تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم . حکمت متعالیه
مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و ....
گرایش های مختلف در دینداری

گرایش های مختلف در دینداری

دینداری معرفت گرای متعهد :   معیار اساسی دینداری عقلانیت و ایمان است . معرفت و ایمان دینی اگر اصلاح و تقویت شود ، همه مشکلات به طور بنیادی حل می شود . زیرا در تحلیل نهایی ، همه گرفتاریها مستقیم یا غیر مستقیم به ضعف در ایمان مذهبی یا نگرش های دینی باز می گردد .  باید نگرش دینی مردم متحول شود . دین ثابت و ازلی است اما بازسازی تفکر دینی ضرورت دارد . اگر منطق دینی ما اصلاح گردد ، رفتارها و اخلاق دینی هم اصلاح می گردد . مشکل این جاست که منطق ما دینی نیست . به جای خشم و عصبانیت و حساسی های عاطفی و بی ثمر  در امر به معروف باید نگرش ها و زمینه ها را اصلاح کرد و سطح فکر و ایمان مردم را تقویت کرد و حساسیت سازنده و عملی داشت . امر به معروف بر نهی از منکر مقدم است .  تحلیل شبهات و پاسخ گویی علمی آنها برای اصلاح تفکر دینی بسیار حیاتی است .  دین فراتر از زمان و مکان است ، اما برای هر عصری پاسخگو است و در هر دوره ای تازگی دارد . چرا که بسیاری از حقایق دینی ناشناخته مانده است . دین از عقل آغاز می شود ، و به قلب می انجامد . دین بعد از فلسفه و کلام با عرفان زنده می ماند و  اخلاق دینی و نیایش و پارسایی نیز در جامعه پاک و فضای سالم می تواند بقا و دوام داشته باشد . هرچند که افراد برجسته در علم و فضیلت و درایت جامعه را می سازند اما همگام با فرد سازی ، نظام سازی و مدل سازی و جامعه سازی نیز ضرورت می یابد . دین ، ضامن و حافظ همه حقوق مادی و معنوی بشر است . دین و حقایق آن اگر چنان که  هست شناخته و عملی گردد ، خواهیم دید که جامع همه آزادی ها و حقوق انسانی و حقایق و ابعاد برجسته همه مکتب ها و فلسفه هاست . 

ارزیابی :  این دیدگاه که بیشتر در افکار استاد مطهری ریشه دارد  ، اندیشه ای است توانمند و خلاق و راهگشا و پیشرو که اصالت و جامعیت دارد و می تواند پاسخگوی نیازهای  بشر امروز گردد . ولی متاسفانه این تفکر به خاطر تنبلی دوستان و پرکاری دشمنان ممکن است کم کم به فراموشی سپرده شود .      

دینداری معرفت گرای مدرن : دین باید عصری شود . دین باید خودش را با زمانه تطبیق دهد . دین باید انسان مدار باشد . دین باید آزادی محور باشد و حقوق بشر را به رسمیت بشناسد و تکلیف و حق الله چیزی جز حقوق متقابل بشر نیست . دین بدون دمکراسی بی معناست و دمکراسی هم همان است که در غرب تحقق یافته . دمکراسی بومی و ایرانی و اسلامی بی معناست . مشکل اصلی در سیستم اجتماعی و حکومتی است و تقوای شخصی با سیستم ناکارآمد بی ثمر است . امروزه غرب از ما مسلمانتر است (!) طرح شبهات برای اصلاح تفکر دینی بسیار حیاتی است . گیرم که اکثر مردم  ظرفیت آنها را نداشته باشند و گمراه بشوند ، ولی بالاخره  مغز دو سه نفر تکان می خورد . معنویت و اخلاق و تقوا و حلال و حرام باید مطابق عرف بین المللی و شرایط جدید زندگی دستکاری گردد .  جوامع مدرن اخلاقی تر از جوامع سنتی هستند . چون حکومتی نظام یافته دارند و فرهنگی مقبول و جا افتاده برای همگان . 

