![]() |
![]() |
|
| مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و .... |
|
فرهنگ- مجله خیمه: جایگاه زن در سیاست و این که اسلام چه جایگاهی برای زن در سیاست قرار داده است از موضوعات بسیار مهمی است که درباره آن با دکتر نجف لک زایی به گفتگو نشسته ایم.
خیمه: در مقالات، زن را زاینده انسانهای سیاستمدار آوردهاند؛ اما نمیگویند خود امالبنین مثلا سیاستمدار بوده است یا خیر؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 10:27 توسط رضا لک زایی |
|
|
١- امام پیامی خطاب به بسیجیان نوشته است و قرار است در اخبار سراسری رادیو و تلویزیون خوانده شود. اما از دفتر امام اطلاع داده می شود که متن پیام برگردانده شود ؛ ظاهرا امام می خواهند روی آن اصلاحی انجام دهند. امام پس از دریافت متن پیام خود یک کلمه را تغییر می دهند و مجددا آن را برای پخش از اخبار سراسری ، به صدا و سیما ارسال می کنند. در توضیح این تغییر عبارت به نزدیکان خود می گویند : در پیام خود به بسیجیان نوشته بودم "من با تمام هَمّم به شما دعا می کنم" ، اما آن را به "بیشترین هَمّم " تغییر دادم ؛ این جمله دقیقتر است . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 فروردین1388ساعت 15:3 توسط رضا لک زایی |
|
|
انسانهای بزرگ مثل خورشیدند، برای تابیدن و درخشش از هیچ کس اجازه نمی گیرند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 11:24 توسط رضا لک زایی |
|
|
«تصدقت شوم؛ الهي قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاي به جدايي از آن نور چشم عزيز و قوت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آينه قلبم منقوش است. عزيزم، اميدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشي در پناه خودش حفظ كند. [حال] من با هر شدتي باشد ميگذرد ولي به حمدالله تاكنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الان در شهر زيباي بيروت هستم. حقيقتا جاي شما خالي است. فقط براي تماشاي شهر و دريا خيلي منظره خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراهم نيست كه اين منظره عالي به دل بچسبد... ايام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.» گرچه خانم خديجه ثقفي؛ بانو قدس ايران، همسر گرامي امام خميني در همان ايام فروردينماه 1312 هجري شمسي نامه عاشقانه حضرت روحالله رهبر آينده انقلاب اسلامي ايران را از فرط شرم و حياي ايراني و اسلامي پاره كرده، اما چند سال پيش اين نامه از همه جا سردرآورده و نه فقط در صحيفه امام كه در مطبوعات و حتي راديو و تلويزيون خوانده شد. عاشقانهترين نامهاي كه از يك فقيه، مجتهد، مرجع تقليد شيعه و رهبر فرهمند ايران طي بيش از يك دهه بر جاي مانده و نه فقط در ميان روحانيان و سياستمداران كه در ميان روشنفكران و نويسندگان هم بينظير است. اما اين خانم كيست كه «روحالله» خميني با همه قدرت و عظمت سياسي و دينياش به قربانش ميرود، تصدقاش ميشود، نور چشم و قوت قلبش ميخواند و حتي در ساحل زيباي بيروت صد حيف ميخورد كه محبوب عزيزش همراهش نيست؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 فروردین1388ساعت 15:56 توسط رضا لک زایی |
|
|
عیدتان مبارک و سالی پر از موفقیت و معنویت داشته باشید.
عيد نوروز
باد نوروز وزيـــده است به كوه و صحرا جامه عيـــد بپـــوشنـــد، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبـــود راه به دوست نازم آن مطـــرب مجلـــس كـــه بود قبله نما
صوفى و عارف ازين باديه دور افتـادند جــام مى گير ز مطــرب، كه رَوى سوى صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند من ســرمست، ز ميخـــانه كنـــم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غنــــى و درويش يــــــار دلـــــدار، ز بتخـــانــــه درى را بـــگشا
گر مرا ره به در پير خــــــرابات دهى بــه سر و جان به سويش راه نوردم نه به پا
سالها در صف اربــــــاب عمائم بودم تـــا بـــه دلـــدار رسيدم نـــكنم بـــــاز خــطا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 فروردین1388ساعت 15:22 توسط رضا لک زایی |
|
|
تاسوكي با من بگو ، آيا كه من زنداني ام من كه ماندم باختم ، آيا كه من قرباني ام به چه زيبا و لطيف است وعده گاه عاشقان كي شود دعوت شوم ، در لحظة مهما ني ام ضربهاي اشك ياران روي غربت هاي خاك از همان قومم كه در صحرا ولي باراني ام آه ياران شهيدم خاك غربت بر سرم نيستم لايق ، اسير يك دل شيطاني ام كي بدستت مي رسد اين نامه هاي بي نشان تاسوكي با من بگو ، آيا مرا مي خواني ام |
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 اسفند1387ساعت 23:55 توسط رضا لک زایی |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 16:25 توسط رضا لک زایی |
|
|
خيانتكاران عرب بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود. بسم الله الرحمن الرحيم
