تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم . حکمت متعالیه
مبا حثی در باب فلسفه ,کلام و ....
 

 چه خوب می شد اگر،

 اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و

عشق را باهوس و

حقیقت رابا واقعیت و

حلال را با حرام و

دنیا رابا عقبی و

رحمان را با شیطان و

احتیاط را با ترس و

بی دینی را با روشنفکری و

تحقیق را با تقلید و

آزادگی رابا آزادی و

بزرگواری رابا بزرگی و

شهوت رابا محبت و

تکوین را با تشریع و

فلسفه رابا سفسطه و

شرفلسفی را باشر اخلاقی  و

علت فلسفی را با علت فیزیکی و

اعاده را با تکرار و

سلب تحصیلی را با ایجاب عدولی و

اصالت وجودرا با  اصالت ماهیت و

مغالطه را با منطق و

رقت قلب را با ضعف نفس و

صبر با بی خیالی و

عدالت را با تبعیض و

سیاست را با خیانت و

انسان شناسی را با هستی شناسی و

صراحت لهجه رابا  اهانت و

جهل مرکب را با علم و

موسیقی قدسی را با موسیقی سکسی و

فقر اجباری رابا فقر اختیاری و

حوریان بهشتی رابا زنان خیابانی و

ظلم را با قدرت و

اقتدار با استکبار و

اعتدال دینی را با التقاط دینی و 

اقلیت واکثریت رابا حقانیت و 

 تکلیف را با نتیجه و

قیل وقال مطبو عاتی را با فریاد بیدارگر و

 حقیقت را با مصلحت و

 مصلحت را با منفعت و

 تفکر قرآنی راباتفکر غربی و

 افکار مقلدانه را با افکار محققانه و

 تقلید آگاهانه رابا پیروی کورکورانه و

 پرسیدن برای یادگیری رابا پرسیدن برای حالگیری

 کار را با شغل و

اسلام محمدی را با اسلام آمریکایی و

دست آقاعلی ابن ابیطالب را با پای حجاج ابن یوسف و

دوست داشتن رابا قبول داشتن  و

قبول نداشتن را بااحترام نگذاردن و

جغرافیای فکری را باجغرافیای اقلیمی و 

 خلیفه میمون را با خلیفه خدا و

شو خی کردن را با دل شکستن و

با ید حقوقی را با باید اخلاقی و

پلورالیسم عملی را با پلورالیسم نظری و

تقوای ستیز را با تقوای پرهیز و

آ ب را با سراب و

انسانیت را با جنسیت و

راحتی رابا خوشبختی و

روزه را با تشنگی و گرسنگی و

خودراباخود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 فروردین1384ساعت 9:57  توسط رضا لک زایی | 
شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تسلیت وآغاز امامت حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک باد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 فروردین1384ساعت 21:56  توسط رضا لک زایی | 
بعضی ها سواد دارن ولی صفا ندارن.

خداوند ما را از با صفایان باسواد قرار دهد.ان شاءالله

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 فروردین1384ساعت 11:45  توسط رضا لک زایی | 

