9 اسفندماه یادواره سردار شهید حبیب لکزایی در زرآباد برگزار می‌شود



رئیس شورای شهر زرآباد گفت: یادواره سردار شهید حبیب لکزایی 9 اسفند ماه امسال در شهر زرآباد برگزار می‌شود.

خبرگزاری فارس: یادواره سردار شهید حبیب لکزایی در زرآباد برگزار می‌شود

خیرمحمد نهنگی امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در زرآباد اظهار داشت: با هدف معرفی هرچه بیشتر شخصیت معنوی سردار شهید حبیب لکزایی جانشین فرمانده سپاه سلمان سیستان و بلوچستان، یادواره‌ای به همین منظور در شهر زرآباد برگزار می‌شود.

وی افزود: این یادواره دومین یادواره‌ای است که به منظور تجلیل از خدمات شایسته سردار شهید لکزایی برگزار می‌شود و نخستین یادواره شهید حبیب دلها و سردار بی‌ادعای سپاه در 24 آذرماه امسال در زرآباد برگزار شد.

شهيدشاطري؛ مردي كه لبناني‌ها او را رييس جمهور خود مي‌دانستند

ناگفته‌هايي خواندني از مديريت انقلابي مهندس حسام در جنوب لبنان
کسی که در کنار سواحل مدیترانه سال‌ها در خارج با وضع خاص فرهنگی لبنان زندگی کند و خودش را هر هفته روزهای جمعه‌ای از هر جا که شده برساند بیروت و دعای ندبه هیات را با سوز برای همه بخواند واقعا لیاقت شهادت را دارد

ادامه نوشته

سردار لک زایی زمینه‌های مهدوی را در سیستان و بلوچستان فراهم کرد

در هر کجای ایران اسلامی قدم می‌گذاریم، در می‌یابیم که مردم هر استان دغدغه‌های متفاوتی درباره مهدویت دارند و هر کدام به شیوه خود ارادت خویش را به حضرت ولی عصر(عج) نشان می‌دهند.
ادامه نوشته

هفتمین یادواره شهدای تاسوکی برگزار می شود

مدیر روابط عمومی گلزار شهدای حضرت رسول اکرم (ص) شهر ادیمی، از برگزاری هفتمین سالگرد شهدای تاسوکی در اواخر اسفندماه خبر داد و گفت: امسال با حضور مردم، مسئولان و خانواده شهدای حادثه تاسوکی، هفتمین سالگرد این حادثه تروریستی در 24 اسفند گلزار شهدا برگزار می‌شود.
ادامه نوشته

گفت‌وگوی مشروح با آیت‌‌الله سید محمد خامنه‌‌ای

رئیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا معتقد است اینکه بگویند انقلاب اسلامی متأثر از حکمت متعالیه است، قابل تفسیر است؛ البته به این معنا نیست که مثلاً کتاب اسفار ملاصدرا را در مقابل گذاشته و خط به خط از آن الهام گرفته‌ باشند.
ادامه نوشته

گزافه گویی سخنگوی الازهر درباره ایران و شیعیان ؛ و تجاهل درباره توطئه وهابیون + فیلم

الازهر فراموش نکند که این شیعیان نیستند که به صحابه و بزرگان دین اهانت می‏کنند؛ بلکه این وهابیون و سلفیون افراطی هستند که با تخریب مراقد اهل بیت(ع) و اسائه ادب به قبور صحابه و تابعین، و نیز فتاوای قتل و تکفیر، موجب فتنه های بزرگ مذهبی در جهان اسلام شده اند...

دانلود این کليپ

ادامه نوشته

یادواره 360 شهید تیپ تکاور 110 سلمان فارسی سیستان و بلوچستان

یادواره 361 شهید تیپ تکاور 110 سلمان فارسی نیروی زمینی سپاه سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار می‌شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه سلمان، فرمانده تیپ تکاور 110 سلمان فارسی نیروی زمینی سپاه سیستان و بلوچستان صبح امروز در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران اظهار داشت: یادواره شهدای تیپ تکاور 110 سلمان فارسی سال گذشته در دو شهرستان زاهدان و زابل برگزار شد.

ادامه نوشته

 برگزاری دومین یادواره 361 شهید تیپ تکاور 110 سلمان فارسی

دومین یادواره 361 شهید تیپ 110 سلمان فارسی با حضور خانواده شهدا، امام جمعه شهرستان زابل و جمعی از مسئولان اجرایی استان سیستان و بلوچستان با اهدای جوایزی از برخی فرزندان شهید از جمله فرزند سردار شهید حاج حبیب لک زایی برگزار شد.
 
به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان، امان‌الله گشتاسبی پیش از ظهر امروز در مراسم یادواره 361 شهید تیپ تکاور 110 سلمان فارسی اظهار داشت: این یادواره شهیدان برای تکریم از شهدا و مقام والای شهیدان ارجمند دفاع مقدس و شهیدان انقلاب اسلامی تدارک دیده شده چرا که نوکری خانواده معظم شهدا وظیفه تک تک ما است.

