سئوال
میگن تو مثل مناقشه نیست ولی به نظر من این مثال خورشید غلطه
اولا خورشید محکوم و مجبور به نور افشانیه آیا خدا هم محکوم به آفرینشه؟
چرا خداوند باید عده ای رو خلق کنه بعد از روشهای مختلف در پی رسوندن اونا به کمال باشه این سوال ذهن منو مشغول کرده.
اگر خداوند مخلوقی نداشت پس نیازی به رسیدن به کمال هم نبود برای مخلوقات چون صورت مساله ای نبود.
واقعا چرا خدا خلق میکنه؟؟؟
جایی میگه ما انسان را نیافریدیم جز برای عبادت ما . قبول هدف از عبادت رسیدنه به کماله ولی چرا باید مخلوقی خلق بشه تا بخواد به کمال برسه؟
که نهایتا هم بل اکثرهم لا یعقلون بشن؟
ممنون میشم اگه راهنمایی کنین.
با سلام
۱- اینکه هدف از خلقت آدمی عبادت است یک مطلب کلیشه ای است که من و شما راقانع نمی کند.
من هم قبول دارم .
۲- اگر خداوند اکثرهم لا یعقلون فرموده تبارک هم گفته خلیفه هم گفته کرمنا بنی آدم هم گفته .
۳- در مثل مناقشه نیست . ظاهرا شما این حرف را قبول ندارید . درسته ؟
۴- انفکاک معلول از علت تامه محال است . این مطلبی است که فلاسفه مطرح می کنند . یعنی همانگونه که نور از خورشید قابل جدایی نیست مخلوق از خالق هم قابل جدایی نیست . البته تعبیر فیلسوف این است که وقتی علت تامه بود لاجرم معلول هم باید وجود یابد . این جبر جبر عقلی است نه جبر در مقابل اختیار .
لذا هر چه ما به قبل بر گر دیم تا تاریخ تولد آفرینش را پیدا کنیم از نظر فیلسوفی چون ملا صدرا پیدا نخواهیم کرد .البته با این تعبیر که "با" خدا چیزی نبوده بلکه آنچه" از" خدا ست بوده و وجود داشته . به عبارتی خدا وقتی خداست که بیافریند و الا اگر آفرینشی نباشد خدایی هم نیست .
چرا که خدا و آفرینش لازمه ی هم می باشند .
ووقتی خداوند با دستان مهربانش من و تو را آفرید (خلقت بیدی )و بر ما تابیدن گرفت (الله نور ) جای شکر است . جای شکر .
نتیجه اینکه مثالی که ذکر شده نزدیکترین راه برای فهم یکی ازعمیق ترین بحث های فلسفی است . واگر نگارنده دست به دامن مثال شده و نه براهین فلسفی به این دلیل است که بتواند با کسانی حرف بزند که با فلسفه آشنایی ندارند . مانند نوشته های دیگر نگارنده که در بحث خداشناسی نگاشته شده است .
این آنچه بود که من می دانستم .