با همکاری 30 نهاد نخستین همایش حبیب دلها گرامیداشت سردار شهید لک زایی در مهرماه 92 برگزار می شود
دبیر همایش حبیب دلها در زاهدان گفت: با همکاری و مشارکت بیش از 30 دستگاه دولتی و مؤسسه مردم نهاد، همایش حبیب دلها در سیستان و بلوچستان برگزار میشود.
موسی شهرکی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در زاهدان اظهار داشت: همایش حبیب دلها مهرماه امسال در استان برگزار میشود که بیش از 30 دستگاه دولتی و مؤسسه مردم نهاد در امر برگزاری آن مشارکت دارند.
زندگی نامه شهید رمضان؛ حسینعلی پیغان
در سن 18 سالگی به طور داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی رفت. در آخرین روزهای باقی مانده از خدمت او را برای استراحت و انجام مقدمات ترخیصی اش از مناطق مرزی به پاسگاهی در داخل شهرستان خاش منتقل کرده بودند. در ضمن استراحت پایان دوره متوجه کمبود نیرو در پاسگاه شد و به پیشنهاد رئیس پاسگاه در انجام مأموریتی با آنان به عنوان راننده شرکت کرد. او در این مأموریت محوله که در واقع آخرین مأموریت دنیایی او بود، در منطقه بیابانی گوهر کوه خاش در درگیری با اشرار و ترریست های مسلح، این دشمنان خدا و خلق خدا، مزد خدمت عاشقانه و سال ها ارادت به اهل بیت (علیهم السلام) را در اسفند 1373 مصادف با بیست و سومین روز ماه مبارک رمضان از مولای خویش امیر مؤمنان دریافت کرد.
یک روز با سردار (سردار سرتیپ پاسدار شهید حاج حبیب لک زایی)
ساعت نزدیک 5 است، صدای اذان صبح از مسجد ابوالفضل (ع) استادیوم می شنوم، مهیای نماز شده ام. نمازم را خوانده و منتظر می شوم که با حاجی به سمت زاهدان حرکت کنیم. وقتی حاجی رسید آقای سرگزی راننده و آقای باقری مسئول مراجعات و دفترش همراهش بوده اند، عازم می شویم.
در طول مسیر حواسم به حاجی از راننده بیشتر است شاید به دلیل جانبازیش، داروهایی که استفاده می کند و ... ، حاجی استراحت کوتاهی می کرد.
با صدای حاجی که از ساعت پرسید، متوجه شدم، استراحتش تمام شده، ساعت دیجیتال ماشین پژو 405 شش و سی دقیقه و یا بیشتر را نشان می دهد، حاجی آقای باقری را صدا می زند و می گوید برای کار ... الان تماس بگیر! و او هم تماس می گیرد و گوشی را به حاجی می دهد و پیگیری کارها در ماشین در جاده تا زاهدان ادامه دارد.
درب منزل پیاده می شویم، آقای سرگزی و باقری که در دو روز گذشته در زابل همراه حاجی بوده اند، خداحافظی می کنند. حاجی لباس نظامی اش را می پوشد و در این مدت صبحانه و داروهایش را می خورد.
زنگ درب به صدا می آید، راننده و مسئول دفتر که خداحافظی کردند.، آقای شیبانی را قبلا با حاجی در زابل دیده ام، اما نمی دانستم که او هم مسئول مراجعات شان بود که زنگ خانه را می زند، حاجی گفت بگو الان می آئیم و بعد از رد شدن از زیر قرآن رفت.
ماشین عوض شده، راننده هم همین طور، فامیل راننده را نمی دانم، اما می شناسمنش، داخل ماشین از آقای شیبانی می پرسم آقای سرگزی و باقری کجا شدند؟ گفت آنها الان استراحت می کنند تا بعد از ظهر که سردار که دوباره بیرون ... برود همراه او باشند؟
چند تا جلسه، کمیسیون، دیدار مردمی، دیدار با کارکنان، نماز ظهر و عصر، قرائت قرآن، گوش دادن به مسائل و مشکلات سربازان بعد از نماز تا فاصله دفتر، دوباره جلسه بیرون از مجموعه و ... تا اینکه ساعت از سه می گذرد! و بر می گردیم سمت خانه.
بعد از نهار خیلی خسته شده ام، حاجی دوباره داروهایش را می خورد و آمپولی هم دارد که خودش ترزیق می کند. دراز می کشم ساعت را با چشمان خواب آلود نگاه می کنم، چهار و نیم است، تلویزیون شبکه هامون اخبار استان سیستان و بلوچستان را نشان می دهد، حاجی نگاه می کند.
