تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم . حکمت متعالیه
مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و ....

ديدار رهبر انقلاب با شاعران علاوه بر خبرهاي منتشر شده، گوشه‌ها و حاشيه‌هاي خواندني هم به همراه داشت که توسط يکي از خبرنگاران حاضر در مجلس ثبت و به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

ما دوران پيش از انقلاب را ديده‌ايم و با خیلی از شاعران آن زمان نشست و برخاست داشته‌ايم. بهترين ايشان مرحوم اميري فيروزکوهي بود که حقا در قله غزل زمان خودش قرار داشت. [اين در حالي بود که] بيشترين تجلي و نمايشي که مي‌شد از او ديد، در يک گوشه جلسه خصوصي بود. يا مرحوم [مهدي] اخوان ثالث که قطعا ـ به نظر من البته ـ بهترين شاعر نيمايي و از همه اقرانش قوي‌تر بود و لفظ و معناي شسته‌ و رفته‌تري داشت، در گوشه‌اي زندگي مي‌کرد که جز عده‌اي از خواص، او را نمي‌شناختند و او هم عزلت را ترجيح مي‌داد. وقتي بزرگان، در اين عزلت و خمودي زندگي مي‌کنند، قهرا جوان‌ها رشد نمي‌کنند.

• من بحث کميت و تعداد را مي‌گويم، اما بحث کيفيت بايد سنجش واقعي بشود که چگونه. البته در غزل، اميري فيروزکوهي، رهي معيري و شهريار خيلي خوب بودند، لکن از لحاظ گسترش و باز بودن ميدان جولان، آن وقت اين وجود نداشت. انقلاب اين ميدان را باز کرد؛ نه تنها در شعر که در ادبيات، در علوم تجربي و در مديريت‌هاي کلان مثل مديريت دفاع مقدس که پيش آمد.

• شعري که من امشب شنيدم و پارسال شنيدم، با شعري که چهارده پانزده سال پيش از جوانها مي‌شنيدم، خيلي رشد کرده، خيلي خوب شده، خيلي صيقل يافته شده، علاوه بر اين که از نظر مضامين، خيلي پيش رفته است. ما اين ثروت ملي را داريم و گسترشش هم بر دستگاه‌هاي مسئول واجب است و هم بر کساني که اين نعمت و اين قريحه خوب را دارند. بايد شکرگزاري کنند و شکرگزاري‌اش هم به همين است که گسترشش بدهيم و اين چشمه‌ها را جوشنده‌تر کنيم.

بايد بدانيد از اين ثروت، کجا استفاده کنيد. با اين‌که مي‌دانم شعر، قابل در قاب گرفتن و محدود شدن نيست و از اين جهت، مثل ديگر قالب‌هاي هنر است. انضباط در زندگي لازم است، اما در هنر، نه ممکن است و نه چنان انضباطي لازم است، چون هنر ضايع مي‌شود، اما خود شاعر مسئوليت دارد و آن کساني که مي‌توانند زمينه‌هاي هدايت شعر شاعر را به عرصه‌هاي مورد نياز جامعه فراهم کنند، مسئوليت دارند.

خيلي از زمينه‌هاي جامعه با زبان هنر، قابل اصلاح است و مثلا اخلاقيات بايد به اخلاق ملي تبديل شود. ما چند قرن زير چکمه استبداد زندگي کرده‌ايم. برخي پادشاهان که شايد به آنها افتخار هم بکنيم ـ مثل نادر شاه ـ ديو مُهيبي است، شاه عباس هم همين طور. شما ببينيد غير از آن قهرماني‌ها، با مردم کشورشان چگونه رفتار کردند، با خوب‌هايشان چگونه رفتار کردند. اين خلقيات بايد اصلاح شود.

در تاريخ ادبيات ما، اين ويژگي [اخلاقي و اصلاحي بودن] در شعر ما کاملا به چشم مي‌خورد. سعدي که از اين جهت در قله است؛ فردوسي، نظامي، سنايي و ناصر خسرو همين جور است، جامي همين جور است. در اواخر دوران سبک هندي، واعظ قزويني همين گونه است. اصلا او واعظ بوده و منبر مي‌رفته و البته شعرهاي بسيار خوب و پر مضمون و عالي هم گفته است. خود صائب، اگر فقط غزليات اخلاقي و نصيحت گونه او را جمع آوري کنيد، يک کتاب قطور مي‌شود.

• بايد به جاي الگوسازي‌هاي مصنوعي و جعلي و بدلي از فلان هنرپيشه و مانکن‌ها و رقاصه‌ها، عاطفه‌هاي واقعي به عنوان الگو معرفي شوند.

• بخشي از شعر آييني ما مي‌تواند مصروف مطالب عرفاني بشود. شعر مولوي را ببينيد. اگر ديوان شمس را دوردست ببينيم، شعر مثنوي که اصولِ اصولِ اصولِ دين است. اعتقاد من اين است. يک وقت آقاي مطهري از من پرسيدند نظرم راجع به شعر مولوي چيست. گفتم: اصولِ اصولِ اصولِ دين است. گفت: نظر من هم همين است. البته درباره حافظ کمي با هم اختلاف عقيده داشتيم.

• همين بيدل ـ که آقاي [محمد کاظم] کاظمي کار بسيار خوبي کرده‌اند که البته شايد [بيش از ] يک دهم شعر بيدل را موفق به بررسي نشده‌اند ـ واقعا شعرش هنرمندانه است، واقعا استحکام شاعري اين مرد غير ايراني را نشان مي‌دهد که در هند، اينچنين به زبان فارسي شعر بگويد.

• درياي عرفان، جايش در شعر امروز ما و شعر امروز جوان‌هاي ما خالي است. البته همان مفاهيم را با همان الفاظ تقليد کردن خيلي مزه ندارد، بايد با قريحه خودتان آن را بپرورانيد.

•  من به هيچ شاعري توصيه نمي‌کنم که شعر عاشقانه نگو. معلوم است که نمي‌شود. البته مي‌شود توصيه کنم که مراقبت کنند افراطي نشود؛ از حالت حجب و حياي ايراني ـ اسلامي ما خارج نشود و ترويج شعر عرياني که آنها مي‌خواهند نشود. ما هم نه آنقدر خشکيم که از اين شعرها لذت نبريم و نه آنقدر بي توجه که آن را نفهميم.

