دیشب بیست و سی بخشی از صحبت‏های ضد انقلاب‏های فراری را پخش کرد که یکی‏شان می‏گفت امام خمینی در پاریس گفته بود من در ایران دموکراسی را اجرا می‏کنم اما بعد که پیروز شد و رفت ایران به این وعده‏اش عمل نکرد. با خودم گفتم ببینم حضرت امام خمینی در پاریس چه حرفی زده، امام چندین مصاحبه در پاریس انجام داده و سخنرانی‏های متعددی انجام داده، یکی از این مصاحبه‏ها که کوتاه هم هست، در ادامه آمده است. در این مصاحبه آمده است: «كشورى كه ما مى‏خواهيم، كشورى اسلامى به همه معناست و اكنون در خارج نظيرش نيست، ولى در گذشته وجود داشته است.» این مصاحبه در صحيفه امام، ج‏4، از صفحه  172 تا صفحه 174 آمده است.

زمان: 5 آبان 1357/ 24 ذى القعدة 1398

مكان: پاريس، نوفل لوشاتو

موضوع: دلايل مخالفت با رژيم شاه‏

مصاحبه‏كننده: كانال يك تلويزيون فرانسه‏

آيا شما در حكومتى انتقالى با حضور شاه شركت خواهيد كرد؟ به چه شرط؟

امام خمینی: با حضور شاه، ما در هيچ حكومتى، چه انتقالى و چه غير انتقالى شركت نخواهيم كرد و هيچ شرطى را هم نمى‏پذيريم.

آيا از آن بيم نداريد كه با رفتن شاه، بحران سياسى و اقتصادى بدتر شود؟

امام خمینی: با بودن شاه بحرانهاى سياسى و اقتصادى وجود دارد، زيرا كه ملت با او همكارى ندارد. و اين موجب بحران است. اگر شاه برود بحران رفع مى‏شود.

آيا جنبش و نهضت اخير ايران، از طرف يك ايدئولوژى ماركسيستى، هدايت و حمايت نشده و يا نمى‏شود؟

امام خمینی:  ابداً، نه هدايت شده و نه مى‏شود و نه خواهد شد. و حمايت آنها مورد قبول كسى نيست.

آيا حمايت و كمك يك كشور كمونيستى را قبول خواهيد كرد؟

امام خمینی:  ما مى‏خواهيم مستقل باشيم و حمايت هيچ كشورى را قبول نخواهيم كرد و تحت الحمايه هيچ كشورى نيستيم.

آيا اسلام با قوانين بدون انعطافى كه دارد، مى‏تواند آزادى و پيشرفت اجتماعى را ضمانت نمايد؟ نمونه‏اى از آن را در كشور ديگرى بدهيد؟

امام خمینی: اولًا، اسلام قوانين اساسى‏اش انعطاف ندارد و بسيارى از قوانينش با نظرهاى خاصى انعطاف دارد و مى‏تواند همه انحاى دموكراسى را تضمين كند. كشورى كه ما مى‏خواهيم، كشورى اسلامى به همه معناست و اكنون در خارج نظيرش نيست، ولى در گذشته وجود داشته است.

نهضت اخير ايران را متهم مى‏كنند كه ارتجاعى است. نظر شما چيست؟

امام خمینی: نهضت اخير براى اين است كه امور ارتجاعى را رد كند، و آن دولت شاه و امثال اوست كه تمام جهات ارتجاع و عقب‏ماندگى را براى ما به بار آورده و ما مى‏خواهيم همانها را رفع كنيم. نهضت ما، نهضتى متمدن و پيشرفته است.

شما خواهان رفتن شاه هستيد، مى‏توانيد دلايل آن را شرح دهيد؟ آيا آرزوى كشته شدن و از بين رفتن شاه را داريد؟

امام خمینی:  ما بيش از پانزده سال است كه دلايل محكوميت شاه و لزوم رفتن او را در اعلاميه‏هاى خود ذكر كرده‏ايم و الآن براى شما برخى دلايل را ذكر مى‏كنم:

بيش از پنجاه سال است كه دولتهاى خارجى، پدر شاه و شاه را در ايران بر ما تحميل كرده‏اند. شاه سابق را به حسب اعتراف انگليسى‏ها، آنان آوردند و بر كشور ما حاكم كردند. در راديو دهلى اين مطلب را تصريح نمودند. شاه فعلى در يكى از كتابهايش نوشت: «متفقين كه زمان جنگ به ايران آمدند، مرا به سلطنت انتخاب كرده و صلاح اين ديدند كه من سلطان باشم» (ر.ک: مأموريت براى وطنم)

ما پنجاه سال است كه تحت فشار و با اختناق فوق العاده به سر مى‏بريم. ما نه فرهنگ مستقل داريم و نه لشكر و ارتش مستقل داريم و نه اقتصاد صحيح و سالم داريم و نه جهات سياسى ما صحيح و سالم است. اما فرهنگ ما، فرهنگى است كه با دستور ديگران، شاه تحميل كرده است.

مدارس ما غالباً به شكل نيمه تعطيل است يا تعطيل و در وقتى هم كه اشتغال داشته باشند، دستور اين است كه اينها را عقب نگه دارند و نگذارند كه رجال دانشمند در مملكت ما پيدا بشود.

تمام مطبوعات ما و كليه وسايلى كه بايد به وسيله آن تبليغ شود در اين پنجاه سال در اختيار شاه بوده است. تمام اشكال آزادى از ملت ما سلب شده است. ما در اين پنجاه سال حتى يك مجلس ملى هم نداشتيم.

در زمان رضا شاه با زور او، رژيم را تغيير دادند، يعنى سلطنت را منتقل كردند. (رضا خان بر اثر كودتاى انگليسى 29 حوت( اسفند) 1299 به قدرت رسيد. او سپس با تشكيل يك مجلس مؤسسان فرمايشى و اضمحلال سلسله قاجار، به عنوان« رضا شاه پهلوى» به سلطنت رسيد و در سال 1305 تاجگذارى كرد.)

مجلس مؤسسان كه تأسيس كردند با سرنيزه تأسيس شد و ملت بكلى با آن مخالف بود، لكن سرنيزه نگذاشت كه اين‏ مخالفت را اظهار كنند. بنا بر اين اصل مجلس مؤسسان كه در زمان رضا شاه با سرنيزه درست شد غير قانونى بود. با غير قانونى بودن آن، آمدن رضا شاه و رسيدن به سلطنت غير قانونى بود. با غير قانونى بودن او، سلطنت محمد رضا شاه غير قانونى است.

محمد رضا شاه، در تمام جوانب ترقى ملت ما، كارهايى كرده است و نگذاشته كه ملت ما رو به ترقى رود. نگذاشته است فرهنگ ما فرهنگ مترقى باشد.

ارتش ما را در تحت نظارت ارتشهاى ديگران قرار داده است. مستشاران امريكايى هستند كه ارتش ما را اداره مى‏كنند.

اقتصاد ما را بكلى از بين برده است. ايران كه زراعتش از بين رفته و نفتش را هم دارند زياد خرج مى‏كنند و به ديگران هم زياد مى‏دهند كه آن هم از بين برود.

اگر محمد رضا شاه در سلطنت باقى باشد، چند سال ديگر كشور ما رو به فقر و نيستى خواهد رفت. بنا بر اين تا ايشان نرفته است، مملكت ما نمى‏تواند روى آزادى و ترقى ببيند، و بايد برود.

 منبع: صحيفه امام، ج‏4، از صفحه  172 تا صفحه 174