برادر مجاهد جناب آقاي اسماعيل هنيّه سلام عليكم بما صبرتم صبر بيست روزهي شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجيع ترين جنايات جنگي جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلماني كه ذلت و تسليم دربارهي ظلم و زور را بر نمي تابد، آنچنان قدرتي مي آفريند كه حكومتهاي جبّار و مستكبر و ارتشهاي مجهّز در برابر آن ناتوان و ذليل اند. ارتشي كه قدرت فداكاري و شهادت طلبي شما آن را بيست روز است پاي در گل در پشت دروازه هاي غزه به خفت افكنده همان است كه ظرف شش روز بخشهاي عظيمي از سه كشور عربي را زير سيطرهي خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعدهي الهي، به صبر و شجاعت و فداكاري خود بباليد كه امروز همهي مسلمانان به آن ميبالند. جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامي را رسوا كرده است. امروز نه فقط ملّتهاي مسلمان، كه بسياري از ملتهاي اروپا و آمريكا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامهي اين ايستادگي شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت و شكست خواهيد كشاند. انشاءالله بدانيد كه "ما وَدَّعَك رَبُّك و ما قَلي" و بدانيد كه "و لَسَوفَ يُعطِيك رَبُّكَ فَتَرضَي" انشاءالله. با اينحال حوادث خونين و فاجعه بار غير نظاميان فلسطيني بخصوص كودكان مظلوم و معصوم، دلهاي ما را غرق خون كرده است. حوادث ناشي از جنايتهاي غاصبان فلسطين كه هر روز چندين بار از همهي كانالهاي تلويزيوني ما پخش مي شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر ، بدانيد كه وعدهي خدا راست است كه فرمود: " وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما يُجاهِدُ لِنَفسه ..." خيانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذين ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَيَاصِيِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتي كه بر خلاف اين عمل كند فاصلهي خود و ملّتش را عميق تر ميكند و سرنوشت چنين دولتهايي معلوم است. آنها نيز اگر به فكر زندگي و آبروي خودند بايد سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را به ياد آورند كه فرمود: "المَوتُ في حَياتِكُم مَقهورين وَ الحَياةُ في مَوتِكم قاهِرين" به شما و مبارزان غزه و همهي مردم مظلوم و مقاوم شما درود مي فرستم و در كنار همهي تلاشهايي كه دولت جمهوري اسلامي ايران در حمايت از شما وظيفهي خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا ميكنم و صبر و نصرت را براي شما از خداوند عزيز قدير مسألت مي كنم.
و السلام عليكم و علي عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته سيد علي حسيني خامنه اي 18 محرم 1430 26 ديماه 1387 |
|
+ نوشته شده در
شنبه 28 دی1387ساعت 19:55 توسط رضا لک زایی |
|
|
اما این نخستین باری نیست که گروهک تروریستی جندالله دست به جنایت زده و کشور را از خدمات جوانانی غیور، محروم می کند. به یاد داریم که در جنایت های پیشین خود نیز با سبعیت تمام جوانان و بلکه نوجوانان مظلوم و بی سلاح و بی دفاع را آماج گلوله های کینه و نفرت خود به مردم کرده و در پی تشدید اختلافات قومی و طایفه ای و مذهبی در استان پهناور سیستان و بلوچستان بود. آنچه که خواست آشکار و پنهان بیگانگان و دشمنان این مرزوبوم بوده است.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 آذر1387ساعت 18:2 توسط رضا لک زایی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 مهر1387ساعت 10:59 توسط رضا لک زایی |
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 9:20 توسط رضا لک زایی |
|
||||
|
شما يك عيادت كننده دیگر هم داشتيد كه البته اواز اين سنخ نبود,اهل درد بود اهل صداقت بود. ام سلمه همان سؤالی را از شما کرد که این زنان کردند .او هم پرسید :چگونه شب را به روز آوردید؟ با آنها عتاب کردید اما با ام سلمه درد دل فرمودید : ــ"کارم شده سعی میان غم واندوه,هروله میان غم ومصیبت ,پدر از دست داده وحق مسلم شوهر ,غصب شده . دیدی که ,به حکم خداو پیامبر ,پشت پا زدند وخلافت را از وصی پیامبر وامام پس از او گرفتند,چرا؟چون از علی کینه داشتند ,چون پدران مشرک وملحدشان را در جنگ بدر واحد کشته بود." بانوی من تصور نمی کنم کسی مظلوم تر و محجوب تر از شما در طول تاریخ بوده باشد و خیال نمی کنم پس از شما کسی بیاید که این همه بزرگوار باشد و این همه ستم ببیند .من آمده بودم که در محضر شما حجب و حیا بیاموزم اما به روشنی دیدیم که این کوزه طاقت بحر ندارد. هیچ نا محرمی در طول حیات , شما را ندیدوشما به روشنی غصه فاصله میان مرگ وقبر را می خوردید . به من فرمودید : _این تابوت های تخت مانند زن ومرد را از هم متمایز می کند , کاش تابوتی بود که اندام آدم از روی آن مشخص نمی شد . چه دقت مؤمنانه ای ! چه وسواس محجوبانه ای ! چه تأمل شیرینی ! عرض کردم: در حبشه که بودم تابوت هایی دیدم با لبه هایی بلند ,به طوری که پیکر در آن جای می گرفت و بر روی آن پارچه ای می افتاد . و بعد با چند شاخه ,آن شکل را به شما نشان دادم . شما خرسند شدید , لبخندی از سر رضایت بر لبلنتان نشست و فرمودید : چه چز خوبی ! حجم بدن را مشخص نمی کند و تفاوت میان زن ومرد را آشکار نمی سازد . برای من چنین چیزی بساز و پس از مزگ ,مرا در آن جای بده . خوشحال شدم از اینکه کاری به من سپردید اما دوست نداشتم که این کار ,به کار بعد از مرگ شما بیاید. اکنون من آن را ساخته ام و فقط دعا می کنم که فاصله میان شما که سازنده منید با آن تابوت که ساخته من است ,لحظه به لحظه بیشتر شود.
از کتاب کشتی پهلو گرفته نوشته آقای سید مهدی شجاعی صفحه ۱۳۳و ۱۳۴ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 تیر1384ساعت 14:13 توسط رضا لک زایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله یار و هجر خبر و نظر خدا شناسی میهمان غایت شناسی حکمت متعالیه خاطرات و یادداشت ها |
|
RSS
|