تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم . حکمت متعالیه
مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و ....

به گزارش خبرگزاری ابنا، همايش "سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه"، امروز سوم بهمن ماه 1387 در مركز همايش­هاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم برگزار شد.

پس از خير مقدم توسط رياست محترم دفتر تبليغات اسلامي حجت الاسلام والمسلمين «سيد حسن رباني»، حجت الاسلام دكتر «نجف لك زايي» دبير علمي همایش، گزارشي از هدف و فايدۀ برگزاري اين همايش و فعاليت‌هاي انجام شده ارائه داد.

   رئيس پژوهشكدۀ انديشۀ سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي مهم‌ترين هدف طرح سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه را تلاش براي درمان و بهبود سياست بيمار جامعۀ جهاني دانسته و مسائل مربوط به فلسطين، به ويژه غزه، مسائل عراق، افغانستان، جهان اسلام و جهان معاصر را معلول همين سياست بيمار حاكم بر دنيا عنوان كرد.

دبير علمي همایش در ادامه با طرح اين پرسش كه چرا «سياست متعاليه مي‌تواند سياست بيمار جهان را درمان كند؟» گفت: چون نگاه اين حكمت به آينده، آن هم آينده‌اي دور است و علاوه بر تهديدات دنيوي، تهديدات اخروي انسان را هم با نگاهي راهبردي مدنظر قرار داده و براي تأمين امنيت انسان در بقاي دنيايي و ابدي او راهكارهاي دست‌يافتني ارائه داده است، اين ظرفيت و توانايي را دارد كه شفابخش سياست بيمار حاكم بر دنياي امروز باشد.

  این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به برخي فعاليت‌ها و كارهايي كه پژوهشكدۀ انديشۀ سياسي در راستاي شكوفايي ابعاد سياسي حكمت متعاليه انجام داده بودند، پرداختند.

  در ادامه این همایش، حكيم و فقيه متأله آیت الله «جوادی آملی» پيرامون سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه سخناني ایراد كرد.

وی دليل تقسيم حكمت به نظري و عملي را، مبتني بودن اين تقسيم به تقسيم وجود، به اعتباري و حقيقي دانستند و به همين جهت اين مسئله را فلسفي دانسته و تأكيد کرد كه اين مطلب در «هيچ» علم ديگري بحث نمي‌شود.

  آیت الله جوادی آملی در ادامه عنوان كرد: حكمت متعاليه به سؤالات مهم و اساسي بشر كه انسان چيست؟ كجاست؟ به كجامي‌رود؟ چه بايد بكند؟ پاسخ داده است.  

 ايشان تعريف انسان را حي متأله يعني زندۀ الهي انديش مطرح كرده و تصريح كرد: تعريف انسان به حيوان ناطق بايد به زباله‌دان تاريخ برود. وي از اين نكتۀ انسان‌شناسي چنين نتيجه گرفتند كه چون انسان زندۀ الهي انديش است، پس بايد سياست متعاليه امور او را اداره كند، هم در دنيا، هم در برزخ، هم در قيامت و هم در بهشت. چرا كه اين چهار مقطع را اعمال انسان مي‌سازد و افزودند: به همين دليل سياست در آثار ملاصدرا و ابن سينا ذيل بحث نبوت مطرح شده است.

  وی همچنین افزود: همانطور كه در اول انقلاب هيچ كس فكر نمي‌كرد بتوان بر اساس فقه جواهري قانون اساسي نوشت، و نوشته شد، مي‌توان بر اساس حكمت متعاليه، سياست متعاليه براي ادارۀ جهان تدوين كرد. وي نامۀ امام خميني به ميخائيل گورباچف، و نامۀ مقام معظم رهبري به به نشست هزارۀ اديان و بسياري از مطالب اين دو رهبر فرزانۀ انقلاب را حكمت متعاليه و سياست متعاليه دانستند. و ي در ادامه تصريح كرد: ادارۀ جهان، انتظار ظهور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، سخن گفتن با جهان و استفاده از تعبير قرآني " ياايهاالناس" از سياست متعاليه برمي‌خيزد.

در ادامه نشست‌هاي قبل از ظهر این همايش، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا در سخنانی به موضوع "روش‌شناسی سیاست حكمت متعاليه" پرداخت.

 گفتنی است همایش "سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه" در دو نشست صبح و بعدازظهر برگزار می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 17:6  توسط رضا لک زایی | 

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در قم، آيت‌الله «عبدالله جوادی آملی» در ديدار اعضای شورای سياست‌گذاری همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه با بيان اين‌كه حوزه علميه بايد سطح كيفی همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه را افزايش دهد، بيان كرد: برگزاری اين همايش خوب بوده و می‌تواند مفيد باشد، ولی در اين همايش نبايد از حكمت نظری غافل شده و فقط به حكمت عملی بپردازيم.

اگر دنبال گفتمان جهانی هستیم باید جهانی فکر کنیم

به گزارش مركز خبر حوزه آیت‌الله جوادی‌آملی گفتند: آنچه از حوزه علمیه قم توقع می‌رود، برگزاری همایش «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» با پشتوانه حکمت نظری است.

به گزارش مرکز خبر حوزه، معظم‌له امروز در دیدار اعضای ستاد برگزاری همایش«سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» افزودند: این همایش نباید با صبغه سیاسی یا صبغه حکمت عملی برگزار شود، زیرا در این صورت رسالتش کم خواهد بود.

ایشان ادامه دادند: باید جزو اهداف ستاد برگزاری این همایش بار علمی آن باشد.

آیت‌الله جوادی‌آملی گفتند: همین همایش ممکن است در جاهای دیگر هم برگزار شود و آنجا حکمت عملی را بیان کند، اما آنچه که از حوزه علمیه توقع می‌رود، پرداختن به صبغه علمی آن است.

ایشان با بیان اینکه حکمت عملی وامدار حکمت نظری است، افزودند: وقتی سنگینی روی دوش حکمت نظری قرار گیرد آن وقت بار علمی مطرح می‌شود، حرف‌ها را حکمت نظری مطرح می‌کند و حکمت عملی طرح عملی نشان می‌دهد.

این استاد حوزه علمیه قم گفتند: اگر ما این کفه حکمت نظری را سنگین نبینیم، دست ما در مسئله حکمت عملی در علوم طبیعی و علوم ریاضی خالی خواهد بود

آیت‌الله جوادی‌آملی با اشاره به وضعیت دانشگاه‌ها اظهار داشتند: اینکه گفته می‌شود دانشگاه‌های ما اسلامی نیست به خاطر آن است که علوم آن به هیچ کجا بند نیست و مبدا حکم را ثابت نمی‌کند.

ایشان ادامه دادند: این دانشگاه‌ها به استثناء اساتید و دانشجویان متدینشان به هیچ وجه پایگاه علمی ندارند و اگر بخواهیم گفتمان جهانی داشته باشیم، باید جهانی فکر کنیم و به سمت علوم متعارف با رویکرد دینی حرکت کنیم.

ایشان با بیان اینکه توده مردم را خواص، رهبری می‌کند و خواص را اخص، اظهار داشتند: اگر یک بار عمیق علمی از حوزه منتقل بشود، قبل از اینکه دیگران بفهمند بیگانگان ترجمه می‌کنند، زیرا خیلی از اندیشمندان جهان هستند که منتظر ارایه مطالب علمی می‌باشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین نجف لک‌زایی دبیر همایش «سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه» گزارشی از اقدامات انجام شده برای برگزاری این همایش ارایه کرد.

لازم به ذکر است این همایش پنج شنبه سوم بهمن ماه با سخنرانی آیت‌الله جوادی‌آملی در سالن همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه برگزار می‌شود.

جهانی شدن، انديشه‌ای جهانی می‌طلبد

آيت‌الله جوادی آملی گفت: برای اين‌كه بخواهيم نظريات خود را در سطح جهانی ارائه كنيم، بايد فكر جهانی داشته باشيم.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در قم، آيت‌الله «عبدالله جوادی آملی» در ديدار اعضای شورای سياست‌گذاری همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه با بيان اين‌كه حوزه علميه بايد سطح كيفی همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه را افزايش دهد، بيان كرد: برگزاری اين همايش خوب بوده و می‌تواند مفيد باشد، ولی در اين همايش نبايد از حكمت نظری غافل شده و فقط به حكمت عملی بپردازيم.

استاد حوزه علميه قم با ضروری خواندن انتشار علم توسط حوزه علميه تصريح كرد: كتاب‌های علمی كه از حوزه‌های علميه انتشار پيدا می‌كند، قبل از آن‌‌كه مردم از انتشار آن خبردار شوند كشور‌های غربی نسبت به ترجمه آن اقدام می‌كنند.

وی اظهار كرد: همايش ساسيت متعاليه از منظر حكمت متعاليه با مضمون سياست است، ولی اگر از پشتوانه علمی برخوردار نباشد، نمی‌تواند منظور خود را به درستی به مخاطبان خود ارائه دهد.

