مگه خدام ترس داره ؟
قر آن را که می گشاییم به اولین آیه ای که بر می خوریم بسم الله الرحمن الرحیم است . رحمان و رحیم دو صفت از صفات خداست که خداوند ،خود برا ی خودش بر گزیده است . پس خداوند گذشته از همه چیز مهربان است و مهربان . و رحمت او فراگیر است و فراگیر . اما خداوند فقط مهربان نیست بلکه مهربان بودن را برای خودش واجب نموده است و این مهربانی را بر نا مهربانی خویش پیشی داده است ؛ به این معنی که او پیش از آنکه شدیدالعقاب باشد ، ارحم الراحمین است .
حال اینگونه این سئوال را مطرح می کنیم : آ یا از خداوندی که رحمان و رحیم است و مهربانی را برای خودش واجب فرموده ، و مهربانی او بر نا مهربانیش پیشی گرفته است ، باید ترسید؟
عقل و نقل ووجدان به ما اجازه نمی دهند که به این سئوال جواب مثبت بدهیم . چه باید کرد؟
آدم خلافکار از قاضی و دادگاه می ترسد . قاضی و دادگاه به خودی خود ترس ندارد ، اما ترس خلافکار برای چیست؟ جز این است که خلافکار به خاطر خلافش از قاضی و دادگاه می ترسد؟ به عبارتی خلافکار از کار خودش می ترسد،در درجه اول . واز قاضی و دادگاه می ترسد، در درجه دوم . در واقع آنکه از قاضی و دادگاه می ترسد در واقع از خود می ترسد .
تر س از خدا هم اینگونه است . یعنی خدا به خودی خود و ذاتا نه تنها ترس ندارد که دوست داشتنی است و دوست داشتنی تر و پاینده تر از او هیچ موجودی نیست . از این روست که حضرت امیر علیه السلام در دعای کمیل می فرماید : الهی ! تحمل آتش داغ را اگر توانم ، تحمل آتش فراق را نتوانم .
و جناب حافظ است که می فر ماید :
غلا م همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذ یر د آ ز اد ا ست
مگر تعلق خاطر به ماه رخساری که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است
آری خداوند یگانه معبود مهربان دوست داشتنی ماه رخسار" قدوس" است که خاطر از همه غمها به مهر او شاد است وبه قول خوجه عبدالله انصاری: " مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است و ذکر او مرهم دل مجروح و نام او راحت روح و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح ". و اوست که پاینده است و آنچه دیری بپاید،شایسته دلبستگی باشد .
ترس تا خوف و خشیت از خداهم که مطرح می شود ، ذر واقع ترس از عدالت خداست و از عدالت خدا جز تبهکار و خلافکار نمی ترسد ، و آنکه از خدا می ترسد و از عدالت او وحشت دارد ، در واقع از خود و از کار خود می ترسد ووحشت دارد ، چون با انجام کاربد نباید جز انتظار عتاب و عذاب و عقاب داشته باشد و بترسد ؛درست مثل ترس خلافکار از قاضی و دادگاه .
تو پیش از عقوبت در عفو کوب که سودی ندارد فغان زیر چوب