در دومين روز سفر آيت الله محمدخامنه اي به مسکو، ايشان و هيئت همراه در « ميزگرد فلسفه اسلامي : حکمت متعاليه ملاصدرا » شرکت کردند.
در اين ميزگرد همچنين مهندس غلامرضا شافعي سفير ج.ا.ايران ، جناب آقاي ايماني پور رايزن فرهنگي ايران در مسکو، دکتر کلباسي، دکتر آیت الهی و جمع کثيري از دانشمندان ، شرق شناسان ، اسلام شناسان و فلاسفه روس شرکت داشتند. حضور فعال دانشمندان روس و کارشناسان فلسفه نشان مي داد که آنان با علاقمندي به فلسفه شرق اين ميزگرد را با اهميت تلقي مي کنند.
در آغاز جلسه پروفسور استياپين رئيس انستيتوي فلسفه ضمن خوش آمدگويي به مهمانان در باره سابقه همچنين دور نماي همکاري انستيتوي فلسفه و رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي سخنان راند. سپس به تشريح وضعيت فعلي جهان و نقشي که فلسفه و فيلسوفان مي توانند در برطرف کردن بحران هاي جهاني داشته باشند را پرداخت. وي در بخشي از سخنانش با تعريف پديده جهاني شدن ، جنبه هاي فلسفي و نتايج اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن به تشريح ديدگاه خود پرداخت و در بخشي از سخنان خود گفت: تکنولوژي نتوانسته آسودگي براي بشر فراهم آورد. دخالت تکنولوژي در زندگي بشر آلودگي هاي محيط زيستي، مشکلات رواني و فشار رواني و استرس را بوجود آورد. اينک تکنولوژي با دخالت در اموري مانند همانند سازي مي رود تا مشکلات ناشناخته ديگري را براي انسان بوجود آورد و سلامت جامعه بشري را به خطر اندازد. بايد براي سيستم هايي که براي محيط انساني و سلامتي انسان خطر مي آفرينند فکري اساسي شود.
استياپين در بخش ديگري از سخنانش گفت: تمدن غرب و ارزش هاي آن نمي تواندبه تمامي نياز هاي قرن 21 پاسخ دهد و پاسخگوي مشکلات دوران معاصر باشد. اما شرق در اين راستا در ضمير خود ظرفيت هايي را نهفته دارد که با استفاده از آن مي توان در آينده اي نه چندان دور در سياست و اقتصاد جهاني نقش کليدي ايفا نمايد.بنا بر اين ، غرب صرفه نظر از ميل باطني ناگزير خواهد شد راه سازش با کشور هاي شرقي را در پيش گيرد.
او با توجه به اختلاف هاي اساسي در وضعيت اقتصادي کشور هاي جهان افزود: تفاوت هاي سطح اقتصاد کشور ها مي تواند به عنوان زمينه و عامل اساسي جهت بروز اختلاف هاي مهم و مناقشات شديد باشد.در عين حال نبود اصول ، راهکار ها و ارزشيابي قابل قبول ، هميشه به عنوان مانعي جدي در راه تامين وحدت و همبستگي و تفاهم ميان اقوام در جهان معاصر خود را نشان مي دهد. بنا بر اين حل و فصل اين اختلافات در جهان معاصر به عنوان مسئله اساسي تنها از طريق همکاري و تشريک مساعي امکان پذير خواهد بود.
در اين زمينه مي توان گفت که جهاني شدن به عنوان شاخصه مهم جامعه جهاني در قرن 20 بايد در برابر تغييرات جدي ساختاري روابط بين المللي و منطقه اي وابسته به آن، منافع کشور هاي مختلف نيز مورد توجه قرار دهد زيرا يکي از شرايط اساسي تامين موجوديت جهان معاصر همانا توجه به ويژگي ها و تنوع فرهنگي اقوام مختلف است.
بايد سعي کرد موازين اخلاقي و حقوقي مورد توافق، مهمترين عوامل تنظيم کننده روابط در جامعه باشد و موازين حقوق بشر در اين روند بايد در اولويت قرار گيرد. در شرايط جهاني سازي بايد موازين اخلاقي و حقوقي و منافع تمامي بشريت را در نظر گرفت.
جهان در حال حاضر از وابستگي و پيچيدگي خاصي برخوردار است. در جهت تقويت اين وابستگي بايد به موازين مشترک اخلاقي، حقوقي و ارزش هاي جهاني، همچنين تدوين و پذيرش اين موازين توجه داشت.
پس از وي جناب آقاي مهندس شافعي به سخنراني پرداختند و جنبه هاي مختلفي از فلسفه اسلامي و نگاه ناقص غرب به اين فلسفه را بيان کردند:
مهجوري انديشه و حکمت اسلامي و مشرق زمين در ديگر نقاط جهان داستاني است طولاني و سخت غمناک . اين بي خبري از سويي محروم شدن از دانشي سترگ و خزانه اي عضيم از معرفت بشري را حاکي است - که خود زير بناي تمدني مهم و پويا بوده است - و از سويي به انکار فرهنگ و تمدن مشرق زمين توسط نا آگاهان و غرض ورزان منجر شده است .
