روایت نمایشی رادیو معارف از «واقعه تاسوکی»

اشرار و تروریست‌های مسلح مزدور استکبار جهانی شامگاه 25 اسفندماه 84 با بستن محور زابل به زاهدان 23 نفر از مردم بی گناه و مسافران عبوری را با رگبار گلوله به شهادت رساندند و تعدادی را نیز به اسارت بردند.
مجموعه نمایشی واقعه تاسوکی به شرح ماجرای عملیات ددمنشانه این گروهک در منطقه تاسوکی زابل و وضعیت اجتماعی و نا امنی ناشی از فعالیت اشرار در منطقه زابل می‌پردازد.
این مجموعه نمایشی در 6 قسمت 30 دقیقه‌ای تولید شده که از چهارشنبه 30 فروردین 1391 هر روز ساعت 17:30 در برنامه «باغ تماشا» رادیو معارف پخش خواهد شد.
این گزارش می افزاید، مجموعه نمایشی «واقعه تاسوكي» به تهیه کنندگی مينا ايزديار؛ نویسندگی و سردبيري فاطمه رنجبران؛ کارگردانی جواد پيشگر؛ گويندگي مهدي طهماسبي و با هنرنمایی هنرمندانی چون مهدي نميني مقدم، محمد حسين مجدزاده، مونا صفي، احمد لشيني، حميد رضا هدايتي، مريم سپه‌دار، عرفان ابراهيمي، احمد ايراني خواه، سعيد فرضي، راضيه موميوند، كرامت رودساز و محمد يگانه، و با صدابرداری علي حاجي نوروزي و افكت نرگس موسي پور، در شش قسمت 30 دقيقه‌اي تولید شده که از چهارشنبه، 30 فروردين ماه جاري هر روز ساعت 17:30 در برنامه «باغ تماشا» راديو معارف پخش خواهد شد.

اگر عباسی امام خمینی را درک می‌کرد، چنین حرفهایی نمی‌زد

در پی انتشار سخنان جنجالی حسن عباسی و نقد غیرکارشناسانه او به فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه و هماورد طلبی آیت الله جوادی آملی، جهت مناظره،  مرکز خبر حوزه‌های علمیه در گفتگو با حجت الاسلام و المسلمین بهرام دلیر نقده ای، دکترای علوم سیاسی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، مدرس خارج فقه و اصول و فلسفه و عرفان به بررسی اظهارات سخیف عباسی پرداخته و بی اساس بودن آن را تبیین کرده است. به گزارش «تابناک» ، متن این مصاحبه به شرح زیر است :
 
ادامه نوشته

حسن عباسی، فلسفه اسلامی و فرمایشات رهبری

محمدرضا اسدزاد
نگاهی به اظهارات منتشر شده از حسن عباسی درباره فلسفه اسلامی

مشاهده اصل خبر منتشر شده : حسن عباسی:همهٔ فلاسفهٔ مسلمان اشتباه کرده‌اند/ آقای جوادی آملی بیاید با من مناظره کند

در این مختصر بدون آنکه بخواهیم به نقد و بررسی سخنان بی اساس و اظهارات بی بنیاد حسن عباسی بپردازیم، تنها به مرور سخنان وی درباره ملاصدرا، فلسفه اسلامی و فلسفه صدرایی و مقایسه آن با نظرات و سخنان رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای در این باره پرداخته ایم. جالب تر اینجاست که این جماعت، خود را مدافع تمام عیار و سینه چاک ولایت نیز می دانند.... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
 
 
اظهارات حسن عباسی
فرمایشات آیت الله خامنه ای
قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری می دانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط است و نمی تواند نجات بخش باشد.
تفکرات مرحوم طباطبایى و مرحوم مطهرى - این متفکران شیعه - در زمینه‏هاى فلسفه اسلامی و مسائل اجتماعى و مباحث عمومى اسلام، عمیقتر از همه است؛ مباحث تخصصى، مثل عرفان و فلسفه و اینها که جاى خود دارد.
نباید این‏گونه باشد که ما در باب مسایل شیعه، ناگهان بحثى را ارایه کنیم که بحث سبک و کم‏مایه و رقیقى باشد؛ بحث خیلى عمیقى نباشد. این کار ممکن است به جاى جذب، موجب دفع بشود.
( ۱۳۶۹/۰۱/۲۶)
امرزو طرح مباحث فلسفه اسلامی از نگاه شهید مطهری یک ضرورت است....  (۱۳۸۲/۱۲/۱۸)
صدرایی ها نتوانستند یک طرح اقتصادی حد اقل دوصفحه هم برای طرح تحول اقتصادی به صورت درست و مفید ارائه بدهند.
کسانی که معتقدند که فلسفه ملاصدرا همه چیز دارد بیایند بشینند مناظره کنند (هنوز از مادرشون زاییده نشده).
حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید. ملا صدرا علم کلام وعرفان وفلسفه را جمع کرد و گفت این حکمت متعالیه است.
مکتب فلسفى صدرالمتالهین همچون شخصیت و زندگى خود او، مجموعه‌ى در هم تنیده و به وحدت رسیده‌ى چند عنصر گرانبها است. در فلسفه‌ى او از فاخرترین عناصر معرفت یعنى عقل منطقى، و شهود عرفانى، و وحى قرآنى، در کنار هم بهره گرفته شده، و در ترکیب شخصیت او تحقیق و تأمل برهانى، و ذوق و مکاشفه‌ى عرفانى، و تعبد و تدین و زهد و انس با کتاب و سنت، همه با هم دخیل گشته، و در عمر علمى پنجاه‌ساله‌ى او رحله‌هاى تحصیلى به مراکز علمى روزگار، با مهاجرت به کهک قم براى عزلت و انزوا، و با هفت نوبت پیاده احرامى حج شدن، همراه گردیده است.(۱۳۷۸/۰۳/۰۱ )
کلمه حکمت متعالیه از چه می آید؟ از انتقال از علم حصولی به علم حضوری. این شد دین؟!
تقوی الهی و قرآنی در حکمت متعالیه و اندیشه ملا صدرا فراموش شده است
 