ادامه نوشته

دومین یادواره 361 شهید تیپ 110 سلمان فارسی امروز سه شنبه 24 بهمن ماه با حضور خانواده شهدا، امام جمعه شهرستان زابل و جمعی از مسئولان اجرایی استان سیستان و بلوچستان برگزار شد. در این مراسم جوایزی به برخی فرزندان شهید از جمله فرزند سردار شهید حاج حبیب لک زایی اهدا شد. متن لوح تقدیر خطاب به خانواده سردار شهید لک زایی بدین شرح است:
 
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
مقام معظم رهبری   

ادامه نوشته

نشست گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برگزار می‏شود


نشست گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و بررسی وقایع سیاسی روز و انتخابات ریاست جمهوری آینده روز یک شنبه 29 بهمن ماه 1391 در مدرسه معصومیه برگزار می‏شود.

به گزارش جانشین بسیج مدرسه علمیه معصومیه نشست گرامیداشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و بررسی وقایع سیاسی روز و انتخابات ریاست جمهوری آینده با حضور عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی «حجت الاسلام و المسلمین شجونی» برگزار می‏شود.

جناب آقای امیرگان افزود: این نشست، یک شنبه 29 بهمن ماه 1391 بعد از نماز مغرب و عشاء در سالن همایش‏های مدرسه علمیه معصومیه قم برگزار می‏شود.


 

ادامه نوشته

افتتاح پایگاه بسیج دانش آموزی "سر تیپ شهید حبیب لک زایی"

به همت حوزه شهید فهمیده زاهدان و در دهمین روز از دهه مبارک فجر پایگاه بسیج دانش آموزی دبیرستان پسرانه نمونه دولتی حضرت مهدی (عج) با نام پایگاه سرتیپ شهید حبیب لک زایی با حضور جانشین سپاه زاهدان افتتاح شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه سلمان، عباسعلی میری بنجار ضمن بزرگداشت یاد و خاطره این شهید بزرگوار ایشان را از جمله کسانی یاد کرد که پایگاه های مقاومت بسیج دانش آموزی را تقویت می کرد و خدمات شایسته ای در بخش بسیج انجام داده بود.

مصطفی کیخا فرمانده پایگاه تعداد دانش آموزان بسیجی را 111 نفر عنوان کرد و گفت :طی این مدت دانش آموزان بسیجی در المپیادهای علمی و بین المللی حضور فعال داشتند و هچنین در آزمون آیه های تمدن با لاترین رتبه را در بین مدارس دیگر کسب کردند.

سردار لک زایی براساس فرمایشات آیت الله بهجت بهشتی هستند

سیستان و بلوچستان یک حامی همه جانبه خودش را از دست داد
این چهار گروه اهل بهشتند: گروه اول کسانی که پدر و مادرشان از آنان راضی هستند؛ گروه دوم کسانی که نفعشان به مردم می‌رسد؛ گروه سوم آنهایی که برای امام حسین (ع) اشک ریختند و گروه چهارم آنهایی که به حضرت زهرا (س) متوسل هستند. بعد حضرت آیت الله بهجت فرمودند شهدا خودشان تعیین می‌کنند و می‌گویند کجا می‌خواهند قرار بگیرند. خوش به حال شهید لک زایی که امروز در مقام شهادت است.
ادامه نوشته

پیام مدیر عامل خیریه امدادگران عاشورا در دیدار خانواده سردار لک زائی

متن پیام مدیر عامل خیریه امدادگران عاشورا در دیدار با خانواده سرتیپ شهید حاج حبیب لک زایی بدین شرح است:
 
بسمه تعالی

زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.
مقام معظم رهبری

خانواده محترم شهید سرتیپ پاسدار حبیب لک زائی

سلام و تحیت الهی به امام شهداء و سرو قامتان جاوید و ستارگان کهکشان نور ، آنان که دست هایشان آغشته به قنوت و نگاهشان آکنده از سکوت و دلهایشان مملو از شوق حضور بود.

سلام و درود ملائکه بر خانواده معزز و گرامی شهدا که با صبر و شکیبایی خویش روح مقاومت و ایستادگی را در کالبد جامعه دمیدند . سلام بر شما اسطوره ها و اسوه های صبر و جهاد و شهادت و پیروان راستین ولایت که در امتحانات سخت و دشوار سربلند برآمده و میثاق با رهبر و مقتدایمان را رمز سعادت و عزت دانسته و در رکاب او آماده دفاع  همه جانبه از آرمانهای بلند  امام راحل می باشید.

اکنون در سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی ، ضمن ارج نهادن به مقام شامخ و والای سردار سرتیپ شهید حبیب لک زائی و به پاس تلاش و کوشش وافر ایشان در تسکین دردهای دردمندان در طول تصدی مسئولیت ریاست هیئت مدیره خیریه امدادگران عاشورا استان سیستان و بلوچستان مراتب سپاس و امتنان خود را از شما خانواده محترم شهید اعلام می دارد.