سالها پيش امام خميني با درک اين دقيقه مهم در آستانه فروپاشي نظم کمونيستي در جهان و بخصوص با هشدار و پرهيزاز به دامان غرب افتادن نخبگان سياسي و توجه بيشتر نسبت به داشته هاي عظيم معرفتي در شرق و جهان اسلام ، نويد گر راه تازه اي در انديشه ديني و فلسفي روسيه بود . وي با دقت نسبت به آنچه در حال وقوع بود، در نامه اي که به گرباچف صدر هيات رئيسه وقت شوروي نگاشت ضمن برشمردن نشانه هاي افول تفکر مادي گرا، انديشمندان و سياسيون اين سرزمين را به آشنايي و تفکر در باره فلسفه و عرفان اسلامي و مشاهير آن فرا خواند .
در اين نامه اسم محمد صدرا قوامي شيرازي به برجستگي ميدرخشد. اجلاس حاضر و تلاش هاي آينده، تداوم اقداماتي است که براي عملي شدن پيام امام خميني درعرصه آکادميک و در راستاي مناسبات گسترده تر انديشمندان دو سرزمين بزرگ و دانش پرور ايران و روسيه اجرا مي شود.
من در اين مجال ، ضمن تشکر و تقدير از همه دست اندرکاران اين اجلاس و نيز تشکر از همه فرهيختگان و فيلسوفان دو کشورکه در اين اجلاس گرد هم آمده اند نکاتي چند را در باره فلسفه ملاصدرا و دستگاه انديشه اي وي ياد آور مي گردم .
براساس نگرش كلاسيك در غرب انگاشته مي شد که فلسفه اسلامي پديده اي گذرا و صرفاً پلي بوده است بين دوران باستان و قرون وسطاي لاتين. اين نگرش ، فلسفه اسلامي را در حد کندي ، ابن رشد ، فارابي واين سينا خلاصه نموده و آنان را شارحان مکتب فلسفي ارسطو مي انگاشتند.با اين که فلسفه اسلامي نه تنها به اين بزرگان ختم نمي گردد و بلکه بالندگي و عمق خويش را در دوره هاي بعدي بخصوص در قرن يازدهم تا سيزدهم هجري قمري تجربه کرده است و نيز آن بزرگان نه تنها شارحان خوب آثار ارسطو بوده اند که خود انديشوراني خلاق و متفکر بوده که اساس فلسفه اي پويا و هم سخن با معارف ديني را بنا نهادند .
اينک به همت معدود انديشمنداني در شرق و غرب و از بركت نوشته ها و تقريرهاي شمار اندكي از محققاني كه به زبان هاي غربي مطلب مي نوشتند ، فلسفه اسلامي و تاريخ پر گوهر آن بازخواني مجددي يافته است . گو اين كه اين تغيير نگرش هنوز در همه جا رايج نشده است. تلاش هاي کنوني صرفاً گام هاي نخستيني در راه بنيانگذاري و گسترش نهادينه تفکر درباره فلسفه اسلامي و مشاهير بي بديل آن است .
« كشف شخصيت صدرالدين شيرازي - معروف به ملاصدرا - بيش از هر عامل ديگري سبب اين آگاهي جديد در غرب راجع به شور و نشاط تداوم يافته فلسفه اسلامي پس از دوره موسوم به قرون وسطي بوده است. ملاصدرا تا اوايل اين قرن در غرب بسيار ناشناخته باقي مانده بود. آشنايي هانري کربن با سهروردي وسپس با ملاصدرا توسط كربن بود كه سرانجام كليدي براي معرفي جدي او به شرق شناسان و به فيلسوفان غرب در اختيار گذاشت. هانري كربن، تاكنون تنها پژوهشگري است كه علاوه بر مقالات فراوان در باب ملاصدرا، اثر كاملي از وي را به فرانسه ترجمه كرده است.
در پي كربن نوشته هاي انگليسي توشي هيكو ايزوتسو موجب جلب توجه بيشتري به ملاصدرا در غرب شد. سرانجام اولين كتاب به زبان انگليسي كه كاملاً به بررسي ملاصدرا اختصاص داشت به بازار آمد. اين كتاب كه به قلم فضل الرحمان محقق پاكستاني نوشته شده است خود اولين ثمره توجه جديدي است از سوي نويسندگان و محققان حقيقت طلب طي پانزده سال گذشته. امروزه بررسي ها، ترجمه ها و تحليل هاي بي شماري از ابعاد مختلف نوشته هاي ملاصدرا هم در اروپا و آمريكا به طور روزافزوني شدت مي گيرد .»
صدر الدين محمد قوامي معروف به ملاصدرا فيلسوف و انديشمند بزرگ دوره صفوي و موسس حکمت و رويکرد خاصي در فرايند انديشه عقلي و نيز درک ديني از متون اسلامي است . ملاصدرا شيرازي با مدد نبوغ و تفکر خلاق ، در فهم مطالب عقلي از سويي و دغدغه و نگراني از پراکندگي روش درفلسفه اسلامي ، فهم دين و عرفان از سويي ديگر، دست به تاليف بزرگي از ديدگاه ها و نظريات عصر خويش زد. دستگاه فکري او ممزوجي است زيبا و دلربا و کاملا استدلالي و متقن ، از فلسفه مشاء ( ارسطويي )، عرفان اسلامي و فلسفه اشراق ؛ که اينک از آن به حکمت متعاليه ياد مي کنيم . ملاصدرا در حكمت‌ طريقه‌اي‌ مخصوص‌ بخود دارد كه‌ تقريباً درتمامي وجوه آن نوگرا‌ است‌ .