آخر اخبار که شد دوباره دیدم حاجی لباس شخصی می پوشد، من را که خواب امان نداد ... .
ساعت از هفت گذشته بیدار شدم، از جعفر پرسیدم حاجی کجاست؟ گفت رفت جلسه، کی میاد؟ شاید 10، 11، 12 و ... .
کارهایم را انجام می دهم و گاهی تلویزیون را تماشا می کنم، ساعت از 11 گذشته که حاجی اومد. داروهایش را این بار بیرون خورده، حالا نوبت من رسیده بود، گفت خبر مراسم رو نوشتی؟ روی سایت گلزار شهدای ادیمی گذاشتی؟ برای آقای ... زنگ بزن ازش بپرس کاری که بهش گفتم چی شد؟ انجام داده؟ ببین حاج رضا چی کار کرد؟ کارها را انجام داده و گزارش می دهم و در آخر حاجی می گوید این ویلاگ مرتضی 43 را دیدی؟ به نظرت چه طور؟ میگم خوبه، مرتضی رو که می دانم کیه؟ اما 43 اش رو نه؟ نگاهی به حاجی می کنم و با دیدن محاسنی که خیلی زود سفید شدند، به ذهنم سنش خطور می کند و می گویم، سن تان! با لبخندی تائید می کند. (البته در زمان تاسیس وبلاگ)
ساعت یک شب است با دیدن آوردن کیفش و بیرون آوردن چند پرونده و نامه به من می گوید چند کتاب برایش از کتابخانه اش بیاورم که فردا سخنرانی نیز دارد، می آوردم و بعد می روم و می خوابم، اما او همچنان بیدار است و او کار دارد.
بر خلاف شب گذشته، این بار با صدای تلاوت قرآن حاجی از خواب بیدار می شوم و آماده نماز اما حاجی کی خوابید؟ و کی بیدار شد؟ و ...
روز از نو آغاز می شود و حاجی همان حاجی دیروز! همان جانباز 77 درصد.
منبع: وبلاگ نگاهی نو به فردا
روزها به تو می رسند، ای ماه من!
روزها یکی یکی دارند به تو میرسند؛ تویی که یک وجب از آسمان را گرفتهای و شدهای ماه من.
می دانی نعمت جان!
امروز در یک وجب زمین جایمان نیست و ستارههای شهر یکی یکی خاموش میشوند.
حبل المتین زمینیان همگی آسماننشین شدهاند و هر روز که میگذرد سقوط میکند انسانیت و فرو میرویم در گرداب بی اخلاقی.
جایتان خالی... آسماننشینها.
چند روز دیگر روزها به تو میرسند.
حالا مقتل تو شده است فکه.
و ما خواهیم آمد با راهیان نور.
گفته بودم روزی قتلگاهت میشود فکه.
فردا مردی از شهر بر دستان مردم تشیع میشود؛ و آخرین انسانها، نفسها... ختم میشوند.
امروز حرم مطهر سیدالکریم قرق ستارههای شهرند و زمزمهای از نور جاری میشود از حرم، گنبد، گلدستهها، کاشیهای آبی حدیث، از دستان پر قنوت که دخیل بستهاند به شبکههای ضریح و شهر پر میشود از خدا.
فقط خواستم بگویم در این برهوت، جایت خالی، نعمت جان!... همین.
منبع: http://virjinia.blogfa.com/9112.aspx
عاملان تخریب مرقد حجربن عدی دست نشاندگان آمریکا و اسرائیل هستند
حجت الاسلام نجف لک زایی در گفتگو با خبرنگار مهر در قم با اعلام محکومیت مخربین مرقد صحابه پیامبر(ص) بیان کرد: تروریستها بیش از 2 سال است که در سوریه دست به ایجاد آشوب و ترور زدهاند و سعی در ایجاد اخلال در نظم داخلی این کشور داشتند که عمل تخریب مرقد حجربن عدی برای جبران شکستها و ناکامیهای 2 ساله آنها در سوریه است.
وی با تاکید بر اهداف تروریستها در سوریه اظهار داشت: این عمل ضد اسلامی اهدافی را در پی دارد که در درجه نخست ایجاد آشوب و نا امنی و راه اندازی جنگهای داخلی در کشور سوریه است که با اینگونه اقدامات میخواهند برای نظامیان خود ایجاد روحیه و انگیزه کنند.
معاون فرهنگی مجمع جهانی اهل بیت(ع) افزود: این چنین افرادی از انسانیت خارج شدهاند و هدف آنها در درجه دوم، ایجاد جنگهای منطقهای است که کشورهای منطقه را به جان هم بیندازند و میان مسلمانان تفرقه و نفاق ایجاد کنند که در راستای این هدف شوم خود از کشورهای عربستان، قطر و ترکیه استفاده کردند.