• ياد مرحوم قيصر امين پور ـ که حقيقتا درگذشت امين پور ما را به معناي واقعي کلمه، داغدار کرد ـ به خير. پس از مرحوم سيد حسن حسيني، دلمان خوش بود به امين پور که او را هم از دست داديم. حالا بايد قدر شما را بدانيم.

منبع:تابناک

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 17:12  توسط رضا لک زایی | 

اولین همایش بین‌المللی مدافع نستوه مکتب اهل‌بیت (ع) و پاسدار حریم ولایت، علامه مجاهد مرحوم آیت‌الله سید مرتضی عسکری از سوي مجمع جهانی اهل بیت (ع) برگزار مي‌گردد.

علامه مجاهد مرحوم آیت‌الله سید مرتضی عسکری در حالي كه بيش از يك سال از ارتحال مدافع نستوه مکتب اهل‌بیت علیهم السلام، پاسدار حریم ولایت، عالم عالیقدر و علامه مجاهد «مرحوم آیت‌الله سید مرتضی عسکری» که به حق در زمره مرزبانان حماسه جاوید غدیر و از بیدارگزان اقالیم قبله بود ـ مي‌گذرد، اولین همایش بین‌المللی بزرگداشت آن دانشمند دلسوخته از سوي مجمع جهاني اهل‌بيت برگزار مي‌گردد.

زمان: 14 / 7 / 1387 ـ از ساعت 15 لغایت 19

مكان: تهران ـ خیابان انقلاب ـ خیابان قدس ـ ضلع شرقی دانشگاه تهران ـ تالار فردوسي دانشکده ادبیات دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 16:49  توسط رضا لک زایی | 

نشست دلايل سياسي – اجتماعي اقبال به فلسفه صدرالمتألهين با حضور دكتر محمد علي فتح اللهي، عضو هيأت علمي و رييس پژوهشكده علوم سياسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، روز پنج‌شنبه 28 شهريور ماه 1387در پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ابنا، رييس پژوهشكده علوم سياسي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي ويژگي‌هاي خاص فلسفۀ ملاصدرا را الهام گرفته از واقعيات جامعه دانستند. ايشان افزودند در قرن 12 جامعه از اوضاع خودش آگاه شد و به فلسفۀ ملاصدرا رجوع كرد. وي نگاه ملاصدرا به انسان و حركت از قوه به فعل و از نقص به كمال را و به تعبيري اثبات تجرد نسبي قوۀ خيال، جسمانيه الحدوث و روحانيه البقا بودن انسان بر مبناي حركت جوهري و حتي بحث اتحاد عاقل و معقول را از ظرفيت‌ها و نكات كليدي اقبال به فلسفۀ اين فيلسوف دانستند.

وي با بيان اينكه قبل از ملاصدرا تفكر غالب در جامعه تفكر مشائي و از بالا به پايين بود، و شاه اسماعيل صفوي هم طبق همين نگاه خود را مرشد كامل مي‌پنداشت و شأن خود را اجل از دخالت در امور دنياي مردم مي‌دانست و از همين روست كه براي خودش وكيل تعيين مي‌كند؛ وكيل السلطنه، نه صدر اعظم. اما اين نگاه قداست‌آميز بعد از شكست صفويه در جنگ چالدران از بين مي‌رود و در سراشيب نزول قرار مي‌گيرد، تا وقتي كه حكومت به دست كريم خان مي‌رسد و او خود را وكيل‌الرعايا مي‌نامد؛ يعني وكيل مردم. و كاملاً نگاه عوض مي‌شود؛ از پايين به بالا.

ايشان كه در جمع محققان و اساتيد حوزه و دانشگاه صحبت مي‌‌كردندافزودند: نگاه اول مبتني بر انسان‌شناسي ابن سينا و مشائيان است، چون آنها قائل به دو گانگي روح و بدن هستند. و در واقع بر اين باورند كه بعد از پيدايش بدن، روح به آن ملحق مي‌شود، اما نگاه ملاصدرا و حكمت متعاليه به پيدايش انسان اينگونه نيست، بلكه صدرالمتألهين طبق نظريۀ معروف حركت جوهري معتقد است روح در دامن جسم زاده مي‌شود، و  به سيرش به سمت كمال ادامه مي‌دهد تا به تجرد برسد. طبق همين دو مبنا رابطۀ زندگي دنيايي و زندگي خدايي هم دو جور تعريف مي‌شود، در يكي جدا و به كنار، و در ديگري پيوسته و با هم. در ديدگاه مشائي انسان فقط مدني بالطبع تعريف مي‌شود كه به اجتماع نياز دارد و براي عرفان بايد به سراغ مقامات العارفين ابن سينا برود و در ديگاه صدرا المتألهين انسان موجودي است كه استعدادهايي دارد كه در اجتماع به فعليت مي‌رسد و بايد طبق حركت جوهري ارادي به سمت كمال حركت كند و استعدادهايش را شكوفا كند.

دكتر فتح‌اللهي افزودند: فقاهت هم اينجا مهم مي‌شود و فقها به مرجع تقليد تبديل مي‌شوند و مردمي كه روزي دست شاه اسماعيل را مي‌بوسيدند، در مقابل مراجع خضوع مي‌كنند، چرا كه مرجع يكي از بچه‌هاي همين مردم است كه درس خوانده و حالا تقدس پيدا كرده و اين همان تقدسي است كه از بالا به پايين آمده است.

ايشان افزودند: حتي در سبك‌هاي شعري هم از كريم خان به بعد ما شاهد دورۀ بازگشت هستيم. بازگشت به سبك خراساني؛ البته ويژگي سبك خراساني توجه به مظاهر مادي طبيعت چون گل و بلبل و كوه و ... مي‌باشد، اما اين بازگشت، يك نوع توجه به ماده است كه مي‌خواهد از درونش كمال و معنويت استخراج كند. ايشان اين بازگشت را هم نمونه‌اي از حركت جوهري مي‌داند.

در ادامه هم، اساتيد، پژوهشگران و محققان به طرح سؤالات و اظهار نظر پرداختند.