من در اين مجال کوتاه مختصرا به بعضي از خواص کار اين حکيم بزرگ اسلامي اشارتي خواهم کرد :
1- وي جامعي از علوم عقلي ، يعني فلسفه هاي رايج در زمان خويش بود . اين فلسفه ها عموما شامل فلسفه ارسطويي ، افلاطوني ، اشراق و فرقه هاي خرد فکري رايج در آن دوره که مي توان ازگرايش هاي رواقي و پيروان فرقه هاي مختلف عرفاني ياد کرد .
2- ملاصدرا چنانچه در حکمت عقلي دست پرورده بزرگان عصر خود بود در علوم نقلي و دانش کتاب ( قران ) و حديث ( فقه و اصول ) نيز بهره هاي فراواني گرفته و از دانشوران اين رشته نيز برشمرده مي شود . لذا ادعاي منکران وي در زمان حيات او و نيز پس از او که وي را از متون ديني و فهم دقايق تعاليم اسلامي به دور مي دانستند، نقش بر آب است.
3- ملا صدرا توانست مشترکات و نيز خطوط گسل و جدايي انديشه هاي پيش گفته را به خوبي روشن کرده و با توجه به لزوم وجود دستگاه فکري واحد و يکپارچه در حکمت عقلي و اسلامي ونيز به دليل نياز آن دوره براي کم کردن تفرق در حوزه هاي علمي، تلاش کرد فهمي متقن و به دور از اعجوجات را حکمروا سازد و به همين خاطر به تاليفي جامع از اين انديشه ها دست يازيد .
4- از خصوصيات کار وي قرار دادن معارف مختلف عرفاني و فلسفي در ميداني از انديشه است که نه تنها اصطلاحات خاص اين دو علم بلکه حقيقت معاني در زبان عرفان و فلسفه اتحاد مي يابند؛ که تا روزگار او اين دو شيوه در عمل و نظر از هم جدا بوده و اساسا فيلسوف منکر عرفان و عارف منکر فيلسوف شناخته مي شد. وي توانست در دستگاه فکري خود با توضيح پارادکس ها و حل اختلافات ظاهري در تعابير عرفان و فلسفه ، اين دو رشته بزرگ معرفت بشري را همراه نمايد . در دستگاه فلسفي و حکمت او عرفان و فلسفه در يک کنام و در کنار يکديگر مي نشينند و ازيک آبشخور سيراب مي گردند . تلفيق كامل برهان و شهود و ايجاد پيوند بين آنها و درآوردن هر دو در مسلك واحد ، از ويژگيهاي مكتب ملاصدرا است.
5 – بازخواني معارف فلسفي و عرفاني در پرتو تعاليم ديني به نحوي که روح حاکم بر آن با هدف دين يکساني و انطباق داشته باشد از ديگر خصوصيات حکمت متعاليه وي به شمار مي آيد. او عقل و دين را حقيقت واحدي مي پندارد و اذعان مي کند که هر گز نتايج عقليه به مخالفت با دين منجر نخواهند شد .«كوشش‌ ملاصدرا بيش‌ از هر چيز در امتزاج‌ و ايجاد هماهنگي‌ بين‌ دين‌ ،به‌ ويژه‌ تعاليم‌ کلام ( علم الاعتقاد ) و فلسفه‌ بود، و او سرانجام‌ موفق‌ شد نهضتي‌ را كه‌ از كندي‌ براي‌ پيدايش‌ اين‌ هماهنگي‌ آغاز شده‌ بود به‌ ثمر رساند و نشان‌ دهد كه‌ چگونه‌ روش‌ استدلالي‌ و ذوقي‌ و اشراقي‌ ،و آنچه‌ از راه‌ وحي‌ و الهام‌ بدست‌ انسان‌ رسيده‌ است‌ سرانجام‌ به‌ يك‌ حقيقت‌ منجر مي‌شود. با ظهور صدرالدين‌ شيرازي‌ (ملاصدرا) سير نه‌ قرن‌ حكمت‌ در ايران‌ به‌ مرحلة‌ كمال‌ رسيد و حقايق‌ فلسفة‌ استدلالي‌ و ذوقي‌ و وحي‌ آسماني‌ در يك‌ نظر وسيع‌ و كلي‌ دربارة‌ جهان‌ باهم‌ امتزاج‌ يافت‌ .»
سخنران بعدي جلسه جناب آقاي مهدي ايماني پور رايزن فرهنگي بودند. ايشان با اشاره به عدم آگاهي متفکران غربي نسبت به نسبت به آرا و انديشه هاي فلسفه اسلامي، خصوصا ديدگاه بلند ملاصدرا، خواستار تلاشي بيشتر براي معرفي اين آرا و آثار گرديده و فعاليت هاي رايزني فرهنگي را در اين خصوص برشمرد. ايشان در بخشي از سخنانشان گفتند:
نشست امروز به منظور معرفي و آشنايي با آثار و آراء حکيم فرزانه اي است که متاسفانه عليرغم تعالي انديشه و نوآوريهاي فلسفي اش در ميان انديشمندان غربي ناشناخته مانده است. اين شخصيت متعالي که حيات علمي تفکر فلسفي در جهان اسلام طي چهار قرن اخير بر گرد وي و آثارش مي گردد، متاسفانه حتي در ميان دانشمندان مسلمان غير ايراني نيز بخوبي شناخته نشده است.