آيت‌الله جوادی آملی تصريح كرد: برگذاری همايش‌ها زمانی می‌تواند برای مخاطبان خود مفيد باشد كه از بار علمی بالايی برخوردار باشد.

وی گفت: حكمت عملی زمانی می‌تواند ارزش بالايی داشته باشد كه با حكمت نظری همراه باشد. دبير علمی همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه نيز در اين ديدار گزارشی از اقدامات صورت گرفته برای برگزای اين همايش كه تحت اشراف آيت‌الله جوادی آملی برگزار می‌شود را ارائه كرد.

يادآور می‌شود، همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه پنج‌شنبه سوم بهمن‌ماه سال جاری در مركز همايش‌های دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم برگزار می‌شود.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 دی1387ساعت 16:9  توسط رضا لک زایی | 

امام شناسى ملاصدرا

مقدمه:
    در فرهنگ شيعي در كنار معرفت به توحيد و نبوت، هيچ اصلي به اهميت و عظمت اصل امامت نمي رسد. امامت، ركن عظيم تشيع، محور وحدت امت، نگهبان گوهر ناب دين و تداوم بخش خط رسالت است. امامت در لغت به معناي دوستي ، ياري دادن، به دست گرفتن كاري، فرماندهي كردن و ... است . و در اصطلاح، منصب الهي و خدادادي است كه دربرگيرنده همه فضيلتها و كمالات انساني است. طبق اين تعريف، امامان معصوم (عليهم السلام) از سويخداوند و به وسيله پيامبر (ص) تعيين مي شوند و داراي همان فضايل و امتيازات پيامبر (ص)، بجز مقام نبوت هستند.
    امامت، همانند نبوت به دو قسم است: امامت عامه و امامت خاصه. امامت عامه؛ يعني مجموعه فضايل و ويژگي هايي كه مختص به يك امام نيست، بلكه مشترك ميان همه افرادي است كه در منصب امامت قرار دارند. امامت خاصه؛ خصائص و اموري كه مختص به امام خاصي است. همان طور كه در بحث نبوت عامه پرسش هايي؛ از قبيل ضرورت وجود سفير و واسطه بين خدا و خلق (كه همان نبي و پيغمبر است) چيست؟ پيامبر بايد واجد چه اوصافي باشد؟ راه شناخت پيغمبر كدام است؟ دلايل اثبات نبوت پيامبر كدامند؟ و ... وجود دارد، در باب امامت عامه نيز اين سوالات مطرح مي شود.
    حكمت متعاليه در كنار ديگر مكاتب فلسفي نقش برجسته اي در تاريخ فلسفه اسلامي به خود اختصاص داده است. صرفنظر از امتياز مهمي كه از ساير علوم الهي؛ مانند عرفان نظري، حكمت مشاء و اشراق، كلام و حديث دارد، جامعيت اين مكتب در اين است كه برخلاف ساير علوم، اهل شهود را در كنار اهل بحث به علم يقيني مي رساند. علاوه بر آن، حكمت متعاليه مجموعه علوم شهودي و عقلي نيست، كه اگر كسي از هر كدام به اندازه كافي آگاهي داشته باشد حكيم متأله باشد، بلكه حكمت متعاليه حقيقت بسيطه اي است كه به سبب اين بساطت، كمالهاي علوم ذكر شده را به نحو احسن و اكمل دارا است. 
   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 19:53  توسط رضا لک زایی | 

 

 

نشستي با حضرت آيت الله جوادي آملي
اين شاهكار حكمت متعاليه است كه نقطه شروع را به خوبي شناخته است؛ يعني سياست، وقتي متعاليه است كه از منظر حكمت متعاليه تبيين گردد. هنگامي كه سياست از اين منظر تبيين ميشود، سرفصل آن، ناقص بودن بشر و نه مدني بالطبع بودن او است. اگر سياست را اين طور تبيين كنيم، آثاري در پي خواهد داشت كه عبارتند از: سياست، اخلاق را سامان مي بخشد؛ احكام و قوانين مربوط به خانواده را تنظيم می كند؛ به جامعه نظام مي دهد؛ تلاش انسان به سوي پروردگار را سامان مي دهد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 28 دی1387ساعت 19:50  توسط رضا لک زایی | 

هر موجودي در نظام آفرينش جايگاه وي‍ژه خود را دارد برخي موجودات در مرتبة جماد و برخي در مرتبة نبات و برخي در مرتبة حيوان و در مرتبة حيوان برخي مظهر سبعي و درندگي و برخي مظهر شهوت‌اند پاره ای از موجودات نیز فوق عالم ماده‌اند كه برخي از آنها سنخ عالم مثال و ملكوت و برخي ديگر از سنخ عالم عقل و جبروتند اما اگر بخواهيم جايگاه انسان را در عالم وجود معين نماييم اين جايگاه براي همه انسان‌ها ثابت و يكسان نيست چون انسان بر خلاف ساير موجودات زميني كه حركت جوهري آنها تنها در جوهر طبيعي آنان است و بر خلاف موجودات عالم ملكوت و جبروت كه ثبات وجودي دارند انسان داراي چند حركت و داراي مقامات مختلف است يك حركت در جوهر طبيعي دارد كه چون ساير حيوانات دوران جنيني كودكي، نوجواني، جواني، ميانسالي و پيري را طي مي‌كند و ديگري حركت نفساني اوست كه اين حركت نفساني نيز يكي جنبة فلسفي دارد كه از جسمانيت به سوي تجرد پيش مي‌رود و جنبه ديگر آن حركت ارزشي است كه يا به سوي اعلا عليين و سعادت برين است كه با معرفت به حقايق زميني و آسماني و ايمان به حقايق ماوراي طبيعي به ویژه مبدأ و معاد و اخلاق و آداب و اعمال شايسته‌اي كه بر مدار فعاليت عقل نظري و عقل عملي انجام داده براي او حاصل است ديگري حركتي است كه به سوي هبوط در وادي برهوت است و آن نتيجة كار هايي است كه بر مدار فعاليت قواي شهويه و غضبيه و وهميه براي او حاصل مي‌شود بر اساس حركت بر مدار عقل به اعلا عليين و ملائكه مقربين مي‌رسد و به مقام نفس مطمئنه دست يافته و در نهايت مخاطب ارجعي الي ربّك راضيةً مرضيه مي‌شود. و به عكس بر اساس حركت قهرايي و حركت بر مدار نفس اماره و شيطان مكاره هم‌نشين ابليس لعين گشته و به دار هلاكت جهنم گرفتار مي‌آيد؛ ملاصدرا در آثار متعددش اين دو حركت انسان را در دنيا و پس از مهاجرت از دنيا برشمرده است كه در اين مختصر بعد از اشاره به مقام انسان در نگاه اديان و حكيمان پيش از صدرا در ايران و يونان و عالم اسلام به بيان ديدگاه او مي‌پردازيم.

- پيشينه تاريخي بحث

با نگاهي به متون معتبر تاريخي اعم از متون ديني و فلسفي اهميت اين مسأله آشكارتر خواهد شد.

1- متون مقدس ديني: اگر مبناي بررسي متون مقدس را اعتبار الهي بودن آن قرار دهيم تنها متني كه از دست‌خوش تعريف مصون مانده و بيان‌گر جايگاه انسان از منظر ربوبي است قرآن كريم است و همين كتاب ديدگاه پيروان آيين‌هاي زنده قبل از اسلام را نيز براي ما به درستي گزارش مي‌كند:

1 - 1 انسان در نگاه حضرت موسي7 و يهوديان: حضرت موسي7 از طرف خداي سبحان مأمور مي‌شود تا با فرعون كه از يك سو خود را از حد بشري فراتر برده ادعاي الوهيت مي‌كرد و از سوي ديگر انسان‌هاي ديگر را به عبوديت خويش فرا مي‌خواند و ساكنان مصر را گروه گروه كرده و طايفه‌اي (بني اسرائيل) را به استضعاف كشانده و پسرانشان را مي‌كشت[1] مبارزه نمايد و مستضعفان را نجات داده و آنان را از قيد بندگي ستمگران آزاد نموده[2] و به عبوديت خدا دعوت نمايد، اما بني اسرائيل بعد از نجات يافتن در مقام انساني انسان‌ها غلو كرده و برخي از بندگان خدا را در مقام فرزندي خدا نشاندند و گفتند عزير فرزند خداست[3] و بني اسرائيل تنها قوم برگزيدة‌ خدا هستند.[4]

2 – انسان در نگاه حضرت عيسي و مسيحيان: حضرت عيسي7 نيز پيام خويش را رهايي انسان از بندگي انسان‌هاي ديگر و نشاندن او بر جاي واقعي‌اش كه تنها عبوديت خدا باشد تلاش بسيار كرد و اصحاب كهف در اين راستا در مقابل پادشاهان روم كه ادعاي خدايي داشتند به تمام قد ايستادند و برای پاسداری از ایمان خویش به غاری پناه بردند.[5] اما بعد از فراگير شدن دين عيسي مسيح در روم قديم مسيحيان در مقام عيسي غلو كرده و او را به مقام فرزند خدايي نشانده[6] و به سه اقنوم اب و ابن و روح القدس قائل شدند.