گفتني است اين نشست در ادامه سلسله نشست هاي فلسفه سياسي متعاليه مي باشد كه توسط دبيرخانه هايش سياست متعاليه از منظر حكمت متعاليه برگزار مي گردد.

+ نوشته شده در  شنبه 30 شهریور1387ساعت 17:53  توسط رضا لک زایی | 

یک تحقیق علمی در آمریکا ثابت کرد؛

خواندن قرآن عاملی برای درمان بیماری‌های روانی است.

با اتصال تجهیزات پزشکی بر روی جمجمه تعدادي غيرمسلمان که برخي‌شان از بیماری‌های روانی در رنج بودند، پس از گذشت مدتی از تلاوت قرآن، دستگاه‌های روان‌سنجی که به مغز آنها متصل بود نشان از کاهش فشارهای روانی بر روی این افراد داشت.

در یک تحقیق علمی در امریکا که روز گذشته منتشر شد، ثابت گردید که تلاوت قرآن اثری شگرف بر حالت مزاجی فرد دارد و نقش عمده ای در کاهش مشکلات و بیماریهای روانی ایفا می‌کند.

به گزارش ابنا، در یک تحقیق علمی که بر روی اثرات خواندن قرآن بر روح و روان انسان از سوی یکی از دانشگاه‌های امریکا به انجام رسید، ثابت شد که تلاوت قرآن کریم می تواند بر کاهش استرس و اضطراب تاثیر داشته باشد.

در این رابطه «دکتر رجب عبدالکریم بریسالی» روانپزشک و استاد دانشگاه در ايالات متحده آمریکا، در مصاحبه با روزنامه "عکاظ" چاپ عربستان سعودی تصریح کرد: «در تحقیقی که بر روی تعدادی از غیرعرب‌زبانان آمریکایی صورت گرفت،  تلاوت آیاتی از کلام الله مجید برای آنان، موجب نتایج عجیبی بر سلامتي آنان شد».

وی افزود: «با اتصال تجهیزات پزشکی بر روی جمجمه این افراد که بعضا از بیماری‌های روانی در رنج بودند، پس از گذشت مدتی از تلاوت قرآن، دستگاه‌های روان‌سنجی که به مغز آنها متصل بود نشان از کاهش فشارهای روانی بر روی این افراد داشت. ضمن اينكه هیچ کدام از آنها نیز مسلمان نبودند».  

این روانپزشک در ادامه گفت: «این تاثیر ناگهانی و کاهش یکباره مشکلات در این افراد، نتیجه جالبی بود که در نظیر آن را در هیچیک از درمان‌های روانی نمی‌توان یافت».

وی با اشاره به آیه شريفه "ألا بذكر الله تطمئن القلوب" تأکید کرد: «با تکمیل تحقیقات در این زمینه می‌توان به جرأت گفت شنیدن قرآن تاثیری شگرف و مستقیم بر کاهش استرس‌ها و بیماری‌های روانی دارد».

منبع: خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 16:10  توسط رضا لک زایی | 

ميلاد امام حسن مجنبي عليه‌السلام مباركامام حسن(عليه السلام)، اوّلين فرزند امام على و فاطمه زهرا(عليهما السلام)، در نيمه ماه رمضان سال دوم يا سوم هجرى در شهر مدينه به دنيا آمد و بعد از شهادت امام على(عليه السلام) شش ماه حكومت كرد و در سال پنجاه هجرى، به وسيله زهرى كه همسرش جعده به دستور معاويه به او خوراند، در 48 سالگى به شهادت رسيد.

مزار شريفش در قبرستان بقيع، در كنار سه امام معصوم ديگر، زيارتگاه خيل شيفتگان آن حضرت است.

جلال الدين سيوطى در كتاب «تاريخ الخلفاء» مى‌نويسد: «امام حسن در سال سوّم هجرت به دنيا آمد و شبيه ترين شخص به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) بود، در روز هفتم تولّدش، پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) گوسفندى را براى او عقيقه كرد و موى سرش را تراشيد و هم وزن آن را نقره صدقه داد.

او يكى از پنج نفر اهل كساء است.

پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: پروردگارا! من او را دوست مى‌دارم پس او را دوست داشته باش.

و فرمود: حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشت اند.

ابن عبّاس گفت: "حسن بر دوش پيامبر سوار بود، شخصى به آن حضرت گفت: اى پسر! خوب مركبى را سوار شده اى! پيامبر فرمود: «بلكه او خوب راكبى است.»"امام مجتبى(عليه السلام) شخصيّتى آرام، با وقار، متين، بخشنده و مورد توجّه مردم بود.

به فقيران و بينوايان رسيدگى مى‌نمود و بيش از حدّ در خواست آنها به آنان كمك مى‌كرد تا زندگى‌شان تأمين گردد، زيرا روا نمى‌ديد كه سائلى بيش از يك بار از او چيزى بخواهد كه موجب شرمسارى‌اش شود.

او در طول عمرش دو بار تمام ثروت و دارايى خويش را در راه خدا بخشيد و سه بار تمام اموال خود را وقف كرد، نيمى از آن را براى خود و نيمِ ديگر آن را در راه خدا بخشش نمود.

امام مجتبى(عليه السلام)، فردى شجاع، دلير و مبارز بود و در جنگهايى كه در ركاب پدرش اميرالمؤمنين(عليه السلام) مي‌جنگيد در خطّ مقدّم حركت مى‌كرد.

او در جنگ جمل و صفيّن از مبارزان پرتلاش لشكر آن حضرت بود.

روزگار امامت آن حضرت

 امام حسن(عليه السلام) مسؤوليت امامت و رهبرى را در جوّى مضطرب و ناآرام، در وضعى بسيار پيچيده و پر كشاكش كه در پايان زندگانى پدر بزرگوارش امام على(عليه السلام)بروز كرده و شعله ور شده بود، به عهده گرفت.

در نتيجه وضع نابسامان مردمى كه امام با آنان روبه رو بود تنها اين راه باقى ماند كه يا وارد جنگى بى‌حاصل و يأس‌آور شود، او و جماعتش به شهادت رسند، يا پس از سپرى شدن مدّتى مواضع خود را مسجّل گرداند و صلحى را كه به صلاح ملّت است بر جنگ بى‌ثمر ترجيح دهد.