خاورشناسان انگشت شماري نظير گوبينو و ادوارد براون تلاش ناچيزي در معرفي و آراء و آثارش در کتابهاي خود نموده اند. ولي در اين معرفي ناچيز هم ناموفق بوده اند. گوبينو هنگامي که مي خواهد معروفترين اثر ملاصدرا را معرفي کند ،« اسفار اربعه» را مجموعه و سلسله اي از سفرنامه ها مي پندارد و براون نيز مي گويد اسفار جمع سفر به معني کتاب است برداشتهاي فوق نشان از آن دارد که خاورشناسان مذکور حتي به مقدمه اين کتاب نيز مراجعه نداشته اند، زيرا صدالمتالمين خود در مقدمه اسفار ، به چهار سفر روحاني و چهار مرحله و منزل در سلوک معنوي اشاره روشني دارد. البته تلاش هانري کربن و تعداد اندکي از محققين پس از وي، طي چند دهه اخير در معرفي اين ميراث غني بشري، ستودني است، هرچند کافي نمي باشد. همانگونه که اشاره شد اين ميزگرد تلاشي خواهد بود براي معرفي اجمالي حکمت متعاليه ملاصدرا.
به نظر اينجانب مهمترين ره آورد حکمت متعاليه را مي توان اتحاد و هماهنگي بين علوم عقلي و نقلي و معارف شهودي دانست. ملاصدرا، ميان سه راهي که انسان را به حقيقت مي رساند يعني وحي ، برهان عقلي و تهذيب نفس ( دريافت هاي شهودي) آشتي مي دهد و پيوند ميان آنان را مستحکم مي نمايد. ملاصدرا در صدد است تا صورت منطقي و علمي به معرفتهاي شهودي دهد. او همچنين عقل و وحي را از يک منبع واحد شمرده و مي گويد: « عقل نمي تواند با وحي و حديث مخالف باشد و هرجا که تصور شد آن دو رو در روي هم قرار گرفته اند ، در واقع هنوز پاي عقل به آن حقيقت باز نشده است. »
از اينرو ، ملاصدرا را صاحب مکتبي جامع مي دانند که مشتمل بر مکتب مشاء اشراق و کلام اسلامي است.
هانري کوربن در بيان جامعيت ملاصدرا و مکتب وي مي گويد : « اگر او را يک محقق مشايي بدانيم، بايد اضافه کنيم که عملاً اشراقي هم هست. در عين حال سرشار از افکار ابن عربي مي باشد. او يکي از مهمترين نوافلاطونيان ايراني-اسلامي است و در عين حال يک متفکر شيعي است. »
البته نزديکي برخي از آراء وي با حکماي پيشين نبايد موجب اين تصور خطا گردد که ملاصدرا صرفاً با آميختن مکاتب گذشته مکتب خود را پي ريزي نموده است. چه اينکه خود مي گويد : دريافت هاي شهودي و عقايد شخصي خود را در قالب فلسفه رايج ( مشايي ) بيان کرده ام.
لذا حق اين است که وي پايه گذار مکتبي نو در فلسفه اسلامي است که خود نام آنرا حکمت متعاليه مي گذارد و صد البته نو آوريهايي او بر مدققين و اهل نظر پوشيده نبوده و نخواهد بود . آنچه حائز اهميت است اين است که در حکم متعاليه نه فقط حکت شرقي و حکمت اسلامي بلکه يک فلسفه بهم پيوسته چند هزار ساله را مي توان جستجو کرد. آنچه در آثار صدالمتالمين بيش از هر چيز مي درخشد تعهد وي براي ارتقاء دانش بشري است و با وجود نوآوري در حکت هرگز خود را از انديشه هاي محکماي پيشين بي بهره نمي شمارد و همواره از گذشتگان و آراء آنان نام مي برد.
ايشان سپس با اشاره به برنامه هاي آتي رايزني فرهنگي ج.ا.ا در فدراسيون روسيه اظهار داشتند : اين رايزني تلاش دارد تا ضمن برگزاري فلسفه اسلامي براي دانشجويان رشته فلسفه، همکاريهاي پژوهشي مشترکي را با صاحب نظران فلسفه شرق- اسلامي در روسيه به انجام برساند که از آن جمله مي توان به طراحي قراردادي براي تدومين منتخب فلسفه اسلامي اشاره نمود. حمايت از انتشار متون فلسفي و فراهم نمودن تمهيدات لازم براي برگزاري نشست هاي علمي نظير نشست امروز از ديگر برنامه هاي رايزني فرهنگي سفارت ج.ا.ا مي باشد. اميد است که نشست حاضر زمينه تشکيل نشت گسترده تري را در سال آتي ميلادي فراهم آورد.
بديهي است قرار داد همکاري ميان انستيتو و بنياد حکمت اسلامي صدا که پس از برگزاري اين نشست به امضا رسيد نيز نقطه عطفي خواهد بود براي تلاش بيشتر در جهت همکاري هاي علمي ، پژوهشي مراکز علمي دو کشور ايران و روسيه و رايزني فرهنگي تمام همت خود را براي عملي ساختن مفاد آن مصروف خواهد داشت.
آيت الله سيد محمدخامنه اي به عنوان سخنران بعدي به فلسفه و نقش آن در زندگي بشر اشاره کردند و گفتند: « تمام تمدن بشري از تفکر آغاز مي شود بنابراين تنها مميزه بشر در جامعه کيهاني و عالم بزرگ به فلسفه ، تفکر و تمدن سازي است. همانطور که قديمي ها معتقد بودند تمام دانش هاي بشري فرزندان فلسفه هستند و اين فلسفه بود که توانست طبيعت و ماوراء طبيعت را بشناسد. ما اگر در پي هدف ديگري براي فلسفه باشيم هدفمان عبارت بود که بشر را به تکامل حقيقي برساند. اگر دانش بشري بنا بود که تنها خوراک و مسکن بشر را تامين کند فرقي بين اسان و حيوان نبود آنها هم به همين دو موضوع اهميت مي دهند. انسان اگر به يک زندگي سازده روزمره قناعت کند براي خودش فرقي با ساير موجودات نمي تواند پيدا نمايد. بنابر اين انسانيت انسان براي اين که آمد ما از اين مرحله ابتدايي بشري از رشد جسماني به رشد علمي از تکنولوژي بالا از اکشافاتي که از عالم طبيعت مي کنيم و آنچه که بشر به نام تمدن ايجاد مي کند از تمام اينها استفاده کنيم انسان را انسان تر بسازيم.
