسته شدن به فضایل اخلاقی که خواسته فطرت اصلی انسان است، تقویت می‏شود و باعث می‏شود که جامعه چون پیکری واحد درآید  لللّه حرکت کند و نه للنفس؛ در این صورت است که جامعه، مدینه­ی فاضله و مقرب خدا خواهد شد. به این ترتیب مقاله حاضر درصدد است مبنای این سیستم اخلاقی که سیاست، ذاتی آن است، راهکاری برای حل معضلات و مشکلات فردی، خانوادگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سطوح ملی، منطقه ‏ای و جهانی ارائه دهد.

کلیدواژگان

امام خمینی(ره)؛ اخلاق سیاسی؛ نظریه دو فطرت؛ فضایل و رذایل؛ راهبرد برادری

عنوان مقاله [English]

Imam Khomeini’s Political Ethics System

چکیده [English]

There is no doubt about the presence of ethics in society. Imam Khomeini, who founded and managed the Islamic Republic of Iran, was a pious politician and an authority in many fields including ethics. He believes all Islamic ethical rules are political. So the present paper will try to systematically explain Imam Khomeini’s contributions to political ethics based on a descriptive-analytical approach. It seems that Imam Khomeini’s political ethics is based on brotherhood. For studying, stabilizing, and expanding brotherhood, the society should be ornamented with virtues and cleaned from roguery. He believes that all human beings have two types of inborn nature; an original nature which loves absolute perfection, and an dependent nature which hates imperfection. Brotherhood relationship is strengthened through being ornamented with virtues in line with human’s original nature. It helps society to become like a single body and act in line with Allah not in line with the self. In this way, society will turn into a utopia associated with God. Thus, on the basis of such ethical system which is innately political, the paper is to present a solution for personal, familial, political, economic, and social problems at a national, local, and global level.

کلیدواژگان [English]

Imam Khomeini, political ethics, double nature theory, virtues and roguery, brotherhood strategy

 

 

مقالۀ «سیاست و سعادت در حکمت متعالیه» با تأکید بر اندیشۀ سیاسی امام خمینی

رضا لک‌زایی در مقالۀ «سیاست و سعادت در حکمت متعالیه» با تأکید بر اندیشۀ سیاسی امام خمینی، بر این باور است که سعادت، مقوله‌ای محبوب برای تمامی انسان‌ها با نگرش‌های مختلف و حتی متضاد است. آدمی نه تنها از سعادت، گریزان نیست، بلکه به هر سمتی که احساس کند راه به سعادت می‌برد، به سرعت حرکت می‌کند. هر مکتبی نگره‌ای متفاوت از سعادت ارائه می‌کند. اما به راستی سعادت چیست و دانستن آن چه نقشی در زندگی انسان بازی می‌کند؟ آیا سیاست هم وظیفه‌ای در قبال رسیدن به این گوهر قیمتی دارد؟ به نظر وی اگر تعریف روشنی از سعادت ارائه شود، شاید بتوان پاسخی دقیق‌تر به این پرسش داد. از همین منظر، امام خمینی حداقل سعادت آدمی را فهمیدن فلسفه می‌داند.

پرسش این مقاله چنین است: رابطۀ سیاست و سعادت از منظر امام خمینی چگونه ترسیم شده می‌شود؟ مدعای نویسنده این است که حضرت امام، سیاست را ابزار و مقدمۀ رسیدن به سعادت می‌داند. شناخت‌شناسی، وجودشناسی و روش‌شناسی سیاست و سعادت و تبیین مناسبات سیاست و سعادت، مباحث مقاله را تشکیل می‌دهند.

ادامه نوشته

قاعده لاضرر از نگاه امام خمینی

چاپ اول کتاب «قاعده لاضرر از نگاه امام خمینی (س)» در هزار نسخه به قلم ابوالقاسم رشیدپور توسط مؤسسه چاپ و نشر عروج به بازار نشر عرضه شده است.
کتاب «قاعده لاضرر از نگاه امام خمینی (س)» که به بررسی این اصل فقهی و حقوقی می‌پردازد، توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) منتشر شد.

به گزارش جماران چاپ اول کتاب «قاعده لاضرر از نگاه امام خمینی (س)» در هزار نسخه به قلم ابوالقاسم رشیدپور توسط مؤسسه چاپ و نشر عروج به بازار نشر عرضه شده است.