3 – انسان در نگاه قرآن و مسلمانان: نگاه قرآن به انسان نگاهي واقع‌بينانه و مطابق با حقيقت است از يك سو عالي‌ترين جايگاه را در عالم خلقت براي او اثبات مي نمايد اما از سوي ديگر او را بنده خدا مي‌داند و ارزش او را در عين بندگي تا مقام خليفة‌ اللّهي بالا مي‌برد و حقايق هستي را به او آموخته و او را مسجود ملائك مي‌نمايد، او را صاحب كرامت ذاتي دانسته و او را بر بسياري از موجودات برتري بخشيده و ملك و مالك خشكي‌ها و درياها قرار داده است و حيواناتي را نيز دام او كرده است تا در خدمت او باشند چنان‌كه مي‌فرمايد: «لقد كرّمنا بني آدم و حملناهم في البرّ و البحر ...»[7]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 19:2  توسط رضا لک زایی | 


«سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه» عنوان همايش بزرگي است که زمستان 87، به ابتکار پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار مي‌شود.

پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي با نظارت علمي آيت‌الله جوادي آملي، همايش بزرگ«سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه» را زمستان امسال برگزار مي‌کند.

اين همايش با همکاري پژوهشکده معارج، وابسته به مؤسسه اسراء برگزار مي‌شود و با توجه به اين که آيت‌الله جوادي آملي به اين همايش نظارت دارد، همايشي پربار خواهد بود.

خبرنگار خبرگزاري رسا به اين بهانه گفت وگويي با حجت‌الاسلام نجف لک‌زايي، رييس پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي صورت داده است.

رسا ـ باخبر شديم که پژوهشکده علوم و انديشه سياسي در نظر دارد تا همايش بزرگ«سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه» را در زمستان امسال برگزار کند. چه شد که تصميم به برگزاري اين همايش گرفته ايد؟

از سال 1382 پروژه‌اي در پژوهشکده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي با عنوان«انديشه سياسي صدرالمتألهين» تصويب، اجرا و منتشر شد. اين پروژه بازتاب‌هاي متفاوتي داشت؛ عده‌اي معتقد بودند، صدرالمتألهين فيلسوفي است که هيچ گاه به سياست توجه نکرده است و بعضي‌ها هم از اين دقت در انديشه ملاصدرا استقبال کردند. اصل بحث آن پروژه به کتاب«زوال انديشه سياسي در ايران»، اثر آقاي سيد جواد طباطبايي مربوط مي‌شد. وي در کتاب خود آورده بود که ملاصدرا با تأمل در امر معاد از تأمل در امر معاش به کلي غافل شد و با فلسفه متعاليه در واقع فلسفه سياسي در ايران به کنار گذاشته شد. من ديدگاه ايشان و افراد ديگر را در آن کتاب نقد کردم. تا اين که در سال توليد علم و جنبش نرم‌افزاري تأکيد شد که ما بايد در حوزه‌هاي دانشي مختلف، توليد علم کنيم و مباحث اسلامي و بومي خودمان را مطرح کنيم. ما با توجه به رسالت پژوهشکده علوم و انديشه سياسي در گروه فلسفه سياسي پژوهشکده، اين مبحث را مطرح کرديم که وظيفه ما است که دانشي به اسم فلسفه سياسي اسلام را به صورت جدي مطرح و پيگيري کنيم و توانستيم در سال 83 گروه فلسفه سياسي را در وزارت علوم به تصويب برسانيم.

بعد از نشست‌هايي همايشي با عنوان«امکان فلسفه‌هاي سياسي اسلام» را برگزار کرديم که بخشي از آن دستاوردها نيز منتشر شده و مورد استقبال قرار گرفته است.

در مرحله دوم نوبت به بررسي فلسفه سياسي جمهوري اسلامي رسيد و به نظر آمد همان طور که انقلاب اسلامي از نظر کلامي به کلام شيعي و از نظر فقهي به فقه اهل بيت(ع) متکي است، از نظر فلسفي نيز به حکمت متعاليه متکي است و حکمت متعاليه حکمتي است که به ما سياست متعاليه مي‌دهد.

رسا ـ ويژگي‌هاي حکمت متعاليه ملاصدرا چيست که فلسفه انقلاب اسلامي را به فلسفه متعاليه نسبت مي‌دهيد؟

ويژگي حکمت متعاليه اين است که در آن عقل و وحي و عرفان به هم مي‌پيوندند و اين نظريه بين عقل و وحي تعارضي نمي‌بيند و هر دو را در کنار هم مورد توجه قرار مي‌دهد. در اين جا پروژه‌اي با عنوان وجوه سياسي حکمت متعاليه مطرح و نشست‌هاي مختلفي نيز برگزار شد و ما پنج نشست در حضور آيت‌الله جوادي آملي برگزار کرديم و ايشان مباحثي را ارائه کردند.

سپس به پژوهشگران سفارش مقالات داده و قراردادهايي بستيم و ده مقاله از سوي پژوهشگران و اساتيد نوشته شد. اين جا بود که ما متوجه شديم مي‌توانيم اين بحث را در قالب يک همايش مطرح کنيم و در اين همايش ضمن اين که فرهنگ سازي مي‌شود و مي‌توانيم بخشي از نوآوري‌هاي علمي خود را مطرح بکنيم به طرح ديدگاه حوزوي و اسلامي خود در باب فلسفه سياسي بپردازيم.

با مشورت آيت‌الله جوادي آملي براي اين همايش عنوان«سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه» انتخاب شد و از سال 86 کارهاي اجرايي آن شروع و قرار شد در سال 87 اين همايش برگزار شود. فراخوان مقاله در اول سال 87 اعلام شد و تاكنون شصت چکيده مقاله به دبيرخانه همايش رسيده و فرصت ارسال مقاله تا 25 شهريور 87 اعلام شده که تاکنون تعداد هشت مقاله به دست ما رسيده است و اميدواريم باقي مقالات نيز به دست ما برسد.

اين همايش سوم بهمن 87 در مرکز همايش‌هاي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم به شکل دو مراسم افتتاحيه و اختتاميه براي عموم محققان برگزار مي‌شود؛ اما بعد از مراسم افتتاحيه کميسيون هاي تخصصي کار خود را آغاز و اساتيد مباحث خود را مطرح مي‌کنند و بعد از ارائه بحث، نقد و بررسي مقالات انجام مي‌شود.

رسا ـ چه اهدافي را دنبال مي‌کنيد؟

پژوهشکده علوم و انديشه سياسي در نظر دارد تا با برگزاري اين همايش در سال نوآوري و شکوفايي يکي از نوآوري‌هاي خود در ارائه محتواي فلسفه سياسي اسلام را ارائه کند و اين نوآوري از خود اين اصطلاح يا کليدواژه شروع مي‌شود تا نوآوري در ارائه محتواي فلسفه سياسي اسلام در اين شکل و مدل.

هدف دوم اين است که فرهنگ سازي شود که خودمان هم مي‌توانيم در حوزه‌هاي دانشي دنيا مؤثر باشيم هدف سوم ما اين هست که با اين همايش براي رويارويي با فلسفه سياسي رقيب به خصوص فلسفه سياسي ليبرال دموکراسي آمادگي يابيم. با توجه به اين که ما وقتي از منظر فقه سياسي بحث را مطرح مي‌کنيم امکان گفت وگو با غير مسلمانان به شدت پايين مي‌آيد چون مي‌گويند مباحث فقه بحثي مربوط به مسلمانان است در برخي از نشست هاي خارج از کشور مي‌ديدم که از فقه سياسي تنها براي مسلمانان مي‌توان استفاده کرد و اين بحث براي غير مسلمانان خيلي سريع ختم مي‌شود. اما بحث در چارچوب فلسفه سياسي از ويژگي جهاني برخوردار است يعني ما با تمام کساني که در حال فعاليت فکري هستند روبرو مي‌شويم و از سياست اسلامي که سياستي مبتني بر اخلاق، عدالت طلبي، انسانيت و کرامت انسان است دفاع مي‌کنيم و تقريباً شبيه کاري که علامه طباطبايي و شهيد مطهري در کتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم انجام دادند که با بهره گيري از حکمت متعاليه به سراغ مارکسيسم رفتند و آن را مورد نقد قرار دادند و امروز غالب محققان اعتقاد دارند آنچه که سبب شکست مارکسيسم در ايران شد از نظر علمي و فلسفي، همان مباحث علامه طباطبايي و شاگردش استاد مطهري بود که در آن کتاب ارائه کردند.

