تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم . حکمت متعالیه
مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و ....

صدرالمتألهين شيرازي كتابي دارد به نام  شواهدالربوبيه كه در واقع چكيدۀ اسفار و به تعبير ديگر عصارۀ سيستم فلسفي او يعني حكمت متعاليه است. وي در اين كتاب به جاي فصل، از واژۀ مشهد استفاده كرده و در دل هر مشهد چند شاهد و در قلب هر شاهد چند اشراق و در آغوش برخي از اشراق‌ها تذنيب عرشي را نشانده است. ملاصدرا در اشراق اول ِ شاهد اول ِ مشهد پنجم، در اثناي كلام، از اقسام انسان‌ها سخن گفته است.

1. مدل پروانه‌اي

اين حكيم حكمت متعاليه معتقد است برخي انسان‌ها همچون پروانه هستند. چرا پروانه؟ مگر پروانه چه مي‌كند؟ پروانه به گرد شمع مي‌گردد و به طواف شعلۀ برافروختۀ شمع مي‌پردازد، اما فقط به اين مقدار اكتفا نمي‌كند و عاشقانه شعلۀ شمع را در برمي‌گيرد، اما مي‌سوزد و مي‌گريزد. چند لحظه‌اي نگذشته كه پروانه با بالي نيم سوخته و تني مجروح، دوباره به سراغ شعلۀ شمع مي‌آيد و شعله را در آغوش مي‌گيرد، اين بار هم جامۀ تن و جان پروانه مجروح مي‌شود، اما پروانه دست‌بردار نيست و چندباره به آغوش شمع باز مي‌گردد، تا سرانجام هم آغوش با شعلۀ شمع مي‌سوزد و جان مي‌بازد و خاكستر مي‌شود. همشهري حافظ، ملاصدراي شيرازي مي‌نويسد: «اگر پروانه داراي قدرت تخيل و حفظ صورت خيالي خويش مي‌بود، پس از احساس سوختن، دوباره خودش را به طرف شعلۀ افروخته سوق نمي‌داد، چرا كه در نخستين مرتبۀ نزديك شدن به شعلۀ شمع، سوختن را احساس نموده بود.»

افرادي كه چندين بار از شخصي كه فكر مي‌كنند دوستشان است، ضربه خورده‌اند، اما حاضر نيستند، در اين رابطه كه جز ضرر عايدشان نكرده، تجديد نظر كنند؛ يا بسياري از معتادان با اينكه مي‌دانند سيگار و يا مواد مخدر به آنها صدمات جبران ناپذيري وارد مي‌كند و باز هم حاضر نيستند، آن را ترك كنند، و افرادي كه خداوند بارها و بارها در قرآن به آنها گفته شیطان دشمن شماست؛ ولی فراموش می‌کنند و دوباره در دام شیطان می‌افتند، نمونه‌اي از «انسان‌هاي مدل پروانه‌اي» هستند.

انسان‌هايي كه فریب دستگاههای تبلیغاتی را می‌خورند نيز در همين دسته جا مي‌گيرند، چرا كه از حافظه خود کمک نمی‌گیرند و تجارب گذشته را حفظ نمی‌کنند و در واقع دچار نوعی فراموشی هستند و در یک فضای فکری و فرهنگی فقیرانه زندگی می‌کنند که خیلی راحت حافظه‌شان را از دست می‌دهند و این تجارب را در حافظه نگاه نمی‌دارند.

2. مدل پرنده‌اي

انسان‌هاي مدل دوم، انسان‌هاي پرنده‌اي هستند. پرندگان چه خصوصيتي دارند كه ملاصدرا برخي از انسان‌ها را از لحاظ معرفت‌شناختي به آنها تشبيه كرده است؟ ملاصدرا مي‌گويد وقتي پرنده‌اي روي بامي نشست، و از آن بام به سبب ضربۀ سنگ يا چوب كودكي بازيگوش، زخمي و مجروح و رنجيده خاطر به هوا برخاست، اين تجربۀ تلخ را فراموش نمي‌كند و ديگر به آن مكان كه در آنجا ضربه خورده بود باز نمي‌گردد، چرا كه پرنده بر خلاف پروانه كه فاقد قدرت حافظه بود، قدرت حفظ تجربه‌اش را دارد.