ارزیابی : پیش فرض نادرست این تفکر افراطی  و یکجانبه نگر ، این است که اساس دین علمی و انسانی نیست و باید ما دین را علمی و انسانی سازیم . در حالی که خود این سخن تناقض آمیز است . اگر اصل دین انسانی و علمی نیست مگر با تحلیل های درست یا غلط می توان آن را اصلاح کرد . باید گفت که اصل این پیش فرضها نادرست است و اساس دین ، الهی و فطری و انسانی و علمی است ، چرا که برآمده از علم و قدرت و رحمت و حکمت  بی پایان خداوند بی نیاز است و اگر نقصانی باشد  ، در افرادی است که شرایط لازم و مقدمات درست درک دین را کسب نکرده اند و از پشت شیشه های تار و کبود و عدسی های محدب و مقعر ، حقایق دین را وارونه و نادرست می بینند .  این تفکر ، اصالت و حقانیت و جامعیت و نو بودن پیام دین را نادیده می گیرد و  دین را موجودی ضعیف و بیمار تصور می کند و در پی آن است که با تزریق مواد نیروزای غیر مجاز از مکاتب و اندیشه های التقاطی و غیر الهی به دین الهی ، آن را با زمان و انسان امروز هماهنگ  گرداند . در واقع چنین تفکری بر آن نیست که دنیا را دینی سازد ، بلکه دین را دنیوی می سازد و  آن را در کام اندیشه های دنیوی به تحلیل می برد و با همه بحثهای به ظاهر شیرین و علمی ، تعالیم اصیل دینی به حاشیه می رود و از صحنه زندگی حذف می گردد و به قول جلال آل احمد ،  با روشنفکرانه ترین و علمی ترین تحلیل ها ، استعماری ترین اندیشه ها را عرضه می دارد .   

دینداری ظاهر گرا : توجه بیشتر به شعائر اسلامی ( آن هم تنها شعائر ظاهری ) ، اهتمام وافر به ریش و قیافه و لباس و مراسم مذهبی از اصول و فروع دین و نماز و روزه هم مهمتر است . زدن ریش فسق و فجور و نشانه کفر و از بی نمازی بدتر است . تبدیل چادر به مانتو فسق و فجور و بارزترین نشانه بی دینی است . شرکت نکردن در نماز جمعه و جماعت نشانه فسق و فجور و نفاق است .کمک کردن به کسی که نماز نمی خواند ، به منزله به قتل رساندن چهل پیامبر است . ذکر زبانی بسیار بیشتر از ذکر قلبی حائز اهمیت است  . نرمش و مدارا و لطف و گذشت با بندگان خدا اصلا مهم نیست .  اگر ظواهر درست شود هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت . اخلاص درونی و خداترسی و عدالت و مدارا با بندگان خدا خیلی مهم نیست یا معیار نیست  . معرفت دینی و اعتقادات درست مذهبی خیلی مهم نیست . مطالعه و پرسشگری و عقلانیت معنایی ندارد . عقل غیر از نماز و روزه چه می تواند باشد . اصلاح نظام و سیستم دیگر چه صیغه ای است . فرهنگ سازی دیگر چه تعبیر مسخره ای است .  اگر ظاهر فرد اصلاح شود همه چیز اصلاح خواهد شد ؛ بقیه اش دیگر کشک است و اگر ظاهر فرد بد باشد همه چیز او خراب است و هر خوبی هم که داشته باشد باد هواست  . ایمان و تقوا و مسلمانی هرچه هست امری ظاهری است و از ظاهر هر کسی کاملا معلوم است که چه کسی مسلمان است یا فاسق و فاجر و منافق و کافر و جهنمی .

ارزیابی :  این تفکر بیش از حد ظاهر گرایانه است و ابعاد اخلاقی و عرفانی دین را از یاد می برد و فراموش می کند که در هر کار دینی باید انگیزه و نیت الهی باشد و آن هم حاصل آزادی و اختیار و تفکر دینی و انتخاب برتر فرهنگی است و دین تنها با حفظ و اصلاح ظواهر نمی تواند انسان و جهان را نجات دهد . اگر چه اصلاح ظاهر مقدمه اصلاح باطن است ، اما خیلی از اوقات کار بالعکس نیز می شود . مثلا در انقلاب اسلامی ایران کم کم با تغییراتی که در اندیشه ها و نیات و فرهنگ و تفکر مردم انقلابی صورت گرفت  ، سالها طول کشید که این تحولات در ظاهر نیز خود را نمایان سازد  . از ظاهر چهره بسیاری از انقلابیون - که در تصاویر تلویزیونی آن روزگاران هویداست - اصلا نمی توان به افکار و اندیشه های دینی و انقلابی مردم در اوائل انقلاب پی برد . حفظ ظواهر و شعائر ( از جمله ظواهر چهره و زندگی)  از سنن پیامبر اکرم (ص) است و نماز و روزه ارکان مسلمانی است ؛ اما حفظ معنویت و اخلاص و ایثار و خداترسی و مردم دوستی و خیرخواهی و گذشت و انصاف و عاطفه  نیز از سنن پیامبر است . به هر حال ،  اگر تنها معیارهای ظاهری مورد نظر  باشد ، خوارج با آن عبادات و طاعات مشقت بار و توجه به مستحبات ، می باید از  یاران صدیق امیرالمومنین (ع) به خدا نزدیک تر باشند ، در حالی که بازیچه شیطان بودند و طعمه دوزخ و قاتل علی گشتند .