هدف ديگر مورد توجه ما اين است که يک قدم اوليه را به سهم خود براي تبيين فلسفه سياسي انقلاب اسلامي برداريم و هدف چهارم اين است که به بومي سازي علوم سياسي در ايران با تکيه به يک مبناي فلسفي اسلامي کمک کنيم. علوم انساني مبناي فلسفي مي خواهد، اگر پايه فلسفي را ما ارائه نکنيم ممکن است از سوي مکاتب ديگر اين اتفاق بيفتد؛ چنان که که فلسفه‌هاي ليبرالي و پوزيتيويستي و فلسفه‌هاي ماترياليستي در خيلي نقاط دنيا مبناي علوم انساني شده است در حالي که ما در کشورمان با ميراث حکمت متعاليه، مشّاء و اشراق به خصوص حکمت متعاليه که سيستم قوي‌تري نسبت به دو حکمت ديگر دارد مي‌توانيم با برنامه‌ريزي اين کار را انجام دهيم و قدم مهمي در جهت اسلامي کردن دانش سياسي در اسلام باشد.

رسا ـ منظورتان از حکمت متعاليه تنها همان آرا و نظرات صدرالمتألهين است؟

منظور ما از حکمت متعاليه در بحث فقط مباحث ملاصدرا نيست؛ بلکه منظور تمام حکمايي هست که به لحاظ فلسفي حکيم متعاليه محسوب مي‌شوند که يکي از آنها صدرالمتألهين است؛ اما حضرت امام خميني(ره) در همين مجموعه قرار مي‌گيرد؛ چون ايشان هم پيرو حکمت متعاليه بود و بنابراين ما حکمت متعاليه را شبيه فقه، محل اجتهاد مي‌دانيم. در حقيقت يک چارچوب فلسفي است که حکمايي داشته است و هر کدام ديدگاه مخصوص دارد و يکي از حکما مثل آيت‌الله جوادي آملي، حکيم حکمت متعاليه است ولي چون خود يک مجتهد است مباحثي را به اين حکمت اضافه مي‌کند يا مباحثي از حکماي ديگر مثل ملاصدرا را مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد؛ بنابراين ما حکمت متعاليه و حکمت صدرايي را از هم جدا کرديم پس هرگاه مي‌خواهيم از مباحث فلسفي سياسي صدرالمتألهين ياد کنيم اصطلاح حکمت صدرايي را به کار مي‌بريم و وقتي بخواهيم از همه حکمايي که در چارچوب حکمت متعاليه به اجتهاد فلسفي پرداختند ياد کنيم از حکمت متعاليه ياد مي‌کنيم؛ بنابراين در اين همايش آراي همه اين حکما مطرح مي‌شود.

رسا ـ اشاره کرديد که مباحث فلسفه سياسي اسلام بيش از مباحث فقهي مورد استقبال غيرمسلمانان قرار مي‌گيرد. آيا براي بين‌المللي کردن اين همايش برنامه‌اي داريد؟

براي بُعد بين‌المللي در اين مرحله برنامه تعريف شده اي نداريم و چون اين نخستين همايش است ما سطح آن را ملي تعريف کرده‌ايم؛ البته در عين حال سعي کرده‌ايم فراخوان همايش را به زبان عربي و انگليسي ترجمه کنيم و در پايگاه هاي اينترنتي قرار دهيم دوستان ما در مرکز اسلامي لندن با توجه به توافقنامه همکاري ما با آنان در انگليس فعاليت هايي كرده اند که اصل طرح بحث صورت گيرد و ما چنين محققاني در خارج از کشور داريم؛ اما همايش ما ملي است. بعد از برپايي همايش بخش ترجمه پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي آن مباحثي را که بشود در فضاي بين‌المللي مطرح کرد به پيشنهاد پژوهشکده ترجمه مي‌کند.

همچنين با توجه به دستاوردهاي همايش اول بررسي‌هايي صورت مي‌گيرد که در صورت فراهم شدن زمينه‌ها، همايش دوم يا سوم برگزار و با توجه به مقدار تحقيقات و امکانات و اقتضائات براي همايش بين‌المللي نيز برنامه‌ريزي شود.

ضمن اين که ما سياست متعاليه را با عنوان چشم‌انداز پژوهشکده علوم و انديشه سياسي از منظر ديگر دانش‌ها بررسي خواهيم کرد يعني ما اكنون سياست متعاليه را از منظر حکمت متعاليه بررسي مي‌کنيم و در بحث ديگر سياست متعاليه را از منظر فقه شيعه بحث مي‌کنيم، سياست متعاليه را از منظر اخلاق يا کلام اسلامي بحث مي‌کنيم؛ چون اين سياست متعاليه از نظر ما يک غايتي است که در همه دانش هاي اسلامي به آن توجه مي شود يعني کلام ما نظام امامت و ولايت را تبيين مي کند که مبتني بر سياست متعاليه است؛ سياستي که دنيا را مزرعه آخرت مي‌داند و در قرآن و عرفان ما همين بحث مورد توجه است يعني دوباره اين بحث است که دست انسان را بگيرد و به خدا برساند در فقه ما هم همين بحث مطرح است تمام دانش‌هاي ما در عالم اسلام وعلوم اسلامي به ما مي‌گويد بايد به اين سمت حرکت کنيم يعني همان«اهدنا الصراط المستقيم.»

رسا ـ آيا تدابيري انديشيده است که دستاوردهاي اين پژوهشکده وارد سيستم سياسي دولت شود؟

تلاشي در همين جهت انجام داديم و پيشنهادهايي را ارائه کرده‌ايم و رشته‌اي را با گرايش‌هايي طراحي کرديم تا به وزارت علوم ارائه شود و در سطح تحصيلات تکميلي و مقطع دکتراي ما گرايش فلسفه سياسي را راه‌اندازي کنيم.

همچنين از حدود چهار سال پيش در گروه علوم سياسي اين پژوهشکده تلاشي شروع شده است تا با همکاري تمام مراکز آموزشي و سياسي در سراسر کشور بحث تدوين چشم‌انداز سياسي در کشور پي‌گيري شود. اين طرح دبيرخانه مستقل دارد و فراخواني هم در سال گذشته ارائه کرديم؛ البته شيوه اجرايي آن متفاوت است مثلاً دانشگاه تهران، امام صادق(ع)، شهيد بهشتي، انجمن مطالعات سياسي ايران، انجمن مطالعات سياسي حوزه، دانشگاه باقرالعلوم، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشکده شهيد محلاتي، دانشگاه مفيد، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نهاد رهبري در دانشگاه ها و هر جا که درباره پژوهش سياسي بحثي دارد دعوت کرديم و بعضي از مراکز ديگر استقبال کردند و شوراي سياستگذاري آن تشکيل شده است و به شکل گرايشي کميسيون‌هايي تشکيل مي‌شود و هر کميسيون بايستي وضعيت موجود و مطلوب و راه‌هاي رسيدن از وضعيت موجود به وضعيت مطلوب را در گرايش خود بررسي کند.

ما تاكنون پنج گرايش ياد شده را با همکاري مراکزي فعال کرديم. گرايش هاي مسائل ايران، انقلاب اسلامي، فقه سياسي، جامعه‌شناسي سياسي و فلسفه سياسي. حدود پانزده گرايش هست و گرايش هاي ديگر هم به مرور تشکيل خواهد شد. بعد از اين که اين گرايش ها تشکيل جلسه دادند و چشم اندازشان را ترسيم کردند، براي بررسي و تبيين اين گرايش‌ها، همايش برگزار مي‌شود. در ضمن کار هر دستاوردي بين اين مراکز مبادله مي‌شود و هر مرکز به لحاظ صلاحيت و کارکردهاي خود اقدام هايي را که مي خواهد انجام مي‌دهد و محصولات اين طرح به صورت همزمان در اختيار همه قرار مي‌گيرد.

رسالت اصلي پژوهشکده علوم و انديشه سياسي بومي‌سازي دانش سياسي به معناي عمومي است و ما به مراکزي که اقدام به تأسيس رشته‌هاي دانش سياسي کنند، کمک مي‌کنيم مثلاً پس از تأسيس گرايش فقه سياسي در مدرسه عالي فقه و اصول با اين دوستان در طراحي دوره ها و تعيين سرفصل‌ها همکاري‌هاي خوبي را داريم.

سرفصل‌هاي دوره سه را تبيين کرديم و دو سال است که اجرا شده است و در حال طرح‌ريزي سرفصل‌هاي دکترا هستيم. گرچه خود از اين مقدار مبادلات علمي و همکاري ها راضي نيستم؛ ولي با توجه به وضعيتي که در کشور ما هست و معمولاً مراکز علمي همکاري لازم را ندارند، پژوهشکده در اين زمينه توفيقات زيادي داشته است. اين که مراکز علمي سياسي کشور به اينجا اعتماد کرده‌اند و دعوت ما را اجابت کرده و در اين کار مهم شرکت کردند نشان مي دهد پژوهشکده از نظر جهت گيري ها تا حالا درست حرکت کرده است.