شاعر هم در اين بيت دلش را به مرغي تشبيه كرده كه اگر به ضرب آزار، از بام قلب معشوقش برخاست، معلوم نيست، دوباره هم به سراغ او برود؛

مرنجان دلم را كه اين مرغ وحشي

ز بامي كه برخاست به مشكل نشيند

در اين مرحله انسان وقتي از جناح، باند، گروه و يا كشوري ضربه خورد، به قول معروف پشت دستش را داغ مي‌كند تا يادش بماند كه ديگر با آن شخص يا سازمان و يا حزب و جناح همكاري نكند، اگر هم از چيزي، جايي، كسي، سازماني و يا كشوري آسيب و صدمه‌اي نديد، نمي‌داند كه نبايد اعتماد و اطمينان به خرج بدهد و بگريزد. كلام ملاصدرا در اين باب چنين است: «انسان مادام كه در اين مقام و منزلت است، ... نهايت حد او اين است كه از آن چيزي كه يك مرتبه از آن آزار و اذيت ديده فرار كند و تا زماني كه از چيزي متأذي و متأثر نشده، ‌نمي‌داند آن چيز از جمله مواردي است كه بايستي از آن فرار كند يا خير.» شايد بتوان حديث مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود را هم در راستاي همين مدل تحليل كرد.

3. مدل اسبي

از نظر صدرالمتألهين در اين مرحله، انسان از لحاظ معرفتي علاوه بر احساس و خيال، داراي درجه‌اي بالاتر به نام «مرتبۀ موهومات» است، لذا در برابر تهديدات و خطرات واكنش نشان مي‌دهد.

مرحلۀ سوم، مرتبه‌اي است كه حيوان بدون اينكه مجروح شود و ضربه بخورد، خطر را تشخيص مي‌دهد و بلافاصله واكنش نشان مي‌دهد. اسب بدون اينكه از شير لطمه‌اي ديده باشد، همواره از شير هراس دارد و هر زمان كه با شير روبرو شود، مي‌گريزد و يا گوسفند همين‌كه گرگ را مي‌بيند، فرار مي‌كند، در حالي كه همين گوسفند از گاو، شتر و فيل كه بزرگ‌تر و رعب‌انگيزتر از گرگ هستند، فرار نمي‌كند.

انسان‌هايي كه در اين مرتبه از معرفت و شناخت قرار دارند، وقتي با خطري ربرو شوند، فوراً تشخيص مي‌دهند كه در معرض آسيب قرار گرفته‌اند و براي گريز از خطر و تأمين امنيتشان تدبيري مي‌انديشند. دانشجويي كه در طول ترم درس نخوانده و شب امتحان تا صبح درس مي‌خواند تا از خطر مردودي و مشروطي بگريزد از اين دسته است. شاخصۀ انسان مدل سوم، مواجه شدن با خطر است و تا زماني كه با تهديد روبرو نشود، استراتژي وتدبيري براي مقابله با آن ندارد. بنابراين این افراد هم از حواس، هم از طبیعت، هم از تجارب تاریخی که دارند و هم از خود تاریخ عبرت می‌گیرند.

4. مدل انسان متداني

انسان‌هاي دنيايي، آسيب‌ها و تهديداتي را درك مي‌كنند كه هنوز اتفاق نيفتاده و مربوط به آينده است. ويژگي انسان متداني اين است كه علاوه بر اينكه همچون انسان‌هاي مدل سوم تهديدات «حال» را درك مي‌كند، تهديدات «آينده» را هم تشخيص مي‌دهد.

تمامي كارشناسان، تئوريسين‌ها و استراتژيست‌ها در اين مدل قرار مي‌گيرند، چرا كه علاوه بر پيش‌بيني خطرات احتمالي آينده، براي حل آنها چاره انديشي هم مي‌كنند.