لک زایی تاکید کرد: آشوب کشور سوریه یک روز هم دامن گیر کشورهای همدست تروریستها میشود همانطور که عراق و مصر از دوستی با آمریکا و صهیونیست هاخیر ندیدند و موجهای خشونتی ترکیه و قطر و عربستان هم دامن گیر خودشان میشود.
وی با اشاره به مسئول این عامل ضد بشری گفت: هرچند جبهه النصره این عمل شنیع را به عهده گرفته ولی همه مسلمانان آگاه جهان واقفند که با برنامه ریزی و نظارت آمریکا و اسرائیل و کشورهای حامی صهیونیست ها این نبش قبر و تخریب مرقد حجر انجام شده است.
چند شعر درباره شهید روحانی تاسوکی حجت الاسلام و المسلمین نعمت الله پیغان
عجیب است، او در شب و در بیابان یک شهر مرزی شهید میشود و تو در پایتخت ایران برای او شعر میگویی، قصه شهید واقعاً عجیب است؛
الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا؛ صدق الله العلی العظیم.
***
به نام قادر متعال
خطاب و تقدیم به ساحت مقدس شهید نعمت الله پیغان "قدس سره"
رفت تا راه برای من و تو باز شود
معنی عشق، همان معنی پرواز شود
جام هستی، ز می و شهد ولا پر گردد
عاشقی باز در این میکده آغاز شود
چون به تاسوکی نعمت حق بود پیغان
شد ژرف و زلال و پاک، چون آب، شهید
رفت تا رمز خریداری حق را یابد
شاید از پرده برون حکمتِ این راز شود
گر یَمِ حادثه عشق نشود طوفانی
باز در بستر آن حادثه اعجاز شود
معبری باز، در آن مرز پر از فتنه کند
یا علی گفته و در معرکه تکتاز شود
نعمت الله هم مرد خدا بود که رفت
او که در حادثه شد فدای ارباب شهید
رفت تا فتنه اشرار به آتش سوزد
تا در آن معرکهها، خاتمه پرداز شود
رفت و الگو شد و در عرش به مقصود رسید
رفت تا راه برای من و تو باز شود
رحیم چهرهخند، تهران، 1/6/91
***
به نام خدای مهربان
خطاب و تقدیم به ساحت مقدس روحانی شهید نعمت الله پیغان "قدس سره"
بستهای پیمان تو «پیغان» با ولایت تا ابد
کردهای از دین حق پیغان حمایت تا ابد
با شهیدان زنده میماند راه عشق و ولا
یاد تو پیغان کند، این را کفایت تا ابد
شهد جانبخش ولایت، نقدِ در ساغر توراست
میکنی با جرعهای، ما را سقایت تا ابد
جان اگر خواهد ره دین خدا، جان میدهی
جملگی را میکنی، اینسان هدایت تا ابد
تا ابد در باغ مینو، جاودان سر میکنی
چون شهادت بوده فوضی بی نهایت تا ابد
عادت تو امر به معروف و نهیِ منکرات
مانده در خاطر چنین، چون و چرایت تا ابد
آتشی در جانِ ما، با رفتنت افکندهای
میکند بر خشک و تر، آتش سرایت تا ابد
ای تو مصداق صریح آیه راضیة
هم تو داری، هم خدا دارد رضایت تا ابد
کاش باشیم در قیامت، لایق لطف تو، ما
دست ما را هم بگیری با عنایت، تا ابد
18/12/1391؛ تهران، رحیم چهرهخند
***
مصداق صریح آیه ایمانی
دریای دل از نبودنت طوفانی
در عمق کویر تشنه دلهامان
ابر کرمی، طراوات بارانی
ژرفای عمیق و آبی اقیانوس
نستوهی کوه و دشت و هر بستانی
«پیغان» تویی و «نعمت الله» و «شهید»
معنای دقیق واژه عرفانی
روحانی جان بخشیده دینی، پیغان
راه و روشت، چون خط میزانی
در وقت شکاردشمنان در معبر
پر هیبت و با هیمنه شیرانی
در حادثه عشق که خون میخواهد
به به که همیشه بر سر پیمانی
روحانی جان داده به راه عشقی
سرباز حمایت از قرآنی
از هیبت تو، دشمن ِ دون گردیده
آواره کوی حیرت و حیرانی
آنجا که متاع جان فقط میخواهند
اهل کرمی و معدن احسانی
گر دشمن دین، آهن و فولاد شود
تن سابترین، آژده سوهانی
لرزد به خود از ترس تو خصم دونت
از آن رجزِ نوشته بر پیشانی
سرشار تو از علم حدیثی، به به
عامل به حدیث و مصحف قرآنی
گردان حدیثی، همه در میدانند
سردار ولاپیشه این گردانی
ویران شده گر سنگر دل در آتش
پیدا شده گنج دل از آن ویرانی
امروز کند یاد تو تنها پیغان
ساماندهی هر دل بی سامانی
چون قبله حاجاتی و خود میدانی
امروز که در عرش خدا مهمانی
یعقوبِ دلِ مادر خود را دریاب
تا باز ببیند که تو در کنعانی
دریای دل از نبودنت طوفانی
مصداق صریح آیه ایمانی
رحیم چهرهخند، تهران، 20/12/1391
حجتالاسلام جواد میرخلیلی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در قم با اشاره به اهداف همایش حبیب دلها اظهار کرد: رسالت اصلی همایش حبیب دلها انتقال فرهنگ و تفکر بسیجی و ولایی، فرهنگ ایثار و جهاد، فرهنگ وحدت، خدمت و امنیت و پراکندن عطر شهادت در جامعه و ارزشهای دفاع مقدس است.