در مقدمه این کتاب آمده است: امام خمینی (ره) که انقلاب بزرگی را رهبری و نظام جمهوری اسلامی را پایه‌گذاری کرد، در کنار شخصیت بی‌بدیل مبارزاتی، عالمی برجسته و فقیهی ژرف‌اندیش است؛ به گونه‌ای که مبارزات او علیه رژیم جائر پهلوی و نیز تأسیس و بنیانگذاری نظام اسلامی، برخاسته از «فقه الحکومه» اوست. او از جایگاه یک فقیه و مرجع به مبارزه با طاغوت فتوا داد و مبارزات مردم مسلمان را رهبری کرد و نظام جدید را پی‌ریزی کرد. از توفیقات بس بزرگ این فقیه فرزانه، نگارش کتاب‌های متعدد و پرارزش فقهی و اصولی است. ایشان یک دوره کامل از مباحث اصول فقه را به هنگام تدریس خارج اصول در سال‌های اقامت در قم در حوزه علمیه این شهر برای صدها طلبه فاضل به رشته تألیف و نگارش درآوردند.

کتاب «قاعده لاضرر از نگاه امام خمینی (س)» شامل شش فصل است. در فصل اول عنوان شده است، از آن جا که لاضرر به عنوان یک قاعده فقهی مطرح است و براساس دیدگاه مشهور از احکام ثانویه و حاکم بر احکام اولیه است، اما طبق دیدگاه‌های دیگر یا حکم وضعی است که اثبات ضمان می‌کند، یا حکم تکلیفی و از محرمات شرعیه است و یا حکم حکومتی. از این‌رو در مقدمه بحث به تعریف قاعده فقهیه و تفاوت آن با مسأله اصولی و شرعی، حکم اولی و ثانوی، حکم تکلیفی و وضعی، حکم حکومتی و ... مقدمه مؤلف و نیز به تبیین محلّ اختلاف فقها در مبحث لاضرر پرداخته شده است.

قاعده لاضرر



در فصل دوم به بررسی روایت لاضرر و لاضرار از پیامبر اکرم (ص) پرداخته شده است. در این فصل به بررسی متن و سند این روایات پرداخته می‌شود. در فصل سوم به شناخت مفهوم مفردات جمله فوق پرداخته شده است که در فهم صحیح «لاضرر و لاضرار» معنای آن نقش بسزایی دارد. در این فصل معنای مفردات در لغت و دیدگاه فقها بیان می‌شود.

فصل چهارم نیز بعد از بحث از مفردات به مفاد جمله و مراد جدی پیامبر از آن و مهم‌ترین دیدگاه‌ها در این زمینه پرداخته و سپس دیدگاه خاص حضرت امام به طور مفصل بیان و بررسی شده است. این فصل مهم‌ترین فصل رساله است.

فصل پنجم هم پاسخ به پرسش‌هایی است که تحت عنوان تنبیهات لاضرر مطرح می‌شود. البته تنها تنبیهاتی مورد بحث قرار گرفته است که حضرت امام به آن‌ها پرداخته‌اند و به تنبیهاتی که سایر فقها ذکر کرده‌اند، فقط اشاره شده است.

در فصل ششم نیز به پاره‌ای از موارد کاربرد و مصادیق لاضرر پرداخته شده و به تطبیقات این قاعده در فقه از دیدگاه مشهور و سپس به بعضی از فروع فقهی بر اساس دیدگاه حضرت امام اشاره شده است.

نهضت امام خميني و حكمت صدرايي

درآمد

حضرت امام خميني(ره) ساليان متمادي به تدريس حكمت متعاليه اشتغال داشت، اما به راستي جايگاه حكمت متعاليه در كدام جهت از جغرافياي فكري انديشۀ ايشان قرار دارد؟ آيا تأثير فلسفه در انديشۀ امام منحصر در دوران جواني و به قبل از تدريس فقه و اصول ايشان محدود مي‌شود؟

حقيقت آن است كه حكمت متعاليه ظرفيت‌هاي فراواني دارد و با وجود اين حكمت ديناميك و پويا، نمي‌توان از زوال انديشۀ سياسي در ايران سخن گفت. پيروزي انقلاب اسلامي ايران1 در 22 بهمن ماه 1357 نشانگر تبلور گوشه‌اي از ظرفيت‌هاي اين حكمت توانمند است؛ و اين حضرت امام بود كه با تكيه بر آموزه‌هاي اصيل ديني و دست‌يازي به مباني حكمت متعاليه كه برخواسته از معارف وحياني و مصداق بارز فلسفۀ اسلامي است، بدون گرايش به فلسفه‌هاي غرب و شرق و نظريات سكولاريستي، ليبراليستي و ماركسيستي، انقلاب اسلامي ايران را با ياري خدا، به سرانجام رساند.