تمامي كارشناسان، تئوريسين‌ها و استراتژيست‌ها در اين گروه قرار مي‌گيرند، چرا كه براي خطرات احتمالي آينده، چاره‌انديشي مي‌كنند و تفكرات راهبردي دارند. مثلاً بررسي مي كنند و مي‌گويند نفت و گاز كشور، روزي تمام مي‌شود، لذا بايد از انرژي جايگزين استفاده كنيم، آن انرژي جايگزين هم به عنوان نمونه مي‌تواند انرژي هسته‌اي باشد. يا مثلاً اگر سيل، زلزله و يا جنگي اتفاق افتاد، چه بايد كرد.

در اين مرحله كارشناسان و متخصصان قبل از اينكه تهديد عملي شود، خود را براي حل، رفع و دفع و مديريت آن بحران آماده مي‌كنند و حتي سعي مي‌كنند تهديد را به فرصت تبديل كنند. عمروعاص و معاويه را هم مي‌توانيم در اين دسته قرار بدهيم، آنها خطرات اين دنيا مي‌فهميدند. عمروعاص «به هرآبروريزي» كه بود توانست زنده بماند و با مشاوره دادن به معاويه و با متوسل شدن به هر ابزار و «به هر قيمتي» كه بود، توانستند حكومت را از  امام علي و امام حسن عليهما السلام، كه مانع جدي آنها بودند سلب كنند، و به قدرت و ثروت برسند.

  5. مدل انسان متعالي

مدل پنجم، انسان‌هايي هستند كه علاوه بر اينكه براي مديريت تهديدات دنيايي برنامه دارند و آنها را پيش‌بيني مي‌كنند و سعي دارند آنها را كنترل و مهار كنند، خطرات و تهديدات دنيايي دورتر، بزرگ‌تر و پاينده‌تر  را هم تشخيص مي‌دهند و براي آنجا هم چاره‌انديشي مي‌كنند.

براي انسان مدل پنجم، رسيدن به قدرت و ثروت «به هر قيمتي» مطرح نيست و يا نفس كشيدن در اين به دنيا با هر شرايطي مهم نيست، بلكه بر عكس، ارزش حكومت از منظر انسان مدل پنجم، از كفش كهنه و آب بيني بزغاله و استخوان خوك در دست جزامي كمتر است و نفس نكشيدن در اين دنيا رستگاري بزرگ؛ مگر به يك شرط! و آن شرط اين است كه كسب قدرت و ثروت و نفس كشيدن او در  اين دنيا، در راستاي تقرب به وجودي متعالي يعني خداوند تبارك و تعالي و آباد نمودن آن دنياي ناديدني و رفع خطر بس عظيم و غير قابل توصيف باشد.

اگر امام حسن عليه‌السلام در برابر معاويه دست به قبضۀ شمشير مي‌برد، به خاطر آن است كه مي‌بيند، علاوه بر اين دنياي فاني، زندگي آحاد جامعه در دنياي باقي و ابدي هم مورد تهديد و تخريب قرار گرفته است، نه اينكه هدف ايشان كسب قدرت و ثروت و حاكميت باشد.

البته در اين ديدگاه هم سهم دنيا لحاظ مي شود و هم سهم عقبي، و هيچ‌‌يك كنار گذاشته نمي‌شود و عادلانه و منصفانه و عاشقانه و دلسوزانه هم به معاش انسان‌ها توجه مي‌شود و هم به معاد آنها.

انساني متعالي چون حسن ابن علي معتقد است كه سياست اين است كه حقوق خدا و زندگان و مردگان در آن رعايت شود. حق خدا اين است كه فرائضي كه خواسته انجام شود و از گناهاني كه نهي كرده دوري شود. حق مردم اين است كه وظائف خود را نسبت به برادران ديني خود انجام دهي و از خدمت به مردم بازنماني و همچنانكه زمامدار با تو به درستي رفتار مي‌كند تو نيز به درستي و خالصانه برايش عمل كن و هرگاه از راه راست منحرف شد، در برابر او ايستادگي كن و بر سرش فرياد برآور. حق مردگان اين است: از خوبي‌ها‌ي آنان سخن بگو و از كارهاي بدشان چشم بپوش، زيرا آنها نيز پروردگاري دارند كه به حسابشان رسيدگي خواهد فرمود، حال آنكه از منظر انسان متداني سياست به معناي حيله‌گيري و رسيدن به قدرت و ثروت است، ضمن آنكه در اين دستگاه حق معنا و مفهوم ندارد، و كاملاًً مغفول واقع مي‌شود؛ اينجاست كه دو سيستم تشكيل مي‌شود، انسان‌هاي اين دنيايي و انسان‌هاي آن دنيايي اين دنيايي.

