![]() |
![]() |
|
| مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و .... |
|
ملاک ومناط نیاز مند ی معلول یا معلول ها به علت چیست ؟ ما در اینجا می خواهیم با یک مثال به این سؤال فلسفی جواب بدهیم نه آنچه را حکمای مشایی و اشراقی وصدرایی گفته اند باز گویی کنیم . سعی ما این است که خیلی خودمانی به این سؤال فلسفی پاسخ دهیم. اکنون بار دیگر سؤال را با هم مرور می کنیم : آیا جهان هستی علت دارد ؟ بله ,جهان هستی علت دارد و نیاز مند علت است . علت هستی جهان کیست ؟ علت خلقت و هستی جهان خداوند متعال است . علت هستی خداوند متعال کیست؟ اینجاست که آدم سردر گم می شود و قلب و قلم وزبانش میلرزد !چرا که اگر برای خداوند هم علتی بیان کند محکوم به کفر وبی دینی میشود واگر هم سکوت اختیار کند و سؤ ال را خفه یا خفی کند همچون خاری که درپایش خلیده با شد اذیتش می کند چرا که با آب برهان عطش عقل خویش رافرو ننشانده است . امامثال ما برای پاسخ به این سؤال: شکی نیست که انسان حقانیت مبانی زندگی فکری وعملی خودش را با عقل اثبات میکند . حال سؤال این است که حقانیت عقل را باید با چه اثبات نمود؟ با استناد به قرآن , یا با استناد به سخنان پیامبران وامامان ,شاید هم با دموکراسی ,یا با … هر چه در جواب این سؤ ال می خواهید ذکر کنید . مگر نه این است که ما حقانیت قرآن و نبوت و امامت و…را با عقل اثبات نموده ایم پس سؤال ما هنوز به قوت خود با قی است , که :سند حقانیت عقل را چه کسی امضاء نموده وبه عقل حجیت تام وتمام داده است ؟ شاید بگویید : حقانیت عقل راهم با عقل اثبات می کنیم .در این صورت اولین کسی که به شما اعتراض خوا هدکرد خود جناب عقل است , چرا که این سخن عاقلانه نیست و دور است . آیا جوابی مناسب ودر خور بحث مییابید؟ آیا جز این است که عقل حجیت بالذات داردو وقتی یک امری ذاتی یک شیء بود نیاز ی به علت ندارد . همان قاعده فلسفی که می گوید" ذاتی الشی لا یعلل" . آیا از اینکه ما گفتیم عقل حجیت بالذات دارد تعجب کردید؟ ما شبیه این جواب را در پاسخ سؤال بحثمان ذکر میکنیم .ومی گویم :خداوند باید باشد و هست وبوده و خواهد بود , هستی او ذاتی اوست وکسی به او وجود اعطا نکرده , بلکه این اوست که به همه موجودات هستی اهد ا نموده است . از سویی فلاسفه نمی گویند هر موجودی علت می خواهد , بلکه می گو یند : هر معلولی یعنی هر موجود نیازمندی علت می خواهد. آن وقت سؤال از علت خدا مثل این است که کسی بپرسد : کدام فقیر با لذات ثروتمند با لذات را ثروتمند با لذات کرده است .یا علی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 اردیبهشت1384ساعت 11:56 توسط رضا لک زایی |
|
|
آدینه ای گذشت نیامدی عزیز من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 10 اردیبهشت1384ساعت 14:32 توسط رضا لک زایی |
|
|