همانگونه که فلسفه‌ى صدرایى - که خود او بحق آن را حکمت متعالیه نامیده - در هنگام پیدایش خود، نقطه‌ى اوج فلسفه اسلامى تا زمان او و ضربه‌یى قاطع بر حملات تخریبى مشککان و فلسفه‌ستیزان دورانهاى میانه‌ى اسلامى بوده است، امروزه پس از بهره‌گیرى چهارصدساله از تنقیح و تحقیق برجستگان علوم عقلى، و نقد و تبیین و تکمیل در حوزه‌هاى فلسفه، و ورز یافتن با دست تواناى فلاسفه‌ى نامدار حوزه‌هاى علمى بویژه در اصفهان و تهران و خراسان، نه تنها استحکام بلکه شادابى و سرزندگى مضاعفى گرفته و مى‌تواند در جایگاه شایسته‌ى خود در بناى فرهنگ و تمدن، بایستد و چون خورشیدى در ذهن انسانها بدرخشد و فضاى ذهنى را تابناک سازد.
 
مکتب فلسفى صدرالمتالهین همچون همه فلسفه‌ها در محدوده‌ى ملیت و جغرافیا نمى‌گنجد و متعلق به همه‌ى انسانها و جامعه‌ها است. همواره همه بشریت به یک چهارچوب و استخوانبندى متقن عقلایى براى فهم و تفسیر هستى نیازمندند
در محشر اندیشه‏هاى فلسفى روز که غالباً از نور معنى و پرتو توحید، بیگانه و بیخبر است، جاى فلسفه‏ى قرآنى صدرایی و پایه‏هاى استقرار و خلل ناپذیرش، خالى است. زبانى آشنا با فرهنگ و معارف کنونى جهان، و دستى چیره در ترسیم زیبایى‏هاى «حکمت متعالیه» و در پشت آن، ذهنى ژرف بین و نواندیش و جامع‏نگر به کار است تا فلسفه‏ى این حکیم بزرگ را در نمایشگاه فاخرترین فرآورده‏هاى بشرى، در جاى سزاوار خود بنشاند. دوم نظرى از سر عبرت به تأثیر این معرفت فلسفى، در بناى شخصیت خود فیلسوف است.(اول اردیبهشت ماه سال 1372)
اگر شما سرتاسر بدایه، نهایه مر حوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟!
 
در گذشته در حوزه‌ى قم با فلسفه و وجود مرحوم آقاى «طباطبایى» مخالفت مى‌شد. الان هم بعضی نفهمیده درباره ایشان حرف هایی می زنند. مى‌دانید درس اسفار ایشان به دستور تعطیل گردید و ایشان مجبور شد شفا تدریس کند. ... درعین‌حال کسى مثل آقاى طباطبایى که جرأت کرد و فلسفه را ادامه داد و عقب نزد، این‌طور مورد تهاجم قرار گرفت. نتیجه چیست؟ نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفى ما در جامعه و بین علماى دین محدود است. با بودنِ استادى مثل آقاى طباطبایى، جا داشت امروز تعداد زیادى استاد درجه‌ى یک از تلامذه‌ى ایشان در قم و دیگر شهرستان ها داشته باشیم. آقاى طباطبایى فرد فعّالى بود؛ بنابراین جریان فلسفى‌اى که به وسیله‌ى ایشان پایه‌گذارى شد، باید به شکل وسیعى گسترش پیدا مى‌کرد، که نکرده است. نتیجه‌اش این شد. این نباید تکرار شود( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹)
اسلام چیزی به نام فلسفه ندارد . فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است. فارابی ، ابن سینا ، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند. فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت
 