امام حسن عليه‌السلام همچون مادر، پدربزگ، پدر، برادر و خواهرش انساني است از مدل پنجم. وقتي مجبور به پذيرش صلح مي‌شود و صلح تنها راه او براي متمايز كردن و شناساندن انسان مدل چهارم از انسان مدل پنجم است همين‌كار را مي‌كند و براي هميشۀ تاريخ اعلام مي كند معاويه و كساني كه همچون معاويه مي‌‌انديشند، شاخصۀ بارزشان «كسب قدرت و ثروت، به هر قيمتي» است،‌ حتي استفادۀ ابزاري از دين و اعلام آن بر منبر، چرا كه عقل محاسبه‌گر اينان فقط تا تهديدات اين دنياي مادي قد مي‌دهد.

در منطق امام حسن عليه‌السلام كار نيك را پيش از مطرح كردن درخواست نيازمند بايد برآروده ساخت، تا آن احسان به قيمت آبروي آن سائل تمام نشود،‌ در حالي كه در منطق انسان‌هاي مدل چهارم، بايد در صورتي به نيازمند كمك كرد كه سودي براي دنياي مادي داشته باشد و الا هيچ دليلي براي دستگيري از نيازمند، ‌حتي وقتي او دست نياز دراز كند، وجود ندارد.

الگوي مدل پنجم انسانيت، دو بار تمام اموال و سه مرتبه نيمي از دارايي‌اش را در راه خدا بخشيد. وي هيچ‌گاه در پاسخ نيازمندي نه نگفت. هر گاه كريم آل طاها، باغ و بستاني را از كسي مي‌خريد و سپس پيش مي‌آمد كه فروشنده‌اش به فقر و تنگ دستي مبتلا شود، حسن، كه درود خدا بر او باد، باغ را با پولش به وي برمي‌گرداند، كاري كه شايد انسان متداني هرگز فكر انجام دادنش را هم نكند.

سبط اكبر كه بيست بار، با پاي پياده از مدينه رهسپار مكه شده، دعوت فقرا و حتي بچه‌ها را مي‌پذيرفت و به خاطر خدا به آنها محبت مي‌كرد. او كريم بود. انسان‌هاي متداني با انسان‌هاي متعالي قابل مقايسه نيستند، چنانكه دانايان با نادانان مساوي و يكسان نيستند.

نقل است كه پس از صلح، روزي معاويه به امام حسن گفت كه من از تو بهترم، چرا كه مردم تو را ترك گفته و اطراف من جمع شده‌اند.

شايد از منظر انسان‌هاي متداني اين استدلال درست باشد، چرا كه هم قدرت و ثروت و حكومت دارند و هم محبوبيت و اقبال عمومي؛ اما انسان متعالي و الگوي بارز مدل پجم انسانيت، امام حسن عليه‌السلام، به معاويه گفت كساني كه اطراف تو گرد آمده‌اند يا با علاقه به سويت آمده‌اند يا با بي‌ميلي. آنانكه مطيع تواند، نافرمان خدايند و آنانكه با ميلي و از سر اجبار از تو اطاعت مي‌كنند، معذورند. معاويه! من هرگز نمي‌گويم از تو بهترم، چرا كه در تو اصلاً‌ خوبي نيست تا من از تو خوب‌تر باشم ... .

سخن امام حاوي اين نكته است كه نبايد دنياي محدود مادي را ملاك موفقيت‌ و شكست بدانيم، بلكه ملاك سعادت و شقاوت، سرنوشت انسان در دنياي جاويد و ابدي نامحدود است. امروز تولد چنين انساني است و ما ولادت چنين امام بزرگواري را جشن مي‌گيريم كه واقعاً هم جاي جشن گرفتن و شادي كردن هم دارد.

اميد آنكه پيروان خوب و صادقي براي امام خوبي‌ها باشيم، امامي كه در قلۀ تمامي ارزش‌هاي الهي و متعالي است.

.....................

منابع تحقيق:

1ـ قرآن كريم.