منتشر شده در ماهنامه معارف شماره 82، بهمن 1389 - صفحات (8-11)

خبر انتشار مقاله «روش‌شناسی فلسفی امام خمينی(ره)» در ایکنا

 

 

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در شماره سوم «تاريخ فلسفه» مقالات مختلفی همچون «تأثير انديشه سهروردی بر آراء فيلسوفان مسلمان» از محمد بهشتی، « لزوم بازنگری در تاريخ تصوف و عرفان اسلامی قرن اول هجری» از قدرت‌الله خياطيان، «حقيقت دوگانه يا دوگونه برداشت از حقيقت يگانه» نوشته اسدالله حيدرپور، « پويايی در فلسفه اسلامی براساس تصحيح وتكميل نگرشها و رويكردها به تاريخ فلسفه اسلامی» توسط مسعود اميد، «روش‌شناسی فلسفی امام‌خمينی(ره)» رضا لك‌زايی و «سهم ايرانيان در پيدايش فلسفه و كلام معتزلی» عزيز جوانپور هروی و حسن اكبری بيرق درج شده است.

نگارنده «تأثير انديشه سهروردی بر آراء فيلسوفان مسلمان» معتقد است كه تفكر فلسفی در پايان قرن سوم هجری به تدريج در جهان اسلام رشد و گسترش يافت. در آغاز، مكتب فلسفی مشاء به‌وسيله فارابی و ابن‌سينا نظامی استوار يافت و به مرحله پختگی رسيد، اما با فرازها و فرودها زمينه ظهور نظام فلسفی اشراق توسط شيخ اشراق در قرن ششم هجری فراهم آمد. فلسفه اشراق، شهاب فروزانی بود كه در حوزه انديشه اسلامی درخشيد و حكمت اسلامی را با نور خود برافروخت و به سوی اشراق و شهود جهت داد، تا اين‌كه در قرنِ يازدهم هجری با انديشه‌ ژرف فيلسوف بزرگ صدرالمتألهين شيرازی حكمت متعاليه به وجود آمد.

به باور نويسنده «لزوم بازنگری در تاريخ تصوف و عرفان اسلامی قرن اول هجری» در فرهنگ اسلامی، هر تعريفی كه از اصطلاحات عرفان و تصوف ارائه يا پذيرفته شود، به طور قطع برخی از مهم‌ترين اجزاء مشترك آن را نمی‌توان ناديده گرفت. بسياری از اين معارف و برخی از احوال و اعمال عرفانی، نشأت گرفته از تعاليم قرآنی و سنت نبوی و نيز احوال و سيره ائمه اطهار(ع) و اهل بيت(ع) و برخی از اصحاب خاص آنان است كه به عنوان آبشخورهای اساسی و مهم و تأثيرگذار در عرفان اسلامی محسوب می‌شوند. از طرفی در اغلب كتب تاريخ تصوف و عرفان اسلامی، معمولا در مورد قرن اول هجری با سطحی‌نگری و شتاب فراوان از آن عبور شده و عمدتا آن‌را قرن زهدگرايی توصيف كرده‌اند و به همين جهت ظرفيت عظيم و شگرف و تأثيرگذار در بينش و روش عرفان اسلامی اين قرن ناديده گرفته شده يا عمدا مورد تغافل واقع شده است.