رساـ ميزان استقبال دولت از دستاوردهاي پژوهشي و سياسي در حوزه از جمله اين پژوهشکده چقدر است و سهم آن در سياستگذاري‌هاي کلان کشور چيست؟

يک ارتباط تعريف شده بين اين مراکز پژوهشي در حوزه با نهادهاي دولتي که به طور رسمي قانونگذار هم از آنها پشتيباني کرده باشد نداريم. در هيچ دولتي هم اين رابطه قانوني وجود نداشته است. ولي از طرفي در سال‌هاي اخير شاهد بوديم که دفتر تبليغات اسلامي در بيانيه مأموريتي خود، خودش را نهاد واسط بين حوزه و نظام تعريف کرده است و اين رسالت را براي خود قائل شده است تا به سراغ دستگاه‌هاي نظام برود و نيازسنجي کند و در حوزه مطالعه کند که مي‌توان با توجه به ظرفيت‌هاي حوزه علميه اين کارها را انجام داد يا نه. در دفتر تبليغات اسلامي کارهايي صورت گرفته است مثل تشکيل ستاد ملي پاسخگويي به پرسش‌هاي ديني يا ستادي که اخيراً در باب تدوين برنامه پنجم توسعه بين دولت و دفتر تبليغات انجام گرفت يا مثل کاري که ما در حال انجام هستيم که با همکاري دانشگاه‌ها و مراکز علوم سياسي همکاري‌هايي را انجام داده است و مي‌خواهيم تحولاتي را به صورت داوطلبي و اختياري به مقداري که بتوانيم انجام دهيم.

هيچ ضمانت اجرايي وجود ندارد، اين کارها خودجوش و داوطلبانه است ممکن است بخشي از دولت علاقه مند باشد با بخشي از حوزه مرتبط شود و همکاري‌هايي انجام گيرد. کسي منعش نمي‌کند و تشويق هم مي‌شود ممکن است اين اتفاق نيفتد ممکن است در يک دولت يا يک وزارتخانه يا يک وزير اين اتفاق بيافتد يا در يک مرکز پژوهشي حوزوي در طول مديريت يک نفر با بخشي از مرکز سياسي ارتباطي برقرار شود.

حتي در بخش هاي جدي‌تر حوزه هم اين انسجام وجود ندارد. فرض کنيد ما امام جمعه مي خواهيم براي شهرهاي مختلف. در حوزه علميه جايي براي تربيت خاص امام جمعه تشکيل نشده است يا دانشگاه‌ها استاد معارف مي‌خواهند به اين منظور خود دانشگاه معارف را راه‌اندازي کردند يعني با حوزه علميه تعاملي نداشتند شايد حوزه علميه علاقه‌اي به اين کار نداشته است.

رسا ـ با توجه به اين که يکي از شعارهاي دولت نهم بهره‌گيري بيشتر از حوزه علميه است، آيا اين امر يک ضعف به شمار نمي‌آيد؟ آيا فکر مي‌کنيد سهل‌انگاري در اين امر از جانب دولت است يا حوزه علميه؟

موضوع اجلاسيه اخير جامعه مدرسين حوزه علميه قم، رابطه نظام و روحانيت بود، جاهاي ديگر هم اين بحث را مطرح کردند که رابطه نظام و حوزه چگونه باشد، خوب است؟ من فکر مي‌کنم که يک سري ابهاماتي وجود دارد و آنها سبب شده است که اين رابطه روشن نباشد مثلاً مسائلي که در باب استقلال حوزه مطرح مي‌شود، اين استقلال به چه معنا است؟ اين استقلال در امور مادي است يا امور علمي. دانشگاه‌ها وابسته به دولت هستند و بودجه خود را از دولت مي‌گيرند؛ اما هر دانشگاه هيأت امنايي دارد و تصميم گيري‌هاي مديريتي خود را مستقلاً مي‌گيرد.

ما هم در پژوهشکده در گروه علوم سياسي، پژوهش‌هايي را در اين زمينه انجام داده‌ايم که براي رابطه بهتر و شفاف تر و خروج از حالت غير رسمي، چه تدابيري بايد اتخاذ شود. اما اكنون نمي‌شود مقصري براي اين بحث يافت، ضمن اين که مي دانيم در نظام اسلامي زندگي مي کنيم که در رأس آن ولي فقيه است و مسؤولان متدين هستند و در جمهوري اسلامي بعيد است کسي بگويد من نمي خواهم به اسلام عمل کنم؛ اما بحث روابط بين نهادها و دستگاه‌ها به گونه‌اي است که بايد ابتدا ابهام هاي تئوري آن از بين رود و سپس بر اساس آن قانونگذاري شود، در حالي كه دولت‌ها هميشه با حوزه علميه در ارتباط بوده‌اند؛ البته ممکن است در دولت‌هاي مختلف، اين نقطه اتکا تغيير مي کرده است.

ما اميدواريم که همه فرهيختگان با مشارکت جدي علمي خود در همايش«سياست متعاليه از منظر حکمت متعاليه» سبب رونق اين همايش شوند؛ البته اين همايش با همکاري پژوهشکده معارج برگزار مي‌شود. «معارج» وابسته به مؤسسه اسراء و زير نظر آيت‌الله جوادي آملي است و با توجه به اين که ايشان بر اين همايش نظارت علمي دارند، اين همايش پربار خواهد بود.

منبع: رسا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 18:54  توسط رضا لک زایی | 

نشست «جايگاه سياست و شريعت در حکمت متعاليه» صبح يكشنبه در پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجت‌الاسلام والمسلمين احمد بهشتي، صبح امروز در نشست علمي «جايگاه سياست و شريعت در حکمت متعاليه»، تفکيک دين از سياست را حاصل تفکر سکولاريسم دانست و گفت: بيشتر علما و فيلسوفان مسلمان، دين و سياست را همراه دانسته و سياستي را مورد رضايت قرار مي‌دهند، که بر اساس ضوابط شرعي و ديني بنا نهاده شده باشد.

وي در ادامه افزود: صدرالمتألهين رابطه سياست و دين را رابطه عبد و مولا دانسته و اظهار مي دارد که سياست بايد در اختيار دين بوده و از آن تبعيت کند.

حجت الاسلام والمسلمين بهشتي خاطر نشان کرد: از نظر ملاصدرا، نبوت، روح شريعت و شريعت، روح سياست است و به غير از اين، پيکر بي جان دين و سياست باقي مي‌ماند که هيچ خير و سعادتي در آن متصور نيست.

اين پژوهشگر حوزوي با اشاره به نهضت مشروطه و انقلاب اسلامي ايران اظهار داشت: نظر علما همچون شيخ فضل الله نوري در نهضت مشروطه، ظهور و بروز مشروطه مشروعه بوده و امام راحل(ره) نيز تنها بر حکومت جمهوري اسلامي تکيه داشته است. 

وي با تأکيد بر عدم جدايي دين از سياست و پيروي محض سياست از شريعت در نظريه ملاصدرا تصريح کرد: البته مانعي ندارد که سياست، زمينه ساز گسترش شريعت در جامعه باشد؛ همانگونه که دولت صفويه اين کار را انجام داد، البته نيات پادشاهان صفوي از اين اقدام مشخص نيست که براي رضاي خداوند متعال انجام شده و يا به منظور تحکيم حکومت و جلب آراي مردم صورت گرفته است.

حجت الاسلام والمسلمين بهشتي با بيان اينکه سياستمداران با ابزاري که در اختيار دارند افکار و مباني خود را در جامعه جاري و ساري مي‌کنند، خاطر نشان کرد: حال اگر اين سياست در اختيار شريعت باشد، جامعه به سوي جامعه ايماني و خدامحور پيش خواهد رفت.

وي يادآور شد: در سلسله‌هاي سلطنتي معاصر ايران کمتر پادشاهي پيدا مي شود که خود را کاملا در اختيار شريعت قرار داده باشد؛ اما هدف جمهوري اسلامي ايران، جداي از اين بوده و به دنبال تربيت سياستمداران دين محور است.

اين محقق و نويسنده حوزوي در ادامه با اشاره به تفاوت و تشابه مبدأ، غايت، فعل و انفعال سياست و شريعت تصريح کرد: مبدأ سياست و شريعت هر دو عقل است، ولي در سياست عقل بشري و در شريعت عقل قدسي مطرح است و تبعيت و پيروي عقل بشري از عقل قدسي لازم مي نمايد.

حجت الاسلام  و المسلمين بهشتي با بيان اين‌که سياست به تدبير امور دنيوي مردم مرتبط است، اظهار داشت: سياست و شريعت در اجرا، گاهي با يکديگر تزاحم پيدا مي کنند و سياست به دنبال کنار زدن شريعت برمي‌آيد؛ اما بايد سياست به گونه‌اي تنظيم شود که آخرت مردم را نيز تأمين کرده و به سعادت ابدي آنها لطمه نزند. 

وي در پايان گفت: شريعت بر اصول لايتغير و ثابت استوار گشته ولي سياست مبتني بر شرايط و متغيرات زمان است و رابطه عينيت بين اين دو اين گونه نفي مي‌شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 11:14  توسط رضا لک زایی | 

 

همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه كه از سوى پژوهشكده علوم و انديشه سياسى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، سوم بهمن ماه ۱۳۸۷ برگزار مى شود بهانه اى شد تا به سراغ دبير كميته علمى اين همايش برويم و سؤالات خود را در رابطه با همايش و فلسفه سياسى متعاليه با ايشان مطرح كنيم.

