![]() |
![]() |
|
| مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و .... |
|
فیلسوفی وقتی فهمید فقر محض است و غرق امکان فقری ، با غرور خداحافظی کرد . فیلسوفی وقتی فهمید ربط محض است ، عاشق شد .
فیلسوفی وقتی فهمید خدا قدیم با الذات است ، دریافت دوست قدیمی و واقعی او واجب الوجود قدیم با الذات است. فیلسوفی وقتی فهمید اصالت با هستی است نه با ماهیت ، سعی می کند عظمت را در نگاهش بیابد ، نه در آنچه به آن می نگرد . فیلسوفی وقتی فهمید اتحاد علم و عالم و معلوم در تمامی مراتب علم از حس و خیال گرفته تا عقل آدمی ، ساری و جاری است و مختص عتم حضوری نفس به خودش نیست ، آدم شد . فیلسوفی وقتی فهمید لا مؤثر فی الوجود الاالواجب الوجود ، تصمیم گرفت ، دست پیش کسی دراز نکند . فیلسوفی وقتی فهمیدحضرت واجب الوجود وجود محض است ، معنی لیس کمثله شی ء را فهمید . فیلسوفی وقتی به وحدت حقه حقیقیه پی برد آرام شد . فیلسوفی وقتی از حرکت جوهری و مقصد آن آگاه شد ، شتابش را به سوی خدا زیادتر کرد . ووقتی به این بیت برخورد ،
هر نفس نو میشود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا فهمید ، می شود از ادبیات در تدریس فلسفه استفاده کند . فیلسوفی وقتی قاعده الواحد را خواند و با این بیت حافظ مقایسه کرد؛ این همه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد پی برد ، برخی از حقایق فلسفی به زبان هنر هم بیان شده است . فیلسوفی وقتی وجود رابط و مستقل را درک کرد ، در حال زمزمه این شعر مولوی بود ، مـــــا همه شیریم شیران علم حمله مان از باد باشد دم به دم حمله مان از بادو نا پیداست باد جان فدای آنکــــه ناپیداست باد که کشف کرد این بیت همان مطلب را بیان کرده است. فیلسوفی وقتی اتحاد عاقل و معقول را بررسی می کرد ،متوجه شد این بیت مولوی همین مطلب را عنوان می کند . ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی استخوان و ریشه ای فیلسوفی وقتی بحث علت و معلول را خواند ، فهمید ، ادبیات علت معده خوبی برای تعلیم فلسفه می تواند باشد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آذر1384ساعت 22:59 توسط رضا لک زایی |
|
|
آدینه ای گذشت نیامدی عزیز من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آذر1384ساعت 8:30 توسط رضا لک زایی |
|
|
۱-واقعیتی هست . ۲-اگر کسی در واقعیت هستی شک کرد و از آن سخن گفت ، صرفاً جنبه لفظی خواهد داشت . ۳-از میان انواع قیاس ،فقط قیاس برهانی منتج به نتایج یقینی است . و یقین عبارت است از : اعتقادی که از میان سایر اعتقادات واقعیت را برانسان مکشوف سازد. ۴-برهان در امور جزیی و متغیر و بی ثبات جاری نیست. ۵-در فلسفه از موجود مطلق از آن جهت که کلی است بحث می شود . ۶-خارجیت مطلق ، وحدت عام ، فعلیت کلی ، مساوی با موجود مطلق هستند . ۷-هر گاه احوالی که اخص از موجود مطلق است مطرح شد و قتی با مقابل آن بر روی هم در نظر گرفته شود مساوی با موجود مطلق است .مثلا:ًموجود یا واحد است یا کثیر. ۸- فلسفه اعم از همه علوم و معارف است ، چون : موضوع آن عام ترین موضوعات است . ۹-همه علوم از حیث ثبوت موضوع متوقف بر فلسفه هستند . ۱۰-موضوع فلسفه" موجود عام" است . ۱۱-تصور و تصدیق موضوع فلسفه ، یعنی هستی واینکه هستی هست ، هر دو بدیهی است . ۱۲-مسائل در فلسفه به شیوه عکس الحمل مطرح می شود . ۱۳-این فن هدف و غایتی خارج از خود ندارد ، بلکه ذاتاً مقصود است . ۱۴-چون موضوع فلسفه عام ترین است، ایجاب می کندمعلول چیز دیگری نباشد ،زیرا خارج از وجود چیزی نیست ، به همین سبب: ۱۵-برهان های مورد استفاده فلسفه ان است، یعنی رسیدن از طریق یکی از دوامر متلازم به دیگری . ۱۶-قضایای مرددالمحمول ، قضایایی هستند که در آنهانسبت هر یک از دو یا چند محمول برای موضوع موردتردید باشد . ۱۷-این نوع قضایا ، جزء اقسام قضایای منفصله به شمار می رود . ۱۸-قضایای مرددالمحمول از تقسیم موضوع به دو یا چندچیز به وجود می آید ، و می توان هر یک از آنهاراجداگانه بر موضوع حمل کرد .مثال برای قضایای مرددالمحمول : گلها یا نرگس هستندیا مریم و یا محمدی. که عکس آن چند قضیه حملیه می شود ،بدین ترتیب :نرگس گل است . مریم گل است . محمدی گل است. ۱۹-اطراف تردید بر روی هم مساوی است با موجودیت عام . ۲۰-اکثر مسائل فلسفه به صورت تقسیم جریان می یابد .مانند تقسیم وجود به واجب و ممکن و تقسیم ممکن به جوهر و عرض و تقسیم جو هر به مادی و مجرد.تقسیم مادی به ماده و صورت و جسم و تقسیم مجرد عقل و نفس. و تقسیم عرض به کم و کیف و این و متی و اضافه و فعل و انفعال و جده |
|
+ نوشته شده در
جمعه 4 آذر1384ساعت 9:48 توسط رضا لک زایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله یار و هجر خبر و نظر خدا شناسی میهمان غایت شناسی حکمت متعالیه خاطرات و یادداشت ها |
|
RSS
|