کامپیوترچه ارتباطی با هستی شناسی وانسان شناسی دارد؟وجه شباهت وتفاوت کامپیوتربا انسان وهستی چیست ؟رابطه فلسفه و کامپیوتر چگونه ا ست؟آیا رابطه ای دارند؟اینها سؤالاتی است که در این نگاشته ما به آنها می پردازیم .کامپیوتر راروشن می کنید ,اندکی منتظر می مانید ,اینتر می کنید,صفحه ای آبی رنگ بر منیتور هویدا میشود که به شما خوش آمد می گوید .چرا این صفحه به رنگ آرام بخش آسمان اول است ؟تأثیر این رنگ آ سمانی را در روان آدمی چگونه ارزیابی می کنید؟آیا می شود ادعا کرد همین شباهت کوچک ,نشانگر پیوند ووام گرفتن صنعت از طبیعت است ؟مثل هزاران ,هزار مورد دیگر .وبیان گر عروج انسان به آسمان ,نه آوردن آسمان به زمین . پس از خوش آمد گویی وخیر مقدم وارد سیستم میشویم .می بینیم این تکنو لو ژی پیشرفته مبتنی است بر یک نظم وهارمنی دقیق که بر مبنا ی تقسیم استوار شده است , همچون مسائل فلسفی , به قول علامه طبا طبا یی .ولاجرم باید این تنظیم وتقسیم دقیق منطقی ونیز استفاده از آ ن راپذیر فت , آگا هانه یا نا آگاهانه , خواسته یا نا خواسته . از این تقسیم وتنظیم دقیق که بگذریم ,نوبت به ارتباط وپیوستگی کامپیوتر است با انسان شناسی . در این مسأ له که علمای تکنو لو ژی تلاش کرده اند ,انسان را شبیه انسان بسازند سخنی نیست ,به عنوان مثال در کامپیوترRam ‘Mother board ‘ Cpu
به ترتیب حکم مغز ,بدن وحافظه اصلی رابری انسان دارند .اما نباید فراموش کرد که علم آدمی مجرد وغیر مادی است ؛بنا بر نظریه فلسفی صد رالمتأ لهین شیرازی (ره),وبا مگا بایت وگیگا بایت ,قابل اندازه گیری نیست .بلکه از عالم غیب (عقل مفارق )بر عالم افا ضه می شود وقلم وکاغذ ومغز همه وهمه مقدمه ساز و زمینه سازهستند . با این افاضه علم از عالم معنی برنفس,نفس انسان هم بسط می یابد , همچون قطره ای که از ابر بر دریا فرو می چکد وبه محض رسیدن به دریا ,با دریا متحد می شود . نظریه اتحاد علم وعالم ومعلوم ملا صدرا ,که مشابه حکمت اشراق وگسترده تر از حکمت مشاءمطرح شده مبین همین مطلب است . ویادآور این سخن مولوی :ای برادر تو همه اندیشه ای. البته اتحاد علم وعالم ومعلوم به این معنی نیست که دو شخص به یک شخص مبدل می شود ,بلکه منظور آن است که ماهیت عالم ومعلوماز یک وجود که وجود عالم است ,انتزاع می یابد وشخصیت عالم ومعلوم به به سبب اتحاد آنها از بین نمیرود . نا گفته نماند که همین مجرد بودن ووجودی بودن ,نه کیف ویا جوهر بودن علم در حکمت متعالیه خود برهانی است برای اثبات روح آدمی وردکننده نظیه معرفت پیشینی افلاطون .وهمچنین : این پاسخ مولی صدرا به سؤال مهمی است که در عرصه های مختلف دانش بشری ازقبیل روانشناسی ,معرفت شناسی ,دین شناسی ,انسان شناسی ,هستی شناسی و فلسفه مطرح می باشد .ونیز طرد کننده اعتقاد کسانی است که معتقدند علم ماد ی است وهمین فرایند ثبت اطلاعات که در کامپیوتر به صورت صفر ویک صورت می پذیرد ,در مغز آدمی هم تحقق می پذیرد .واین به نوبه خود ,تلاقی دیگری است ازتکنو لوژی ,انسان شناسی وفلسفه اسلامی ,مخصوصا حکمت متعالیه.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 اردیبهشت1384ساعت 14:27 توسط رضا لک زایی |
|
|
آدینه ای گذشت نیامدی، عزیزمن .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 اردیبهشت1384ساعت 6:56 توسط رضا لک زایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
مقاله یار و هجر خبر و نظر خدا شناسی میهمان غایت شناسی حکمت متعالیه خاطرات و یادداشت ها |
|
RSS
|