مدیر عامل خیریه امدادگران عاشورا

سرتیپ پاسدار نصرالله فتحیان

به یاد سردار شهید حاج حبیب لک زایی

 
حبیب خدا بود و یک مرد بود
ز رزمندگان دگر فرد بود 
نه پروای جان داشت حین نبرد
به آورد گه شیر آورد بود 
ره راست همواره رفت است
نه دلبند دنیای بی درد بود 
چو چشمش خریدار شد ذات حق
دل ار حب دنیای دون سرد بود 
جهاد و شهادت بر او ختم شد
که او خود شهیدانه پرورد بود 
منظم به نظم نظامی خویش
به فرهنگ و دانش هم آورد بود
تواضع نمای و تکبر گریز
ز رنج فقیران رخش زرد بود 
همو مالک اشتر روزگار
فدایی رهبر چنین کرد بود 
کمر بسته خدمت مهدوی
مصرانه این کار ؛ پیگرد بود 
خدایش جنان و به نزد علی (ع)
ورا خواند کز دیگران فرد بود 
 
سروده : رضا گل محمودی

پیام دکتر قالیباف به مناسبت شهادت سردار لک زایی


آن پیر روشن ضمیر ، امام و مقتدای شهیدان سرافراز ، معمار انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) چه حکیمانه فرمود " کدام تحولی بالاتر از این که پدران و مادران و همسران شهیدان ما از فراق عزیزان خود شکوه نمی کنند ولی غبطه و حسرت دوری از قافله شهدا را بر زبان دارند " امروز ما دور افتادگان از قافله شهیدان آن چهره های نورانی را در سیمای شما عزیزان می بینم و صد شکر بر زبان داریم که خداوند صبر جمیل و اجر جزیل خود را نصیب شما نموده است.

ادامه نوشته

سردار بي‌ادعا حبيب دل‌ها بود

داستان مجاهدت حاج حبيب از همان زمان آغاز مي‌شود. به‌‌رغم اينكه دانش‌آموز بود، با اقداماتي چون پاره كردن عكس خاندان منحوس پهلوي از كتاب‌هاي درسي و تدريس قرآن و توزيع عكس و رساله امام خميني بين انقلابيون و نوشتن شعار بر ديوارهاي روستا و مدرسه، در صف نخست مبارزان انقلابي زابل جاي گرفت. پس از انقلاب اسنادي از پاسگاه اديمي به دست انقلابيون مي‌افتد كه مشخص مي‌شود پدر ايشان حجت‌الاسلام والمسلمين حاج آقاي اعتمادي نفر اول و پدرم نفر دوم ليست اعدامي‌هاي منطقه بوده‌اند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
يادكردي از سردار شهيد حاج حبيب لك زايي
جانشين سپاه سلمان استان سيستان و بلوچستان
 
گفتگوی روزنامه جوان با سلمان لک زایی
 
h7828____.jpg
 
سردار شهيد حاج حبيب لك زايي را خيلي از رزمنده‌هاي لشكر ۴۱ ثارالله مي‌شناسند. همان‌هايي كه با دم گرم حاجي رهسپار جبهه‌هاي جنگ شدند و گاهي با شهادت‌شان چنان داغي بر دل او نهادند كه جز شهادت التيامي برايش نبود. اينطور شد كه حاج حبيب ۲۴ سال بعد از پايان جنگ با آرزوي شهادت زندگي كرد، با آن خو گرفت و عاقبت نيز در ۲۵ مهرماه امسال براثر جراحات ناشي از مجروحيت‌هاي دوران دفاع مقدس آسماني شد. پس از شهادت سردار لك زايي كه آخرين سمت زميني‌اش جانشين سپاه سلمان سيستان و بلوچستان بود، پيگير ترتيب مصاحبه‌اي با خانواده و دوستانش بوديم. اما به هر ترتيب اين امر ميسر نشد تا اينكه مطلع شديم سلمان لك زايي، فرزند شهيد به تهران آمده است. سلمان خيلي زود دعوت ما را قبول كرد تا با تعدادي عكس و چند نقل قول و كلي خاطره به دفتر روزنامه بيايد. باز قرار بود سرفصل زندگي شهيدي ديگر به روي‌مان گشوده شود. فراز و فرودهايي كه همگي بوي شهادت مي‌دهند و عاقبت به خط سرخي منتهي مي‌شوند كه از ماجراي عاشورا آغاز شده و هر روز با خون شهدايي چون حاج حبيب لك‌زايي سرخ‌تر مي‌شود.