دینداری دنیاگرا : دین خیلی خوب است ؛ چرا که ضامن لذت و شادی و موفقیت های دنیوی است . با دینداری بازار و کار و کسب مان رونق می یابد . به برکت نماز و روزه ثروتمان چند برابر می شود و با سحرخیزی کامروا می گردیم  . اگر دیندار باشیم مردم به ما زن می دهند و ثروت و قدرت را به ما می سپارند . اما اگر دینداری سودی نداشته باشد ، چرا باید دیندار باشیم و کفر را ترجیح ندهیم ؟ در دینداری باید  اهل حساب و کتاب بود ؛ مثلا  نماز حتما باید به نشاط و تمرکز فکری و سلامت جسمی ما کمک کند . روزه  گرفتن نیز علاوه بر تعادل غذایی و  تنظیم متابولیسم بدنی ، برای چاقها نوعی رژیم غذایی است و برای لاغرها نوعی لذت از غذاهای متنوع ماه رمضان . هر کار دینی باید به نوعی به افزایش سود و منفعت ــ آن هم از نوع زودرس و دنیوی ــ منجر گردد . در غیر این صورت باید بی دینی را ترجیح داد . هر دستور دینی و هر تعلیم مذهبی تنها باید با معادلات طبیعی و حسی دنیوی تحلیل گردد نه با تحلیل ها و دلایل عقلانی و معنوی و عرفانی و اخروی .

ارزیابی :  این تفکر تاحدی درست است . مگر ممکن است دین حق و الهی جز برای موفقیت همه جانبه انسان ها آمده باشد ؟  البته که دین هزار بعد سازنده و مثبت و مفید دارد و در افزایش لذت و روزی و شادی و موفقیت انسانها قطعا تاثیر دارد . اما خیلی فرق است بین دین محمد و علی و ابوذر و سلمان فارسی و بلال حبشی که در شعب ابی طالب و در غربت ربذه و زیر سنگ داغ « احد احد » گویان  خدا را بر قدرت و لذت و ثروت و شهوت ترجیح دادند و دین حق پیروز گشت  . و حسین بن علی که رنج سفر و جهاد و شهادتی خونبار زیر سم اسبان و تکه تکه شدن پیکر و زجر و اسارت خانواده و آل البیت را به همراه داشت تا دین پیامبر با عدالت و سیاست و زهد و تقوای نبوی و علوی ماندگار گردد تا دینداری کاسبکارانه و منفعت اندیشانه که از دین تنها ابعاد سود و منفعت و لذت بخشش را بخواهد و از دین برای دنیا خواهی و اهداف مادی به عنوان یک وسیله استفاده کند . البته اگر انگیزه الهی و خالصانه باشد ،‌ این همه برکات مادی و معنوی و بسی بیشتر نیز در پی خواهد بود اما دین دنیوی  ، ریاکارانه و منافقانه است و نهایتا سر از کاخ سبز معاویه و کنیزکان و اسبان و طلاها و قصرهای طلحه و زبیر و زید بن ثابت و هوسرانی های شاهان و شیوخ دنیاپرست و شهوت باز  برخی کشورهای اسلامی در خواهد آورد  . 