2ـ نهج البلاغه.

3ـ ترجمه و شرح شواهد الربوبيه، صدرالمتألهين شيرازي، ترجمۀ جواد مصلح، تهران: سروش، 1385.

4ـ پیشوایان هدایت؛جلد چهارم، سبط اكبر؛ حضرت امام حسن مجتبي عليه‌السلام، سید منظر حکیم و عدی غریباوی، ترجمه عباس جلالی، قم: مجمع جهانی اهل بیت عليهم‌السلام، 1385.

5ـ نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلوات الله عليه و آله)، به كوشش ابو القاسم پاينده‏،‌ تهران‏: دنياى دانش‏، 1382.

6ـ مصاحبۀ زينب، زن، سياست، نجف لك‌زايي. http://www.lakzaee.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 شهریور1388ساعت 10:43  توسط رضا لک زایی | 

پنج شبکه امارات علیه تشیع برنامه دارند

«حجت‏الاسلام والمسلمین سید مختار حسینی» یک روحانی ایرانی فعال در عرصه تبلیغ است. وی که سابقه حضور در پاکستان و لبنان را داشته و محضر حضرت امام خمینی(ره) را نیز در عراق درک کرده است در دبی به امامت جماعت و ارشاد و تبلیغ اشتغال داشت. وی که به زبان‏های انگلیسی، عربی و اردو نیز مسلط است کتاب‏ها و مقالاتی را با موضوعات اسلامی به زبان‏های مختلف هم تألیف کرده است. در بهمن‏ماه سال گذشته این خبر در رسانه‏ها منتشر شد که دولت امارات از تمدید ویزای وی و نیز «حجت‏الاسلام والمسلمین کشمیری» نماینده آیت‏الله سیستانی خودداری کرده، در واقع در پی اخراج آنهاست. این خبر بالاخره به وقوع پیوست و جمعیت پرتعداد پیروان مذهب اهل‏بیت (ع) در این کشور از خدمات و ارشادات آنها محروم شدند. آنچه در پی می‏آید گفتگوی خبرگزاری ابنا با این روحانی فعال شیعه است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 16:26  توسط رضا لک زایی | 

به دنبال تأسیس مجلس اعلای شیعه؛

وضعیت شیعیان نیجریه در گفتگو با اندیشمند نوشیعه‏ی نیجریه‏ای

وی اهل نیجریه است و از هفده سالگي به تدريس فقه، عقاید، اخلاق و تاریخ اشتغال داشته است. او تا كنون سیزده كتاب در موضوعات مختلف اعتقادي، فقهي و اخلاقي تأليف كرده و هفده كتاب را هم به «هوسا» كه زبان هشتاد ميليون نفر در دنياست، ترجمه كرده، حافظ محمد، چندي پيش مالكي مذهب بود، كه موفق شد، به مذهب اهل بيت مشرف شود. او الان فوق لیسانس فلسفه گرفته و به مطالعۀ عرفان، فقه، اصول و تحقيق، تأليف و ترجمه مشغول است. آنچه مي‌خوانيد گزارشی از اوضاع و احوال شیعیان نیجریه از زبان وی است.

ابنا: لطفاً خودتان را معرفی کنید.

ــ حافظ محمد سعید هستم، در خانواده‏ای مالکی مذهب و روحانی متولد شده‏ام. از هفده سالگی فقه، اخلاق، عقاید، تاریخ و گاهی صرف و نحو تدریس می‏کردم، در خلال سال‏های 1989 تا 1991 تحقیق کردم و توانستم به مذهب اهل بیت علیهم السلام مشرف شوم، از سال 1994 هم آشکارا فعالیت‏هایم را دنبال کردم. به لطف خدا توانستم برای شناساندن مکتب اهل بیت به دیگران، سیزده کتاب تألیف و بیش از هفده کتاب هم ترجمه کنم، این کتاب‏ها راجع به موضوعات مختلف عقیدتی،اجتماعی و فقهی بوده، و تا جایی که اطلاع پیدا کرده‏ام عده‏ای با مطالعه کتاب‏های من، از جمله کتاب «الحقوق فی الاسلام» شیعه شده‏اند. همچنین من چهار اتاق تدریس، مثل مدارس بومی در چهار ایالت نیجریه تأسیس کرده‏ام که خوشبختانه اگر چه کلاس‏هایش یک روز در هفته‏ برگزار می‏شود خیلی از آن استقبال شده است و بسیاری از مبلغین بومی توسط همین مدارس تربیت شده‏اند. الان هم فوق لیسانس فلسفه گرفته‏ام و مشغول مطالعات فلسفی، عرفانی، فقهی و اصولی هستم. 