داستان مجاهدت حاج حبيب از كجا آغاز مي‌شود؟ سردار چه زماني به جبهه‌هاي جنگ رفت؟
پدرم متولد ۱۳۴۲ در زابل بود. اينكه در عكس‌هايش مي‌بينيد موي سر و محاسنش سفيد شده، بيشتر به خاطر سال‌ها زندگي با ۶۰ تركش در بدن و كلي مجروحيت و جانبازي بود. سنش را به اين دليل گفتم كه بدانيد پدر در دوران پيش از انقلاب دانش‌آموز بود. اما داستان مجاهدت حاج حبيب از همان زمان آغاز مي‌شود. به‌‌رغم اينكه دانش‌آموز بود، با اقداماتي چون پاره كردن عكس خاندان منحوس پهلوي از كتاب‌هاي درسي و تدريس قرآن و توزيع عكس و رساله امام خميني بين انقلابيون و نوشتن شعار بر ديوارهاي روستا و مدرسه، در صف نخست مبارزان انقلابي زابل جاي گرفت. پس از انقلاب اسنادي از پاسگاه اديمي به دست انقلابيون مي‌افتد كه مشخص مي‌شود پدر ايشان حجت‌الاسلام والمسلمين حاج آقاي اعتمادي نفر اول و پدرم نفر دوم ليست اعدامي‌هاي منطقه اديمي بوده‌اند. به هر حال بعد از پيروزي انقلاب، حاجي علاوه بر ايفاي نقش فعال و تأثيرگذاري كه در محروميت زدايي از منطقه زابل و شركت در برنامه‌هاي فرهنگي داشت به جهاد سازندگي پيوست. جنگ هم كه آغاز شد احساس كرد بايد نوع مبارزه‌اش را تغيير دهد و به همين خاطر در ۸ تيرماه ۱۳۶۰ به عضويت سپاه پاسداران درآمد و در قالب لشكر ۴۱ ثارالله چند بار در جبهه‌هاي جنگ حاضر شد.

شنيده‌ايم سردار لك‌زايي در اعزام خيلي از سيستان و بلوچستاني‌ها نقش بسزايي داشته، ‌قضيه از چه قرار است؟
با توجه به اينكه سردار در منطقه سيستان نفوذ كلام بسيار زيادي داشت، با حضور در روستاها مردم و جوانان را براي رفتن به جبهه ترغيب مي‌كرد. خب آن وقت در استان محرومي چون سيستان و بلوچستان كه فاصله زيادي هم از جبهه‌هاي جنگ داشت، ‌اطلاع رساني صحيح و جذب عمومي براي كمك به جبهه‌ها، مهم بود به اين دليل فرماندهان وقت، سعي داشتند پدر را در پشت جبهه نگه دارند تا از جاذبه خود براي اين امر استفاده كند. روزي از يكي از فرماندهان سابق پدرم سؤال كردم چرا به حاج حبيب اجازه جبهه رفتن نمي‌دادند، اين چندباري كه ايشان به جنگ رفت چگونه بود؟ ايشان جواب داد او بسيار مراجعه مي‌كرد تا به جبهه برود و مجموعه فرماندهي و عمليات هر بار مي‌گفت دفعه بعد. دست آخر مجبور مي‌شديم حاجي را به صورت مقطعي به جبهه بفرستيم. يا اينكه خودش به مردم مي‌گفت ما و شما با هم به جبهه مي‏رويم. وقتي جلوي ايشان را مي‌گرفتيم، مي‌گفت من به رزمندگان قول داده‏ام، بگذاريد به قولم عمل كنم. به اين ترتيب پدرم علاوه بر حضور در جبهه‌ها در اعزام خيلي از هم استاني‌ها‌ي‌مان نقش ارزنده‌اي داشت. هرچند نمي‌توانم عدد دقيق بگويم ولي به جرئت مي‌توان گفت حاج حبيب در اعزام چندين هزار نفر از منطقه سيستان به جبهه‌هاي جنگ نقش مستقيمي داشت.

از آنجايي كه علت شهادت سردار مجروحيت جانبازي‌اش بود، كمي از مجروحيت‌ها و مشكلات جانبازي‌اش بگوييد.
پدرم چند بار در دوران جنگ مجروح شده بود. حتي يك بار به دليل شدت جراحات وارده و اخبار ضد و نقيضي كه رسيده بود، ‌اعلام كردند ايشان شهيد شده است. اما حاجي كمي بعد كه حالش بهتر مي‌شود، شماره يكي از مسئولان بسيج را به پرستاران مي‏دهد كه با آن مسئول تماس بگيرند و از اين طريق دوستانش خبردار مي‌شوند كه حاجي زنده است. پس از اتمام جنگ نيز آخرين درصد جانبازي كه براي پدر تعيين شد، ۷۷ درصد از كار افتادگي بود. يعني تنها ۲۳ درصد از جسم ايشان سلامت داشت. بيش از ۶۰ تركش نيز تا زمان شهادت در تن داشتند كه هر كدام مشكلاتي را برايش فراهم مي‌آوردند. مثلاً افتادگي پلك چشم راستش كه در تمامي عكس‌هايش نمايان است، ناشي از وجود تركشي بود كه در چشم داشت. اين تركش به همراه چند تركشي كه در سرش داشت و با باقي تركش‌ها، همواره باعث آزارش مي‌شد، ولي هيچ وقت شكايتي نمي‌كرد و هيچ وقت هم سعي نكرد كه دست از كار بكشد. تا آخرين لحظه هم مشغول خدمت بود. چنانچه هنگام شهادت‌سمت جانشيني سپاه سلمان استان سيستان و بلوچستان را داشت. مادر تعريف مي‌كند همان سال ۶۷ كه پدر به شدت زخمي شده بود، وقتي به منزل بازمي‌گردد به همه سفارش مي‌كند كه كسي از مجروحيتش خبردار نشود؛ دوست نداشت كسي نگران احوال او باشد. پدر در آخرين مأموريتش هم كه به تهران آمد و در ساختمان ستاد فرماندهي كل سپاه حالش بد شد و به بيمارستان منتقلش كردند، باز هم سفارش كرده بود كه به خانواده خبر ندهيد و بنده هم ساعت‌ها بعد از بستري شدن او از جريان مطلع شدم.