دینداری حدیث گرا :  دین فقط از مردم  اطاعت محض می خواهد . مگر با عقل می شود از اسرار الهی و حکمت دینی سر در آورد . مگر دین چیزی جز طاعت و تسلیم و بندگی است ؟ هر نوع چون و چرا در دین نشانه نفاق و ضعف ایمان است .  تفکر و چون و چرا و اندیشه در حکمت ها و اسرار دین آدمی را به کفر می کشاند . نه تنها فلسفه (که دانش ملحدین است )، منطق و حتی علم کلام هم می تواند شیطانی باشد . اهمیت احادیث بسیار بیشتر از قرآن و عقل است . گرچه  عقلا  پیامبر در طی عمر شریفش مثلا بیش از صد هزار حدیث نداشته باشد ، اما چند میلیون حدیث از پیامبر نقل شده ،  همه را باید بدون مطالعه پذیرفت . هرچند در میان آنها تعداد اندکی حقیقتا سخن پیامبر باشد . اما چون حدیث است و بالاخره در کتابی قدیمی نقل شده ، باید چشم و گوش بسته و بی چون و چرا همه آنها را پذیرفت تا ایمان مان حفظ گردد . پذیرش احادیث آشفته و متناقض و خلاف عقل یا خلاف قرآن ، خودش نوعی ایمان عالی است که نصیب هرکسی نمی شود . زیرا پذیرش احادیث جعلی که خیلی بهتر از پذیرش سخنان کفار و ملحدین شرق و غرب است . هر چند احادیث در مدح و فضیلت یزید بن معاویه و ابوسفیان باشد باز هم مفید است .  لازم نیست فلسفه دین و ارزش و فواید تعالیم دینی و دلایل آنها به مردم بیان شود ،  چون تنها فلسفه دین تعبد و تسلیم و تقوا و خداترسی است .

ارزیابی :  شکی نیست که همه تعالیم  نبوی و عترت طاهره ، نهایتا به شکل حدیث حفظ شده اند و اهمیت منابع حدیثی کمتر از عقل و قرآن و عرفان نیست و خود قرآن بارها مردم را به سخن پیامبر ارجاع می دهد ،  اما سخن در تفکر حدیثی و نقلی و نقالی محض و بدون تحلیل است ، نه در خود حدیث ها. طلاهای ناب و الماسهای بی نظیری در احادیث وجود دارد که گنجینه حکمت و فلسفه و عرفان و تجارب موفقیت آمیز انسان های کامل است و رهگشای دین و دنیا و ابدیت . سخنانی که نظیر آنها در هیچ مکتب شرقی و غربی یافت نمی شود  ؛   اما متاسفانه برخی غث و ثمین را با هم به دوش می کشند و بدون نقد و بررسی احادیث ، هر حدیثی را نقل می کنند . در حالی که مثلا خیلی فرق است بین احادیث کتب وزین و ارزنده ای مانند اصول کافی و تحف العقول و نهج البلاغه و  غررالحکم و برخی دیگر از کتب حدیثی که همه گونه سخنی در آنها یافت می شود و متاسفانه برخی افراد کم ذوق بی فکر ، بدون هیچ ملاحظه ای در مهم ترین رسانه ها و سخنرانی ها و کتب منتشره ، بر همان ها تاکید می ورزند و افرادی به گمان این که همه آنها اصیل و دینی است ، یکجا یا اصل و فرع دین را منکر می شوند یا مثل رشاد خلیفه که خود به هلاکت رسید اما در سایتی که برای او راه انداخته اند همه احادیث را یکجا رد می کنند و اساسا همه احادیث را شیطانی می دانند . در صورتی که رد سخنان نبی و وصی و اولیای الهی رد سخن و خواسته خداست و نباید تر و خشک را با هم سوزانید ، بلکه باید نکته سنج بود و احادیثی را که با قرآن و عقل سازگارند ، از سایر احادیث متمایز کرد .  خوشبختانه کتب بسیاری در باره احادیث جعلی تالیف شده که می تواند راهگشا باشد .

 از وبلاگ پر محتوای

http://www.sham.blogsky.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 9:20  توسط رضا لک زایی | 

 

    "مرگ " فرا خواهد رسید ، چه بخواهیم ، چه نخواهیم ، چه به" مرگ" بیندیشیم و چه به" مرگ" نیندیشیم ، چه آمادگی استقبال از" مرگ" را داشته باشیم و چه برای در آغوش کشیدن مرگ آمادگی نداشته باشیم .

