ملاصدرا شریعت را روح سیاست میداند/ عدم تناسب عرفان اسلامی وفردیت
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: یکی از کهن ترین و در عین حال جدی ترین مسایل فلسفه سیاسی، بیان نسبت اخلاق با سیاست است. این گفتگو می کوشد چهار دیدگاه عمده درباب این نسبت را بررسی، و دلایل آن ها را نقد و تحلیل کند. این چهار دیدگاه عبارت اند: الف) نظریه جدایی اخلاق از سیاست؛ ب) نظریه تبعیت اخلاق از سیاست؛ ج) نظریه اخلاق دو سطحی و د) نظریه یگانگی اخلاق و سیاست. مسئله نسبت اخلاق با سیاست، به دوره خاص یا تمدن معینی منحصر نبوده و در همه تمدن ها کسانی به این مسئله پرداخته و کوشیده اند درباره امکان سازگاری یا ناسازگاری آن دو موضعی را اتخاذ کنند. این مسئله از مسایل اساسی فلسفه سیاسی است که مرز نمی شناسد و در همه تمدن ها مطرح شده است.
در گفتگو با رضا لکزایی، پژوهشگر پژوهشگاه بین المللی جامعة المصطفی(ص) و مؤلف کتاب «مؤلفه های بنیادین اندیشه سیاسی امام خمینی» و کتاب «روش شناسی شارحان حکمت متعالیه» به بررسی این موضوع پرداختیم. متن این گفت وگو اکنون پیش روی شماست؛