هدف شما از برگزارى همايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه چيست؟

همايش، اهداف مختلفى را دنبال مى كند و پيگير است كه ان شاءالله محقق شود. يك هدف اصلى كه از گذشته، آن را دنبال مى كرديم اين است كه در جهت توانمندسازى فلسفه سياسى حركت كنيم و كارهاى علمى مؤثرى را انجام دهيم. با توجه به اين كه مسائلى راجع به مباحث فلسفه سياسى مطرح مى شود و بحث زوال و انحطاط انديشه سياسى از زبان برخى از صاحب نظران انديشه سياسى مطرح شده در اين گونه بحث ها و نيز پروژه هاى مستقلى كه داريم كار مى كنيم، هدف اصلى همان تقويت و توانمندسازى فلسفه سياسى اسلامى است. الآن وقت آن است كه به ميراث خود نگاه مجددى داشته باشيم و ابعاد مغفول و كمتر انديشيده شده و يا ناانديشيده آن را مورد بازشناسى و بازخوانى و حتى بازسازى قرار دهيم.

مباحث علوم انسانى، بخصوص، مباحث فلسفه و انديشه سياسى، در جامعه علمى ما بسيار مهجور است. نگاه هايى كه به اين سنخ از دانش هاى انسانى وجود دارد نگاه هاى نادرست و ناصوابى است كه به هر حال بايد تصحيح و اصلاح شود.

ما به صورت خاص، حكمت متعاليه را در نظر گرفتيم؛ چرا كه آخرين حكمتى است كه در حوزه فلسفه اسلامى به بار نشسته و در اين ۴۰۰ سال هم حداقل، بسيارى از حكماى ما پيرو، شارح، مفسر و تابع اين حكمت بودند و برخى از متفكران ما هم مباحثى را در اين حكمت، جلوتر برده اند نسبت به ملاصدرا كه به آن، نظام و قوام بخشيد. ولى در كل به نظر مى رسد كه حكمت متعاليه از يك ظرفيت خوبى برخوردار است كه ما بتوانيم مباحث را در قالب آن پيش ببريم. به هر حال، برآيند حكمت مشاء و حكمت اشراق در حكمت متعاليه، جمع شده است؛ منتها حكمت متعاليه را ما فقط جمع و التقاط حكمت هاى سابق، تلقى نمى كنيم، بلكه حكمت متعاليه را به مثابه دستگاهى تلقى مى كنيم كه ضمن بهره گيرى از حكمت هاى پيشين، با توجه به عناصر موجود در آن، داراى ظرفيت ها و توانمندى هايى است كه خيلى از آنها هنوز به منصه ظهور و بروز نرسيده است و اين گونه بحث ها و پروژه ها به خصوص در قالب همايش، كه به صورت عمومى هم اعلام و برگزار و مباحثش منتشر مى شود، مى تواند به اين بحث، كمك شايان توجهى بكند.

يكى از ويژگى هايى كه اين همايش دارد، اشراف و راهنمايى هاى حضرت آيت الله جوادى آملى نسبت به موضوعات، مباحث و روند برگزارى همايش است. ما در تحقق خود همايش و اين كه به اين نقطه برسيم كه بتوانيم اين همايش را برگزار كنيم پروژه هايى را قبل از آن انجام داديم، بخصوص، بحث نشست هاى وجوه سياسى حكمت متعاليه را داشتيم كه نشست هاى بسيار خوبى برگزار شده است. بيش از ۲۰ نشست تا الآن برگزار شده است كه پنج نشست آن با آيت الله جوادى آملى، به عنوان حكيم حكمت متعاليه معاصر، برگزار شده است.

حتى درباره عنوان همايش هم پيشنهادات مختلفى را خدمتشان مطرح كرديم و ايشان عنوان «سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه» را مطرح فرمودند كه ما همين را به عنوان نام همايش برگزيديم.

به عنوان شخصى كه مطالعات متمركز در حوزه حكمت متعاليه داشته ايد ارتباط فلسفه سياسى اسلامى با فلسفه هاى سياسى رقيب خودش بويژه فلسفه سياسى ليبرال دموكراسى را در چه چيزى مى دانيد و اين همايش و برگزارى آن تا چه حد شما را در اين هدف كمك مى كند كه بتوانيد فلسفه سياسى متعاليه را طرح و بازسازى كنيد؟

در مرحله نخست، فكر مى كنم كه بايد به مباحث بومى خودمان توجه بكنيم. در اين جا نمى خواهم از فلسفه سياسى ليبرال دموكراسى صحبت بكنم، اما ويژگى اى كه فكر مى كنم در انديشه و فكر ما و بخصوص حكمت متعاليه حضور و وجود دارد اين است كه ماده و معنا را و جسم و روح را با هم لحاظ و نگاه مى كند و اينها را جدا نمى بيند و جدا تلقى نمى كند. ما مى خواهيم يك فلسفه و فلسفه سياسى داشته باشيم كه بتواند ساحت مادى و ساحت معنوى را با يكديگر لحاظ كند و ما را در پيشبرد مسائل مان يارى بدهد. بنابراين حتى شايد بتوانيم بگوييم كه اين گزاره معروف كه در حكمت متعاليه وجود دارد و بسيارى از بزرگان اين حكمت هم به آن اشاره كردند كه نفس، جسمانية الحدوث و روحانية البقاست، اين گزاره، دوگانگى را از بين مى برد. تباينى وجود ندارد و روح اين گونه نيست كه در فلسفه مشاء كه يك فلسفه بومى هم تلقى مى شود از خارج بيايد و به اين جسم ملحق بشود؛ خير؛ اين روح از همين جسم در مرحله تكاملى اش توليد مى شود و به عمل مى آيد و در نهايت به يك سير تكاملى ديگرى مى رسد و به آن منتقل مى شود.

محورها و موضوعات اين همايش در رابطه با چه مباحثى است و چگونه به اجماع در رابطه با اين محورها دست يافتيد؟

موضوعات همايش در جلسات متعددى كه با اعضاى كميته علمى برگزار شد صورت نهايى به خود گرفت و آنها را در ذيل چهار محور كليات، مفاهيم، مناسبات و تاريخ انديشه سامان داديم.

در قسمت كليات طبيعتاً مباحث عام و عمومى مطرح مى شود كه اساساً فلسفه سياسى متعاليه داريم يا نداريم و تفاوت و تمايزش با فلسفه هاى رقيب، بخصوص فلسفه مشاء و فلسفه اشراق چيست. چون يك تأملى كه در اين جا مطرح مى شود اين است كه حكمت متعاليه چه وجه تمايزى با حكمت هاى رقيب بومى و اسلامى دارد. طبيعتاً يك بخش از مباحث به اين مى پردازد كه تمايزها را لحاظ كند. ما معتقديم كه دستگاه حكمت متعاليه، دستگاه خاص و ويژه اى است كه با فلسفه مشاء و فلسفه اشراق تمايز دارد؛ اگر چه اشتراكات زيادى هم با آنها دارد، ولى نمى توانيم جداى از اين دستگاه و عناصرش مباحث آن را تحليل كنيم. طبيعتاً اصالت وجود، حركت جوهرى و مباحث مختلف ديگرى همه بايد در تحليل مباحث حكمت متعاليه لحاظ شود؛ و نمى توان به صرف تكرار برخى مباحث در فلسفه متعاليه، آنها را فاقد اهميت به شمار آورد.

مباحث مفاهيم و مناسبات هم به نوعى به موضوعات، مسائل و مباحثى اشاره دارد كه براى ما اهميت خاصى دارد. در محور مناسبات، بيشتر، ارتباط مناسبات مسائل و مفاهيم را لحاظ كرديم. مفاهيم هم عمدتاً مفاهيم كليدى فلسفه سياسى بوده كه از نظر فلسفه متعاليه تحليل شود و پژوهشگران بتوانند ظرفيت هاى آن را آشكار كنند.

بحث تاريخ انديشه هم كه روشن است و مباحثى كه ما ذيل آن آورديم؛ بخصوص در آن جا كه ما سير چهار صد ساله از ملاصدرا تاكنون را در حكمت متعاليه لحاظ كرديم كه اگر نويسندگان و محققانى علاقه داشته باشند كه غبار از چهره متفكران حكمت متعاليه در اين چهار صد سال بردارند اين جا عناوينى لحاظ شده است.

به هر حال نو بودن موضوع اين همايش را متمايز كرده است كه اميدوارم ان شاءالله ثمربخش بشود.

گفت و گو از: سیدجواد میرخلیلی

منبع: روزنامه ایران، سه شنبه، نهم مهر 1387، شماره 4309.

+ نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت 11:51  توسط رضا لک زایی | 

نشست دلايل سياسي – اجتماعي اقبال به فلسفه صدرالمتألهين با حضور دكتر محمد علي فتح اللهي، عضو هيأت علمي و رييس پژوهشكده علوم سياسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، روز پنج‌شنبه 28 شهريور ماه 1387در پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ابنا، رييس پژوهشكده علوم سياسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ويژگي‌هاي خاص فلسفۀ ملاصدرا را الهام گرفته از واقعيات جامعه دانستند. ايشان افزودند در قرن 12 جامعه از اوضاع خودش آگاه شد و به فلسفۀ ملاصدرا رجوع كرد. وي نگاه ملاصدرا به انسان و حركت از قوه به فعل و از نقص به كمال را و به تعبيري اثبات تجرد نسبي قوۀ خيال، جسمانيه الحدوث و روحانيه البقا بودن انسان بر مبناي حركت جوهري و حتي بحث اتحاد عاقل و معقول را از ظرفيت‌ها و نكات كليدي اقبال به فلسفۀ اين فيلسوف دانستند.

وي با بيان اينكه قبل از ملاصدرا تفكر غالب در جامعه تفكر مشائي و از بالا به پايين بود، و شاه اسماعيل صفوي هم طبق همين نگاه خود را مرشد كامل مي‌پنداشت و شأن خود را اجل از دخالت در امور دنياي مردم مي‌دانست و از همين روست كه براي خودش وكيل تعيين مي‌كند؛ وكيل السلطنه، نه صدر اعظم. اما اين نگاه قداست‌آميز بعد از شكست صفويه در جنگ چالدران از بين مي‌رود و در سراشيب نزول قرار مي‌گيرد، تا وقتي كه حكومت به دست كريم خان مي‌رسد و او خود را وكيل‌الرعايا مي‌نامد؛ يعني وكيل مردم. و كاملاً نگاه عوض مي‌شود؛ از پايين به بالا.

ايشان كه در جمع محققان و اساتيد حوزه و دانشگاه صحبت مي‌‌كردندافزودند: نگاه اول مبتني بر انسان‌شناسي ابن سينا و مشائيان است، چون آنها قائل به دو گانگي روح و بدن هستند. و در واقع بر اين باورند كه بعد از پيدايش بدن، روح به آن ملحق مي‌شود، اما نگاه ملاصدرا و حكمت متعاليه به پيدايش انسان اينگونه نيست، بلكه صدرالمتألهين طبق نظريۀ معروف حركت جوهري معتقد است روح در دامن جسم زاده مي‌شود، و  به سيرش به سمت كمال ادامه مي‌دهد تا به تجرد برسد. طبق همين دو مبنا رابطۀ زندگي دنيايي و زندگي خدايي هم دو جور تعريف مي‌شود، در يكي جدا و به كنار، و در ديگري پيوسته و با هم. در ديدگاه مشائي انسان فقط مدني بالطبع تعريف مي‌شود كه به اجتماع نياز دارد و براي عرفان بايد به سراغ مقامات العارفين ابن سينا برود و در ديگاه صدرا المتألهين انسان موجودي است كه استعدادهايي دارد كه در اجتماع به فعليت مي‌رسد و بايد طبق حركت جوهري ارادي به سمت كمال حركت كند و استعدادهايش را شكوفا كند.

دكتر فتح‌اللهي افزودند: فقاهت هم اينجا مهم مي‌شود و فقها به مرجع تقليد تبديل مي‌شوند و مردمي كه روزي دست شاه اسماعيل را مي‌بوسيدند، در مقابل مراجع خضوع مي‌كنند، چرا كه مرجع يكي از بچه‌هاي همين مردم است كه درس خوانده و حالا تقدس پيدا كرده و اين همان تقدسي است كه از بالا به پايين آمده است.

ايشان افزودند: حتي در سبك‌هاي شعري هم از كريم خان به بعد ما شاهد دورۀ بازگشت هستيم. بازگشت به سبك خراساني؛ البته ويژگي سبك خراساني توجه به مظاهر مادي طبيعت چون گل و بلبل و كوه و ... مي‌باشد، اما اين بازگشت، يك نوع توجه به ماده است كه مي‌خواهد از درونش كمال و معنويت استخراج كند. ايشان اين بازگشت را هم نمونه‌اي از حركت جوهري مي‌داند.

در ادامه هم، اساتيد، پژوهشگران و محققان به طرح سؤالات و اظهار نظر پرداختند.

گفتني است اين نشست در ادامه سلسله نشست هاي فلسفه سياسي متعاليه مي باشد كه توسط دبيرخانه هايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه برگزار مي گردد.

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 17:53  توسط رضا لک زایی | 

    فیلسوفی وقتی فهمید فقر محض است و غرق امکان فقری ، با غرور خداحافظی کرد .

 

   فیلسوفی وقتی فهمید ربط محض است ، عاشق شد .

   

   فیلسوفی وقتی فهمید خدا قدیم با الذات است ، دریافت دوست قدیمی و واقعی او واجب الوجود قدیم با الذات است.

 

   فیلسوفی وقتی فهمید اصالت با هستی است نه با ماهیت ، سعی می کند عظمت را در نگاهش بیابد ، نه در آنچه به آن می نگرد .

 

    فیلسوفی وقتی فهمید اتحاد علم و عالم و معلوم در تمامی مراتب علم از حس و خیال گرفته تا عقل آدمی ، ساری و جاری است و مختص عتم حضوری نفس به خودش نیست ، آدم شد .

 

    فیلسوفی وقتی فهمید لا مؤثر فی الوجود الاالواجب الوجود ، تصمیم گرفت ، دست پیش کسی دراز نکند .

 

    فیلسوفی وقتی فهمیدحضرت واجب الوجود وجود محض است ، معنی لیس کمثله شی ء را فهمید .

    فیلسوفی وقتی به وحدت حقه حقیقیه پی برد آرام شد .

 

    فیلسوفی وقتی از حرکت جوهری و مقصد آن آگاه شد ، شتابش را به سوی خدا زیادتر کرد .

ووقتی به این بیت برخورد ،

 

                 هر نفس نو میشود دنیا و ما        بی خبر از نو شدن اندر بقا

فهمید ، می شود از ادبیات در تدریس فلسفه استفاده کند .

 

    فیلسوفی وقتی قاعده الواحد را خواند و با این بیت حافظ مقایسه کرد؛

این همه عکس می و نقش نگارین که نمود

                                       یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد

پی برد ، برخی از حقایق فلسفی به زبان هنر هم بیان شده است .

    فیلسوفی وقتی وجود رابط و مستقل را درک کرد ، در حال زمزمه این شعر مولوی بود ،

          مـــــا همه شیریم شیران علم       حمله مان از باد باشد دم به دم

          حمله مان از بادو نا پیداست باد      جان فدای آنکــــه ناپیداست باد

که کشف کرد این بیت همان مطلب را بیان کرده است.

   فیلسوفی وقتی اتحاد عاقل و معقول را بررسی می کرد ،متوجه  شد این بیت مولوی همین مطلب را عنوان می کند .

          ای برادر تو همه اندیشه ای         ما بقی استخوان و ریشه ای

 

  فیلسوفی وقتی بحث علت و معلول را خواند ، فهمید ، ادبیات علت معده خوبی برای تعلیم فلسفه می تواند باشد .

                  

    خواننده وقتی فهمید این فیلسوف موجود به وجود ذهنی بوده، لبخند تلخی زد.

 

  

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1384ساعت 22:59  توسط رضا لک زایی | 

۱-واقعیتی هست .

۲-اگر کسی در واقعیت هستی شک کرد و از آن سخن گفت ، صرفاً جنبه لفظی خواهد داشت .

۳-از میان انواع قیاس ،فقط قیاس برهانی منتج به نتایج یقینی است .

و یقین عبارت است از : اعتقادی که از میان سایر اعتقادات واقعیت را برانسان مکشوف سازد.

۴-برهان در امور جزیی و متغیر و بی ثبات جاری نیست.

۵-در فلسفه از موجود مطلق از آن جهت که کلی است بحث می شود .

۶-خارجیت مطلق ، وحدت عام ، فعلیت کلی ، مساوی با موجود مطلق هستند .

۷-هر گاه احوالی که اخص از موجود مطلق است مطرح شد و قتی با مقابل آن بر روی هم در نظر

گرفته شود مساوی با موجود مطلق است .مثلا:ًموجود یا واحد است یا کثیر.

۸- فلسفه اعم از همه علوم و معارف است ، چون : موضوع آن عام ترین موضوعات است .

۹-همه علوم از حیث ثبوت موضوع متوقف بر فلسفه هستند .

۱۰-موضوع فلسفه" موجود عام" است .

۱۱-تصور و تصدیق موضوع فلسفه ، یعنی هستی  واینکه هستی هست ، هر دو بدیهی است .

۱۲-مسائل در فلسفه به شیوه عکس الحمل مطرح می شود .

۱۳-این فن هدف و غایتی خارج از خود ندارد ، بلکه ذاتاً مقصود است .

۱۴-چون موضوع فلسفه عام ترین است، ایجاب می کندمعلول چیز دیگری نباشد ،زیرا خارج از وجود

چیزی نیست ، به همین سبب:

۱۵-برهان های مورد استفاده فلسفه ان است، یعنی رسیدن از طریق یکی از دوامر متلازم به دیگری .