ابنا: جمعیت شیعیان نیجریه چقدر است؟ 

ــ نیجریه بیش از 160میلیون نفر جمعیت دارد که شیعیان حدود 3میلیون نفر از این جمعیت را تشکیل می‏دهند. (برخی منابع، جمعیت شیعیان نیجریه را تا هفت میلیون هم اعلام می کنند ـ ابنا). شیعیان همه دوازده امامی هستند. شیعیان بیشتر در شمال نیجریه ساکن هستند، البته قبل از انقلاب ایران، در نیجریه شیعه نداشتیم.

ابنا: تعامل شیعیان با دولت چگونه است؟

ــ دولت نیجریه دولتی فدرال و لائیک است. رئیس جمهور هم طبق قانون باید یا مسلمان و یا مسیحی باشد. دولت شیعیان را استخدام می‏کنند و در استخدام، دین لحاظ نمی‏شود و همین که فرد، اهل یک ایالت باشد کافی است. شیعیان هم معمولاً کارمند دولت هستند، البته دولت به شیعیان فشار وارد می‏کند؛ مثلاً دشمنان شیعه که شیعیان را به شهادت می‏رسانند، دولت پیگیری و برخورد نمی‏کند، حتی گاهی خود دولت هم این کار را می‏کند.

ابنا: وضعیت اقتصادی شیعیان چطور است؟

ــ وضعیت اقتصادی اقشار مختلف مردم ضعیف است،بیشتر وهابی‏ها و طرق صوفیه قادریه وضعشان از لحاظ اقتصادی بهتر است.

ابنا: چه کسانی به وهابی‏ها کمک می‏کنند؟

ــ علاوه بر افراد ثروتمند وهابی، دولت هم به وهابی‏ها کمک می‏کند، عربستان در اوایل شکل گیری وهابیت در نیجریه به آنها کمک کرد، از طرفی برخی رؤسای ایالت‏ها هم وهابی هستند.

ابنا: فعالیت‏های وهابی‏ها در نیجریه چطور است؟

ــ وهابی‏ها با افتخار اعلام می‏کنند که ما وهابی هستیم اما شیعیان نه، آنها در هر گوشه‏ و کناری برای بچه‏ها و زنان مدرسه راه اندازی کرده‏اند، کتابخانه و مسجد و مراکز مختلف هم دارند، از طرفی آنها چون در دولت نفوذ دارند،می‏توانند در دانشگاهها تدریس کنند.

ابنا: نظر اهل سنت راجع به وهابی‏ها چیست؟

ــ اهل سنت دیدگاه خوبی به وهابیت ندارند، لذا خیلی از علمای وهابی نمی‏گویند که وهابی هستند، بعضی‏ها هم اسمشان را عوض کرده‏اند و به جای اینکه بگویند وهابی هستیم، می‏گویند سلفی هستیم و مردم این مغالطه را نمی‏فهمند.

ابنا: آیا شیعیان در تحولات فرهنگی و اجتماعی نقش قابل توجهی دارند؟

ــ متأسفانه شیعیان برنامه‏ریزی ندارند، در کل کشور، شیعیان یک مسجد و یک مدرسه آکادمیک ندارند،اصلاً در امور اجتماعی وفرهنگی و سیاسی کشور نقشی ندارند. دولت هم در تبریک به رییس جمهور منتخب از فرقه احمدیه که حدود چهار هزار نفر جمعیت دارند دعوت می‏کند،اما از شیعیان خیر والبته این به خاطر روحیه ظلم ستیزی وانقلابی وتأثیرپذیری آنها از امام خمینی است. 