به اعتقاد نگارنده مقاله «حقيقت دوگانه يا دوگونه برداشت از حقيقت يگانه» مسئله اصلی مقاله حاضر اثبات اين ادعاست كه ابن‌رشد برای عقل و دين، حقيقت واحدی در نظر می‌گيرد كه با طرق و خطابات دوگانه به آن حقيقت يگانه راه می‌يابد. پيشينه تاريخی اين بحث به انديشمندان قبل از ابن‌رشد می‌رسد. ابن‌رشد در عصر خود متوجه سيطره روحيه تقليد بر عالمان و رونق علم كلام جدلی و دشمنی با فلسفه گرديد و به اين منظور برای مشروعيت فلسفه و عقل‌ورزی كتاب «فصل المقال فيما بين الحكمة و الشريعة من الاتصال» و برای اصلاح علم كلام جدلی كتاب «الكشف عن مناهج الادلة فی عقائد الملة» تصحيح فلسفه موجود «تهافت‌التهافت» و شروح و تلخيصات آثار ارسطو را نوشت.

نگارنده مقاله «پويايی در فلسفه اسلامی براساس تصحيح و تكميل نگرش‌ها و رويكردها به تاريخ فلسفه اسلامی» معتقد است كه يكی از آرزوها و هدف‌های بزرگ فرهنگی در ايران امروز، رشد و بالندگی و پويايی فلسفه اسلامی است. به يقين يكی از مهم‌ترين عوامل زمينه‌آفرين و سبب‌ساز چنين هدفی، تصحيحِ نسبت و نگرش ما با تاريخ فلسفه اسلامی است. در اين مقاله نظر بر اين است كه برای پويايی فلسفه اسلامی نيازمند سه گام كلی درباره تاريخ فلسفه اسلامی هستيم؛ موضوعيت و اهميت‌دادن به آن و تصحيح و تكميل نگرش و رويكردها نسبت به آن.

رضا لك‌زايی نگارنده «روش‌شناسی فلسفی امام خمينی(ره)»، معتقد است كه دانش همراه با روش متولد می‌شود، از اين‌رو برای توليد علم، به ويژه در علوم انسانی، شناسايی روش، مهم و ضروری است. بطور كلی تمامی علوم انسانی از مبانی فلسفی متأثر هستند؛ يعنی اگر كسی به لحاظ فلسفی الهی‌انديش باشد، علوم ‌انسانيش هم رنگ و بوی الهی می‌گيرد و اگر مادی‌انديش باشد، علوم انسانيش رنگ و بوی مادی پيدا می‌كند. البته به صرف اين‌كه يك محقق و دانشمند الهی باشد، علوم انسانی توليد شده توسط او الهی نمی‌شود، بلكه جهت تحقق اين امر بايد برای توليد نظريه علاوه بر تجربه، از عقل و وحی و شهود نيز استفاده كند.

به اعتقاد وی، امام خمينی(ره) يكی از پيروان حكمت متعاليه است كه توانسته به خوبی از عهده اين مهم برآيد. ايشان، نقل و كشف و عقل را به رسميت می‌شناسد و از اين سه سبيل، در يك صراط استفاده می‌كند. از آنجا كه روش‌شناسی مبتنی بر شناخت‌شناسی است، امام خمينی(ره) نقل را برتر از عقل و كشف می‌داند، اما اگر ظواهر نقل با براهين مسلم عقلی ناسازگاری داشته باشد‌، ظواهر شرع را به كناری می‌نهد و ضمن آن‌كه معتقد است عرفان به مناطقی راه دارد كه عقل از راه يافتن به آن وادی معذور است، يافته‌های سر عرفانی و عقلانی را قبول دارد و بر اين باور است كه نبايد در فلسفه «كشف» را به جای «عقل» نشاند. به نظر می‌رسد وی در روش و محتوا به ملاصدرا وفادار است؛ برخلاف برخی ديگر از حكمای حكمت متعاليه، همچون علامه طباطبايی كه در روش، سينايی و در محتوا صدرايی است.

آخرين مقاله اين شماره از تاريخ فلسفه نوشته عزيز جوانپور هروی و حسن اكبری بيرق به موضوع «سهم ايرانيان در پيدايش فلسفه و كلام معتزلی» پرداخته و می‌نويسد: آيين خردورزی و ايمان به اراده و آزادی از اعتقادهای بنيادين ايرانيان باستان است. اين تفكر ايرانی با ورود اسلام، سهم عظيمی در پيدايش دو نحله تأثيرگذار كلامی اسلام ـ مذهب شيعه و مكتب معتزله ـ داشته است. در اين مقاله نويسنده می‌كوشد با برشمردن آراء ايرانيان باستان و بيان داده‌های اهورايی، جنبش عقلانی ايرانيان در حل مشكلات دينی ـ كلامی را ثابت كرده و سپس با ذكر اصول اعتقادی مكتب معتزله و نيز بيان عقايد بزرگان اين فرقه، تأ‌ثير آراء ايرانيان را در شكل‌گيری تفكر اعتزالی و خردگرايی و سهم آنان در به ثمر نشستن علم كلام را نشان دهد.

