هم حبیب الله بودی و هم حبیب دلها
حبیب دلها! واقعا هم حبیب دلها بودی! چرا میگم بودی، نه! هنوز هم هستی هنوز هم حبیب دلهای همهی یتیمان و فقیران و بسیجیان هستی ...
چه هفتههایی که با دسته گل به دیدن شهدا میآمدی تا که دلشان را ربودی و به آنان بپیوستی.
این چند روزی که از بین ما رفتی به این فکر میکنم که چرا همه میگن حاج حبیب "بابا"ی ما بود ...
تو چه کردی که این طور همه در وداع با تو سوختند؟ چقدر عاشقانه و مشتاقانه پر کشیدی و از بین ما رفتی!
رفتنت هم زیبا بود، هم با آرامش؛ مخصوصا آن تبسم زیبایی که در لحظه آخر روی لبانت نقش بسته بود حاکی از آن بود که تو حبیب الله هم بودی و هستی.
حالا فهمیدم که چرا هم حبیب الله بودی و هم حبیب دلها.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۱ ساعت 14:32 توسط رضا لک زایی
|