                                                                                                                            

ابنا: علاوه بر اینها، شیعیان نیجریه با چه مشکلاتی رو به رو هستند؟

ــ کتابخانه و مسجد ندارند، البته در هر شهری یک جایی برای دور هم جمع شدن دارند که معمولاً یک منزل شخصی است. متأسفانه شیعیان نیجریه افکار امام خمینی وحتی خود مذهب تشیع را نمی‏شناسند. از لحاظ امنیتی اگر کسی وهابی یا صوفی را بکشد دولت و مردم عکس العمل نشان می‏دهند، اما در قبال کشتن شیعه،انگار مورچه‏ای در خیابان له شده است،این واقعاً مشکل بزرگی است. مشکل دیگر این است که شیعیان مسئول و رهبر ندارند؛ نه در شهرها و نه در تمام کشور. یک مجله فرهنگی هم منتشر و پخش می‏شد که متأسفانه آن هم الان چاپ نمی‏شود.

ابنا: رابطه شیعیان با سایر مردم نیجریه چطور است؟

ــ با اینکه رابطه‏ای معمولی با شیعیان دارند، راجع به کشته شدن شیعه تأسف نشان نمی‏دهند. باید یک مجلس اعلای شیعه در جهان داشته باشیم تا از حقوق شیعیان در تمام نقاط دنیا دفاع کند. من و دوستانم برای پر کردن این خلأ پیگیر تأسیس مجلس اعلای شیعیان نیجریه هستیم.

ابنا: تأثیر انقلاب ایران را در نیجریه چگونه ارزیابی می‏کنید؟

ــ بهترین ابراز برای تبلیغ تشیع "انقلاب اسلامی ایران" است. ما اول عکس امام را دیدیم، بعد به دنبال شناخت امام ومذهب امام رفتیم و این باعث شد که ما مذهب شیعه را بشناسیم و در نهایت شیعه شویم. کسانی که شیعه شده‏ا‏ند رابطه صمیمانه‏ای با ایران دارند،حتی بعضی‏ها به سفارت ایران می‎‏رفتند تا عکس امام خمینی را بگیرند، که گاهی اوقات هم عکس با کتابی همراه می‏شد، که این خیلی مفید بود و ما همه را از برکات امام خمینی می‏دانیم.

ابنا: شما چقدر از امام خمینی تأثیر گرفته‏اید؟

ــ من سه بار کتاب «الثورة الاسلامیه في إیران»، را خواندم و بشدت از امام تأثیر گرفتم. اما من با اینکه تحریرالوسیله را تدریس می‏کردم، از امام خمینی شناخت کافی نداشتم.

                                                 

                                  

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 15:59  توسط رضا لک زایی | 

نوشیعه‏ای از ساحل عاج:

شیعه شدم، چون خودم را در برابر عقلم مسؤول می‏دانستم

 

ابنا: به عنوان سؤال اول بفرمایید که چرا شيعه شديد؟

يكي از اساتيدم شيعه شد. من خيلي با ايشان رابطه داشتم. استادم پس از آنکه شیعه شد، واژه‌ "المهتدي" را هم به فاميلش اضافه كرد. ایشان الان از شيعيان معروف ساحل عاج است.

همین امر باعث شد مدير مدرسه استادم را از مدرسه اخراج كند. بعد اين استاد، خودش، يك مدرسه ساخت. من نمي‏دانستم اعتقادات شيعه چيست. هیچ اطلاعی نداشتم، فقط شنيده بودم شيعيان حضرت علي را عبادت مي‏كنند و حضرت علي را از پيامبر بالاتر مي‏دانند. من با همين استادم که شیعه شده بود، صحبت كردم و راجع به تفاوت‏هاي شيعه و سني سؤال مي‏پرسيدم.

استادم كتاب «ثم اهتديت؛ آنگاه هدایت شدم» و «المراجعات» را به من داد. من اين كتاب‏ها را مطالعه كردم و سؤالاتي كه برايم پيش می‏آمد، در مدرسه از استادانم كه سني بودند، مي‏پرسيدم. البته هیچ کس به جز استادم نمی‏دانست که من کتاب‏هایی راجع به شیعه مطالعه می‏کنم. بعد من گزارش سؤالات خودم و پاسخی را که استادانم در مدرسه به من داده بودند را به استادم المهتدي می‏دادم.