و اين امرى طبيعى است كه جنگى كه مردم به آن به ديد شكّ مى‌نگرند، بى‌نتيجه و يأس‌آور خواهد بود.

نشانه‌هاى تاريخى بسيارى وجود دارد كه به تأكيد بيان مى‌كند امام حسن(عليه السلام)موضع خود را به خوبى درك مى‌كرد و مى‌دانست كه مبارزه او با معاويه، با وجود شكّ و ترديدى كه در توده هاى مردم وجود دارد، محال است به پيروزى برسد.

كار طرفداران امام(عليه السلام) به حدّ خيانت رسيد و از روى طمع به سوى معاويه گرايش يافتند و به دليل پول و مقام و آسايشى كه براى آنان فراهم آورد، روى به سوى او نمودند.

زعماى كوفه كار را به جايى رساندند كه به معاويه نوشتند: هر وقت بخواهد امام(عليه السلام)را دست بسته نزدش مى‌فرستند! و چون به امام مى‌رسيدند به او اظهار اطاعت و ارادت مى‌نمودند و مى‌گفتند: «تو جانشين پدرت و وصىّ او هستى و ما سراپا در مقابل تو مطيع و فرمان برداريم ، هر فرمان كه دارى بفرماى!» امام به آنها مى‌گفت: «به خدا قسم، دروغ مى‌گوييد، به خدا سوگند شما به كسى كه بهتر از من بود وفا نكرديد، پس چگونه به من وفا مى‌كنيد؟ و چگونه به شما اطمينان كنم؟ اگر راست مى‌گوييد، اردوگاه مدائن، ميعادگاه و قرارگاه ما باشد، به آنجا برويد.» امام به مدائن رفت، امّا بيشتر سپاهيان، او را رها كردند.

حال آيا امام مجتبى(عليه السلام)با چنين مردمى مى‌توانست با معاويه بجنگد؟ هرگز.

بنابراين، امام حسن(عليه السلام) به خاطر نداشتن نيروى كافىِ مطمئن، ناچار به پذيرش صلحِ تحميلى شد.

مواد صلحنامه:

مادّه اوّل: واگذاشتن حكومت به معاويه به اين شرط كه به كتاب خدا و سنّت فرستاده او(صلى الله عليه وآله وسلم) و به سيره خلفاى صالح، عمل كند.

مادّه دوم: پس از معاويه، امر حكومت بر عهده حسن است و اگر براى او حادثه اى روى داد حكومت از آنِ حسين است و معاويه نمى‌تواند آن را به عهده ديگرى بگذارد.

مادّه سوم: بايد سبّ اميرالمؤمنين على(عليه السلام) و بد گفتن از او بر منابر ترك شود و از على(عليه السلام) جز به نيكى ياد نكنند.

مادّه چهارم: بايد آنچه در بيت المال كوفه قرار دارد، يعنى پنج ميليون درهم يا دينار، استثنا بشود و تابع خلافت و حكومت نباشد، و بر عهده معاويه است كه هر سال دو ميليون درهم براى حسين بفرستد و در عطا و صلات، بنى‌هاشم را بر بنى‌عبدشمس برترى دهد و ميان فرزندان كسانى كه در ركاب اميرالمؤمنين در جنگ جمل جنگيدند و فرزندان كسانى كه در صفّين در خدمت امام على(عليه السلام)مجاهدت كردند، يك ميليون درهم تقسيم شود و اين مبلغ را از خراج ولايت «دارابگرد»، كه يكى از شهرهاى فارس در حدود اهواز است، بپردازد.

مادّه پنجم: مردم هر جا بر روى زمين خدا باشند، چه در شام و عراق چه در حجاز و يمن، بايد ايمن باشند و سياه و سرخ بايد در امان بمانند، معاويه بايد خطاهاى آنان را تحمّل كند و ببخشايد و هيچ كس را به جرم گذشته كيفر ندهد و با اهل عراق با كينه و دشمنى رفتار نكند.

و ياران على(عليه السلام) را در هر كجا باشند امان دهد و به هيچ يك از شيعيان على(عليه السلام) آسيبى نرساند، ياران و شيعيان على(عليه السلام) از حيث جان و مال و زن و فرزند در امان و از هر گزندى محفوظ باشند، و هيچ كس متعرّض هيچ يك از آنان نشود، و هر صاحب حقّى به حقّش برسد و هر چه ياران على در هر كجا به دست آورده اند براى آنان محفوظ بماند، و براى حسن بن على و برادرش حسين(عليه السلام) و هيچ يك از اهل بيت رسول اللّه در نهان و آشكار هيچ بدى نخواهند و در امنيّت آنان، در هيچ منطق‌هاى، اخلال نكنند.

برنامه و صلح امام حسن(عليه السلام)، چهره واقعى معاويه را آشكار ساخت و ماهيّت او را به مردم نشان داد.

به طورى كه معاويه بعد از قبضه نمودن حكومت در يك سخنرانى گفت:«به خدا سوگند من با شما براى اين نجنگيدم كه نماز بگزاريد و روزه بداريد و حجّ به جا آوريد و زكات بپردازيد، بلكه به اين منظور با شما جنگيدم كه به شما فرمان دهم! و همانا اين مقام را خدا به من عطا كرده در حالى كه شما ناخشنود بوديد.

هان! من حسن را اميدوار كردم، چيزهايى را به او دادم و اكنون همه آنها زير پاى من است و به هيچ شرطى وفا نمى‌كنم!»سياست معاويه در طول بيست سال حكومتِ سركوب و زور اين بود كه پيوسته برنامه اى تنظيم كند كه وجدان و اراده امّت را از ميان ببرد و مردم را از انديشيدن درباره مسائل بزرگ جامعه منصرف سازد، تا تنها در انديشه گرفتارى‌هاى كوچك روزانه خود باشند و از هدف‌هايى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در پى آن بود منصرف شوند و تنها به زندگانى و منافع شخصى خويش بينديشند و به وجوهى كه از بيت المال به دست مى‌آورند فكر كنند.