حبیب مردم
(( سروده رضا گل محمودی به زبان زابلی برای سالگرد سردار شهید حاج لک زایی ))
خونه وده شهیدو چش وره ا که بره ای دیدار
بیاکه سرسالوماهه نو شته نو بره پیش او شو سردار
حبیبه مردمه سیستو بودی ونموده جانونه
زوده بگشتی حبیبه خاصه حقو ما بشده بی یار
همه ساله و یادبوده شهیدو ستاده دی ورپا
ای له اگجایی که ودی نمشی تو ای گله بی خار
قد ونموده تو نموده تمومه مجلسه ما بو
گپ و تدبیره تو مشکل گشای جمع در هر کار
مزار و یاد مان و مسجد و آبادیی امجا ( گلزار شهدای ادیمی )
تلاشو زحمته خود تو بودک ای سروره بیدار
امه مردم و یاد بوده شهیدو نو ویاده تو
ای له جمع شته از شو تشکر داری خوب کردار ؟
ای خوب گپه ی (( هر پرچمه سرداره که زمی موند
اونه سرداره دگه و مداره )) نو مره وره هموار
وله (( هر گل که بوی خود خا داره )) جا تو خالی ی
که نی ی مثل تو ونموده مردمدار ایچ غمخوار
بیانو یگ له دگه تدبیره بکو کاه ناتمومه خا
بیانو گپه خوشه موندنی خا ورما کو تکرار
تو نو فیضه خداو هم جواری شهیدونتو
ما نو دل خوردی ی یکه شتنه محروم از دیدار
خدا مزد جهادتره بهشته خاصه خود خا بکه
رضا ره گاه گاهه یگ نگاهه داری ای سردار ؟
همین شعر به زبان فارسی
به راهت چشم می دارند یاران را کنی دیدار
در این آغاز سال نو روی دیدارشان سردار
همه ی سیستانیان را تو حبیبی محترم بودی
خدا را زود گشتی تو حبیب خاص و ما بی یار
به یاد شهیدان بوده ای برپا همه ساله
کجا هستی کنون نادیدنی گشتی ای گل بی خار
مزین داشت سرو قد تو هر مجلس ما را
کلام و فکرتان مشکل گشای جمع در هر کار
همین مجموعه ی فرهنگی و گلزار آن خوبان
تلاش و زحمتت بوده است ای بیدار
تمامی مردمان بر یاد تو یا شهیدانت
ببین جمعند و بنما شان تشکر ای بهین کردار
چه نیکوست هر پرچم ز سرداری اگر جا ماند
ان را سردار دیگر برگرفت و رفت هموار
ولی هر گل که دارد بوی خودش را جای تو خالیست
نباشد همچون تو والای مردم دار هم غمخوار
بیا تدبیر کن آن ناتمامی کارهای نیک
بیا و ان حرف های ماندگاری را نما تکرار
تو و فیض خدا و همجواری شهیدانت
و ما و بی کسی و رنج محرومی از دیدار
خدا مزد جهادت را بهشت خاص خود داده است
رضا را گاهگاهی یک نگاهی داری ای سردار؟
فراخوان "همایش حبیب دلها" نهایی شد + پوستر و دانلود با حجم بالا

سفر در هور ( هورالعظیم)
ای حبیب دل ما ار چه ز ما دور شدی ای حبیب دل ما ار چه ز ما دور شدی