گويي حاج حبيب خودش پدر شهيد بوده است. برادر شما چطور به شهادت رسيد؟ برخورد ايشان با شهادت پسرش چطور بود؟
برادرم شهيد مسلم لك‌زايي به همراه عمويم و همين طور شهيد نعمت‌الله پيغان، داماد حاج آقا جزو آسيب‌ديدگان ماجراي تروريستي تاسوكي بودند. برادرم و داماد حاج آقا در همان محل توسط عوامل ريگي ملعون به شهادت رسيدند و عمويم هم به اسارت درآمده بود كه بعدها آزاد شد. در برخورد حاجي با آن فاجعه بايد به خاطره‌اي اشاره كنم كه خودم شاهدش بودم. وقتي خبر تاسوكي به پدرم مي‌رسد ايشان جزو اولين نفرات به منطقه اعزام مي‌شود و حين راه با بسيج شهرستان محمد‌آباد تماس مي‌گيرد و به همراه تعدادي از آنها به منطقه مي‌رود. در آنجا مي‌بيند كه برادرم هنوز جاني در بدن دارد. اما به همراهان مي‌گويد مسلم را هم مثل باقي مجروحان به بيمارستان برسانند و خودش براي رسيدگي به اوضاع در منطقه تاسوكي مي‌ماند. برادرم نيمه‌هاي همان شب به شهادت مي‌رسد، در حالي كه پدرم تنها روز بعد فرصت مي‌كند به بيمارستان برود. او به خاطر انجام وظيفه و اينكه فكر مي‌كرد مسئوليت رسيدگي به همه شهدا و مجروحان فاجعه را دارد، ‌حسرت نديدن فرزند در لحظات آخر عمر را به جان خريد تا درس صبر و گذشت را به همه ما بياموزد. حتي بعدها كه متوجه شديم سهل انگاري در رسيدگي به مسلم از سوي تيم پزشكي صورت گرفته، حاج حبيب حتي سعي نكرد شكايت كند و هيچ وقت هم از شهادت فرزندش گلايه‌اي نكرد.

يكي از مسائلي كه همواره در استاني چون سيستان و بلوچستان وجود دارد، نحوه تعامل بين شيعه و اهل سنت است، شهيد لك زايي براي حفظ وحدت بين اقوام مختلف چه رفتاري پيشه كرده بود؟
خوب است براي پاسخ به اين سؤال مروري بر شركت آحاد مختلف مردم در تشييع جنازه شهيد بيندازيم. پيكر پاك ايشان هم در زاهدان و هم در زابل تشييع شد و در تمامي مراسم‌هايي كه براي ايشان برگزار مي‌شد، همه اقوام از هر مذهب و گرايشي شركت داشتند. بارها ديده مي‌شد كه شهيد لك زايي در نمازهاي جماعت به اهل سنت اقتدا مي‌كرد و همواره با آنها حشر و نشر داشت. هميشه هم ورد كلامش اين بود كه بايد به مردم محلي توجه كرد كه اگر ما توجه نكنيم دشمن با تزوير سعي مي‌كند آنها را به سوي خودش جذب كند. محبوبيت شهيد لك زايي در ميان اهل سنت به قدري بود كه محمد زهي يكي از بزرگان محلي اهل سنت همان زمان كه متوجه بستري شدن شهيد در بيمارستان شد، با من تماس گرفت و با گريه اصرار مي‌كرد بگويم پدر در كدام بيمارستان بستري است و بعد بلافاصله با اولين پرواز به تهران آمد. همين آقاي محمد زهي در مراسم ختم شهيد لك زايي از او با اين عنوان كه «كوه تفتان از دست‌مان رفت» ياد مي‌كند. هر كس كه با مردم بلوچ آشنا باشد به خوبي مي‌داند اين مردم چه حرمتي براي كوه تفتان قائل هستند و وقتي يك بلوچ اين حرف را مي‌زند بايد به قدر و مرتبه شهيد در ميان اين مردم پي ببريم.