ايشان در بخش ديگري از سخنان خود گفتند:
امروزه در بيان اهميت فلسفه همين قدر کافي است که بگوييم مي تواند دنياي يک بعدي سلطه زور بر بشريت را تغيير دهد نگاه يک سويه به عالم را بشريت را به صورت يک خانواده در آورد و بالاخره از تفکر صحيح به يک زندگي صحيح برساند. امروز در کنار سازمانهاي بين المللي تجاوزهاي وحشيانه ماقبل تاريخ ديده مي شود. يعني کنار گذاشتن روح تفکر انساني بدون اهميت دادن به ارزش هاي بشري و بدون اينکه به اصول حکمت يا فلسفه اهميت دهد.
ايشان در بخشي از سخنان خود به تشريح فلسفه ملاصدرا پرداخته و گفتند: فلسفه ملاصدرا علاوه بر جامعيت مکاتب گذشته نوعي دنيا مسيم طبيعي دارد که مي تواند امروز مشکلات فلسفه غرب را هم حل کرد.
در فلسفه ملاصدرا مباحثي داريم که مباحث کاربردي در جامعه است. اصل معروف اصالت وجود ملاصدرا در عين علمي بودن و فلسفه بودن مسئله ، موج وسيعي در مکاتب ديگري مي تواند اشکال کند. البته اصالت وجود در فلسفه ملاصدرا با اگزيتانسياسم غربي تفاوت داردحتي مي شود آنرا تا حد زيادي مخالف آن دانست. تفسير صحيح اصالت وجود مي تواند بشر را به سمت مثبت گرايي و ارزشهاي اصيل اسلامي سوق دهد و ما امروز بيش از هر چيز به فلسفه زنده نياز داريم که با وجود انسان هماهنگ باشد و بتواند باري زندگي راهنما باشد. و وي و اديان را تاييد کند. انسان را از کجروي و انحراف باز دارد. و مردم با به سمت روشنايي بکشد. فلسفه ملاصدرا به پيروزي از فلسفه ايران باستان ، وجود را به نور تشبيه مي کردند و نور باعث روشنايي و پيداکردن زيبايي است.
آيت الله خامنه اي در پايان سخنراني با اشاره به امضاي توافقنامه بين انستيتوي فلسفه و بنياد ملاصدرا گفتند: من اين کار را به فال نيک مي گيرم و براي اينکه بتواند در درجه اول بين جامعه دانشمندان دو ملت ، بين فلاسفه ايراني و روس يک نزديکي و يک همکاري جديدي ايجاد کند.
سخنران بعدي خانم ماريتا استپانيانس بود. وي نخست به حاضران خوش آمد گفت. سپس درباره تحقيقات دانشمندان روسيه پيرامون فرهنگ اسلامي شرحي را بيان داشت.
پروفسور استپانيانس در بخشي از سخنان خود گفت: دانشمندان روسيه از قديم علاقه به فرهنگ مسلمان به عنوان يک گنجينه جهاني علاقمندي بوده است. وي سخن تحسين آميز فيلسوف روسي چاداديف در يکي از نامه هاي فلسفي وي را نقل کرد که درباره به نقش تاريخي دين اسلام مي نويسد: « دين محمد به از بين بردن بت پرستي و توسعه تفکر الهي در سطح وسيعي از زمين مخصوصاً در زمينه هايي که تاثير زيادي بر زندگي جامعه داشته يعين اعتقاد به خداي واحدي داشته کمک کرد. »
وي همچنين به نقل مطلبي از گفته فيلسوف ديگر روس سالاويف پرداخت و گفت : « کتاب مقدس مسلمانان هيچ گفته اي ندارد که جبر آميز بوده و بخواهد در پيشبرد اين دين از قوه قهريه استفاده شود. براي بررسي شخصيت محمد(ص) تنها نبايد به آنچه او انجام داده نگاه کنيم بلکه بايد ايدآل هاي او را ديد و نگاه کنيم که او به چه چيزي فکر مي کرد. آنچه وي در پي انجامش بود آن است که که در آيه هاي 103 ، 104 قرآن گفته شده جايي که در ارتباط با قطع دشمني و اتحاد و برادري ، همگان را به نيکي و توسعه خوبي ها و نهي از منکر فرا مي خواند. »
بايد گفت قبل از انقلاب روسيه و اولين دهه پس از فروپاشی شوروی ، کارهاي زيادي درباره فرهنگ، هنر ، تاريخ و ادبيات اسلامي و چند ترجمه قرآن داشتيم.
وي سپس به معرفي گروهي از خاورشناسان روسي پرداخت که در قرن گذشته ميلادي به ترجمه آثارفلاسفه اسلامي از قبيل ابن سينا، سهروردي ، فارابي پرداختند معرفي کرد و تاريخچه اي از فعاليت هاي خاورشناسان براي شناساندن فلسفه اسلامي را بيان نمود.