برخى از شيوخ قبايل كوفه، با وجود اين كه از شيعيان اميرالمؤمنين(عليه السلام)بودند، از جاسوسان معاويه شدند و خبرها را در باب كوچكترين حركت يا مخالفت مردان قبيله، گزارش مى‌دادند آن گاه مأموران دولتى سر مى‌رسيدند و كسانى را كه خلاف معاويه چيزى گفته بودند يا حركتى در سر مى‌پروراندند دستگير مى‌كردند و نَفَس مخالفان را مى‌بريدند.

و اين گونه، خلافت بازيچه‌اى شده بود در دست كودكان بنى‌اميّه.

معاويه به خوبى مى‌فهميد كه امام(عليه السلام) صاحب مكتب و هدف است و ناچار براى اجراى رسالت خود از هيچ كوششى خوددارى نمى‌كند و همه سعى خود را در راه اعتلاى مكتب و روشهاى دگرگونسازى امّت به كار مى‌برد، از اين رو، احساس خطر مى‌كرد، تا آن كه سرانجام، نقشه كشتن امام را طرّاحى نمود و آن حضرت را با سمّى مهلك، به وسيله «جعده» همسر امام، به شهادت رساند.

ابوالفرج اصفهانى در كتاب «مقاتل الطالبيّين» مى‌نويسد: «معاويه مى‌خواست براى پسرش يزيد بيعت بگيرد و در انجام اين منظور، هيچ كس براى او مزاحمتر از حسن بن على و سعد بن ابى‌وقّاص نبود، بدين جهت هر دو را با وسايل مخفى مسموم كرد.» و نيز همين نويسنده مى‌گويد: «چون خواستند حسن بن على را به خاك بسپارند، عايشه بر استرى نشست و بنى‌اميّه و بنى‌مروان و هر كس از ياوران و سپاهشان را كه در آنجا بود به كمك برداشت و اينجا بود كه گوينده اى گفت: يك روز بر استر و يك روز بر شتر.»سبط ابن جوزى به سند خود از طبقات ابن سعد و او از واقدى روايت كرده: حسن بن على در هنگام احتضار گفت: مرا در كنار جدّم رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) دفن كنيد، امويان و مروان حكم و سعيد بن العاص ـ كه والى مدينه بود ـ به پاخاستند و نگذاشتند.

ابن سعد مؤلّف كتاب طبقات مى‌گويد: يكى از مخالفان، عايشه بود كه گفت: «هيچ كس نبايد در كنار رسول خدا دفن شود!»سرانجام، جنازه حسن بن على را از آنجا به قبرستان بقيع بردند و در كنار قبر جدّه‌اش فاطمه بنت اسد به خاك سپردند.

در كتاب «الإصابه» از واقدى نقل شده كه آن روز جمعيت آن چنان انبوه بود كه اگر در بقيع سوزنى مى‌افكندند بر سر انسانى مى‌افتاد و به زمين نمى‌رسيد.

سَلامٌ عَليه يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ اسْتُشْهِدَ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاً.

چهل حديث گهربار از امام حسن مجتبي عليه‌السلام را  اينجا ببينيد.

منبع: عرفان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 15:30  توسط رضا لک زایی | 

 پگاه حوزه شماره 231

روش شناسي در مطالعات سياسي اسلام  

 این نوشته را دو هفته نامه پگاه حوزه شماره ۲۳۱ هم می‌توانید بینید.

 

اشاره
    در موضوع روش شناسي نه تنها در مطالعات و تحقيقات سياسي اسلام، بلكه در ديگر رشته ها، همانند فلسفه، منابع چنداني وجود ندارد.مي توان گفت كتاب (روش شناسي در مطالعات سياسي اسلام)(1) درشمار نخستين كتابهايي است كه به صورت مستقل به اين بحث پرداخته است. پيش از اين، فصلنامه علوم سياسي علاوه بر گفتگوها ومقالاتي كه به صورت پراكنده منتشر نموده،(2) ويژه نامه اي (3) را هم به اين موضوع اختصاص داده است. افزون بر اينها دو اثر هم اكنون در اين موضوع در پژوهشكده علوم و انديشه سياسي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي قم با عنوان (روش شناسي انديشه سياسي در اسلام معاصر) و(روش شناسي در انديشه سياسي اسلام (دوره كلاسيك)) با مديريت وبه قلم دكتر داوود فيرحي و جمعي از پژوهشگران در دست انتشار قراردارد. اخيرا دكتر سيد صادق حقيقت نيز اثري با عنوان (روش شناسي درعلوم سياسي) (4) منتشر كرده كه در آن روش هاي غربي را مورد بررسي قرار داده، اگرچه در مقدمه اذعان داشته كه روش هاي مطرح شده را باروش هاي اسلامي تطبيق داده است.

    از اين رو با توجه به كمبود منابع و عدم توجه كافي و وافي از يك سوي واز سوي ديگر اگر چه در موضوعات سياسي و همچنين فلسفي، در ميان انديشمندان مسلمان ما داراي آثار فراوان و ميراث گرانبهايي هستيم، درعين حال عمدتا از فقر نظريه روش و روش شناسي رنج مي بريم. لذاتوجه به مباحث روشي، لازم و ضروري به نظر مي رسد تا از اين رهگذرمطالعات سياسي و غير سياسي اسلامي سر و ساماني بيابد و عيني تر ودقيق تر و كاربردي تر شود. كتاب حاضر، يعني (روش شناسي درمطالعات سياسي اسلام)، يكي از اين كتابها است كه تبيين، طراحي وتدوين روش هايي در مطالعات سياسي اسلام را هدف اصلي خويش قرارداده است.

    تدوين روش براي مطالعات سياسي اسلام، بررسي انتقادي روش درفلسفه و انديشه سياسي اسلام، بررسي و آسيب شناسي روش در فقه سياسي و كاربرد روش هاي غربي در مطالعات سياسي اسلام، چهارفصلي هستند كه همراه دو فهرست اجمالي و تفصيلي، بيست مقاله اين كتاب ششصد و نود و پنج صفحه اي را در دل خود جاي داده اند. در ادامه نگاهي اجمالي و مختصر به اين بخش ها خواهيم افكند.
    
    تدوين روش براي مطالعات سياسي اسلام
    بخش اول كتاب چنان كه از عنوان آن هم پيداست رسالت مهم كتاب را بر دوش مي كشد و به دليل همين اهميت و نوآوري و در واقع توليددانش است كه شش مقاله اي در فصل اول و در ابتداي كتاب قرارگرفته اند.