ضد انقلاب و تروريست‌ها از معضلات استان سيستان و بلوچستان به شمار مي‌روند. برخورد شهيد با آنها چطور بود؟
همان عطوفت و مهرباني كه شهيد لك زايي با مردم عادي داشت عكس همان را با ضد انقلاب اعمال مي‌كرد. يادم است وقتي عموي بنده، در ماجراي تاسوكي توسط عوامل ريگي معدوم گروگان گرفته شدند، خود ريگي با شهيد تماس گرفته بود تا امتيازاتي از ايشان به دست آورد. اما پدرم در تماس تلفني به او گفت تو با چه رويي با من تماس گرفته‌اي و حتي نگذاشت آن ملعون خواسته‌اش را مطرح كند. همين موضوع نشان مي‌دهد كه ايشان چه روحيه آشتي ناپذيري با دشمنان اين نظام داشت. از سوي ديگر همين مجاهد سازش ناپذير در برخورد با مردم عادي و به خصوص محرومين با عطوفت و مهرباني خاصي برخورد مي‌كرد. بارها پيش مي‌‌آمد كه مرا براي رسيدگي به اوضاع خانواده‌هاي محروم به نقاط مختلف مي‌فرستاد. يا خيلي از افراد پس از شهادتش پيش ما آمدند و از كمك‌هاي حاجي به خودشان گفتند. مثلاً يكي مي‌گفت مشكل كار همسرم كه معلم بود را با ايشان در ميان گذاشتم. سه هفته‌اي گذشت و فكر كردم كه فراموش شده ‌است اما بعد تلفنم زنگ خورد و شنيدم كه حاجي مي‌گويد الان پيش مسئول آموزش و پرورش منطقه شما هستم. مشكلت چه بود. . .

خود شما هم به نوعي همرزم شهيد به شمار مي‌آييد و اتفاقاً در همان استان سيستان و بلوچستان خدمت مي‌كنيد، پيش آمده بود كه ايشان بخواهد از سمت خودش براي راه انداختن كار شما استفاده كند؟
همان زمان كه من دوره آموزشي را تمام كردم و خودم را به فرمانده وقت سپاه استان معرفي كردم از ايشان خواستم مرا به يكي از شهرهاي محروم استان يعني نيكشهر بفرستد. ايشان دليلش را پرسيد و من گفتم نمي‌خواهم كسي فكر كند به خاطر نسبتم با حاج حبيب در امر تقسيم شدنم ارفاقي صورت گرفته است. در واقع پدرم ما را طوري بار آورده بود كه هرگز حتي تصور سوءاستفاده از موقعيت‌ها را به خودمان راه ندهيم. به جرئت مي‌توانم بگويم در طول چندين سالي كه در سپاه مشغول به خدمت هستم، حتي يك بار هم پدرم در هيچ كاري نخواست از موقعيتش براي بهبود شرايط من استفاده كند و هميشه مرا به چشم يك نيروي عادي نگاه مي‌كرد. البته اين را بگويم كه شهيد لك زايي براي تك‌تك نيروهايش نه يك مافوق كه يك پدر بود. به عنوان نمونه يكي از همكارانمان جايي براي خواستگاري مي‌رود، به او مي‌گويند سردار لك‌زايي را در سپاه مي‌شناسيد؟ مي‌گويد مگر پاسداري هست كه جانشين سپاه را نشناسد؛ مي‌گويند اگر ايشان شما را تأييد كند ما شما را به دامادي مي‌پذيريم. آن بنده خدا مي‌آيد خدمت سردار و ماجرا را مي‏گويد و خواهش مي‏كند كه پدرم با خانواده عروس تماس بگيرند. سردار مي‌گويد چرا تماس؟ زنگ بزن منزل‌شان تا با هم برويم؛ ايشان براي خواستگاري اين پاسدار مي‌رود و در مراسم عقد و عروسي او هم شركت مي‌كند و بعد از آن هم ارتباط خود را با آن پاسدار حفظ مي‌نمايد. همچنين براي حل مشكلات خانواده پاسدارها بسيار وقت مي‌گذاشت و تا مشكل را حل نمي‌كرد دست بر نمي‌داشت. گاهي شب‌هاي زيادي همراه ايشان بودم و حتي تا يك و دو نيمه شب، به خانواده‌ها سر مي‌زديم.

ولايتمداري از خصوصيات بارز اغلب سرداران شهيد است. شهيد لك زايي چه ديدي نسبت به اين مقوله داشت؟
ولايت فقيه خط قرمز پدر بود. اين چيزي است كه همه بر آن اذعان دارند، آيت‌الله سليماني نماينده ولي فقيه در استان در مراسم ختم پدرم قسم ياد كرد كه سردار لك‌زايي داراي قلبي سليم بود. امكان نداشت از روي حرف نماينده ولي فقيه بگذرد چه رسد به دستورات و اوامر رهبري. پدرم بي‌چون و چرا پايبند به آرمان‌هاي حضرت امام و رهبر معظم انقلاب بود، او در همه سخنراني‌هايش بر دنباله‌روي از ولايت تأكيد داشت. مي‌گفت؛ «نگاه كنيد ببينيد ولايت چه مي‌گويد همان مسير را دنبال كنيد، به جريانات ديگر هم كاري نداشته باشيد. علمدار ما ولايت است». امكان نداشت جايي سخنراني كند و حرفي از امر به معروف و نهي از منكر يا تبعيت از ولايت مطرح نكند.