خانم پروفسور استپانيانس مشکل اساسي در آينده را تربيت نيروهاي جوان دانست که راه گذشتگان را ادامه دهد زيرا پس از فروپاشي شوروي تربيت کارشناسان فلسفه و طلاب اين علم دچار اختلال شد . خانم استپانانس در پايالن سخنان خود گفت: براي ما جاي بسي خوشبختي است که رايزن جمهوري اسلامي ايران به ياري ما برخاست تا بتوانيم کرسي زبان فارسي داير کنيم و به اين ترتيب به منبع بزرگي از فلسفه دست يابيم. ما همچنين در اين سالها کرسي زبان هندي و چيني هم داير کرده ايم اما کرسي زبان فارسي پيشتاز اين کار بود همچنين با کمک رايزني فرهنگي ما براي دوره دکتراي فلسفه اسلامي دانشجو به تهران اعزام کرده ايم.
سخنراني بعد را دکتر آيت الهي استاد دانشگاه علامه طباطبايي تهران به انجام رساند. وي ضمن ابراز خوشحالي از حضور در بين فلاسفه و دانشمندان روس چنين گفت:
آنچه در جهان امروز به عنوان جهاني شدن اهميت پيدا مي کند فرايند ضروري جامعه جهاني امروز است که اين فرايند از طريق گلوباليزم مورد خطر واقع شده است. گلوباليزم به عنوان ايدئولوژي غلبه دادن ارزشهاي يگانه جامعه غربي بر جهان در سايز جوامع به عنوان يک خطر بزرگ در رشد انسانها در فرهنگ هاي مختلف رشد کرده است.
گلوباليزم خود را به عنوان وسترنيزم يا غربي شدن بر ديگر جوامع تحميل مي کند. آمريکا با ويژگي سيتارليستي تصميم دارد اين نحوه حضور خودش را با غلبه دادن ارزش هاي خودش در جهان دنبال کند. لذا جهاني شدن در ايندمتاريستي به امريکيزم تبديل مي شود لذا افراد مختلف در حوزه هاي مختلف بايد براي اين درد بشري راهي بينديشند وي در بخشي ديگر از سخنراني با اشاره به وظيفه انديشمندان جوامع مختلف جهان امروزي گفت که اين افراد بايد راههاي تعامل جوامع بشري را بيابند تا بشريت را از بحران هاي زيست محيطي، بخران هاي بي هدفي و بحران هاي پوچگرايي نجات دهند.
سخنران بعد دکتر کلباسي استاد دانشگاه علامه طباطبايي تهران بود. وي در سخنان تحت عنوان «چرا حکمت متعاليه؟» به تفاوت نگاه دانشمندان غربي و اسلامي به مقوله ايمان و فلسفه پرداخت و گفت: براي فهم بهتر حکمت متعاليه شايد نگاهي به تاريخچه تعارض فلسفه و دين يا عقل و وحي بويژه در عالم مسيحي مفيد باشد. مسيحيت در دامن فرهنگ يوناني رشد و توسعه پيدا کرد اما مي دانيم که عيسي مسيح هيچگاه به يوناني و به زبان فلسفه سخن نگفت. ولي در عين حال مسيحيت نمي توانست در برابر فرهنگ و سنت بالغ يوناني و يوناني مآبي بي تفاوت باشد. از اين رو تلاش گسترده اي براي تطبيق و نزديک ساختن ايمان مسيحي با فلسفه يوناني به خرج دادند و کارهاي زيادي انجام شد اما مقاومت هاي مختلفي بروز کرد. از سوي ديگر کساني هم بر ايمان بدون فلسفه تاکيد داشتند.
در طول قرون و اعصار گذشته دانشمندان بسياري در غرب تلاش کردند عقل و وحي را به هم نزديک کنند. تلاشي که تا به امروز نيز ادامه دارد اما در تاريخ اسلام بين ايمان و فلسفه و يا عقل و وحي فاصله اي نبوده است. فلسفه اسلامي جلوه اتحاد ميان فلسفه و ايمان، عقل و وحي و عالم درون و بيرون بوده است.
عقل پشتيبان وحي و وحي تاييد کننده عقل است و ميان فيزيک و متافيزيک جدايي وجود ندارد. فيزيک استمرار متافيزيک است.
وي سپس به تعريف حکمت و حکمت متعاليه پرداخت و به نقل قول از ملاصدرا در مورد حکمت متعاليه گفت: حکمت عبارت است از معرفت نسبت به عالمي متناظر با عالم درون يعني از منظر حکمت متعاليه، عالم بيرون انعکاس و آيينه عالم درون است. البته عالمي که نسبت به حق و حقيقت معنا پيدا مي کند.
اين حکمت که بر مبني مفهوم وجود و حق قوام مي يابد با تعريف اگزيستانسياليزم در فلسفه معاصر غربي تفاوت وتمايز پيدا مي کند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1384ساعت 0:51  توسط رضا لک زایی | 
بسم الله الرحمن الرحیم سال نو مبارک .صد سال به این سالها . بنا داریم به لطف حضرت لطیف مطالبی راجع به بنیان فکری هرجامعه یعنی فلسفه در این وبلاگ بنویسیم.وهدفی برای بشرمعرفی کنیم. امید است اظهار نظر شما تکمیل کننده مباحث باشد.انشا ءالله

