به گزارش پایگاه اطلاع رسانی زنان بلوچ از سیستان؛ گفتگو اختصاصی با  رضا لک زایی  نویسنده و دانشجوی دکترای انقلاب اسلامی   به مناسبت روزقلم.

* علت نام گذاری روز قلم چیست؟

روز چهاردهم تیر ماه مصادف است با روز قلم که نمادی است برای تجلیل از قلم و اهل قلم.

*نقش قلم در زندگی انسان چیست؟

قلم و نوشتن مهم‏ترین ابزار حفظ و انتقال فرهنگ و تمدن است. اگر انسان نمی‏توانست بنویسد، سرعت پیشرفتش خیلی کند می‏شد. چون نوشتن باعث می‏شود که آگاهی‏های بشر در طول قرن‏ها حفظ ونسل به نسل منتقل و تجمیع شود. معروف است که برخی از دانشمندان می‏گویند اگر ما در زمینه‏ای موفق شده‏‏ایم، به خاطر این است که روی شانه غول‏ها ایستاده‏ایم. منظور این اندیشمندان این است که ما از مطالب و نوشته‏های بزرگان علم استفاده کرده‏ایم و توانسته‏ایم به موفقیت برسیم. همچنین اگر قلم و نوشتن نبود ما الان سعدی و حافظ و مولوی و نظامی و ابن سینا و فارابی و ابوریحان و نیز دعاها و احادیث بزرگان دین و ... را اصلاً نمی‏شناختیم و شاید نمی‏فهمیدیم که وجود داشته‏اند اما قلم آنها را برای ما حفظ کرده و ما الان می‏توانیم از تلاش آنها در بهبود تعلیم و تربیت و ارتقای فرهنگ و تمدن اسلامی خودمان استفاده کنیم. بنابراین نقش قلم در فرهنگ و تمدن مثل ستون فقرات و بلکه مثل روح در کالبد انسان است.

* ارزش و عظمت قلم را به چه می‏دانید؟

ارزش و عظمت قلم به آن چیزی است که روی صفحه کاغذ و قدیم‏تر روی پوست و چوب و استخوان و الان روی صفحه مانیتور می‏نویسد. اگر دقیق‏تر حرف بزنم باید بگویم که ارزش قلم به ارزش فکر و عقیده و اخلاق و روح انسانی است که مطلب را مینویسد . طبق این دیدگاه هر قلمی ارزش ندارد.  مثلاً قلمی که حرف دروغی را بنویسد یا کتابی مثل آیات شیطانی بنویسد ارزش ندارد. بنابراین قلم زمانی ارزشمند است که در خدمت ارزش‏های الهی و تعالیم انبیای الهی و در خدمت مبارزه با ظالمین و مستکبرین باشد.

* نگاه قرآن و روایات و فقها به قلم چگونه است؟

در قرآن و روایات به قلم خیلی توجه شده. مثلاً همه می‏دانیم که اسم یک سوره از قرآن به نام سوره قلم هست و خداوند متعال در قرآن به قلم قسم خورده. معمولاً قسم نشان دهنده اهمیت آن چیزی است که ما به آن  قسم می‏خوریم. اما روایت است از امام صادق علیه السلام که می‏فرمایند: دانش را با نگارش به بند بکشید و نگاه دارید. یا این حدیث که پیامبر صلوات الله علیه و آله می‏فرمایند ارزش مرکب عالم از خون شهید بیشتر است. چون در واقع انتقال معارف الهی و اسلامی با قلم عالم و دانشمند انجام میشود. فقهای ما هم به قلم و نوشتن خیلی توجه داشته اند. چون سلسله فقها کاملاً به هم متصل است و اصلاً در طول تاریخ انقطاع ندارد و فقهای هر دوره از تاریخ و تا حد زیادی کتابهایشان مشخص است بر خلاف علمای بقیه رشته ها. یکی از این فقها ابن ادریس است که کتابی دارد به سرائر. این کتاب چهار جلدی است. در مقدمه جلد اول یا جلد دوم ابن ادریس از قول کسی نقل می‏کند که آن شخص به پسرش میگفته پسرم اگر رفتی بازار و خسته شدی و خواستی استراحت کنی، دو جا بنشین و استراحت کن. یکی بازار ورّاق‏ها و یکی بازار زوّادها. منظور از بازار وراق‏ها بازاری است که مربوط به نگارش و تألیف و آماده سازی کتاب است و با قلم سر و کار دارد. بازار دوم هم مربوط است به ساختن نیزه و شمشمیر و خنجر و ابزارآلات مبارزه و نبرد. یعنی مرکب و خون یا قلم و شمشیر را کنار هم مطرح می‏کند که شاید از همان حدیث پیامبر این نکته تربیتی و آموزشی را استفاده کرده باشند. یک حدیث دیگر هم از پیامبر صلوات الله علیه و آله هست که باعث شده کتابهای مفید و مهمی نوشته شود. آن حدیث شریف این است که پیامبر صلوات الله علیه و آله می‏فرمایند هر کسی که چهل حدیث را برای اینکه امت من از آن استفاده کند و نفع ببرد، حفظ کند، خداوند او را روز قیامت دانشمند برانگیخته می‏کند. کتاب چهل حدیث امام خمینی و شیخ بهایی و ... بر اساس همین حدیث نوشته شده‏اند. بنابراین اهل بیت هم راجع به ارزش قلم و هم راجع به اینکه با قلم چه چیزی نوشته شود، صحبت کرده‏اند.