اگر بخواهيد يكي از صفات پدرتان را گلچين كنيد، آن صفت چيست؟
صفات بارز ايشان كه بسيارند اما نوع برخورد و تواضع‌شان با خانواده شهدا و ايثارگران واقعاً مثال زدني است. در سيستان پدر شهيدي نيست كه جاي بوسه سردار لك‌زايي بر دستانش نباشد. او خدمت به خانواده شهدا را افتخار خود مي‌دانست، امكان ندارد پدر و مادر شهيدي بگويد سردار لك‌زايي را نمي‌شناسم يا سردار به ما سر نزده است. اينطور هم نبود كه تشكيلاتي و با دوربين و تبليغات سراغ خانواده شهدا برود. پدر شهيدان خدري، پدر سرلشكر حاج قاسم ميرحسيني جزو اين خانواده‌ها بودند. حاج حبيب بعد از مجروحيتي كه پيدا كرد، مي‌گفت تمام وجودم وقف نظام و مردم و سپاه است. همواره به ما توصيه مي‌كرد كار را براي رضاي خدا انجام دهيم. مي‌گفت اگر كاري انجام مي‌دهيد ببينيد رضايت خدا در آن هست يا نه. عزت شما در كاري است كه رضايت خدا را به دنبال داشته باشد. محبوبيت شما در اين دنيا و آن دنيا در كاري است كه با رضايت پروردگار انجام مي‌شود. اگر مقبوليت داشته باشد درست انجام مي‌شود و اگر خدايي نباشد، هر كسي با هر ساز و كاري كه مي‌خواهد انجام دهد، به نتيجه نمي‌رسد.

به نظر شما شهادت زيبنده حاج حبيب لك زايي بود؟
پدرم به گفته خودش هميشه از اتاقش به اميد شهادت بيرون مي‌آمد؛ چراكه آن را مرتب مي‌كرد و مي‌گفت «هر روز كه از اتاقم بيرون مي‌آيم آن را چنان مرتب مي‌كنم كه اگر فردا نتوانم بازگردم، مشكلي در اتاقم نباشد». يعني با اين ديد و اين انديشه محل كارش را ترك مي‏كرد. او مجاهدي بود كه سال‌هاي سال در تمنا و آرزوي شهادت به سر برد و هيچ وقت دست از تلاش و خدمت برنداشت. پدرم چون ديدارهاي مردمي زيادي داشت، معمولاً لباس شخصي مي‏پوشيد، طوري كه گاهي مي‌گفتم به جاي ايشان، لباس‌هاي سرداري‌شان استراحت مي‌كند، با اينكه ايشان جانباز ۷۷ درصد بود و در جمجمه و گردنش تركش‌هاي جنگ را به يادگار داشت، فعاليت‌هايش كم نمي‌شد. بعد از شهادتش وقتي داشتم سير درماني او را بررسي مي‌كردم نگاهي به عكس‌هاي راديوگرافي او و مراجعاتي كه به پزشكان داشت، انداختم. آن موقع تازه متوجه شدم در گردن و لگن و پهلويش هنوز تركش‌هايي از دوران جنگ باقي مانده بود، چيزي كه در زمان حياتش به هيچ وجه عنوان نكرد.

در خاتمه از لحظات شهادت سردار لك زايي بگوييد.
وقتي شنيدم كه پدر در سفرش به تهران حالش بد شده و به بيمارستان منتقلش كردند شب هنگام با اولين پرواز به تهران رفتم. آن شب نشد كه ايشان را ببينم. صبح روز ۲۵ مهرماه كه به ملاقاتش رفتم بسيار آرام و راحت بود. به من گفت؛ «كي به شما خبر داد؟ اتفاقي نيفتاده. مطلبي نيست. چرا آمدي؟» در ظاهر هم مشكلي وجود نداشت، نشسته بود و صبحانه مي‏خورد. با هم صحبت ‌كرديم كه برخي از دوستان و همكارانش به ديدارش آمدند و رفتند. همين طور نشسته بوديم كه ديدم پدرم دست چپش را روي سرشان گذاشت و يك «آخي» گفت. دلم لرزيد ولي گفتم ان‌شاء‌الله مسئله‌اي نيست. به من گفت به عمو زنگ بزن بيايد. منظور ايشان عمويم حجت‌الاسلام دكتر نجف لك‌زايي بود كه الان معاون فرهنگي مجمع جهاني اهل‌بيت عليهم‌السلام هستند، در همين لحظه تيم پزشكي هم از سپاه آمدند. حال پدرم كه بد شد، خيلي نگران و مضطرب شدم. ‌پدرم كه نگراني من و دكتر را ديد، گفت: «آرام، آرام، دست و پايتان را گم نكنيد. من وضعيت خودم را مي‌دانم. الان هم در وقت اضافه هستم.» وقتي تيم پزشكي داخل اتاق بود من را بيرون فرستادند و دوباره كه وارد اتاق شدم، ديدم پدرم آرام خوابيده، طوري كه احساس كردم دارد با من شوخي مي‌كند. آهسته گفتم حاجي! حاجي!‌آن لحظه متوجه شدم هر دو چشم پدرم باز است يعني آن چشم مجروح ايشان كه بر اثر تركش، بيش از دو دهه بسته بود هم باز شده بود؛ آنجا ديگر مطمئن شدم كه پدرم براي هميشه ما را تنها گذاشته و مهمان دوستان شهيدش شده است.