من خيلي سؤال مي‏پرسيدم. درباره وضو، اینکه چرا شيعه مي‏گويد الهم صل علي محمد و علي! راجع به امام مهدي و غيبت طولاني ايشان و اینکه اگر هست پس چرا ديگران به ما نمي‏گويند، سؤال اصلي و مهم من در این میان فرق شيعه و سني به طور کلی و به خصوص درباره امامت بود.

ايشان يك بار داستان غدير را از جلد چهارم «مسند احمد بن حنبل» براي من تعريف كرد. بعد من از سر کنجکاوی به سراغ يكي از استادان ديگرم رفتم و از او پرسیدم  كه آيا پيامبر در آخرين حجّش امام علي را به عنوان امير همه مسلمانان معرفی و اعلام كرده است؟ ايشان گفت نه، اصلاً چنين چيزي در تاریخ اتفاق نيفتاده. من با تعجب تکرار کردم اتفاق نیفتاده؟ ایشان ادامه داد اگر هم اتفاق افتاده باشد، پیامبر فرموده‏اند علي دوست من است، همين!

من دوباره پرسیدم  آيا پيامبر مردم را در آفتاب داغ جمع مي‏كند كه بگوید اين آقا دوست من است؟ آيا عقل انسان اين مطلب را قبول مي‏كند؟ که ایشان جوابی به من نداد.

بعد كه من شيعه شدم، ايشان به من ايراد گرفت و اعتراض کرد که چرا شیعه شده‏ای؟ من به او گفتم شما خودتان مرا شيعه كرديد، چون جواب سؤالات من را نداديد. من در برابر عقل خودم مسئولم.

ابنا: بعد که شیعه شدید، رفتار خانواده با شما چطور بود؟

من فرزند آخر و تنها پسر خانواده هم هستم و در کشور من به فرزند آخر خیلی احترام می‏گذارند، حتی پدرم در وصیت‏نامه‏اش هم نوشته بود که کسی مرا اذیت نکند و کتک نزند. از طرفی من در خانواده تنها كسي بودم که علاوه بر پدرم به مدرسه دينی رفته بودم، لذا خانواده به من خيلي احترام مي‏گذاشتند.

یک روز مدير مدرسه‏ام همراه همسرش به خانه ما آمدند و به مادر و خواهرانم گفتند كه محمد دينش را عوض كرده، خانواده‏ام خيلي ناراحت شدند.                                                                  

ابنا: شما چه کردید؟

من به آنها گفتم من دينم را عوض نكرده‏ام، من مسلمانم و نماز می‏خوانم. مدیرم گفت: تو چرا دين پدرت را تغییر داده‏ای؟ من به او گفتم چرا شما در نماز دستانت را می‏بندی؟ پدرتان که در نماز دستانش را نمي‏بست.

                     

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 15:51  توسط رضا لک زایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ن والقلم و ما يسطرون
کبوتر غریب
خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا
زیارت آل یاسین
محبوبم چمران
بچه های فاطمه
آستان مبارک گلزارشهدای حضرت رسول(ص) شهر ادیمی
فلسفه و حکمت
یه سایت دیگه
مطالعات سیاست ، امنیت و جهانی‌شدن
قصه گو
نوشته های آقا مرتضی
نوشته های گم شده
فلسطین
مدرسه عالی
فاطمیون
نقطه اتحاد!
آقاصادق
اسرار سکوت
رفیق عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
مقاله
یار و هجر
خبر و نظر
خدا شناسی
میهمان
غایت شناسی
حکمت متعالیه
خاطرات و یادداشت ها
پیوندها
امام حاضر ناظر(عج)
پلاك
دکتر نجف
شیعه خبر
درب بهشت
دانشگاه س و ب
زنده باد فلسفه
دکتر علی اله بداشتی
باشگاه اندیشه
کاظم جان
آقای قرائتی
رسا
صالحین
اندیشه
عدالت
فل سفه
فلسفه اسلامی
خرد نامه صدرا
قرآن
خانه حدیث
داش مهدی خودمون
شراره ها و شکوفه ها
شبنم سحر گاهی
سايت حكمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ان الله یدافع عن الذین آمنوا