 

* شما چه کتابهایی نوشته‏اید و اصلاً چطور شد که اولین کتابتان را نوشتید و اینکه نقش خانواده در این میان چیست؟

اولین کتابی که من نوشتم خاطراتم راجع به فاجعه تروریستی تاسوکی بود که توسط بوستان کتاب چاپ شده و تا الان به چاپ پنجم رسیده. روش شناسی شارحان حکمت متعالیه، مؤلفه‏های بنیادین اندیشه سیاسی امام خمینی، مجموعه حبیب دلها که تا الان شش جلدش چاپ شده و ... برخی دیگر از کتابهایی است که خدای متعال توفیق عنایت کرد و من نوشتم. محور نوشته ‏های من اندیشه امام خمینی است و بیشتر هم علاقه دارم که راجع به اندیشه امام تحقیق کنم. اما نقش خانواده بحث مهمی  میباشد که داخل خانه اولاً کتاب باشد و پدر یا مادر یا هر دو اهل مطالعه باشند. که در خانه ما کتاب بود. من یادم هست که توی قفسه کتابهای پدرم یک دوره ده جلدی کتاب بود که داستانهای کوتاه داشت. ده جلد بود و هر جلدی هم صد تا داستان داشت. هر تابستان من یک دور این ده جلد را می‏خواندم. مادرم سواد نداشت و خدا همه اموات شما را رحمت کند. سال هشتاد و یک از دنیا رفت. من که مشغول مطالعه میشدم یک ساعتی که از کتاب خواندنم میگذشت سینی چای را می‏آورد و هم با هم حرف میزدیم و هم استراحت میکردم. اگه مطلب خنده دار یا جالبی هم خوانده بودم برای مادرم تعریف می‏کردم و مادرم هم خیلی میخندید. اگر هم چند روزی میگذشت و من چیزی تعریف نمی‏کردم سراغ می‏گرفت و می‏گفت چرا چیزی تعریف نمی‏کنی. یک بار قرآنی که کنار جانماز مادرم بود، توجه من را به خودش جلب کرد. کنجکاو شدم بفهمم چرا قرآن کنار سجاده است. تا اینکه یک بار دیدم که بعد از نماز مادرم قرآن را برداشت و باز کرد و لبهایش هم شروع کرد تکان خوردن. خیلی تعجب کردم. با کنجکاوی رفتم و از مادرم پرسیدم که مگه بلدی بخونی. خندید و گفت نه. گفتم خودم دیدم که قرآن میخوندی. جواب داد مسجد که رفتم حاج آقا توی سخنرانیش گفت : افرادی که سواد ندارند قرآن را باز کنند و به صفحات قرآن نگاه کنند و صلوات بفرستند و این کار ثواب قرآن خواندن دارد و مادرم اینکار را می‏کرد. یعنی اگر چه سواد نداشت از راه گوش و از راه شنیدن درک و فهم خودش را بالا می‏برد. بنابراین مطالعه و کسب علم فقط مخصوص افراد باسواد نیست.

پدرم هم که رسماً استادم بود  با من از همان بچگی روخوانی و روانخوانی قرآن و بعد هم تجزیه و ترکیب قرآن را کار می‏کرد. حتی الان هم گاهی از من سؤال می‏پرسد.