   " مرگ" خواهد آمد و ما در زیر خاک آرام خواهیم گرفت . نفس اسیر هوس چقدر برای" مرگ" آماده ای ؟ مرگ چنگالهایش را تیز کرده و کمبن گرفته تا در لحظه ای جان تو را به یغما برد ؛

    چرا غافلی ؟

   " مرگ" جدی تر از زندگی است . "مرگ " کنکور بزرگ است . "مرگ " قمار بزرگ است . "مرگ " تولد دوباره است . "مرگ " برگ ریزانی است که منتظر پاییز نمی ماند ، گاهی در بهارمی آید ، در بهار جوانی و نوجوانی . گاهی دز تابستان میانسالی و گاهی در پاییز و زمستان پیری و ناتوانی .

   "مرگ "  نه رگه ، که معدن حیات است . "مرگ "  عدم نیست هستی است . تو چه داری ؟ تو چه هستی ؟ تو کجا هستی ؟ دارایی تو چیست ؟ دارایی ها ی تو بافتنی است ؟ یافتنی است ؟ باختنی است ؟ بردنی است ؟ کاش بردنی باشد !

       الهی چون تو ناظری من چه جویم ؟ و چون تو نامه نا نوشته خوانی و حرف نا گفته دانی من چه گو.یم ؟وچه نویسم ؟

   برگردم به "«مرگ".

    از" مرگ "نمی شود گریخت . "مرگ "  با من است."مرگ "  با تو است ."مرگ " با همه است . فرار از"مرگ " فرار از خود است . مگر"مرگ "  هر شب به سراغ من و تو نمی آید ؟

      نفس اسیر هوس کی ، کی ازخواب غفلت بر می خیزی ؟ وقتی" مرگ" آمد ؟ "مرگ " که تو را بیدار نمی کند ، پشیمان می کند .                                                         

"مرگ " ناشناخته است . "مرگ "  گل سرخ است . "مرگ "  شکنجه است . "مرگ " اوج و عروج است . "مرگ " زیبا ست . چیزی زشت تر از"مرگ "  نیست . "مرگ " تشویش است . "مرگ "  آرامش بزرگ است . "مرگ " بهشت است . "مرگ "  جهنم است . "مرگ "  را دوستان خدا دوست دارند . "مرگ " را صدا می زنند، .با "مرگ " می خوانند ، با"مرگ "  راه می روند ،با"مرگ " می نویسند، با"مرگ "  می بینند، با"مرگ "   خوشحال می شوند،"مرگ "  همان چیزی است که دلشان برایش تنگ  می شودآنها برای"مرگ "  آماده اند ؟

"مرگ " خواهد آمد و فرض بر اینکه من در رختخواب . می بینم و می شنوم . می خواهم حرف بزنم ،

نمی توانم.  اعضا و جوارح یک به یک با"من" خداحافظی می کنندو از کنترل" من" خارج می شوند. انگار مال" من" نبوده ا ند . کلام ،خسته،در گلو در هم شکسته است . نگاه حتی به چلچراغ اشک هم مزین نمی شود .   لحظه ای بعد ، می بینم ، اما نمی شنوم ، و تا لحظه ای دیگر نه می شنوم ، نه می بینم ونه حرکت می کنم .

"مرگ "می آید و خدایا نخواه که من، که ما، دست خالی به استقبال "مرگ "برویم .خدایا "مرگ "من را"مرگ " ما  راآسان کن  بر ما بتدگان ضعیف حقیر مسکین مستکین رحم کن .

   وقتی به اعمال نا شایستم می نگرم ، آه و فغانم به آسمان می رود ووقتی به" تو" می اندیشم ، محبوب من ، جان من ، معشوق من ، عزیز من ، مهربان من ، هم شرمنده می شوم و هم امیدوار . 

    دوست دار اشکهایم گیرم گناهانم را بخشیدی با شرمندگی شان چه کنم ؟مرگ کارت ملاقات رسمی من و تو است روا مدار شرمنده ات شوم .

 

صد هزاران دام و دانه است ای خدا          ما چو مرغان اسیر و بی نوا

 

   "مرگ " مارا زیبا قرار ده چون بوییدن گل سرخ ، نه سخت و ناگوار ، چون کنده شدن پوست از بدن .

   مارا مشتاق "مرگ " و "مرگ "را مشتاق ما قرار ده .