    مقاله نخست، به قلم دكتر علي اكبر عليخاني با عنوان (شاخص هاي روش شناختي تفكيك مطالعات سياسي اسلام) شاخص هايي ارائه شده كه توانسته مرزهايي نسبتا روشن، بين حوزه هاي مختلف مطالعات وتحقيقات سياسي اسلام چون فقه سياسي، فلسفه سياسي و كلام سياسي ارائه كند. همچنين نويسنده بين (انديشه سياسي اسلام) و(انديشه سياسي در اسلام) تفاوت قائل شده و براي هر كدام تعريف مشخص و شاخصه هاي معين ارائه داده است.

    دومين مقاله به قلم دكتر اصغر افتخاري با عنوان (شناخت ديني ؛بهره هاي روش شناسانه قرآن كريم در حوزه علم) پرسش خود را ازنسبت بين علم و دين آغاز مي كند ولي دغدغه اصلي مقاله شناسايي وتبيين بهره هاي روش شناختي قرآن كريم است. براي اين منظور،نويسنده، نخست به طرح مسئله (نسبت علم و دين) پرداخته و بر بنيادآن، دو الگوي معرفت شناسي متفاوت دنيوي و قدسي را شناسايي مي كند. در دستگاه معرفت شناسي دنيوي، دو دستگاه معرفت شناسي دين علمي و معرفت ديني مورد بررسي قرار گرفته است. مراد از دين علمي اين است كه دين حتما عقلاني است و از همين روي هيچ تعارضي با جريان علمي برآمده از عقل نخواهد داشت. تحصيل دوهدف روش شناختي پالايش و پيرايش دين، به زعم اين گروه، ثمره اين نگره است. دستگاه معرفت ديني بين (مباني و معارف اصلي شريعت) و(فهم روشمند و مضبوط) از آنها تفكيك قائل شده ؛ يكي را به عنوان دين و به وصف (ثبات) ميخواند و ديگري را به نام (فهم دين) و به وصف (تحول) مي شناساند. در اين نگاه دين به معرفت ديني شناسانده شده كه امري عصري (نه فقط به معناي مسائل مستحدثه، بلكه افزون بر آن به معناي هماهنگ شده با ديگر فهم ها و معرفت هاي عصري)است. اسلام براي چه نازل شده است ؟ اسلام متعاقب نزول چه تحولي ايجاد كرده است ؟ اسلام در بستر تاريخ چه تجربه اي را پشت سر گذاشته است ؟ نويسنده معتقد است، براي بناي يك دستگاه معرفت شناختي باتاكيد بر آموزه هاي بيان شده در قرآن كريم، حداقل بايد به اين سه سئوال پاسخ داد. محور بحث در دستگاه معرفت شناسي دنياوي، ارائه پاسخ به پرسش سوم است و چنين به نظر مي رسد كه توجه به دو ركن ديگر مغفول مانده است. نگارنده با اين نقد و با تكيه بر دستگاه معرفت شناسي قدسي در تدارك پاسخ هايي به هر سه پرسش مي شود و از اين طريق بهره هاي روش شناختي قرآن را استنتاج و بيان مي كند.

    دكتر سيد محمدرضا طباطبايي در مقاله سوم با عنوان ( مفهوم سعادت ؛ كليد متدلوژيك فهم انديشه هاي سياسي اسلامي) مقوله ومفهوم (سعادت) را اساسي ترين مفهوم در اديان توحيدي و شرق عموماو در جهان اسلام خصوصا، مي داند، به همين دليل معتقد است بدون فهم درست اين مفهوم، نمي توان انديشه سياسي اسلام را فهم كرد.نويسنده ابتدا اين مفهوم را در آراي فلاسفه يونان مورد بحث قرار داده وسپس به تبيين اين مفهوم در انديشه انديشمندان مسلمان مثل فارابي،ابوالحسن عامري، ابن مسكويه رازي و غزالي پرداخته است.

    دكتر احد فرامرز قراملكي در مقاله چهارم با عنوان ( تامل روش شناختي در پژوهش هاي فلسفي و انديشه سياسي اسلام) روشهاي كارآمد را در مطالعات معطوف به انديشه سياسي اسلام جستجو مي كند.اين مقاله، مطالعه در حوزه انديشه سياسي اسلام را منحصر در روي آوردمعيني نمي داند، بلكه معتقد است در اين حوزه از سه قسم مطالعات مي توان بهره جست ؛ درون ديني، برون ديني و تلفيقي. وي اولين اصل روش شناختي را اين مي داند كه گمان نشود تنها راه مطالعه در انديشه سياسي اسلام اخذ مطالعه درون ديني است و اذعان مي داردصدراالمتالهين شيرازي، بزرگترين درس روش كه - در روش شناسي خود او هم جايگاه مهمي دارد- به پيروانش مي دهد، دعوت آنان به كثرت گرايي روش شناختي و تحذير از حصر توجه به يك روي آورد وانكار ره آوردهاي ساير دانش هاست. نويسنده ضمن آنكه تاكيد دارد كه بايد بين التقاط و ايهام التقاط تمايز نهاد، مهمترين روي آورد درمطالعات معطوف به فلسفه و انديشه سياسي اسلام را كثرتگرايي روش شناختي مي داند و براي تبيين اين ديدگاه رهيافت التقاطي را ازآنجا كه باعث خلط مباني و گردآوري انديشه هايي ناسازگار و خود ستيزمي شود، رد مي كند؛ رهيافت تحويلي نگر را به سبب حصرگرايي نقابدار،يعني استقبال از روش هاي فراوان و وفادار ماندن به يكي از آنها،نمي پذيرد و سرانجام رهيافت ميان رشته اي، يعني اخذ روي آورهاي متنوع درون ديني و برون ديني مبتني بر الگوي تلفيق انسجام گرايانه والگوي چالش روي آوردها را رائه مي كند. نويسنده رهيافت ملاصدرا درحل بسياري از مسائل مورد مطالعه اش چالش روشمند بين رهيافت هاي مشايي، اشراقي، كلامي، عرفاني و تفسيري و مانند آن ذكر كرده است ونمونه اي ملموس از رهيافت ميان رشته اي ارائه داده است.