فلسفه‌ى اسلامى، فقه اکبر است؛ پایه‌ى دین است؛ مبناى همه‌ى معارف دینى در ذهن و عمل خارجى انسان است؛ لذا این باید گسترش و استحکام پیدا کند و برویَد و این به کار و تلاش احتیاج دارد.
مرکز فلسفه هم باید حوزه‌ى علمیه باشد. یکى از بزرگترین خسارتهایى که ما کردیم، این بوده که مرکز فلسفه‌ى اسلامى از حوزه‌ى علمیه به مناطق مختلف منتقل شده است. بعضى از آقایانِ اساتید فلسفه، ماه رمضان پیش من بودند؛ مى‌گفتند برخى از آقایانى که اصلاً اهلیّت ندارند، در مساجد علیه فلسفه تدریس مى‌کنند و ناقص و سطحى و به عمق نرسیده و جویده جویده مطالبى را دست افراد مى‌دهند. اینها خسارت است؛ ما نباید بگذاریم این کار ادامه پیدا کند.
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم)
فلسفه عمیقا مسیر هدایت را برای شما کُند می کند چون از ماده و چیستی و وجود شروع می کند و هیچگاه حرف متقن نتوانسته بزند... تمام فلاسفه یک حرف متقن نزده اند ....
..
متاسفانه الان حکومت همه امکانات و بودجه و تریبون را دراختیار فلاسفه و حکمت متعالیه ها داده و قداست هم دارند العیاذ بالله فکر کردند فقه جعفری شیعه اند.
ما باید به فلسفه اسلامی افتخار کنیم . فلسفه‌ى اسلامى، پایه و دستگاهى بوده که انسان را به دین، خدا و معرفت دینى نزدیک مى‌کرده است. فلسفه براى نزدیک شدن به خدا و پیدا کردن یک معرفتِ درست از حقایق عالم وجود است؛ لذا بهترین فلاسفه‌ى ما - مثل ابن‌سینا و ملاّ صدرا - عارف هم بوده‌اند. اصلاً آمیزش عرفان با فلسفه در فلسفه‌ى جدید - یعنى فلسفه‌ى ملاّ صدرا - به‌خاطر این است که فلسفه وسیله و نردبانى است که انسان را به معرفت الهى و خدا مى‌رساند؛ پالایش مى‌کند و در انسان اخلاق به‌وجود مى‌آورد. ما نباید بگذاریم فلسفه به یک سلسله ذهنیّات مجرّد از معنویت و خدا و عرفان تبدیل شود. راهش هم تقویت فلسفه‌ى ملاّ صدراست؛ یعنى راهى که ملاّ صدرا آمده، راه درستى است. آن فلسفه است که انسان را وادار مى‌کند هفت سفر پیاده به حج برود و به همه‌ى زخارف دنیوى بى‌اعتنایى کند.
به نظر من همین جریان ترویج فلسفه در حوزه را باید تقویت کرد. نگذارید حوزه از مرکزیّت فلسفه بیفتد. در این زمینه هر کارى مى‌شود کرد، باید انجام داد.
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم)
اوج ساعات صدا وسیما را می دهند دست صدرایی ها و چپ و راست می گویند حرکت جوهری. چه فایده؟!
این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلوزیونی آقای جوادی آملی
یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟!
هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند. اسفار اربعه ملا صدرا ریشه در افکار افلاطون دارد و برای خودش نیست.
من خدمت آقاى جوادى آملی و آقای مصباح به تفاریق مکرّراً گفته‌ام باید کارى کنیم که قم از مرکزیّت و مرجعیّتِ فلسفه نیفتد و قطب اصلىِ فلسفه‌ى اسلامى همچنان باقى بماند. بنابراین در این زمینه هرچه شما تلاش کنید، بجا و بحق خواهد بود. همه باید تلاش کنند؛ مدیریّت حوزه و اساتید فلسفه هم باید تلاش کنند. طلّابِ فلسفه را باید تشویق کرد. با ایجاد رسانه ها و تولید آثار باید کمک کرد
برای مثال می بینیم که امروز غرب تشنه‌ى امثال ملاصدرا است. این برداشتِ یک استاد غرب شناسِ زبان‌دانِ مسلط به چند زبان اروپائى است که سالها هم در آنجاها زندگى کرده و درس خوانده بود و با علوم اسلامى هم آشنا بود. این، برداشت اوست، که برداشت درستى است...
( ۱۳۸۲/۱۰/۲۹بیانات در دیدار گروهى از فضلاى حوزه‌ى علمیه‌ى قم)

* بیانات آیت الله خامنه ای عینا از پایگاه اطلاع رسانی ایشان برداشت شده است.

منبع: خبر آنلاین