   انگار من "مرگ " را باور نکرده ام ، باور نکرده ام و آماده نشده ام .

دستم خالی است و خورجینم تهی . مگر" تو" نازنین من .....

می دانی !

 

جز تو کسی نیست هوادارما             مونس ما یاور ما یار ما

 

      "مرگ" چه جسمانی باشد ، چه روحانی و چه هردو با هم ؛ و تو چه عارف باشی چه فیلسوف و چه متکلم ، چه بی سواد ، چه با سواد ، چه غنی و چه فقیر ، چه جوان ، چه پیر ، حتی اگر هنوز پا بر سفینه ی خاک نگذاشته باشی ، اول کسی که به تو خوش آمد می گوید "مرگ" است ، از "مرگ " نباید گریخت از خود باید گریخت . از خود . " علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهتدیتم "

      حرف که به این جا رسید بگذار این سخن نیز نگفته نماند .دوست دارم روی سنگ قبرم فقط و فقط یک جمله بنویسند . .ودیگر هیچ . نه عنوانی نه مقامی نه سمتی  نه اسمی نه فامیلی نه مدرک تحصیلی وحتی نه تاریخ وفاتی و  ولادتی هیچ چیز فقط یک جمله

                   "مشتی خاک در پیشگاه خدای متعال "

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 14:33  توسط رضا لک زایی | 

        خلأ شخصیت و محبتی که بسیاری از جوانهای دختر و پسر ما با آن دست به گریبان هستند ،

 با یک چیز پر شدنی است ، با معنویت ، و غیر آن هرچه باشد مسکن و ساکت کننده است نه مطمئن و ساکن کننده  این دو خصوصیت فقط در معنویت نهفته است .

      

       شهرت و محبوبیت پائلو کوئلو برای چیست ؟ چرا آثار او به چهل زبان ترجمه ودر صد و بیست کشور جهان منتشر شده اند ؟ آ یا غیر از این است که او روحانیت و رمان را به هم آمیخته است ؟

 

      چه شده است که آ مار افرادی که در آمریکادر اینترنت  به دنبال خدا می گردندروز به روز افزایش  

می یابد   . آیااین امر نشان دهنده ی گرایش انسان امروز به معنویت و در اصل گرایش او به فطرت حنیف و پاک خودش نیست ؟

 

    آری انسان امروز ، جوان امروز ، دختر و پسر امروز اگر سپر معنویت و مذهب را به یک گوشه نهاد و

سینه ی خودش را سپر کرد، مبرهن است که سینه اش شرحه شرحه می شود ؛ چرا که تاب این همه حرف وحدیث مکاتب مختلف ، که انواع فکرها را به او القا می کنند، ندارد ، و به ناچار باید شکست را بپذیرد و بپندارد که پیروز شده است و در همان حال در به در به دنبال گم شده اش بگردد .

 

    امیدوارم وقتی بفهمد "الله " گم شده ی او بوده دیر نشده باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 21:37  توسط رضا لک زایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ن والقلم و ما يسطرون
کبوتر غریب
خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا
زیارت آل یاسین
محبوبم چمران
بچه های فاطمه
آستان مبارک گلزارشهدای حضرت رسول(ص) شهر ادیمی
فلسفه و حکمت
یه سایت دیگه
مطالعات سیاست ، امنیت و جهانی‌شدن
قصه گو
نوشته های آقا مرتضی
نوشته های گم شده
فلسطین
مدرسه عالی
فاطمیون
نقطه اتحاد!
آقاصادق
اسرار سکوت
رفیق عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
مقاله
یار و هجر
خبر و نظر
خدا شناسی
میهمان
غایت شناسی
حکمت متعالیه
خاطرات و یادداشت ها
پیوندها
امام حاضر ناظر(عج)
پلاك
دکتر نجف
شیعه خبر
درب بهشت
دانشگاه س و ب
زنده باد فلسفه
دکتر علی اله بداشتی
باشگاه اندیشه
کاظم جان
آقای قرائتی
رسا
صالحین
اندیشه
عدالت
فل سفه
فلسفه اسلامی
خرد نامه صدرا
قرآن
خانه حدیث
داش مهدی خودمون
شراره ها و شکوفه ها
شبنم سحر گاهی
سايت حكمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ان الله یدافع عن الذین آمنوا