    (روش شناسي فهم مسئله آزادي در انديشه سياسي مسلمانان) به قلم شريف لكزايي عنوان مقاله پنجم اين مجموعه است. نويسنده ابتدا به تبيين مفهوم آزادي مي پردازد و معتقد است براي تحقق ديدگاهي جامع و در دسترس از مسئله آزادي، مي بايست به يك فهم تركيبي از آزادي دست يازيد كه تمامي حوزه هاي تاثيرگذار بر حيات آدمي در آن حضورداشته باشد و از همين رو است كه بحثش را در چهار رويكرد مهم فيلسوفانه، جامعه شناسانه، روانشناسانه و رويكرد فقيهانه آزادي ارائه مي كند. رويكرد اول معتقد است انسان ذاتا آزاد آفريده شده و مجبوراست كه آزاد و مختار باشد. تلقي رويكرد دوم اين است كه ساقط كردن فرد يا افراد مستبد، گرچه لازم است، اما براي رسيدن به آزادي كافي نيست ؛ زيرا استبداد بيش از آنكه تحميل شدني باشد، پذيرفتني است ؛لذا روابط اجتماعي و تربيت روحي افراد بايد به گونه اي درآيد كه آزادي درجامعه به طور طبيعي تحقق و فعليت يابد. رويكرد روانشناسانه در واقع ادامه رويكرد جامعه شناسانه است و نهادينه شدن آزادي را محصول اتخاذ الگوي رواني و تربيتي، به خصوص تربيت ديني در جامعه مي داند.بحث آزادي در رويكرد چهارم را نگارنده در قالب تكليف مكلف، انتخاب دين و مسئله ارتداد، كتب ضاله و... قابل اشاره مي داند. در پايان نويسنده يادآور مي شود افزون بر رويكردهاي ذكر شده، نبايست از ديگررويكردها چون رويكرد اقتصادي، ادبي، حقوقي - قانوني، ساختاري و...غفلت كرد. ناگفته نماند اين مقاله از دو نوآوري مهم برخوردار است. اول،نوآوري در موضوع است ؛ چرا كه در ايران كمتر سابقه دارد پژوهشگري روي موضوعي بسيار جزيي متمركز شود و ديگري، نوآوري در نوع محتواو بحث ؛ اين نوآوري در بخش هايي از مقاله مشاهده مي شود كه نوع بحث انديشمندان مسلمان از آزادي، كاملا از منظر روشي مورد بررسي قرار مي گيرد.

    رستم نوچه فلاح در آخرين مقاله بخش نخست با عنوان ( سه نظريه به مثابه سه روش ؛ مطالعه موردي انديشه گران مدرن) اين پرسش رامطرح مي كند كه پيام اسلام و نه فقط پيام سياسي آن براي انسانهاي امروزي چيست و چگونه مي توان آن را به دست آورد؟ نويسنده پس ازسئوالي فرعي (5) در پاسخ به اين پرسش، به ذكر سه نوع رويكردي كه سه تن از انديشمندان مسلمان از مطالعات ديني داشته اند و مي تواند به عنوان سه نظريه و در نهايت به سه گونه روش تبديل شود، بي آنكه اين سه نظريه را نقد كند، مي پردازد. نظريه عقلانيت و عدالت زمانه مدعي است اعتقاد به عصري بودن عقلانيت و عدالت كه مي توانند اسكلت متن دين به شمار آيند، متن ديروز را در فضاي امروز به سخن درمي آورند و به همه پيام دين ساماني جديد مي بخشند، بي آنكه از نص خارج شده باشيم. نظريه تفكيك ذاتي و عرضي دين به اين سو مي رودكه ذاتيات دين را از عرضيات آن تفكيك كند، تا بتواند لباس اين عصر وفرهنگ را بر تن كند. البته اين تفكيك آثار، تبعات علمي و عملي بسياري به دنبال خواهد داشت. نظريه تفكيك اسلام مكي و مدني كه بحث اسلام مكي و مدني را مطرح مي كند و بين آن دو تمايز قائل مي شود و در نهايت چون اسلام مدني، عملا بسط و تحكيم اسلام مكي است، اسلام مكي را اصل و مبنا قرار مي دهد.
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 16:2  توسط رضا لک زایی | 

خدا را همه و در همه جا دوست دارند و مي‌پرستند. شايد زيباترين، عاشقانه‌ترين و خالص‌ترين پرستش خداوند در روزه گرفتن نهفته باشد، سياه و سفيد در اين ماه عاشقانه به سوي وصال محبوبشان قدم برمي‌دارند...
سنگال كشوري است در غرب قارۀ سياه، به پايتختی "داكار" با 95000 هزار كيلومتر مربع وسعت و حدود 14 ميليون جمعيت. بيش از 95 در صد مردم سنگال مسلمان هستند كه وضعيت اكثرشان از لحاظ اقتصادي متوسط است.
آنچه مي‌خوانيد نتيجۀ گفتگوي ما با حجت الاسلام و المسلمين احمد خان، مستبصري از كشور سنگال است درباره آداب و رسوم مردم مسلمان سنگال در ماه مبارک رمضان.

استقبال

مردم سنگال قبل از آمدن ماه مبارك رمضان، خودشان را براي استقبال از آن آماده مي‌كنند ؛ مساجد را تميز مي‌كنند ؛ از يكديگر حلاليت مي‌طلبند ؛ توجهشان را هم به سخنراني‌هاي ديني و جلسات قرآن جلب مي‌كنند.

مسجد

در اين ماه، سنگالي‌هايي كه نسبت به نماز اهمال و سستي مي‌كنند هم مرتب به مسجد مي‌روند ؛ نماز جماعت مي‌خوانند و به تفسير قرآن گوش مي‌دهند.

قرآن

مساجد در اين ماه قرآن، از اول تا آخر قرآن را تفسير مي‌كنند. حتي مساجدي هم كه استاد قرآن ندارد، حتماً از جاهاي ديگر اساتیدی را دعوت مي‌كنند.