منبع: ایکنا

ادامه نوشته

انتشار مقاله

مقاله  «روش شناسي فلسفي امام خميني(ره)» به قلم رضا لک زایی در صفحه 101 شماره سوم ِ زمستان 1389 فصلنامه پژوهشي ـ  تخصصي تاريخ فلسفه منتشر شد.

http://www.magiran.com/cover/mg6123_3icl.jpg

چکیده مقاله
«روش شناسي فلسفي امام خميني(ره)» از این قرار است:
دانش همراه با روش متولد مي‏شود؛ از اينرو براي توليد علم، بويژه در علوم انساني، شناسايي روش، مهم و ضروري است. به طور كلي تمامي علوم انساني از مباني فلسفي متاثر هستند؛ يعني اگر كسي بلحاظ فلسفي الهي انديش باشد، علوم انسانيش هم رنگ و بوي الهي ميگيرد و اگر مادي انديش باشد، علوم انسانيش رنگ و بوي مادي پيدا مي‏كند. البته به صرف اينكه يك محقق و دانشمند الهي باشد، علوم انساني توليد شده توسط او الهي نمي‏شود، بلكه جهت تحقق اين امر بايد براي توليد نظريه علاوه بر تجربه، از عقل و وحي و شهود نيز استفاده كند.
امام خميني(ره) يكي از پيروان حكمت متعاليه است كه توانسته به خوبي از عهده اين مهم برآيد. ايشان، نقل و كشف و عقل را برسميت مي‏شناسد و از اين سه سبيل، در يك صراط استفاده مي‏كند. از آنجا كه روش شناسي مبتني بر شناخت شناسي است، امام خميني(ره) نقل را برتر از عقل و كشف مي‏د‏اند، اما اگر ظواهر نقل با براهين مسلم عقلي ناسازگاري داشته باشد ، ظواهر شرع را به كناري مي‏نهد و ضمن آنكه معتقد است عرفان به مناطقي راه دارد كه عقل از راه يافتن به آن وادي معذور است، يافته هاي سره عرفاني و عقلاني را قبول دارد و بر اين باور است كه نبايد در فلسفه «كشف» را به جاي «عقل» نشاند. به نظر مي‏رسد وي در روش و محتوا به ملاصدرا وفادار است؛ برخلاف برخي ديگر از حكماي حكمت متعاليه، همچون علامه طباطبايي كه در روش، سينايي و در محتوا صدرايي است.

کليدواژگان: عقل، نقل، كشف، روش شناسي فلسفي، انسان شناسي، امام خميني

***
گفتنی است پیش از این هم مقاله «شناخت شناسي از منظر امام خميني» به قلم رضا لک زایی و حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد عابدی در فصلنامه علمی ـ پژوهشي متین؛ سال دهم، شماره 41، زمستان 1387  منتشر شده.

 
 چکيده  مقاله «شناخت شناسي از منظر امام خميني» از این قرار است:
    آنچه در اين نوشته به آن اشاره شده است مساله شناخت از منظر حضرت امام خميني است. آن حضرت شناخت حقيقت را ممكن مي داند و معتقد است حقيقت علم وجودي مجرد از ماده و احكام مادي دارد. همچنين، ايشان سرچشمه اي وحياني و تاريخي قدسي از آن به دست مي دهد. حضرت امام تمامي علوم را حضوري مي داند و برهان را نيز معیار، محك و ترازوی سنجش صحیح از سقیم تلقي مي كند. ايشان حس، عقل، وجدان، فطرت، وحي، قرآن و معارف اهل بيت(ع) را به عنوان راههاي شناخت مطرح مي كند.

کليدواژگان: امام خميني ، شناخت ، شناخت شناسي ، راههاي شناخت