۱۶-قضایای مرددالمحمول ، قضایایی هستند که در آنهانسبت هر یک از دو یا چند محمول برای موضوع 

موردتردید باشد .

۱۷-این نوع قضایا ، جزء اقسام قضایای منفصله به شمار می رود .

۱۸-قضایای مرددالمحمول از تقسیم موضوع به  دو یا چندچیز به وجود می آید ، و می توان هر یک از

 آنهاراجداگانه بر موضوع حمل کرد .مثال برای قضایای مرددالمحمول : گلها یا نرگس هستندیا مریم و یا

محمدی. که عکس آن چند قضیه حملیه می شود ،بدین ترتیب :نرگس گل است . مریم گل است .

 محمدی گل است.

۱۹-اطراف تردید بر روی هم مساوی است با موجودیت عام .

۲۰-اکثر مسائل فلسفه به صورت تقسیم جریان می یابد .مانند تقسیم وجود به واجب و ممکن 

و تقسیم ممکن به جوهر و عرض و تقسیم جو هر به مادی و مجرد.تقسیم مادی به ماده و صورت و جسم و

تقسیم مجرد عقل و نفس.  و تقسیم عرض به کم و کیف و این و متی و اضافه و فعل و انفعال و جده

ووضع 

مطالبی که ملاحظه فرمودیدنکاتی بود ازکتاب نهایه الحکمه علامه طباطبایی

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آذر1384ساعت 9:48  توسط رضا لک زایی | 
     متکلم وفیلسوف دو فرق با یکدیگر دارند:یکی آنکه عقل فیلسوف گسسته از عقده و عقیده ی اوست اما عقل متکلم وابسته به عقده و عقیده ی او ست . دیگر آنکه خشت اول بنای تفکر یک متکلم را حسن و قبح عقلی تحمل می کند و حال آنکه سنگ زیرین کاخ اندیشه فیلسوف را هستی و اذعان به این مهم که هستی هست . از این روست که روش فیلسوف و متکلم با هم فرق می کند . فیلسوف با روش برهانی به بحث و فحص می نشیند و متکلم با شیوه ای جدلی .

   برویم سراغ عرفان .

اهالی عرفان با اهالی اشراق دو تمایز دارند و یک اشتراک :

اما اشتراک : هر دو به جلای دل دل می دهند .

و تمایز : اهالی عرفان فقط خواستار قلب رقیقند و آنان را با عقل دقیق کاری نیست و حال آنکه اهالی اشراق علاوه بر قلب رقیق در برابر عقل دقیق نیز سر تعظیم فرود می آورند . وآن دیگر اینکه اهالی قلب و ذوق به وصل حقیقت دلشادند و اهالی عقل و ذوق علاوه بر وصال به حقیقت به  فهم آن هم علاقه مندند.

      مصداق اتم عرفان فتوحات مکیه است و

    مصداق اتم مشائیان شفای بو علی و

    مصداق اتم اشراقیان حکمة الاشراق سهروردی و

    مصداق اتم متکلمین کشف المراد خواجه نصیر الدین طوسی

 

+ نوشته شده در  جمعه 6 آبان1384ساعت 9:53  توسط رضا لک زایی | 
    

مبانی حکمت

مبانی حکمت

شهید مطهری درجلد اول مقالات فلسفی صفحه ۲۳۵  مبانی حکمت متعالیه را اینگونه بر می شمارند:

۱- " اصالت وجود" .

۲- "وحدت وجود".

۳- حل اشکال از" وجود ذهنی" .

۴-  تحقیق در حقیقت وجوب ذاتی ازلی و حقیقت امکان در ممکنات و کشف نوعی امکان به نام "امکان فقری "

۵-تحقیق در "مناط احتیاج به علت".

۶-تحقیق در حقیقت علیت و نحوه ارتباط معلول به علت و اینکه اضافه علت به معلول اضافه اشراقی است وباز گشت معلولیت به تشان است .

۷-اثبات "حرکت جوهریه". 

۸-تحقیق در رابطه میان "متغیر و ثابت" و" حادث وقدیم ".

۹-اثبات"اتحاد عاقل و معقول" .

 ۱۰-  اثبات "حدوث زمانی عالم ".

۱۱-  اثبات نوعی وحدت که آن را" وحدت حقه حقیقیه "می نامند .

۱۲-  اثبات اینکه تر کیب جسم از" ماده و صورت "،اتحادی است.

۱۳-  "برهان صدقین" برای اثبات واجب الوجود .

۱۴- برهان خاص مبتنی بر برهان صدقین بر توحید واجب .

۱۵- تحقیق "علم واجب "به اینکه علم واجب به اشیاء علم بسیط اجمالی در عین کشف تفصیلی است.

۱۶-  تحقیق در قاعده" بسیط الحقیقه کل الا شیاء "

۱۷- اثبات اینکه "نفس" جسمانیه الحدوث و رو حانیه البقاست .

۱۸- تحقیق در" حقیقت قوه ابصار و سایر ادراکات حسی" .

۱۹-  "تجرد قوه خیال" .

۲۰-  اثبات اینکه" النفس فی وحدتها کل القوی" .

۲۱-  اثبات اینکه "کلی به نحو تعالی است "نه صرف تجرید و انتزاع .

۲۲- اثبات" معاد جسمانی".

+ نوشته شده در  جمعه 15 مهر1384ساعت 11:6  توسط رضا لک زایی | 

     حکمت متعالیه نام بزرگ ترین مکتب فکری و فلسفی جهان است . مکتبی که چهار قرن قبل ، مشکلاتی را حل کرد که تا کنون در غرب لا ینحل مانده ، من جمله مسئله شناخت .

     حکمت متعالیه شاه راهی است که آنجا عرفان و برهان و قرآن در ذهن انسانی به نام ملا صدرای شیرازی به هم جو شیده اند و در هم آمیخته اند ، بدون التقاط .

      حکمت متعالیه مکتبی است که علاوه بر فکر ، بر ذکر هم تأ کید دارد و این دو را چون دو بال و دو چشم می داند ، نه چون مکتب مشاء شیخ الرئیس بو علی سینا بالا رفتن بر بال عقل را جایز می داند ونه چون مکتب اشراق شیخ شهید، شهاب الدین سهر وردی بالا رفتن بر بال قلب را . 

      در حکمت متعالیه گوهری می درخشد به نام حرکت جوهری که برخی اندیشمندان و فلسفه دانان اهمیت آن را کمتر از کشف نیروی جاذبه توشط نیو تن نمی دانند .

      حکمت متعالیه مکتبی است غنی و ثروتمند که هنوز مهجور است و اسیر دست افرادی که متفکرانه می فرمایند: آ یا فلسفه اسلامی داریم؟ مگر مهد فلسفه یونان نیست پس فلسفه یونانی است نه اسلامی ، لذا ما اساسا فلسفه اسلامی نداریم .یا عده ای دیگر که هنوز فکر می کنند خواندن فلسفه سبب تضعیف دین انسان مسلمان می شود . یا کسانی که می گویند : این مطالب را که قرآن گفته حالا ما چرا خودمان را به  درد سر بیندازیم .

      حکمت متعالیه پس از آنکه با مرکب عقل به وادی نتیجه رسید ،به ذکر مطالب عرفانی و شواهد قرآنی و روایی می پردازد . برای نمونه شما در نه جلد اسفار بیش از هزار آیه از قرآن کریم و بیش از ششصد حدیث می یابید .

         حکمت متعالیه مکتبی است که در حوزه های مهم و مختلف دانش و اندیشه بشری حرف های شنیدنی بسیاری دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مرداد1384ساعت 15:20  توسط رضا لک زایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ن والقلم و ما يسطرون
کبوتر غریب
خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا
زیارت آل یاسین
محبوبم چمران
بچه های فاطمه
آستان مبارک گلزارشهدای حضرت رسول(ص) شهر ادیمی
فلسفه و حکمت
یه سایت دیگه
مطالعات سیاست ، امنیت و جهانی‌شدن
قصه گو
نوشته های آقا مرتضی
نوشته های گم شده
فلسطین
مدرسه عالی
فاطمیون
نقطه اتحاد!
آقاصادق
اسرار سکوت
رفیق عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
مقاله
یار و هجر
خبر و نظر
خدا شناسی
میهمان
غایت شناسی
حکمت متعالیه
خاطرات و یادداشت ها
پیوندها
امام حاضر ناظر(عج)
پلاك
دکتر نجف
شیعه خبر
درب بهشت
دانشگاه س و ب
زنده باد فلسفه
دکتر علی اله بداشتی
باشگاه اندیشه
کاظم جان
آقای قرائتی
رسا
صالحین
اندیشه
عدالت
فل سفه
فلسفه اسلامی
خرد نامه صدرا
قرآن
خانه حدیث
داش مهدی خودمون
شراره ها و شکوفه ها
شبنم سحر گاهی
سايت حكمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ان الله یدافع عن الذین آمنوا