گفتگو از: عليرضا محمدي
روزنامه جوان، سه شنبه، سوم بهمن 1391.
 

فراخوان نخستین همایش «حبیب دلها»

 دلها»

یادواره نخستین سالگرد شهادت سردار جانباز حاج حبیب لک­زایی

ابوالشهید؛ سردار رشید سپاه اسلام؛ شهید حاج حبیب لک­زایی، بیش از سی سال در استان سیستان و بلوچستان به خدمت اشتغال داشت. وی کارش را از نخستین رده­های سپاه آغاز کرد و تا فرماندهی سپاه سلمان پیش رفت در حالی که بیش از بیست و چهار سال جراحت­های دفاع مقدس را با خود به یادگار به همراه داشت. حضور فعال در قامت استادی دانشگاه، مؤسس و رئیس هیأت امنای گلزار شهدای حضرت رسول اکرم(ص) شهر ادیمی، مدیر عامل بنیاد حضرت مهدی موعود(عج)، دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، رئیس هیأت مدیره مؤسسه خیریه امدادگران عاشورا در استان سیستان و بلوچستان، عضو هیأت رزمندگان و نماینده ایثارگران استان سیستان و بلوچستان در مجلس ایثارگران کشور در شمار فعالیت­های فرهنگی و اجتماعی آن عزیز است.

با توجه به آرمان­هاي بلند و قدسي این سردار والامقام، نسل كنوني و نسل­هاي آینده از ما انتظار دارند ابعاد شخصيتی اين عزيز را بازخوانی و معرفي نماییم. ما بر این باوریم که سردار لک­زایی داراي شخصيت نافذ و تاثيرگذار در ابعاد ولایی، اعتقادی، اجتماعي، فرهنگی و نظامي بود و از این رو مي­توان آثار مختلفی درباره ایشان به نگارش درآورد.

رسالت اصلي همايش انتقال فرهنگ و تفکر بسیجی و ولایی، انتقال فرهنگ ایثار و جهاد، انتقال فرهنگ وحدت، خدمت و امنیت و پراکندن عطر شهادت در جامعه و ارزش­های دفاع مقدس و معرفي سردار حاج حبیب لک­زایی به عنوان الگوي تمام عيار يك پاسدار پیرو اهل بیت(ع)، تعيين و مشخص نمودن ابعاد وجودي و نقش اين شهيد سرافراز در دفاع مقدس و در استان سیستان و بلوچستان مي­باشد. از این رو همراهان سردار مصمم هستند تا همایش با شکوهی را در نخستین سالگشت شهادت آن عزیز برگزار نمایند.

همایش حبیب دلها بر آن است تا به بازکاوی نقش، جایگاه و فعالیت­های سردار حاج حبیب لک­زایی در محورهای زیر بپردازد:

 

1. زندگی، شرح حال، کارنامه و فعالیت­ها

عملكرد و فعالیت­های سردار لک­زایی قبل از انقلاب اسلامي

کارنامه و فعالیت­های درمانی و بهداشتی سردار لک­زایی

کارنامه و فعالیت­های علمی و آموزشی سردار لک­زایی (تحصیل و تدریس)

کارنامه و فعالیت­های فرهنگی و اجتماعی سردار لک­زایی (ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر، در بنیاد حضرت مهدی موعود(عج)، مؤسسه خیریه امدادگران عاشورا، گلزار شهدای حضرت رسول اکرم(ص) شهر ادیمی)

کارنامه و فعالیت­های جهادی سردار لک­زایی (سپاه زابل، دوران دفاع مقدس، سپاه سلمان)

کارنامه و قعالیت­های اقتصادی سردار لک­زایی

سردار لک­زایی و اردوی راهیان نور، کاروان سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، کاروان 28 صفر و....

سردار لک­زایی و بسیج سازندگی

سردار لک­زایی و رسیدگی به خانواده معظم شهدا و ایثارگران

سردار لک­زایی و قرارگاه محرومیت­زدایی

سردار لک­زایی و مجلس ایثارگران کشور

نقش و عملكرد سردار لک­زایی در حفظ آثار و نشر ارزش­هاي دفاع ‌مقدس

ادامه نوشته