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1384ساعت 0:24  توسط رضا لک زایی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
ن والقلم و ما يسطرون
کبوتر غریب
خبرگزاري اهل‌بيت - ابنا
زیارت آل یاسین
محبوبم چمران
بچه های فاطمه
آستان مبارک گلزارشهدای حضرت رسول(ص) شهر ادیمی
فلسفه و حکمت
یه سایت دیگه
مطالعات سیاست ، امنیت و جهانی‌شدن
قصه گو
نوشته های آقا مرتضی
نوشته های گم شده
فلسطین
مدرسه عالی
فاطمیون
نقطه اتحاد!
آقاصادق
اسرار سکوت
رفیق عشق
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
اسفند 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
آرشیو موضوعی
مقاله
یار و هجر
خبر و نظر
خدا شناسی
میهمان
غایت شناسی
حکمت متعالیه
خاطرات و یادداشت ها
پیوندها
امام حاضر ناظر(عج)
پلاك
دکتر نجف
شیعه خبر
درب بهشت
دانشگاه س و ب
زنده باد فلسفه
دکتر علی اله بداشتی
باشگاه اندیشه
کاظم جان
آقای قرائتی
رسا
صالحین
اندیشه
عدالت
فل سفه
فلسفه اسلامی
خرد نامه صدرا
قرآن
خانه حدیث
داش مهدی خودمون
شراره ها و شکوفه ها
شبنم سحر گاهی
سايت حكمت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ان الله یدافع عن الذین آمنوا