ابنا: شما نقش این قبیل کنفرانسها را در تقریب مذاهب مخصوصاً شیعه و سنی را چگونه ارزیابی می­کنید؟

بنده یکی از راههای بسیار مؤثر، برای اینکه یک ذهنیت مناسب بین مسلمانان و مخصوصاً بین علما و نخبگانشان ایجاد شود برگزاری همین کنفرانسها را میدانم.

اگر چه ما چهره‏ها و عهدهای راستین را چه در این کنفراس و چه کنفرانسهای دیگر که برگزار شده، نمی‏بینیم یا کم می‏بینیم و این برای ما خیلی سخت است، اما حرکت بسیار خوبی است، مخصوصاً اگر روز به روز بر سرعت این حرکت افزوده شود و تضعیف نشود، اما اگر به آمد و رفت باشد و چهره‏های نافض شرکت نداشته باشند، عمدتاً اتلاف وقت است.

از این کنفرانسها باید یک چیزی در بیاد که به درد اسلام بخورد، ولی حداقلش این است که همه کشورها متحد باشند و اجازه ندهند که بعضی علما مطالب تفرقه‏انگیز را اشاعه بدهند و علیه برادرانشان قطع نامه صادر کنند، به ویژه کسانی از علما و امت اسلامی که در خط مقدم جبهه هستند.

چندی قبل که در عراق بودم دیدم که بعضی از علمای خودمان علیه حزب الله حرف می‏زنند که این خیلی خطرناک است، یعنی معلوم است که تبلیغات دشمن خیلی گسترده است، در حالی که لبنان یا غزه نقاط مثبت ما هستند برای اتحاد و حتی متأسفانه در بعضی کارها حزب الله لبنان و فلسطین را محکوم می‏کنند که این خیلی خطرناک است.

 بنابراین این جمعها اگر بنا داشته باشند که به رسانه‏ها کمک کنند و مقالاتی نوشته شود و متفکرین دنیا قلم بزنند و یک مجله علمی تخصصی خوب که محتوا داشته باشد، در جهان اسلام منتشر شودخوب است.

ابنا: به نظر شما موفقیت این قبیل کنفرانسها به چه عواملی بستگی دارد؟

این کنفرانسها موفقیتش به دو عامل اساسی بستگی دارد؛ یکی اینکه کسانی که در آن شرکت می­کنند در چه رده­ای باشند و تأثیر آنها در کشورهاشان چقدر مؤثر باشد؛ دیگری محتوایی است که مطرح می­شود.

ابنا: برای تشکیل مجدد تمدن اسلامی چه باید کرد؟

 یقیناً همانگونه که می‏دانید بعد از جنگ جهانی دوم جهان اسلام متفرق و تجزیه شد و تحت سیطره سیاسی و اقتصادی و نظامی غربی­ها  قرار گرفت. برای تشکیل مجدد تمدن اسلامی یک راه حل وجود دارد و آن همان چیزی است که امروز به عنوان انتفاضه در دنیا مطرح است که باید هم علما و هم امت اسلامی انگیزه­ای پیدا کنند و جوششی به سوی اتحاد بر مواضع مشترک ایجاد کنند و اختلافات جزئی را کنار بگذارند و تلاش کنند برای رسیدن به آن عظمت اسلامی؛ تا یک مرجعیت دینی و اخلاقی بر جهان حاکم باشد.

ما می‏بینیم غرب، هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ اقتصادی سقوط کرده است؛ از طرفی همه هم می‏گویند آموزه های دینی و اخلاقی است که بشر را نجات می‏دهد و این نجات با وحدت امت اسلام ممکن است.

ما می‏توانیم دولت ساز باشیم، اگر چه آنها بعد از جنگ جهانی دوم اختلافات عمیق و گسترده‏ای ایجاد کردند، اما یقیناً ما باید به سوی وحدت کلی حرکت کنیم و راه دیگری جز این نداریم.

ابنا: نقش دشمن را در این میان چگجونه ارزیابی می‏کنید؟

دشمن برنامه ریزی کرده است که امکانات ما را متفرق و علیه خود ما استفاده کند؛ من چند وقت قبل از رسانه‏ها شنیدم که اسرائیلی‏ها گفته‏اند که ما در مقابل ایران سلاحی نداریم جز اینکه جهان عرب را متحد کنیم علیه ایران؛ این واقعاً چیز خطرناکی است و می‏گویند که ما هر کجا می­خواهیم جلو برویم این ایران است که اجازه نمی‏دهد؛ لذا جامعه شناسان و تحلیل گران سیاسی آنها می‏شینند و به آنها خط می‏دهند که چه کار بکنند. خطرات و سوژه‎‏ها زیاد است که دشمن از آن استفاده کند و ما را به جان هم بیندازد.  