نماز ظهر ساعت 5/1 برگزار مي‌شود، بعد از نماز ظهر تفسير قرآن شروع مي‌شود و تا بعد از نماز عصر، يعني حدود ساعت 5 ادامه پيدا مي‌كند. مردم خودشان را موظّف مي‌دانند كه اگر تفسير كل قرآن را تا پاپان ماه رمضان تمام نكردند، بعد از ماه رمضان تفسير قرآن را ادامه دهند تا به سورۀ ناس، يعني آخرين سورۀ قرآن برسند.

اطعام

بعد از نماز هم عده‌اي از مردم براي نمازگزاران در مساجد غذا مي‌برند تا بلافاصله بعد از نماز مغرب از روزه‌داران پذيرايي كنند.

تغذیه

غذای افطار هم معمولاً نان، شير، قهوه و آب سرد است و البته خرما؛ چون مستحب است كه روزه‌دار با خرما روزه‌اش را باز كند. در سنگال كسي چاي نمي‌خورد.

نبم يا يك ساعت بعد از افطار هم غذاي اصلي صرف می‌شود. مردم سنگال در ایام عادی سال، در وعده شام به هیچ عنوان برنج نمي‌خورند ؛ اما در ماه رمضان استثناءً شب‏ها نیز برنج مصرف مي‌کنند.

تلویزیون

برنامه‌هاي تلويزيون كه از ساعت 10 صبح تا 3 صبح پخش مي‌شود، در اين ماه قبل از افطار برنامۀ ديني دارد و بيشتر از ساير ماه‌ها برنامه‌هاي مذهبي ـ مانند سخنراني‌هاي 10 دقيقه‌اي ـ پخش مي‌كند.

اما سريال و فيلم ويژۀ اين ماه ندارد. فقط بعد از افطار يك فيلم كمدي براي خنده و تفريح مردم پخش مي‌كند.

سحر

مردم شب‌ها بعد از نماز در خانه مي‌مانند. سحر هم ساعت 4 يك نفر از مردم داوطلبانه در كوچه و خيابان راه مي‌رود و مردم را صدا ميز‌ند و براي صرف سحري و منجات و عبادت بيدار مي‌كند.

شب قدر

به علت در اکثریت بودن اهل سنت، شب قدر دقيقاً معلوم نيست؛ اما بيشتر احتمال مي‌دهند كه 27 رمضان شب قدر باشد.

مسجد شب بیست و هفتم مملو از جمعیت مي‌شود. مردم تا صبح عبادت مي‌كنند، نماز مي‌خوانند و ذكر مي‌گويند. در سحر این شب هم غذايي كه خانم‌هاي همان محل پخته‏اند به مسجد برده می‏شود و از مردم پذيرايي مي‌كنند. بعد از نماز صبح هم مردم به خانه‌هايشان مي‌روند و مي‌خوابند.

بانوان

از نظر اهل سنت، بهتر است كه خانم‌ها ـ غیر از نماز جمعه ـ در خانه عبادت كنند و به مسجد نروند. اما خانم‌ها استثنائاً در شب قدر (شب 27 رمضان) به مسجد مي‌روند. 

عید فطر

عيد فطر در سنگال خيلي مهم است ؛ آنقدر مهم که نزديك عيد، مساجد هم كمي خلوت مي‌شود، چون مردم تدارك عيد را مي‌بينند و خودشان را براي آن آماده مي‌كنند‌.

در این عيد مردم لباس نو مي‌خرند و جشن مي‌گيرند. خلاصه مثل عيد نوروز در ايران است. مردم سنگال فطريه را قبل از نماز و حتی يك روز قبل از عيد مي‌دهند، تا فقرا هم بتوانند در اين عيد جشن داشته باشند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 14:44  توسط رضا لک زایی | 
 استاد محبوبم شهيد نعمت الله پيغان كه رضوان خدا بر او باد

 

مقالات منتشر شده: 

۱- آشنایی اجمالی با عقاید اسلامی

۲- بررسی مسأله «شرّ»

۳- انسان کامل از دیدگاه عرفا

۴- وظایف منتظران

۵- توحید عبادی و شبهات وهابیت

۶- آثار ایمان به معاد و انکار آن

۷- امت واحده از همگرايى تا واگرايى

۸- تأملي در احاديث اثنا عشريه

۹- تأملي پيرامون آيه رؤيت

مقالات در حال انتشار:

۱- علم و علم آموزي از منظر اسلام

۲- توكيل و توثيق

۳- تطبيق و تدوين احاديث حيا

۴- معرفي كتاب اوائل المقالات

و ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 14:8  توسط رضا لک زایی | 
با سلام و تحیت و تبریک جشن رمضان و پوزش فراوان از دوستان دیده و نادیده به خاطر این غیبت نسبتاْ طولانی غیر موجه

متأسفانه یا خوشبختانه بنا به دلایلی پس از اتمام کوپن سایت موفق به راه اندازی مجدد سایت نشدم. به پیشنهاد دوستان تصمیم گرفتم فعلاْ در این تار نمار خدمت کنم.

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش       باز جوید روزگار وصل خویش

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 12:42  توسط رضا لک زایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ن والقلم و ما يسطرون
کبوتر غریب
خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا
زیارت آل یاسین
محبوبم چمران
بچه های فاطمه
آستان مبارک گلزارشهدای حضرت رسول(ص) شهر ادیمی
فلسفه و حکمت
یه سایت دیگه
مطالعات سیاست ، امنیت و جهانی‌شدن
قصه گو
نوشته های آقا مرتضی
نوشته های گم شده
فلسطین
مدرسه عالی
فاطمیون
نقطه اتحاد!
آقاصادق
اسرار سکوت
رفیق عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
مقاله
یار و هجر
خبر و نظر
خدا شناسی
میهمان
غایت شناسی
حکمت متعالیه
خاطرات و یادداشت ها
پیوندها
امام حاضر ناظر(عج)
پلاك
دکتر نجف
شیعه خبر
درب بهشت
دانشگاه س و ب
زنده باد فلسفه
دکتر علی اله بداشتی
باشگاه اندیشه
کاظم جان
آقای قرائتی
رسا
صالحین
اندیشه
عدالت
فل سفه
فلسفه اسلامی
خرد نامه صدرا
قرآن
خانه حدیث
داش مهدی خودمون
شراره ها و شکوفه ها
شبنم سحر گاهی
سايت حكمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ان الله یدافع عن الذین آمنوا