اما اینکه چی شد که اولین کتابم را نوشتم. من قبلش چند یادداشت کوتاه نوشته بودم. بعد که فاجعه تروریستی تاسوکی و آن ماجراها اتفاق افتاد و من آزاد شدم، دیدم که این گروهک مدعی هستند که به کاروان مسئولان حمله کرده‏اند من در برابر این دروغ آشکار نمیتوانستم سکوت کنم. و سکوت خودم را ظلم به شهدا میدانستم. شهدایی که شما میدانید که در میانشان از همه اقشار مردم بودند؛ کارگر، دانشجو، طلبه، روحانی، کارمند، سرباز، کاسب، خبرنگار، دانش آموز. لذا من شروع کردم به نوشتن ماجرا. اول در وبلاگم نوشتم. بعد از چند ماه یکی از مجلات که ویژه‏ نامه‏ای درباره امنیت ،مطالب داشت با من تماس گرفت و گفت  من خاطراتی را که در وبلاگ نوشتم تکمیل کنم و برای چاپ بدهم به آن مجله. بعد هم که بوستان کتاب قبول کرد که کار را چاپ کند. در واقع اولین کتاب من هدیه ای بود به شهدای تاسوکی و ادای دینی بود نسبت به این شهدا و به برکت خون شهدا هم کارهایش انجام شد بعد هم خدا کمک کرد و کارهای دیگری نوشتم.

*درباره قدرت قلم  هم حرف‏های شما رو می‏شنویم.

ببینید قدرت یک دفعه به وجود نمی‏آید. بلکه کاملاً آرام و به تدریج پدید می‏آید. مثل اینکه آرام آرام از پیوستن قطرات به هم ،سیل و از پیوستن سیلها به هم ،دریا پدید می‏آید. قدرتی که از قلم هم تولید می‏شود همینطور است. یعنی با خلق یک اثر هنری یا علمی، یک شخص، یا یک شهر یا استان یا کشور و ملت، قدرتمند نمی‏شود. اما در اینکه قلم یکی از ابزار قدرت است تردیدی نیست. امام خمینی هم سخن دقیقی دارند و می‏فرمایند که باید قلم جای مسلسل را بگیرد. یعنی زمانی که بشر به این درک برسد که راه پیشرفت در تولید ناامنی و کشتن بی گناهان و فروختن اسلحه نیست، بلکه راه پیشرفت، محبت و رحمت و رأفت و علم و دانش و معرفت است می‏تواینم بگوییم که قلم جای مسلسل را گرفته. در این صورت مسلسل زیر سایه قلم می‏آید و اگر از مسلسل هم استفاده بشود در راه مبارزه با ظلم و خدمت به انسانیت است. در غیر این صورت ممکن است که خطر قلم از خطر مسلسل بیشتر هم باشد چون قلم این قدرت را دارد که هویت انسان را بسازد. به همین دلیل هم شما می‏بینید که انبیای الهی کتاب داشتند؛ مثل صحف ابراهیم، تورات، انجیل و قرآن که مهم‏تر و کامل‏تر و ناسخ سایر کتابهای آسمانی است، چون کلمه و کلام و کتاب، هویت ساز است

*در پایان ضمن تشکر، سخن پایانی شما را هم می‏شنویم

در کشور و مخصوصاً در استان ما یعنی استان سیستان و بلوچستان، فرهنگ شفاهی قوی‏تر از فرهنگ کتبی است. و آثار قلمی استان ما خیلی کم است. حتی من اطلاع دارم که شاعری مجموعه آثارش را به صورت کتاب آماده کرده، یا خانواده شهیدی، مطالب مربوط به شهیدش را به صورت کتاب آماده کرده اما پس از پیگیرهای متعدد موفق نمی‏شود که آنها را چاپ کند. یا شما می‏بینید که یک مطلبی را همه مردم استان خبر دارند اما در بیرون استان کسی از آن مطلع نیست. مثلاً من یادم هست که یکی از دوستان که به استان ما آمده بود، متوجه شده بود که در گلزار شهدای زاهدان پنج شهید مدافع حرم آرمیده‏اند،این برای بسیاری از مردم زاهدان یک امر روشنی است اما این رفیق ما می‏گفت من فکر می‏کردم شهید محسن خزایی تنها شهید مدافع حرم استان شماست. به نظر می‏رسد که لازم است همه افراد و نهادها به اندازه ای که مقدورشان است در جهت تقویت فرهنگ مکتوب این استان اعم از شعر و داستان و نقاشی و خاطره نویسی و زنده نگهداشتن نام و یاد شهدای استان و ... و انتشار آنها تلاش کنند.

منبع:

http://www.zananbaloch.ir/detail/News/435361/5