ابنا: شما فرق وحدت و تقریب را چگونه می‏دانید آیا شما بین اینها تفاوتی قائل هستید یا نه هر دو را مترادف یکدیگر می­دانید؟

یک نکته را ما همیشه می­گوییم که خود انسانها هر کدام جهانی از اختلافات هستند و ما نمی­توانیم میان انسانها یک وحدت کامل ایجاد کنیم اما می‏توانیم بر روی مواضع مشترک وحدت ایجاد کنیم که این را ما اسمش را گذاشتیم تقریب یا اینکه می توانیم با مسائل دیگر اینگونه باشیم که اهل سنت می‏گویند شما به ام­المؤمنین عایشه اهانت می‏کنید، حالا تقریب این یعنی چه؟ بله ایشان همسر پیامبر است و با امیر المؤمنین جنگیده که خود امیر المؤمنین می‏گویند که اختلاف من با ایشان به روز قیامت. پس بنابراین ما در این مشترک هستیم که کسی به ایشان بی حرمتی نکند، اگر کسی بی حرمتی کرد یا جاهل است و یا تحریک شده دست دشمن، و با اینکه امیر المؤمنین این حرف را زده دیگران نباید این را سوژه کنند علیه ما و اگر عوام یا انسانهای جاهل در این مورد حرفی زدند، ما باید امر به معروف کنیم و نباید بعد از آن حرفی زده شود.

آنها نیز باید نظر ما را بدانند که نظر ما در این مورد تند و تیز نیز اینگونه است و همینطور در سایر مسائل؛ بنابراین اینها چیزهایی نیست که به خاطر آن مسلمانان به جان هم بیفتند و همانگونه که قرآن می‏فرماید: خدای ما واحد است، کعبه واحد است، اخلاق ما مشترک است، معارف ما مشترک است و خوب شاید در معارف ما اختلاف باشد کما اینکه بین خود علمای شیعه نیز در برخی موارد اختلاف وجود دارد، ولی در چیزهای اساسی با هم اشتراک داریم و اگر وحدت این است که  در همه مسائل اشتراک داشته باشیم حتی بین خود شیعه هم اینگونه نیست و اما اگر بگوییم که بین شیعه و سنی نمی‏توانیم وحدت ایجاد کنیم این گفته دشمن است و دشمن نمی‏خواهد که سلاحی ایدئولوژی را از دست بدهد. امت اسلامی مانند تمام قطعات یک ساختمان است که باید به هم دیگر چسبانده شود، آن هم توسط مشترکات، و این ملاک وحدت است و ماباید این ملاک وحدت را به دست آوریم و پالایش کنیم که در مقابل ما دو جبهه وجود دارد؛ جبهه‏ای که با دین مخالف است و جبهه‏ی ادیان باطل و ساختگی. جبهه واقعی ما اینهاست، نه اینکه با یکدیگر بجنگیم، وظیفه شرعی ماست که در مقابل آنها بایستیم و اگر در مقابل هم بایستیم به آنها خدمت کرده‏یم که این نکته خیلی مهم است.  

ابنا: و سخن پایانی؛

ما مسلمانان دنیا دوست‏دار امیرالمؤمنین هستیم، ایشان یک جمله در حکمت‏های نهج البلاغه دارد، که اجتماعی - سیاسی است، ایشان می‏فرماید: «اصدقاؤک ثلاثة، و اعداؤک ثلاثة»؛ یعنی تو سه نوع دوست و سه نوع دشمن داری. «فأصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک»؛ یعنی دوستان تو یکی کسی است که مستقیماً دوست خود تو است، دومی دوست دوست تو است، سومی دشمن دشمن تو است، «و اعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک» دشمنان تو عبارت است از آنکه مستقیماً با خود تو دشمن است، و کسی که دشمن دوست تو است، و کسی که دوست دشمن توست. حالا اگر یک کسی به ما کمک می‏کند این دوست ماست و این روشن است، دیگر اینکه دشمنِ دشمن ما هم دوست ماست، یعنی اگر دشمن ما صهیونیست‏ است که فلسطین با آن می­جنگد، فلسطین دوست ماست و دیگری دشمن ماست اگر کسی دوست دشمن ما باشد این دشمن ماست و اگر کسی با دشمن ما دست دوستی دهد، این نیز دشمن ماست و باید به مردم بگوییم که اگر کسی به دشمن ما رو آورد او نیز دشمن ماست و دشمن دوست ما نیز دشمن ما محسوب می‏شود و اگر شما بیایید با دوست ما دشمنی کنید شما نیز دشمن ما هستید.

  از شما به خاطر فرصتي كه در اختيار ما گذاشتيد متشكرم.